چوپانانِ آباد

mostaghimi.25@gmail.com


تکمیل بانک اطلاعات گردشگری منطقه چوپانان. رئیس میراث فرهنگی شهرستان نائین اعلام کرد:

محمود مدنیان، رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان نائین در استان اصفهان صبح امروز 9 مرداد ماه با اعلام این خبر افزود: بانک اطلاعاتی جامع گردشگری و بسته های سرمایه گذاری گردشگری شهرستان نائین، توسط اداره میراث فرهنگی شهرستان نائین در حال تهیه و تدوین، جهت استفاده سرمایه گذاران و علاقه مندان می باشد

به گزارش خبرگزاری برنا از اصفهان؛ محمود مدنیان، رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان نایین گفت: شهرستان نائین یکی از غنی ترین شهرستان های استان اصفهان از نظر وجود آثار تاریخی، صنایع دستی و هنرهای سنتی، ‌جاذبه های گردشگری، طبیعی، کوهستانی تا کویری، جاذبه های معدنی، جاذبه های بومی و ریشه های فرهنگی و بومی بوده که امکان تبدیل شدن این شهرستان به یکی از قطب های گردشگری کشور با سرمایه گذاری های بخش خصوصی وجود دارد .

او تصریح کرد: جهت برنامه ریزی و شناسایی قابلیت ها و پتانسیل های سرمایه گذاری و گردشگری، برای ارائه به سرمایه گذاران بخش خصوصی در تمامی زمینه ها نیاز به اطلاعات دقیق از جاذبه های شهرستان و زیر ساخت های موجود بوده که در حال حاضر با تلاشهای چند ماهه همکاران و تیم کارشناسی این اداره در حال تهیه بانک اطلاعاتی جامع گردشگری در این خصوص می باشیم .

او افزود: برای برنامه ریزی دقیق و منسجم، شهرستان نائین را به سه بخش مرکزی و روستاهای آن، بخش انارک و روستای چوپانان تقسیم بندی نمود ه ایم. در حال حاضر بانک اطلاعاتی منطقه چوپانان در حال تکمیل می باشد .

او در ادامه تاکید کرد: در مرحله بعدی نقاط قابل سرمایه گذاری در شهرستان نائین با ویژگی ها و پتانسیل های موجود، برآورد هزینه ها و اطلاعات تکمیلی، به صورت یک بسته سرمایه گذاری تهیه و جهت مشارکت بخش خصوصی اعلام و به اطلاع عموم خواهد رسید .

مدنیان همچنین تصریح کرد: بانک اطلاعاتی مذکور به کلیه جاذبه های گردشگری در هر منطقه، زیر ساخت های موجود در آن، ‌آب و هوا، ‌جمعیت و شرایط اقلیمی، ‌آداب و رسوم و فرهنگ، ‌تاریخ، ‌پوشش گیاهی، پوشش جانوری پرداخته و احصا می گردد.

رئیس میراث فرهنگی شهرستان نائین در پایان ابراز امیدواری کرد با این برنامه راهبردی و مشارکتهای مردمی و بخش خصوصی شاهد اقدامات اجرائی خوبی در توسعه گردشگری شهرستان باشیم.


حادثه بر اثر واژگونی خودرو در محور خور –نایین

واژگونی سواری پراید در محور خور –نایین یک کشته و دو مجروح بر جای گذاشت .
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما،پلیس راه استان اصفهان گفت :بر اثر واژگونی سواری پراید در کیلومتر 20خور نایین مرد یک نفر کشته و دو نیز نیز بر اثر جراحت ناشی از این حادثه به بیمارستان شادن خور منتقل شدند .

سرهنگ حسین پور قیصری افزود :بی تو جهی به جلو ناشی از خستگی و خواب آلودگی علت این حادثه اعلام شده است .


به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید


نماینده مجلس: محور دامغان- جندق به بزرگراه تبدیل شود


ابوالفضل حسن بیگی روز دوشنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: عرض جاده دامغان-جندق برای تردد تعداد قابل توجه مسافران مطلوب نیست و اداره کل راه و ترابری باید با برنامه ریزی های اصولی برای رفع این چالش و کاهش تلفات جاده ای در این محور اقدام کند.
وی خاطرنشان کرد: طرح جاده دامغان- جندق در دولت سازندگی و با حضور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی به بهره برداری رسید که لازم است با توجه به افزایش ترددها با تخصیص اعتبار، آغازاجرای طرح بزرگراه در این مسیرعملیاتی شود.
نماینده مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در دولت یازدهم برنامه ای جامع برای اجرای بزرگراه در این محور برنامه ریزی شده است که امیدواریم تا پایان دولت دوازدهم اجرای این طرح مهم به اتمام برسد.
وی خاطرنشان کرد: در زمان بهره برداری از این محور که یکی از محورهای ارتباطی شمال- جنوب کشور است سالانه یک میلیون مسافر تردد می کردند اما اکنون این حجم تردد در این محور قابل توجه است.
حسن بیگی با اشاره به قرار گرفتن شهر دامغان در مسیر جاده تهران به مشهد گفت: علاوه بر محورهای موجود که شهرستان دامغان را به شهرستان گرگان در استان گلستان متصل می کند، مسیر جایگزین آن بین کردکوی و گرگان پیش بینی و بررسی شده است که در صورت احداث آن، فاصله دامغان تا گرگان به 95 کیلومتر کاهش می یابد.
نماینده مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: عملکرد وزارت راه و شهرسازی برای کاهش تلفات جاده ای در چهارسال گذشته مطلوب بوده است اما بسیاری از محورهای استان سمنان برای کاهش تلفات جاده ای نیازمند توجه ویژه است.
طول محور دامغان ـ معلمان ـ جندق به عنوان محور اتصالی استان سمنان به اصفهان از دشت کویر 270 کیلومتر است که 240 کیلومتر آن در استان سمنان و 30 کیلومتر در استان اصفهان قرار دارد.
660 کیلومتر از بزرگراه 860 کیلومتری تهران- مشهد در استان سمنان قرار دارد، استان سمنان با 97 هزار و 491 کیلومتر مربع وسعت رتبه ششم را در بین دیگر استان های کشور به لحاظ وسعت دارد.
7339/6103 خبرنگار: محمدرضا یوسف نژاد ** انتشار دهنده :مصطفی دهقان


