چوپانانِ آباد

choopananabad@yahoo.com

قسمت 3 نصرالله‌خان

ادامه قسمت 2


 فرارهای مشهور

تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، بزرگترین و معروف‌ترین مورد فرار از زندان قصر، مربوط به سید فرهاد نامی از مخالفین رضا شاه بوده‌است.

سیدفرهاد از اهالی روستای سُه (soh) از توابع نطنز بود. در مورد او و دو نفر دیگر كتابی بنام سه مرد عجیب نوشته شده است.

اندکی پیش از وقوع انقلاب اسلامی ایران، درهای زندان قصر باز و دیوار آن توسط زندانیان تخریب شد. در میان خلاص شدگان از زندان، دو آمریکایی متهم به اختلاس نیز حضور داشتند که ماجرای فرار آنها توسط نویسنده آمریکایی «کن فالت» نگاشته شد و فیلم فرار عقابها نیز از روی آن ساخته شد.


http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2012%5C05%5C05-28%5C10-14-34.htm





 اولین کسی که از این زندان فرار کرده است ، سید فرهاد نامی از مخالفان پهلوی اول بود.

سید فرهاد نوابی یکی از اهالی قریه سه از توابع شهرستان برخوار و میمه از شجره سادات ..... زندانی بود تا جمعی را فریفت و در زندان قصر قاجار را شکستند و فرار کردند .

باتشکر از دوست فرزانه و محقق جناب اقای محمدتقی معینیان که مطالب مربوطه برای اینجاب فرستادند.

ضمنا دوستان عزیزی که می‌خواهند از این مطالب استفاده کنند به یادداشته باشند نام نویسنده (اقای معینیان ) و نام وبلاگ را حتما ذکر کنند.

باتشکر : وطن خواه

مبارزات سید فرهاد سهی ( علیه حکومت پهلوی 1301 تا 1308 )

از خاطرات سپهبد امیر احمدی در مورد سید فرهاد سهی 1

شورش در زندان

نیمه شبی صدای شلیک تیر بلند شد و من که شب و روز در شهربانی مقیم بودم ، روی بالکن عمارت شهربانی آمدم و از آتش تیر و صدای گلوله ها استنباط کردم که در نزدیکی عشرت آباد تیراندازی می‌شود. با سابقه ذهنی که راجع به اقامت سربازهای روسی در عشرت‌آباد داشتم حدس زدم بین سربازان ایرانی و سربازان روسی زد و خورد شده است. فوری تلفن کردم معلوم شد در سربازخانه عشرت‌آباد خبری نیست و تیراندازی در زندان قصر قاجار بین زندانی‌ها و پاسبان‌هاست. فوری به وسیله تلفن به فرمانده گروهان نظامی که در قصر قاجار گماشته بودم دستور دادم که دور زندان را محاصره کرده و بدون این که به داخل زندان بروند و با کشمکش زندانی‌ها و پاسبان‌ها کاری داشته باشند هر زندانی خواست فرار کند هدف گلوله قرار دهند و به پادگان قصر قاجار هم گفتم که یک گردان نظامی که در آنجا بود به کمک آن گروهان بفرستد، آشوب در زندان قصر کار ساده و طبیعی نبود . در این زندان 12 هزار زندانی بود و افراد ناراحت و شرور از روس‌ها تحریکشان کرده بودند تا آشوب نمایند . زندانی‌ها که بعد از ظهر برای هواخوری از اتاق‌های خود خارج شده و در محوطه زندان قدم می‌زدند . تصمیم می‌گیرند که به اتاق‌های خود باز نگردند . سر دسته‌ی آن‌ها سید فرهاد یاغی فراری بود که در کاشان او را دستگیر کرده بودم . او به تحریک روس‌ها زندانیان را تحریک کرده بود وی جلو پاسبان‌ها سینه سپر می‌کند و می‌گوید دوران رضا شاه سپری شده ، می‌خواهیم برویم تهران را به دست بگیریم و این شهر فساد را آتش بزنیم . به پاسبان‌ها حمله می‌کنند و چند تفنگ از دست پاسبان‌ها می‌گیرند . زد و خورد بین زندانی‌ها و مأمورین در می‌گیرد و چند نفر کشته می‌شوند . زندانی‌ها به تحریک سید فرهاد به طرف در زندان هجوم می‌آورند و در را می‌شکنند و تعدادی از آن‌ها از جمله سید فرهاد و لورنس جاسوس. متواری می‌گردند

منابع و ماخذ :

1-   دست نوشته های مرحوم پدرم حاج محمد باقر  معینیا ن

2-   دست نوشته های مرحومین حاج ناصر گرانمایه و حسین قلی خان صابری

3-   کتاب خاطرات سپهبد امیر احمدی

4-   مجلات اطلاعات چاپ ( سال 1355 )

5-   مصاحبه با مرحومین حاج قیصر و حاج ناصر گرانمایه

6-   اظهارات پراکنده اهالی روستا سه

پایان ......

http://alivatank2004.persianblog.ir/post/141

 

گفت‌وگو با امرالله احمدجو(کارگردان سریال روزی روزگاری) در بیست و سومین سالگرد روزی روزگاری:

مراد بیگ، سید فرهاد نیست

سید فرهاد یک اعجوبه بوده است. او ژاندارم جوان و شجاعی است که مهارت زیادی در تیراندازی دارد.



