سخنی با گردشگران عیددر چوپانان

ساكن چوپونون
دوشنبه 25 فروردین 93 00:28
فعلاكه تنهاش گذاشتید ورفتید فعلا كه از چوپونون بیش از اسم چیزی دیگه نمونده همه چوپونونا خلاصه كردید در سیزده روز عید میاید دور هم جمع میشیدو مثلا همایش یا نمایشگاه میگیریدو مقداری از پول چوپونونا صرف این مراسمات میكنید وجوایزشو كسانی میبرند كه ساكن چوپونون نیستندبعد از عید با یك خاطره شیرین از اینجا میریدومردم ساكن روستا دیگه تنها میمونندنه همایشی نه مسابقه ای هیچی كه هیچی میرید تاسال دیگه بعد از تنهایی چوپونون دم میزنید بیشتر ازاین شعار ندید مردم چوپونون از كمترین امكانات محرومند شما دنبال چی میگردید اینا همش شعاره وحرفای قشنگ از چوپونونا دوست دارید برگردید شما حاج اقایی كه بازنشسته ای بچه هاتم عروس ودوماد كردی دیگه جه دلیلی داره كه برنمیگردی شمایی كه میری تو شهر با اجاره های بالا تو كمترین مساحت داری زندگی میكنی كه دوست داری شهر بنشینی و وقتی هم ازت میپرسن كه چرا برنمیگردید نبود امكاناتا بهانه میكنند اگه برگردید ناخوداگه امكاناتم میاد ولی همه با چشم وهم چشمی روانه شهرها شدید و دم از تنهایی چوپونون میزنید تازه عیدا هم كه می ایید با هزار گونه توقع كه چه كار شده و چكاری نشده وهزاران توقعات بیجا كه فقط بعد ازعید تا چند ماهی جو ابادی رو متشنج وهمه رو به جون هم می اندازید دیگه بیش از این شعار ندید وبگذارید مردمی كه تو خود ابادی دارند با هزاران زحمتی كه شما برای اونا درست كردید زندگی میكنند به درد خود بسوزند درد دلم زیاده كه اینجا جاش نیست ولی اینو میدونم كه باید از بیرجندی ها تشكر كنیم كه به داد ابادی ما رسیدندكاری كه ما فقط شعارشا میدیم بعدكه برای عید می اییم به اونا به چشم یك غریبه نگاه میكنیم من از همینجا از همه بیرجندی هایی كه به ابادی ما اومدندو نجاتمون دادند تشكر میكنم تو رو خدا فقط حرفای قشنگ نزنید بیایید عمل كنید با تشكر