مصاحبه آ قای هاشم زایی در باره کابینه جدید دولت

رئیس سِنی مجلس دهم در گفت‌وگو با «شرق»:  می‌خواهیم زنگنه بماند

رئیس سِنی مجلس دهم در گفت‌وگو با «شرق»:

می‌خواهیم زنگنه بماند

شرق: عبدالرضا هاشم‌زایی، رئیس سنی مجلس دهم و از اعضای فراکسیون امید مجلس است. او درباره آخرین لابی‌ها و رایزنی‌های صورت‌گرفته در کابینه گفته و اینکه نمایندگان چندان موافق حضور رحمانی‌فضلی در کابینه دوازدهم حسن روحانی نیستند. به گفته او شخص زنگنه به دلیل فشارهایی که بر او آمده، چندان مایل به ادامه راه نیست و نامه ٢١٧ نماینده نیز به نوعی، تلاش برای اقناع او جهت حضور دوباره در کابینه است. هاشم‌زایی همچنین هرگونه رایزنی و لابی برای حضور محمدرضا باهنر در کابینه آینده حسن روحانی را بعید می‌داند و تأکید دارد که نمایندگان مجلس چندان دل خوشی از عملکرد رحمانی‌فضلی ندارند؛ بااین‌حال این واقعیت را در نظر می‌گیرند که حسن روحانی یک گزینه ریاست‌جمهوری اصلاح‌طلب نیست. او همچنین به نمره‌دهی فراکسیون امید به کابینه روحانی اشاره دارد و اینکه معدل وزرای فعلی روحانی منفی است. 

چه خبر از رایزنی‌ها درباره کابینه آینده؟ 
اطلاعات دقیقی نداریم. تک‌وتوک، مثلا آقای واعظی را می‌گویند رئیس دفتر می‌شود و نهاوندیان که گویا گزینه وزارت اقتصاد است. می‌گویند واعظی به‌عنوان رئیس دفتر رئیس‌جمهور قطعی شده است. درباره وزیر کشور و اطلاعات می‌گویند ماندنشان قطعی شده است؛ یعنی آقای رحمانی‌فضلی و علوی. 
اصلاح‌طلبان نقدی به ابقای رحمانی‌فضلی ندارند؟ 
اصلاح‌طلبان ممکن است نقد داشته باشند اما آقای رئیس‌جمهور که اصلاح‌طلب نیست. ما حمایت کردیم و حمایت می‌کنیم، یعنی چاره‌ای جزء این نداریم. شنیدم که آقای رحمانی‌فضلی ماندگار شده است. در خبرها دیدیم که یک نظرسنجی از اعضای فراکسیون شده است ولی وزرای موجود خیلی نمره نگرفته‌اند. پنج، شش وزیر نمره قابل‌قبولی نگرفته‌اند، بعضی از وزرا ضعیف و برخی خیلی ضعیف بودند. ما تصمیم گرفتیم به وزرایی که نمره منفی گرفته‌اند، مصلحتی رأی ندهیم. به هر شکل حضور رحمانی‌فضلی در کابینه آینده به مصلحت اصلاح‌طلبی نیست اما تصمیم نهایی را شخص حسن روحانی خواهد گرفت. 
شایعه‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه احتمال دارد آقای زنگنه در دولت بعد نباشد؛ این را شما شنیده‌اید؟ 
مطرح است. 
چقدر جدی است؟ 
اولویت ما این است که ‌آقای زنگنه به‌خاطر بعد خارجی‌ و بین‌المللی، بماند. خود آقای زنگنه خیلی تمایل به ماندن ندارد. 
آقای زنگنه بشخصه علاقه‌ای به ماندن ندارند یا به‌ علت‌ فشارها تمایلی به ماندن ندارند؟ 
خود زنگنه نمی‌خواهد بماند. به‌خاطر فشارهایی که از این‌سو و آن‌سو بر او آمده است. نه اینکه بگویند نباشد؛ مطمئن باشید اگر زنگنه بیاید، در مجلس رأی خوبی می‌آورد. ولی فشار روی زنگنه در این چهار سال زیاد بود. حالا نمی‌دانم پشت پرده فشارهایی که به ایشان می‌آید، چیست و نمی‌توانم بازش کنم چون اطلاعی ندارم و صرفا تحلیل شخصی است. فکر می‌کنم که نهایتا زنگنه می‌ماند. خود من از ایشان پرسیدم، خیلی جواب قاطعی برای ماندن نداد، ولی من با خیلی از دوستان اصلاح‌طلب و طرفدار دولت که صحبت می‌کنم، به ‌دلایل مختلفی نگران‌اند از اینکه وزیر نفت تغییر کند. به نظرم زنگنه می‌ماند. اما ایشان را خیلی اذیت کردند. تا جایی که از دستشان برآمد. در کشورهای دیگر نیروهایی مانند زنگنه را ارج می‌نهند و اینجا مدام انرژی‌شان را به خاطر درگیری‌ها با این و آن هدر می‌دهند. 
نامه ٢١٧ امضایی نمایندگان در تأیید زنگنه چه معنایی دارد؟ 
به هر شکل آقای زنگنه باید بداند که نمایندگان قدردان تلاش او در به‌ثمررساندن و توسعه حوزه نفت و گاز کشور هستند. از اینها گذشته به‌ثمرنرسیدن طرح سه‌فوریت دلواپس‌ها با توتال در مجلس نشان داد که اتفاقا مخالفان پایگاه چندانی نداشته و در عوض رأی مساعد ٢١٧ نماینده با زنگنه است. 
محور نامه حمایت از زنگنه چه بود؟ 
بیشتر جنبه بین‌المللی داشت و شکستن تحریم‌ها [بود] که ما اگر یادتان باشد، تشکری کردیم درباره سهمیه اوپک که درباره همین حوزه خارجی-بین‌المللی بود. 
برخی اصولگراها بحث از حضور آقای باهنر می‌کنند، به‌نظر شما آیا حسن روحانی بنا دارد تا این حد به اصولگرایان امتیاز بدهد؟ 
نه، خیلی خبر جدی‌ای نیست. در حد وزیر حتی شایعه‌اش هم نیست. آقای باهنر یک اصولگرای معتدل است اما نه اینکه این‌قدر مواضعش به ما نزدیک‌ شده باشد که بخواهد در کابینه باشد. من بعید می‌دانم. ولی ببینید به‌عنوان یک نماینده که با دوستان این‌طرف و آن‌طرف صحبت می‌کنم؛ قرار نبوده که ما فهرست بدهیم. ولی از زمانی که آقای موسوی نخست‌وزیر بود و من نماینده مجلس بودم، خود آقای موسوی قبل از بستن فهرست می‌آمد و با مجلس تعامل می‌کرد. با نماینده‌هایی که هم‌سو بودند. [نخست‌وزیر] می‌آمدند حرف‌هایشان را می‌زدند و نمایندگان سؤال می‌پرسیدند (سؤال غیررسمی)، حتی در صحن مجلس هم نبود [بلکه] در جایی دیگر مثلا [جلسه‌های] صد نفر،
۹۰ نفر. حتی آن زمان فراکسیونی نبود، چپ و راست مطرح بود. راست‌ها این‌کار را می‌کردند ما هم به‌عنوان نمایندگان خط امام آن‌موقع (چپ) سؤال می‌کردیم و جواب می‌دادند. حتی ما رأی هم می‌گرفتیم. اگر ما رأی تمایل می‌دادیم، مهندس موسوی در نظر می‌گرفت، البته نه ‌اینکه آن را صددرصد اجرا کند. آن موقع، مجلس دوم خیلی مجلس متعادلی بود و [‌آقای موسوی] می‌دانستند که با یک موضع‌گیری ما به ‌نفع هر یک از جناح‌ها آن گزینه رأی می‌آورد. 
شما گفتید آقای روحانی یک گزینه اصلاح‌طلب نبوده است و آقای رحمانی‌فضلی اگر بیایند، گزینه‌ ایشان است. مواضع فراکسیون امید درباره شخصی مثل آقای رحمانی‌فضلی چیست؟ 
نمی‌توانم مواضع فراکسیون را بگویم. 
نظر شخص شما چطور؟ 
با صحبت‌هایی که می‌شود، [می‌توان حدس زد] بعضی از اعضای فراکسیون به آقای رحمانی‌فضلی رأی نمی‌دهند. بعضا هم استدلال می‌کنند که ایشان انتخابات برگزار کرده است و در مجموع نمره مثبت نمی‌دهند. این‌جور نیست که بگوییم دوستان [فراکسیون امید] برای رأی‌گیری یک‌جا رأی بدهند. منتها یک مسئله هست؛ اگر فهرست قابل‌قبول فراکسیون امید را به مجلس ارائه کنند، ممکن است یک‌سری چشم‌پوشی‌ها شود و به فهرست نهایی رأی داده شود. این در صورتی است كه معدل وزرای فهرست پذیرفتنی باشد. معدل [وزرای] دولت فعلی منفی است. زیر نمره قبولی است. اگر بخواهد چنین کابینه‌ای معرفی شود، خود من به‌عنوان یک نماینده اصلاح‌طلب قطعا رأی نخواهم داد. 