تاریخچه‌ی نظمیه در ایران (3)

توطئه‌های سرتیپ درگاهی

سرتیپ فضل الله زاهدی

همانطور كه استاد نوایی نوشته‌اند بعد از پایان دوره ده ساله نظمیه سوئدی، سرهنگ درگاهی از سوی رضاخان به ریاست كل شهربانی منصوب شد. در كتاب رضاشاه و قشون متّحدالشكل، دكتر باقر عاقلی اطلاعات بیشتری در مورد سرتیپ محمد درگاهی و دوران ریاست او بر شهربانی كل كشور وجود دارد كه اینك خلاصه‌ای از آن را با هم مرور می كنیم.

زاهدی در ۱۳۰۸رییس امنیته(ژاندارمری) كل مملكتی شد و در شورش عشایر فارس مأمور شیراز بود كه نه تنها كاری از پیش نبرد بلكه به وخامت اوضاع افزود. رضاشاه او را به تهران احضار، خلع درجه و زندان افكند. پس از چندی از زندان خارج و از تابینی مجدداً به سرتیپی رسید و رییس كل نظمیه مملكتی شد. دوسه ماهی از ریاست او نگذشته بود كه در زندان قصر شورش شد. تمام مأمورین خلع سلاح شدند و عده زیادی از زندان فرار كردند از جمله سیدفرهاد و لورنس عربستان جاسوس معروف انگلیسی‌ها. كاسه و كوزه بر سر رییس نظمیه شكست. رضاشاه او را احضار كرد و علّت این شورش را با تغیّر از او پرسید. جواب درستی نداشت بدهد. شاه در كمال عصبانیت در حالی كه نعره می‌كشید به چند سرباز كه در نزدیك او بودند گفت: پاگونهای این مادر... را بكنید.

" روزنامه ایران-صفحه تاریخ-شماره ۱۹۰۶ - سال هفتم - پنجشنبه ۲۲شهریور ۱۳۸۰ "

 

روایت قتل فرخی یزدی تا حبس لورنس عربستان در زندانی که موزه می شود




از شواهد بر می‌آید که نصرالله خان در اسفند 1309 به دنبال یک سلسله اتفاق‌های سیاسی و افتادن در جریان یک فرار بزرگ از زندان قصر بدون همراهی یارانش می‌گریزد.

اغلب کسانی که از زندان گریخته‌اند شورشیان و یاغیان سال‌هایی 1299 تا 1309 ده سال ابتدای حکومت رضاخان است یعنی همان آشوبگرانی که سیاست انگلستان برای متزلزل کردن سلسله‌ی قاجار برانگیخته بود و با روی کار آمدن رضا خان همان‌ها را به کمک همان انگلستان دستگیر کرد و به کاخ پادشاهان قاجار که تازه برای توهین به پادشاهی منقرض شده آن را به زندان تبدیل کرده بود فرستاده و باز هم می‌بینیم که همان‌ها به کمک انگلستان از همان زندان می‌گریزند تا رضاخانی را که سر و گوشش به جنبش افتاده و به سرش زده که هم‌آوای هیتلر شود ساقط کنند البته فرار لورنس وجه دیگری دارد که ارتباطی به رضا خان ندارد و فرار نصرالله خان هم درست است که جرمی سیاسی دارد اما باز هم به درد ناامنی‌هایی که سیاست انگلستان در پی آن است نمی‌خورد علاوه بر آن نصرالله خان به احتمال زیاد خود وارد این جرگه شده یا این که از فرصت استفاده کرده و در آن بلبشوی گریز گریز بی هیچ بگیر و ببندی رها می‌شود و یارانش هم که ظاهراً آینده نگری کرده‌اند و درست نگری هم بوده او را همراهی نمی‌کنند چون چیزی به پایان محکومیتشان نمانده بوده است.

استاد حبیب یغمایی هم در آن نامه اشاره شده که هشدار داده است که خویشانش به ویژه پدر زنش «هنر» احتیاط کنند هنوز از جزئیات فرار بزرگ اطلاع نداشته و نمی‌دانسته که نصرالله خان تنها گریخته است و غلامرضایی‌ها همراه او نیستند اما هشداری مدبّرانه و بجاست.

