در رثای علی  
   نوشته :محمدعلی ابراهیمی                                  
   و چه زود دست از جان شست و روی در نقاب خاک کشید. در عالم هنر غریب زیست و غریبانه  رفت . استاد علی فتوحی را می گویم. هنرمندی که صدای گرمش روح را نوازش میداد و خاطر را شاد می کر د . کمتر کسی است که آشنایی او را با دیگر آلات موسیقی  نداند. آنگاه که زخمه بر تار می زد تارهای نازک روح شنونده را به ارتعاش  در می اورد..نوای نی اش  که سالیانی پیش از نیستان بریده شده بودحکایت جدایی داشت و تلنگر بر ضربش پیامی بود که اهل دل را شیفته خود می کرد .پس از ان حا دثه تلخ که دم از خواندن فرو بست و نی را به کناری نهاد به کمانچه روی اور د . نواختنش به گونه ای بود که گویی سالهاست این ساز را تعلیم می دهد. در همایش گویش های محلی در سال ۱۳۸۵ خوش د ر خشید  افسوس که در شهریور ۹۶ جایش در میان هنرمندان خالی بود. شعر ترانه هایش که  اغلب غمبار بود  خود می سرود و دریغ که گهگاه به نام دیگران برچسب می خورد.یک شب در اصفهان او را با خود به مجمع شعرا و هنرمندان بر دم  تا شاهد هنرنمایی اش باشند  قرار شد با یکی از اصحاب هنر در ارتباط باشد ولی گرایشش به انز وا  گزید ن  مانع از این کار شد  دوستان صمیمی اش محدود بودند که همواره از دلجویی شان برخوردار می شد..در جریان بستری بودن درا ز مدتش در بیمارستان و پس از ان   در کار یابی همواره مهندس فیض انارکی در کنارش بود.در بستر بیماری به عیادتش رفتم.با لبخندی که همیشه با دیدن دوستان بر لب داشت مرا استقبال و بد رقه کر د. در خدمت جناب مهندس کیوان لوکی شعرِ ای نارسینه را سالها پیش  ماندگار کردیم.  ده سال بعد که سی دی ان را اما ده کرده و به دستش  دادم  ریزش قطرات اشک بر پهنای صورتش دلم را به درد اور د آخر نه  نی نوازیش با او بود و  دو بیتی از ان  هم با صدای ماندگارش. و چه روزگار بد یست روزگار ما که فتوحی  ها را در بودنشان قدر نمیشناسیم و در نبودشان با  جمله ای که بیانگر دلداری و تسلی خاطر است انجام وظیفه می کنیم.استاد علی   فتوحی از میان ما رفته اما یادش ، خاطراتش و صدایش زنده است .   یادش گرامی و روحش قرین ارامش باد.  ۹۷/۵/۱۵   ابراهیمی انارکی