 


اصفهان؛

رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان نایین از قاچاق یک تن زغال در انارک خبرداد.

کیوان لوکی‌انارکی در گفتگو با خبرنگار  گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از اصفهان، گفت : کامیون حامل یک تن زغال تاغ در جاده انارک توقیف شد.

وی افزود: این محموله بصورت قاچاق توسط یک دستگاه کامیون ایسوزو جا سازی و در حال حمل بود که نیروهای گشت حفاظت اداره منابع طبیعی و باهمکاری نیروی انتظامی پاسگاه چوپانان واقع در بخش انارک متوقف گردید.

رئیس مناطبع طبیعی نایین ارزش ریالی این میزان زغال را بالغ بر ۱۲۰ میلیون ریال دانست و بیان کرد : فرد مجرم جهت انجام مراحل قضایی به دادگستری معرفی گردید.

وی در پایان تاکید کرد : قاچاق سوخت یکی از ضربات جبران ناپذیر به بدنه طبیعت است که باید با عاملان آن به شدت برخورد شود


سانحه رانندگی در محور چوپانان –انارک

بر اثر واژگونی خودروی پژو 405 در محور چوپانان - انارک شش نفر راهی بیمارستان شدند .
تصادف در محور چوپانان –انارکبه گزارش خبرگزاری صدا و سیما، مدیر روابط عمومی حواث و فوریت های پزشکی استان اصفهان گفت :بامداد امروز بر اثر واژگونی این خودرو در کیلومتر 25 چوپانان به انارک شش تبعه افغانی بر اثر مصدومیت راهی بیمارستان نایین شدند .
عباس عابدی افزود :کارشناسان پلیس راه استان بی توجهی به جلو و عبور از سرعت مجاز را علت بروز این حادثه اعلام کردند

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید


باز دید فرهیختگان انارک از چوپانان

نوشته : نسل سومی 
اخیرا آقای مهندس یزدانفر از اقوام مرحوم شیخ حسن (مرحوم شیخ حسن از مالکین نسل دوم چوپانان بودند که منزل ایشان نبش کوچه شهید اسکندری واقع است) گروهی را با هدف توسعه و جلوگیری از مهاجرت و ایجاد کار برای منطقه انارک و چوپانان تشکیل داده اند و فقط در زمینه اهداف فوق ،کارشناسان اختصاصاٌ انارکی نظرات خود را اعلام و بحث می نمایند که شاید منجر به تصمیم گیری در زمینه آبادانی و عمران انارک و چوپانان شود . ادرس این گروه تلگرامی به شرح زیر است:
https://t.me/joinchat/AAAAAEKTVGi6Phu--xUIBg
 در مباحث مزبوط به آّب و کشاورزی کارشناسی به نام مهندس منصور فلاح راد  در گروه معرفی شدند که نظرات کارشناسی جالبی را در زمینه های آب خیز داری و آبخوان داری مطرح فرمودند همجنین در زمینه تولید انرژی برق از نور خورشید ارائه کردند برای معرفی ایشان بیوگرافی مختصری از ایشان را می خوانیم
با سلام خدمت دوستان. منصور فلاح راد هستم که به امر جناب آقای مهندس یزدانفر، به گروه شما ملحق شدم. تخصص عمومی بنده، حفاظت آب و خاک (کارشناس ارشد آبخیزداری از دانشگاه تهران) و به طور خاص، مدرس روشهای گردآوری آب باران و هرزآبها و نفوذ دادن آن ها به درون لایه های خاک برای افزایش ذخایر آبهای زیر زمینی هستم. با 25 سال سابقه ی کار در سازمان جنگلها، از سال 84 بازنشسته از آن سازمان بوده و در حال حاضر نیز به عنوان مدیرعامل شرکت سپند آریا کیانا (تحت پوشش مرکز رشد دانشگاه شهید بهشتی تهران)، پروژه های مدیریت پسماندهای شهری، صنعتی، بیمارستانی، کشاورزی و دامپروری انجام وظیفه می کنم.
روز پنجشنبه مهندس فلاح راد به اتفاق مهندس صالح انارکی در چوپانان بودند و آقای مهندس مسعود عمادی از ایشان استقبال کرده اند. آقای مهندس صالح در گزارش مختصری چنین نوشته اند:
سلام دوستان عزیز گروه در طى بازدید از منطقه و نشست با بخشدار محترم انارك وشوراى  اسلامى انارك باحضور اقاى مهندس فلاح و امروز پنج شنبه از چوپانان و نخلك بازدید صورت كرفت كه در این بازدید اقاى مهندس مسعود عمادى همراهى  وراهنما یى ایشان بسیار مثبت و مفید بود
من فکر می کنم با توجه به برداشت آب بیحساب وکتاب در منطقه چوپانان نظرات مهندس فلاح در زمینه آبخیز داری و آبخوانداری می تواند تا حدودزیادی با مشکل آّب در منطقه ما کارساز باشد انتظار دارم مهندسین و صاحبنظران چوپانانی در این گروه عضو و در تصمیم گیری های منطقه چوپانان شریک شوند.


