در رثای همکار عزیز مرحوم احمد جلالپور 
شعر از: طاهر چوپانانی

گویند تا چشمم نبیند ،باورم نیست
باچشم خود دیدم ولی باور نکردم
آمد ندا وناله یی ،احمد کما رفت
آن ناله بشنیدم ،ولی باور نکردم
اوضاع واحوال شب بیماریش را
همواره پاییدم ،ولی باور نکردم
گویا حقیقت داشت آنچه می شنیدم
صد بار پرسیدم ،ولی باور نکردم
تابوت او بر دوش مردم غوطه می خورد
زین غوطه لرزیدم ،ولی باور نکردم
همگام با همکار وفرزند عزیزش
 با شکوه نالیدم ،ولی باور نکردم
با گوش خود اسمع، و افهم را شنیدم
هر چند  فهمیدم، ولی باور نکردم
همراه با همشهریان من دست خود را
بر قبر ساییدم، ولی باور نکردم
رنج آور اینگونه از احمد سرودن
زین شعر رنجیدم ،ولی باور نکردم
در باور طاهر نگنجد فوت احمد
باچشم خود دیدم ،ولی باور نکردم
منبع تصویر: کانال تلگرامی سلام چوپانان
منبع شعر: کانال تلگرامی گل بیکاری