به یاد حاج کریم حسنی بافرانی معلم کلاس اولم 
 نوشته نسل سومی 

اسم استاد حسنی را که می شنوم یاد خاطرات زیادی می افتم در سال 1340 که برای کلاس اول دبستان وارد مدرسه ستوده شدم معلم تازه واردی به کلاس ما آمد که استاد کریم حسنی بود 
اما ان خاطره از یاد نرفتنیم این است 
یک هفته بود که به مدرسه رفته بودم و کتاب فارسی و حساب به من داده بودند درس اول کتاب ما دارا - آذر بود  آن روز ها نه کلمات را بخش می کردند و نه صدای کلمات را می کشیدند بعد از این دو کلمه حرفهای آنرا تک تک بیان می کردند الف - الف مدآ - دال - ر - ذال  و واقعا چقدر آموختن و آموزش به آن روش مشکل بود 
یک هفته گذشته بود و جمعه باید حمام می رفتیم و ناخن هایمان را می گرفتیم و موی سرمان را ماشین می کردیم 
چون مرا دیگر به حمام زنانه راه نمی دادند صبح زود روز جمعه مادر مرا بیدار کرد تا به اتفاق پدر به حمام بروم پدر در حمام مرا لخت مادر زاد کرد و به اتفاق به تنشورخانه رفتیم بعد از گرفتن دوش به صحن حمام برای کشیدن کیسه آمدیم وقتی مستقر شدیم دیدم پدرم با چند جوان ،خوش و یش می کند و یکی از جوانها احوال مرا هم پرسید  سخت متفکر بودم که او کیست و در دنیای بچگیکنجکاوانه دنبال او می گشتم که ناگهان احساس کردم کسی یک سطل آب سرد برویم ریخته زیرا اور ا شناختم بله آقای حسنی معلمم بود نفهمیدم که پدر چگونه مرا شست ققط منتظر ورود به خانه بودم وقتی پدر لباسهایم را به تنم پوشاند با عجله از حمام فرار کردم و به طرف خانه دویدم در دالان خانه زیر گریه زدم و تا مادر توانست مرا آرام کند کلی طول کشید آنوقت با گریه و اعتراض به مادرم گفتم که پدر مرا لخت لخت کرده و در حمام آبروی مرا جلو معلمم آقای حسنی برده است  من دیگر نه به مدرسه می روم و نه به حمام  ،البته پدر که از حمام آمد کلی مورد لعن و نفرین مادر قرار گرفت و دلجویی های زیادی از من شد به هر حال با سر افکندگی فراوانی صبح شنبه به مدرسه رفتم  اما اقای حسنی اصلا چیزی به روی خود نیاورد و من تا پایان روز احساس امنیت کردم ا
در کلاس سوم نیز با استاد حسنی بودم و دو سال از دوران ابتدایی من در کلاس درس ایشان بوده است  
بعدا در دوره دبیرستان در نائین هم برادر بزرگ ایشان استادحمید حسنی معلم ادبیات من بودند گویا حمید حسنی قبل از کریم یکسالی در چوپانا ن معلم بودند به همین علت هم حمید حسنی محبت خاصی نسبت به من داشتند شاید هم به این علت بود که من چوپانانی بودم 
خداوند اجر فراوان به این خانواده فرهنگی که خدمات فراوانی به فرزندان چوپانا ن  و تعلیم و تربیت چوپانان نموده اند عنایت فرماید و روح حاج کریم حسنی را مورد لطف و رحمت خود قرار دهد