انارک لرزید
گزارش مقدماتی زمین‌لرزه

 بزرگی: 3.5
 محل وقوع: استان اصفهان - حوالی انارك
 تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1396/04/29 20:24:41
طول جغرافیایی: 53.56
عرض جغرافیایی: 33.57
عمق زمین‌لرزه: 10 کیلومتر

 نزدیک‌ترین شهرها:
31 کیلومتری انارك (اصفهان)
76 کیلومتری چوپانان (اصفهان)
90 کیلومتری نائین (اصفهان)
     
 نزدیکترین مراکز استان:
200 کیلومتری یزد
202 کیلومتری اصفهان

 اطلاعات تکمیلی در وب‌سایت مرکز لرزه‌نگاری کشوری مؤسسۀ ژئوفیزیک دانشگاه تهران:
 http://irsc.ut.ac.ir

@IranianSeismologicalCenter


 آشنایی بیشتر با کانسار های طلا در منطقه چوپانان

 اکتشاف مقدماتی در منطقه کالکافی – خونی جهت طلا و سایر فلزات همراه

   مجری: سازمان صنایع و معادن استان اصفهان
   تهیه كننده: 
شرکت توسعه علوم زمین 
خلاصه گزارش:
   منطقه مورد بررسی که در حاشیه خاور – جنوب خاوری استان اصفهان قرار دارد شامل یک بخش مرتفع کوهستانی در خاور کویر نخلک است که کوههای کال کافی و خونی را در بر می گیرد وسعت محدوده مورد مطالعه تقریبا 60 کیلومتر مربع می باشد. در این مرحله بررسی های زمین شناسی و اکتشافی در قالب تهیه نقشه زمین شناسی 1:20000 همراه با نمونه برداری به شرح زیر صورت گرفته: نمونه گیری از رگه ها و زون های کانی سازی و آنالیز شیمیایی آنها برای تعیین میزان طلا به تعداد 85 نمونه و برای تعیین میزان سرب، مس، روی، نقره، مولیبدن، تنگستن و بیسموت به تعداد 30 نمونه، برای مطالعات کانی شناسی پرتو مجهول 10 عدد، مقطع صیقلی 20 عدد، تجزیه کامل (X.R.F) 20 عدد. همچنین حفر 5 حلقه چاه اکتشافی را شامل می شود. کانی سازی در محدوده مورد بررسی به دو صوت نوع پورفیری مس – مولیبدن – طلا دار و زون طلا – پلی متال رگه ای قابل تقسیم است. نوع پورفیری در مرکز توده بزرگ مونزونیتی کال کافی تمرکز دارد و نوع رگه ای طلا – پلی متال بطور عمده در رگه های سیلیسی و کربناته منطقه خونی ( و به صورت محدود در حاشیه جنوبی توده پورفیری کال کافی) متمرکز شده است. بطور کلی کانی سازی طلا در محدوده فوق به صورت زونهای زیر مورد بررسی قرار گرفته است.
   1- زون کانی سازی کال کافی: شامل کانسار مس – مولیبدن پورفیری کال کافی و رگه های سیلیسی طلا دار پلی متال می باشد که ذخیره قابل پیش بینی آن 637400 تن مس، 3700 تن مولیبدن و بیش از 50 تن طلا می باشد.
   2- زون کانی سازی خونی: بصورت یک رگه کربنات – اکسید آهن حاوی 2/0 تا 1/2 گرم در تن طلا می باشد.
   3- زون کانی سازی خونی شمال خاوری: حاوی چند رگه کربنات اکسید آهن که 1/0 تا 4 گرم در تن طلا دارد.
   4- زون کانی سازی خونی خاوری: شامل یک سری رگه های سیلیسی اکسید آهن که 3/0 تا 9 گرم در تن طلا دارد.
   5- زون کانی سازی اسکارن: شامل رگه های سیلیسی اکسید آهن دار که 1/0 تا 1 گرم در تن طلا دارد.
   6- زون کانی سازی لیستونیتی: حاوی رگه ها و عدسیهای سیلیسی و لیستونیتی که 01/0 تا 035/0 گرم در تن طلا دارد.
   7- زون کانی سازی پلاسری: شامل نهشته های آبرفتی که 10 تا 35 میلی گرم در تن طلا دارد می باشد. اولویتهای اکتشافی اول شامل مناطق: زون کانی سازی کال کافی، خونی، خونی خاوری و خونی شمال خاوری می باشد.

کانسار کالکافی

در فاصله 35 كیلومتری خاور معدن سرب و روی نخلك در استان اصفهان قرار گرفته است.

- موقعیت جغرافیایی:

در فاصله 35 كیلومتری خاور معدن سرب و روی نخلك در استان اصفهان قرار گرفته است.

- زمین شناسی:

 این كانسار در حقیقت یك كانسار مس و مولیبدن پورفیری طلادار است. بررسی های اولیه میزان 345 میلیون تن كانسنگ با عیار میانگین 25/0 درصد مولیبدن و 2/0 تا 5/0 گرم در تن طلارا در این كانسار پیش بینی نموده است.

