حسینقلی معلم

نوشته : حکمت یغمایی
حسیقلی پسر عباس دایی حسین در سال ۱۲۷۰در خور زاده شد.پدرش ازمردم زواره وبه خور کوچیده بود. همسرش ربابه خانم از نوادگان میرزا احمد صفایی فرزند یغما جندقی بود.
حسینقلی در خور مکتب داری می کردوبرای گذران زندگی با برگهای نخل بادبزن وکلاه حصیری می بافت. مردی بسیار متدین ونیک منش وبی آزار بود . پس از تاسبس اولین دبستان دولتی در خور درسال ۱۳۰۵ به استخدام وزارت معارف در امد وسالیانی چند مدیر ونماینده این وزارتخانه در زادگاهش بود. خطی خوش داشت ومی کوشید تا شاگردانش این هنر را فراگیرند. از ابتکاراتش در زمان مکتبداری اینکه از دانش اموزان می خواست گزارش فعالیت های روزانه خودرا بنگارند ودر مکتبخانه بخوانند،وشاید تاثیر همین کار بود که سالها بعد برخی از شاگردانش به حرفه روزنامه نگاری علاقه مند شدند چون محمود آذز یغمابی، ابوالفضل ساغر یغمایی مدیر روزنامه مسلک. ...
معلم سالها در طبس هم به معلمی مشغول بود واهالی این شهر ازو‌به نیکی یاد می کنند..از اشعار معلم تنها کتاب مراثی ونوحه های او در سه نوبت به چاپ رسیده
اول بار در سال ۱۳۳۵ در مشهد با مقدمه دکتر علی شریعتی شاگردش به نام مناقب الایمه
دوم بار گزیده ای از ان به نام شورش عاشورا به همت فرزندش مرحوم محمد معلم
سوم بار درسال ۱۳۹۳ به همت مهدی دایی ، تجدید چاپ ازروی چاپ اول.
از معلم قصاید. قطعات ورباعیاتی نیز در دست است.
در پند واندرز
به حکم خواهش شهوت زره نباید رفت
به ریسمان ستایش به چه نباید رفت
نهاده هر طرفی دیونفس دام فریب
به فر عقل در ان دامگه نباید رفت
به بال دانش سنگ حسد نباید بست
زاعتساف به ماهی زمه نباید رفت
زروی نخوت وتدلیس وکبر وما ومنی
میان خلق جبین پر گره نباید رفت
دلی به دشنه زخم زبان نباید خست
بجز طریق خدا هیچ ره نیاید رفت
زپای گنج قناعت معلم خوری
مباش دور کزین جایگه نباید رفت...
////////////////// 
اندر طلب علم بباید کوشید
جزجامه ی توحید نیاید پوشید
آبی که به آبرو رساند نقصان
گر آب حیات است نباید نوشید
معلم در سال ۱۳۶۲ در خور وفات یافت. خدای رحمت کنادش
منبع:https://www.facebook.com/hekmat.yaghmaei?hc_ref=ARR-AlyeFgh3cXK4V1NLUMyzMnh-IneftyUjDAZQVltPJlTXlCF9IdoTnNdH0mCelis&fref=nf