نصرالله خان بعد از فرار از زندان قصر دوباره به ولایت خود و بیابانک می‌آید اما بسیار با احتیاط و از طرف دولت هم یاور فروهر مأمور دستگیری او می‌شود و با ژاندارم‌های زیر دستش که تعدادشان قابل توجّه هم بوده به منطقه می‌آید اما نصرالله خان ظاهراً به این سادگی‌ها دم به تله نمی‌دهد در بیابان ها و کوه‌های منطقه دار و دسته‌ای به هم می‌زند و زندگانی مخفی خود را آغاز می‌کند . گاه گاهی سری به همسر و خانواده در بیابانک و تورزن می‌زند و دوستان و خویشاوندانش هم در این راه کمک بسیاری به او می‌کنند تا آنجا که در یک درگیری مأموران یاور فروهر با برادرش فتح‌الله خان برادرش کشته می‌شود ولی نصرالله خان قاتلین برادرش را با حیله‌ای در «تل جنگا» نزدیکی چوپانان محاصره کرده و به تنهایی سه نفر از مأموران فروهر را که قاتلین برادرش بودند از پا درمی‌آورد. جنازه این سه نفر ژاندارم به چوپانان منتقل شده و در یک ردیف در گورستان چوپانان «پاتلو» دفن می‌شود. این انتقام نابرابر یاور فروهر را در دستگیری و کشتن نصرالله خان مصمّم‌تر می‌کند اما ظاهراً نمی‌تواند اثری از او به دست آورد. انگار مردم منطقه هم با او همکاری نمی‌کردند و اطلاعاتی که به او می‌دادند ناصحیح و گمراه کننده بوده است و به نظر می‌رسد او بیشنر در اطراف محل سکونت همسر و خانواده او کمین کرده اما نصرالله خان جز مخفیانه گاه گداری که سری به خانواده می‌زند بیشتر در منطقه انارک و چوپانان پنهان بوده است که از جغرافیای حکومت «هنر» دور باشد و شاید گمان می‌کرده که اگر در بیابانک باشد ممکن است بعضی کدورت‌ها و خصومت‌های افراد کار دستش بدهد دوستان و یارانش هم چنان که پیداست همه از اهالی چوپانان بوده‌اند. یاران او نظرعلی و مصطفی‌قلی فاتح فرزندان میرزاعلی‌اصغر نظر و ابوالقاسم پیرمحمدی فرزند پیرمحمد بودند که او را در تهیه مایحتاج از این و آن یاری می‌کردند گاهی با خرید و گاهی هم با نشان دادن تفنگ اما ظاهراً چون این زورگیری‌ها در حد نیاز آنان بوده و مردم هم در جریان امور بوده‌اند تقریباً با میل کمک می‌کردند. هرگز دست‌برد به خانه‌ای یا راهزنی کاروانی از این گروه گزارش نشده است شکایات موجود از نصرالله خان و یارانش دو فقره بیشتر نیست؛ این دو شکایت که در کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی موجود است که عکس مشخصات این دو فقره را در زیر می‌بینید:

1-               شناسگر رکورد: 424206

شماره بازیابی: 23/1/15/195/8

تاریخ ورود رکورد:50 per 19/12/2007

زبان اثر: فارسی

عنوان اصلی: حاج سید علی قهیاری، شکایت از نصرالله خان عامری در سرقت وجه و غیره

اصطلاح موضوعی: اصفهان

 

2-               شناسگر رکورد: 416275

شماره بازیابی: 70/2/14/102/7

تاریخ ورود رکورد:50 per 19/12/2007

زبان اثر: فارسی

عنوان اصلی: سید احمد یزدانبخش، شکایت از تعدیات نصرالله خان عامری و کسان او

اصطلاح موضوعی: اصفهان

اگر به تاریخ‌ها توجه کنید فرار از زندان در اسفند 1309 و قتل نصرالله خان در بهار 1310 ضبط شده است پس این رفتارهای تهیه مایحتاج از این ثروتمند در این روستا و آن بره‌ی گرفته شده از آن گله‌دار در این مدت کوتاه زیاد نمی‌تواند باشد و شکایات هم بیشتر مربوط به اهالی منطقه شهرستان اردستان است که احتمال تسویه حساب نصرالله خان با بعضی از افراد در همان حول و حوش زادگاهش تورزن است و شکایتی از بیابانک و انارک از او دیده نمی‌شود و آنچه را هم که از یارانش شنیده‌ام بیانگر آن است که هر چه از هرکه می‌گرفته وجه آن را می‌پرداخته مگر این که طرف از گرفتن وجه خودداری کرده باشد. آذوقه‌هایی مثل آرد را از چوپانان تهیه می‌کردند و هرگز زورگیری نشده است یارانش چوپانانی بودند و این رفت‌ و آمدها به چوپانان کم‌تر مورد ظن بوده و امنیت این فراری را کم‌تر به خطر می‌انداخته است. بگذارید از این به بعد را از زبان نظرعلی فاتح بشنویم.

دنباله در پست بعد...




همه پیوندها