   طی اكتشافات اخیر زونهای طلادار قابل توجهی بصورت رگه های سیلیسی شبكه های رگچه ای با عیار 5/0 تا 25 گرم در تن طلا در این كانسار تعیین شده است. در حال حاضر بررسی های اكتشافی در مرحله تفصیلی در این كانسار در حال انجام است كه شامل گسترش عمقی زونهای طلادار است.


دکتر احمدزاده،مسئول فنی شرکت سهامی فلزات یزد


خاطرات دکتر احمدزاده : کشف شورابه های خور و بیابانک را کسی باور نداشت

سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو)،‌ به پاسداشت خدمات این استاد بازنشسته دانشکده فنی دانشگاه تهران و وزیر اسبق صنایع و معادن،‌ مراسم تقدیری برگزار کرد. این مراسم همزمان با آخرین همایش مدیران ایمیدرو در دولت یازدهم برگزار شد، احمدزاده هروی در این مراسم اظهار داشت: پلایای معدنی در خور و بیابانک پیش از احداث کارخانه، یک روستا با جمعیت کم بود. برای بررسی چگونگی فرآوری مواد معدنی از شورابه های پتاس خور و بیابانک، اقدام کردم و پس از سفرهای متعدد سرانجام توانستم راهکارهای فرآوری آن را به دست آورم.

در حالی که کسی انجام هزینه برای اکتشاف در این منطقه را قبول نداشت، من کار را شروع کردم و با تلاش فراوان، زیرسازی های مورد نیاز ساخت کارخانه را با کمک شهردار انجام دادم و در نهایت کارخانه احداث شد. اغلب نیروی انسانی مورد نیاز کارخانه نیز از افراد بومی انتخاب شد. این کارخانه اکنون تولید مستمر دارد.

تولد در هرات

نخستین وزیر صنایع و معادن درباره روند زندگی خود و چگونگی ادامه تحصیل گفت: در سال 1312 در شهر هرات افغانستان – که پدر و مادرم در آنجا مسافرت بودند- به دنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مشهد گذراندم و برای ادامه تحصیل به تهران آمدم.

دانشگاه

وی ادامه داد: در امتحان ورودی دانشکده فنی و علوم دانشگاه تهران شرکت کردم و در هر دو دانشکده قبول شدم اما درس را در دانشکده فنی ادامه دادم. پس از اتمام سال اول تحصیلی، باید انتخاب رشته می کردم و به همین سبب رشته معدن را انتخاب کردم. فوق لیسانس مهندسی معدن را نیز در همین دانشکده گذراندم.

اخذ دکترا در آلمان

این پیشکسوت معدنی با اشاره به ادامه تحصیل دکتری خود در آلمان اظهار داشت: در آلمان به سختی فوق لیسانس را می پذیرفتند اما با این حال برای تحصیل دکتری پذیرفته شدم و طی 2.5 سال، دکترای زمین شناسی را از دانشگاه فنی کلاوستال گرفتم.

وی ادامه داد: در طول تحصیل در آلمان، 8 ماه در سازمان زمین شناسی آلمان کار کردم. همچنین در شرکت سهامی فلزات یزد، مسئول فنی بودم و چون حقوقم را به دلار می گرفتم، توانستم هزینه های زندگی را تامین کنم. چون در این مدت ازدواج کرده بودم و 2 فرزند داشتم، برای تامین خرج های روزمره، قرض کردم و چون پس از برگشت، زمینی را که در خیابان کارگر تهران داشتم، فروختم، یک خانه کوچک خریدم و قرضم را پرداخت کردم.

40 سال تدریس

احمد زاده هروی درباره نحوه ورود به کار حین و پس از اتمام تحصیل گفت: هنگام تحصیل در دانشکده فنی، حدود 3 سال در وزارت صنایع به عنوان کارمند کار کردم. پس از بازگشت از آلمان، در دانشگاه تهران به تدریس رشته معدن مشغول شدم. در ابتدا چون دستیار بودم هر کاری اعم از فعالیت در آزمایشگاه سنگ شناسی، کانی شناسی و ... را می گفتند انجام می دادم. از سال 41 تا سال 81 در دانشگاه تهران تدریس کردم که مراحل استادیاری و دانشیاری را طی کرده و بازنشسته شدم.

وزارت و سفارت

وی ادامه داد: طی سال های 57 تا 59 به عنوان وزیر صنایع در دولت موقت مهدی بازرگان بودم. همچنین به عنوان مشاور وزیر و سرپرست شرکت ملی فولاد ایران فعالیت می کردم. در دوره وزارت آقای دکتر ولایتی نیز،‌ ایشان پیشنهاد داد هر کجا که خواستید (به عنوان سفیر) انتخاب کنید. در آن دوره 4 سال سفیر ایران در یوگسلاوی بودم. پس از بازنشستگی، کار دولتی را رها نکردم و چون در کار اکتشاف تخصص داشتم، هر ساله از سوی دولت مصوب می شد که به کارم ادامه دهم. از جمله آن ها، فعالیت در طرح پتاس خور و بیابانک بود.

دکتر محمود احمدزاده هروی در یک نگاه

سمت ها

مدت

مدرس دانشکده فنی

40 سال

کارشناس وزارت صنایع و معادن- پیش از انقلاب

3 سال

کارشناس سازمان زمین شناسی آلمان- پیش از انقلاب

8 ماه

وزیر صنایع و معادن در ابتدای انقلاب

2 سال

سرپرست شرکت ملی فولاد

در دولت موقت

سفیر ایران در یوگسلاوی

4 سال




سقوط از کوه در انارک
شب جمعه دو جوان انارکی که برای شکار به کوه میر شاهین انارک رفته بودند یک نفرشان دراثر سقوط  از کوه زخمی می شود و دست و پایش,می شکند که به کمک کوه نوردان اصفهانی که به منطقه آمده بودندومردم انارک به او کمک می شود

کوه میر شاهین دارای پرتگا ه های خطرناک است.

