کویر نمک در سال ۱۲۸۴ – قسمت ۲

سفرنامه سون هدین

ترجمه : مجید ذوالفقاری انارکی 

کاروان سون هدین در هوای سرد و برفی اول بهمن ۱۲۸۴ پس از گذشتن از چاه علم و سپس دو کلبه سنگی که در مزرعه اطراف آن گندم و سبزیجات کشت شده بود، وارد علم میشود. مردم که از ورود یک خارجی بسیار متعجب بودند پس از کمی تامل برای او و همراهانش آب آشامیدنی و هیزم می آورند تا با آن آتش افروخته و خود را گرم کنند.

هدین در آنجا بلافاصله برای تکمیل آذوقه کاروان دست به کار میشود. یک عدد مرغ، ۶ عدد تخم مرغ و ۱ و نیم خروار علوفه (کاه)، تنها چیزی بوده که عرضه میشود و او به قیمت ۱۵ تومان میخرد. هدین مینویسد که علوفه گران بوده چون مردم علم خود آن را از اردکان وارد میکرده اند.

در آن هنگام ۱۰ سال از تاسیس علم میگذشته و ۱۵ نفر در آن ساکن بوده اند با ۳ زن و ۱ دختر، که یکی از زنان هنگام ورود هدین نشسته و نخ میریسیده است. خانه های علم با سقف های گنبدی آن به شکل یک کاروانسرا دور هم چیده شده و در وسط آن حیاط بزرگی قرار داشته که چند شتر در آن مشغول خوردن علوفه بوده اند.

ریش سفید محل، حاجی حسن که به قول هدین همه کاره علم است به سراغ او میاید. حاجی حسن صاحب ۲۵ شتر بوده که در آن هنگام در چهار فرسخی علم مشغول چرا بوده اند. هدین از حاجی حسن راجع به شرایط جغرافیایی و آبیاری علم میپرسد و قصد خود را برای عبور از ریگ جن، با او در میان میگذارد.

ادامه دارد...

عکس: خانه های گلی و بانوان علم