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید


سقوط یک کارگر معدن نخلک
متاسفانه با خبر شدیم یکی از کارگران عزیز و زحمت کش معدن نخلک انارک از ارتفاع ۴ متری داخل معدن افتاده است و هم اکنون در بیمارستان نایین بستری می باشد.
جهت شفای هر چه زودتر ایشان دعا بفرمایید
منبع:کانال جامع نایین من:
https://t.me/joinchat/AAAAADw8jZjryu6ozaBrsA




ساعت کار اداره های خوروبیابانک به علت گرمای هوا تغییر کرد.
به گزارش ساحل خور:فرماندار خوروبیابانک گفت: به علت گرمای هوا و صرفه جویی در مصرف انرژی آب و برق، ساعت کار اداره های این شهرستان تغییر کرد.
علی استوار روز چهارشنبه افزود: این تصمیم به پیشنهاد شهرستان و از سوی استاندار اصفهان اجرایی شد.
وی با اشاره به ابلاغ نامه تغییر ساعت کاری ادارات این شهرستان گفت: بر اساس این ابلاغیه تا اطلاع بعدی ساعات کار اداره های خوروبیابانک از روز شنبه تا چهارشنبه ساعت ۶:۰۰ صبح الی ۱۳:۳۰ بعدازظهر و روز پنجشنبه از ۶:۰۰ صبح تا ۱۲:۳۰ است.
استوار گفت: این تصمیم با هدف مدیریت مصرف انرژی آب و برق گرفته شد و تا اطلاع بعدی به قوت خود باقی خواهد ماند.


پیرزن چشم ما بود

تاریخ درج : شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶

گفت وگو با تنها زن زنده معدنچی ایران که شش سال در معدن سرب نخلک کار کردImage result for ‫خاله عصمت بقایی چوپانان‬‎

لیلا مقیمی

دستان زمخت و تاول‌زده‌اش، راوی تک‌تک سال‌های برباد رفته است؛ همان سال‌هایی که تازه نوعروس «نخلک» شده بود و تاب و توان دوری از شاهزاده رویاهایش را نداشت. شش سال، هرروز، هفت‌صبح، چارقد رنگی و گل‌گلی‌اش را دور کمر می‌پیچید و پابه‌پای مرد خانه اش از لابه لای نخل های تنومند و سربه زیر روستا عبور می کرد تا خودش را به معدن سرب دوهزار ساله برساند. انگار قاصدک رویاهایش به جای پرواز در سینه صیقلی و لاجوردی آسمان کویر قرار بود در دل دالان‌های تو در تو و تاریک و سرد معدن نخلک به رقص درآید و زندگی توام با رنج و مشقتی را برایش رقم بزند. برای عصمت بقایی، کار در معدن سرب نخلک که 200 متر زیر زمین، جاخوش کرده، سخت دلکش بود. آن‌قدر دلکش که بعد از سیزده سال، تداعی آن روزها، هنوز برایش لذت‌بخش و نشاط آور است. چشمانش از پشت لنز شیشه‌ای، همانند تالار آیینه‌ای است که خاطرات گذشته در آن، تکرار می‌شود؛ صداها و همهمه‌هایی که می پیچید بین سنگ‌های درشت و دندانه‌دار معدن؛ بوها و گرد و خاک هایی که در هر دم و بازدم آغشته می شد به نفس هایش و هر از گاهی، سرفه های مکرر و کشدار را به ارمغان می آورد برایش؛ سرب هایی که باید جدا می‌کردند از دل خاک های عیار بالا؛ شپش‌هایی که می‌افتادند به جان و تنشان؛ دردها، رنج ها، سختی ها، جان کندن ها، خوشی ها و ناخوشی ها.

همه تکرار می‌شوند در برابر چشمان ریز و خاکستری که دایره شیشه ای، ماحصل شش سال کار در معدن، جلویشان را گرفته است. زمان، ردپای چین و چروک را روی صورت دخترک چوپانانی نشانده و 80سالگی‌اش را نوید می‌دهد.
 او حالا یکی از پنج خانواری است که در روستای نخلک، زندگی می‌کند. پیرزنی که همه معدنچی‌ها و مهندسان، آنجا او را خاله عصمت،صدا می‌زنند. پیدا کردن خاله عصمت در روستای کوچک و کم‌جمعیت نخلک، سخت نیست؛ فقط باید صابون تحمل گرمای 50درجه را به خود مالید و حرکت کرد به سمت 125 کیلومتری شمال شرق نائین و برای چهار ساعت، گوش‌ها را عادت داد به تکرار صدای زوزه باد و چشم ها را به دیدن جاده‌های کشدار و تمام نشدنی و بیابان‌های خشک و بی آب و علف و بوته های گون. خاله عصمت، خیلی وقت است از خانه قدیمی‌اش که نزدیک معدن بود و با شوهر و بچه‌هایش گل می‌گفت و گل می‌شنید، کوچ کرده به خانه کوچک و ساده دیگری که همه دارای‌اش یک کولر آبی، یک تلویزیون نقره‌ای و قدیمی سامسونگ، یک زیرانداز بیرنگ و رو و یک تخت کهنه و زهوار در رفته است و او   تک‌وتنها آنجا روزش را شب و شبش را روز می‌کند. پیرزن سرتاپا سیاه پوشیده و چادرش را دور کمر خمیده‌اش پیچیده است. خواهرش را سه روز پیش از دست داده و عزادار اوست. خونگرم و مهربان است. میانه حرف‌هایش، شوخی می‌کند و گهگاه از چرخ ناکوک زندگی گلایه‌ای به میان می‌آورد. می‌گوید توانایی کار را داشته؛ اما خودش را زودتر از موعد، بازنشسته کرده است: «از وقتی که پسرم مرد، خودم را بازنشسته کردم. آن موقع، لنگ چهارصدتومان، پول بودم. می‌خواستم با این پول، توی شهرستان یک خانه کلنگی و جمع و جور، برای خودم دست و پا کنم. سنواتم را که گرفتم فقط حدود سی تومان شد. با این شندرغاز نتوانستم خانه بخرم. خانه خیلی گران‌تر از اینها بود.» شوهر خاله عصمت در همین معدن نخلک کار می‌کرد: «از بس کار کرد، مریض شد. فرستادنش به یکی از بیمارستان‌های تهران، اما همان‌جا جان داد و جوان‌مرگ شد. من را تنها گذاشت. حالا تک وتنها توی این خانه زندگی می‌کنم. خودم از خودم دفاع می‌کنم.» چه شد که از چوپانان به نخلک آمدی و شدی کارگر معدن؟ «ازدواج که کردم به نخلک آمدم. شوهرم توی همین معدن سرب کار می کرد. روزها که می‌رفت و تنهایم می‌گذاشت، مدام بهش غر می‌زدم که چرا این‌کار را می‌کنی و پیش من نمی‌مانی. من، آن زمان برای خودم بر و بیایی داشتم. با شاه فالوده می‌خوردم. چرا باید توی خانه تنها می‌ماندم؟» داستان ازدواج را این‌طور برایمان تعریف می‌کند: «دختر خانه که بودم، توی چوپانان زندگی می‌کردیــــم. یک روز رفتم توی خیابــــان چیزی بشویم که پسری دنبالم افتاد تا خانه مان را یاد بگیرد. آدرس را که گرفت،  مدام می‌آمد در خانه مان و به پدرم می‌گفت من دخترت را می‌خواهم. ما هنوز نه سلامی به هم کرده بودیم و نه علیکی. آنقدر آمد و رفت و اصرار کرد که پدرم بالاخره راضی شد و من را به او داد. شوهرم طبسی بود و توی معدن نخلک کار می‌کرد. عروسی که کردیم به این روستا آمدیم و برای همیشه، همین‌جا مستقر شدیم.» زندگی جدیدش را توی نخلک، شروع کرد؛ اما خاله دوری از شوهرش را تاب نیاورد و همین هم شد که هر روز پابه‌پای او راه بیفتد و روانه معدن سرب شود. آن زمان، زن‌های دیگری هم توی معدن کار می کردند. پیرزن هم به جمع آنها ملحق شد و کار کردن در پیچ وخم سنگ‌های سخت و زمخت را به ماندن در خانه ترجیح داد. «شش سال توی معدن سنگ‌بری و سنگ‌جوری کردم. زن‌های زیادی آنجا کار می‌کردند. قبلا که عیار خاک بالا بود، آن را با کامیون می‌آوردند می‌ریختند توی محوطه. زن‌ها باید سرب‌های داخل خاک را جدا می‌کردند تا آن را به کارخانه‌های دیگر ببرند و با خاک‌هایی که عیارشان پائین است، مخلوط بکنند. همه کارگرهای معدن بازنشسته شدند و جیبشان پر از پول شد؛ ولی جیب من هنوز خالی است. آنها سنواتشان را کامل گرفتند؛ ولی من چون زود خودم را بازنشسته کردم، چیزی نگرفتم. بعدها هم خواستم دوباره به سر کارم برگردم؛ اما دیگر قبول نکردند.» از بقیه زن‌ها خبر داری؟ «هیچ‌کدامشان زنده نیستند. فقط من هستم.»

 

 

     رنج معدن
کار معدن، برای خاله و بقیه معدنچی‌ها با سختی‌ها و رنج‌های زیادی همراه بود. تحمل بوها و بخارهای پراکنده شده در آنجا، رفتن به عمق دویست متری زمین، گرد و خاک و... حالا و بعد از سیزده سال، اثراتش را نمایان کرده است. 
«اذیت می‌شدم. آن سال‌ها مثل الان نبود که چاله‌ها را با آب بزنند بلکه چاله های خشک می زدند و با مواد منفجره، آنها را منفجر می کردند. گرد و خاک، همه جا را می‌گرفت و چشمانمان را پر می کرد. همین گرد و خاک ها روی چشمانم اثر گذاشت و مجبورم کرد، توی هر دویش لنز بگذارم. شپش‌ها می‌افتادند به جانمان و از سر و کولمان بالا می‌رفتند. آب نبود که خودمان را بشوییم. دیگر کمر هم برایم نمانده از بس سنگ‌جوری و سنگ‌بری کردم. همیشه باید کمرم را ببندم. شوهرم نیز این کارها را می‌کرد و فقط ششصد تومان بهش می‌دادند. قبلا سرب را با هیزم های طاق، آب می‌کردند و کوره را با همان ها می چرخاندند. شمش نیز درست می کردند؛ اما از بعد از انقلاب دیگر ایران نمی تواند شمش تهیه کند. اینجا سرب و نقره را قاطی می کنند و بعد می‌فرستند به چین. کار معدن در گذشته خیلی سخت بود. حالا که معدنچی ها انگار جای شاهی هستند و اوضاعشان خیلی خوب است. البته کار در این معدن، اصلا خطر ندارد و خیلی خوب است. باریکه‌های آب از تویش می‌گذرد و آدم حالش جا می‌آید وقتی به آنجا می‌رود. رفتن به داخلش، سخت نیست. بالابر دارد و خیلی راحت می‌توان دویست متر رفت زیر معدن.» الان که تک وتنها مانده ای وسط این بیابان، چه کار می‌کنی؟ «خودم را سرگرم می‌کنم، بیکار نمی‌مانم. می‌روم توی محوطه مجتمع اداری و آنجا گل و گیاه می‌کارم. هیزم جمع می‌کنم. گچ درست می‌کنم لای درزهای دیوار می‌مالم، می‌ترسم، عقرب نیشم بزند. بعضی وقت‌ها هم گریه می‌کنم برای پسری که از دست دادم. پسرم خیلی جوان بود و توی همین اداره کار می کرد. آن موقع که به کارگرها ماشین نمی‌دادند، پسرم با موتور خودش از نائین می‌آمد و می‌رفت نخلک. یک بار که در جاده بود، ناغافل با لودر شاخ به شاخ و درجا کشته می‌شود. او مرد و من و بچه هایش را به امان خدا رها کرد.» از پســــرش که حرف می زنـــــد، غم دنیــــــا می‌نشیند توی چهره اش و چشمانش خیس می‌شود. گوشه و کنار نخلک، هنوز بوی بهنامش را می دهد و خاطر او را برایش زنده می‌کند. خاله عصمت به غیر از بهنام، چهار فرزند دیگر هم دارد که هر کدامشان پی زندگی خود رفته اند و هر چند وقت یک بار به دیدنش می آیند و حال و احوالش را می پرسند. می گوید توی معدن که کار می کرد، بچه ها را توی خانه تنها می گذاشت و در را رویشان قفل می کرد. بعضی وقت ها هم یکی شان را به کول می‌بست و با خود به معدن می برد؛ مثل صغری، زن نوروز که او هم یک دختر داشت: «یک‌بار توی معدن کار می‌کردیم. صغری دخترش را خوابانده بود آن کنار و سرش به کارش گرم بود. بهش می‌گفتم، صغری مواظب باش، دارند خاک می‌آورند. تا آمد برود دخترش را از آنجا بردارد، پایش لای واگن رفت و له شد. به خاطر همین گفتند دیگر بروید به کار دانشجوهایی که آنجا هستند و برای کارآموزی، آمده اند برسید.تعداشان 60، 70تایی بود.» از کار معدن که فارغ می‌شدی، چه‌کار میکردی؟ «تا ساعت یک که توی معدن بودم. توی نخلک هیزم‌های طاق را جمع می‌کردم و می‌آمدم خانه و نان می‌پختم. به بچه ها رسیدگی می کردم. خانه را آب و جارو می کردم. خرما ار نخل‌ها می‌چیدم و شیره درست می‌کردم. الان می‌گویند این خرماها آلوده به سرب است، نباید خوردشان؛ ولی آن وقت ها ما می خوردیم و هیچ اتفاقی هم برایمان نیفتاد.» خاله عصمت، اتفاقی را که برای معدنچی های معدن یورت گلستان افتاد، شنیدی؟ «نه، کسی به من چیزی نگفت.» شده بود توی معدن برای خودت یا بقیه معدنچی‌ها اتفاق ناگواری رخ بدهد؟ «نه، کار توی معدن نخلک، خطرناک نیست. قبل از انقلاب، حادثه ای رخ داد و سه نفر کشته شدند؛ اما از آن هنگام تا به الان، چیز خطرناکی، رخ نداده است.»

 

 

     معدنی از خیر و خوشی
 خاله عصمت سیزده سال است که هر روز، ساعت هفت صبح، برای کارگرهای معدن، اسفند دود می‌کند و پای سرویس ها به استقبالشان می‌رود. دود اسفند را دور سرشان می چرخاند و بعد راهی معدنشان می کند.«به خاطر همین است که تاحالا اتفاق بدی آنجا نیافتاده است. من می‌خواهم کارگرها تنشان سالم باشد و با خیال راحت بروند آنجا کار کنند. من که دیگر بچه‌ای توی خانه ندارم؛ اما همه آنها مثل فرزندان خودم می مانند.» با همه سختی ها و رنج هایی که کشیده، اما از کار در معدن راضی است و دل‌خوشی دارد: «کار در معدن، برای زن‌ها سخت است؛ اما خیلی خوب است. من که راضی هستم چون برایم آمد داشت و خیر زیادی از این کار دیدم. حالا دیگر من، آخر خط هستم و چیزی به پایان عمرم باقی نمانده است. همه امیدم به خداست.»

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید



نخلک انارک

تاریخ درج : شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶

اطلاعاتی از قدیمی‌ترین معدن ایران

معدن نخلک جزء قدیمی‌ترین معادن ایران است و سابقه فعالیت معدن کاری در این مجتمع به بیش از دوهزار سال قبل می‌رسد. در حال حاضر این مجتمع تحت پوشش شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران اداره می شود كه به‌عنوان یک مركز معدنی صنعتی در حاشیه كویر مركزی ایران، در فاصله 120 كیلومتری شمال شرق شهرستان نائین و 45 كیلومتری انارک در قسمت شرقی یک رشته كوه منفرد واقع شده است. آب و هوای منطقه گرم و خشک و بلندترین قله آن حدود یک هزار و 440 متر از سطح دریا ارتفاع دارد؛ اما كارهای معدنی عمدتا در ارتفاع بین هزار (سطح زمین ) تا 800 متری (طبقه 200 متری) صورت می گیرد. یک جاده شوسه 35 كیلومتری از انارک تا معدن متروكه چاه خربزه و از آنجا 16 كیلومتر جاده آسفالت سرد راه  ارتباطی این معدن با سایر نقاط كشور است.معدن سرب نخلک از زمان‌های باستانی بهره برداری شده است و تعداد زیادی آثار از كارهای قدیمی، ابزار سنگی و وسایل ساخته شده از آهن خام كه در این ناحیه یافت شده، موید این نظر است. به‌علاوه وجود یک كاروانسرای مخروبه قدیمی می‌تواند مبین عبور یک راه ارتباطی از جنوب شرقی معدن باشد. قدمت این كارها كه در  عمق 125 متری (نزدیک سطح آب) دیده شده، حدود دو هزار  سال حدس زده می شود. در دوران معاصر، این معدن 53 سال پیش در حال بهره برداری دیده شده و تا سال 1332 كه به شركت سهامی كل معادن و ذوب فلزات ایران واگذار شده است، با كمک یک كوره ابتدایی كه به وسیله هیزم گرم می شده به ذوب سرب نیز مبادرت کرد‌ه‌اند. تولید اصلی معدن نخلک كنسانتره سرب با عیار 55درصد است. مواد معدنی استخراجی حاوی کانی‌های گالن یا سولفور سرب و سروزیت یا کربنات سرب است. مواد معدنی از کارگاه‌های استخراج از عمق 200 متری زمین با تلاش و کوشش کارگران زحمتکش این مجتمع استخراج شده و توسط اسکیپ به سطح زمین منتقل می‌شود. ظرفیت استخراج ماده معدنی حدود سه هزار تن در ماه و با عیار 7درصداست. پرسنل مجتمع در حال حاضر 135 نفر بوده و با نیروهای پیمانکاری بالغ بر 230 نفر هستند، طی سال گذشته 100 نفر به مجموعه افزوده شده است. تولید کارخانه مجتمع ماهیانه 300 تن کنسانتره است. مواد استخراج شده از معدن توسط کامیون از قسمت اسکیپ به کارخانه منتقل می‌شود. این مواد در ابتدای کار روی سرند اصلی به ابعاد 25 در 25 قرار گرفته و مواد زیر این ابعاد وارد سنگ شکن اولیه (فکی) شده و پس از خردایش تا هفت سانتیمتر از طریق یک نوار نقاله به سرندهای لرزان هدایت می شوند. ابعاد این سرندها سی در سی میلیمتر و ده  در ده میلیمترند. در مسیر عبور به سمت سرندهای لرزان این مواد توزین شده و همچنین توسط یک آهنربای الکتریکی مواد فلزی از مدار خارج و میزان بار ورودی کارخانه ثبت می‌شود.مواد در روی سرندهای لرزان که دو طبقه‌اند، جدا سازی شده و مواد زیر یک سانتیمتر از سرند زیرین عبور و وارد سیلو یا بونکر ذخیره کارخانه که ظرفیت آن 90 تن است، می‌شود. مواد درشت تر وارد سنگ شکن ثانویه یا مخروطی شده و پس از خردایش تا زیر یک سانتیمتر مجددا به قسمت سرندهای لرزان بازگشت می‌کند. این عمل آنقدر ادامه پیدا می کند تا همه مواد به ابعاد زیر یک سانتیمتر برسند.

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید



همه پیوندها