آیا اهمیت دادن به تحصیل یكی دیگر از عوامل ضد توسعه در چوپانان نیست؟

نویسنده : نسل سومی

هرچند كه انتشار این مقاله مخالفین زیادی خواهد داشت اما از بیان واقعیت ناچارم

تاریخچه مختصر سواد آموزی درچوپانان

از آنجائیكه اربابان نسل اول چوپانان اهمیت زیادی برای سواد آموزی قائل بودند و دوست داشتند كه فرزندانشان با سواد باشند قبل از آنكه دولت به فكر سواد آموزی باشد خودشان اقدام به استخدام معلم نمودند مرحوم حاج ممحمدعلی رمضان پسر برادر و داماد خودش یعنی محدرضا مستقیمی معروف به ملا را به چوپانان فرا خواند تا در زمینه با سواد كردن فرزندشان اقدام كند .

معمولا ملا از  جز 30 قر آن شروع می كرد و سپس به خواندن كتاب گلستان و دیوان حافظ می پرداخت بچه ها هر شب با قلم درشت خط را تمرین می كردند ضمنا عدد نویسی و چهار عمل اصلی در حساب ، استفاده از چرتكه و نوشتن حساب سیاق جز آموزشهای او بود خیلی از بزرگان چند سالی در مكتب ملا آموزش دیدند و بعدا طی امتحانی كه از آنها به عمل آمد در كلاس پنجم دبستان انارك پذیرفته شدند و تصدیق ششم خود را گرفتند ارزش تصدیق ششم در آنزمان كمتر از دیپلم نبود ه است البته عده ای از این افراد در كار های دولتی موفق بودند كه می توان از مرحوم حاج محمود عسكریان نام برد كه سالها به عنوان رئیس امور مالی كارخانه قند مرو دشت خدمت نمود و یا مرحوم حاج محمود مستقیمی كه او نیز سالها به عنوان رئیس امور مالی كارخانه قند تربت حیدریه انجام وظیفه كرد .

 خوشبختانه یا متاسفانه تحصیل در چوپانان طبقاتی نبود همه می توانستند فرزندشان را به مكتب بفرستند و دختران هم اجازه داشتند در مكتب درس بخوانند.از طبقه زارعیان آنان كه روشنفكر تر بودند فرزندش را بدست ملا سپردند كه از آن جمله می توان حاج حسین جلالپور و حسیعلی مراد و محمدعلی رنجبرو حاج عباس رستاقی و احتمالا قاسم جلالپور را نام برد دخترانی هم به مكتب ملا رفتند كه من از اسامی آنها بی خبرم .

بعدا كه دولت به تقاضا و اصرار مالكان برای تاسیس دبستان اقدام كرد به استخدام ملا پرداخت و كم كم معلمین نائینی برای تدریس وارد چوپانان شدند .ورود خانم سعیدی به چوپانان و با سواد بودن ایشان این فكر را تقویت كرد كه مدرسه دخترانه تاسیس شود خانم سعیدی نوه دختری حاج مندلی بود و با مرحوم حبیب مستقیمی ازدواج كرد و به همین علت به چوپانان آمد و دبستان ایراندخت را تاسیس نمود و سالها در پست مدیریت این دبستان خدمت نمود .

چرا سواد آموزی ضد توسعه می شود؟

نتبیجه این كار این بود كه مالكین در ادامه تحصیل فرزندان خود اصرار داشتند و این فكر به فرزندانشان تزریق می شد كه ما اشتباه كردیم كه در چوپانان ساكن شدیم و بهتر است فرزندانمان به شهرهای دیگر مهاجرت كنند این بود كه تقریبا تمام فرزندان نسل سوم چوپانان و نصف فرزندان نسل دوم به شهرهای دیگر هجرت كردند.

این طرز تفكر بر روی قشر رعیت نیز تاثیر زیاد داشت و چون مانعی نبود و تشویق ارباب ها نیز بود بسیاری از بچه های رعیت ها و خوش نشین ها نیز به مدرسه رفتند و آنها نیز هجرت كردند .

معمولا برای افراد تحصیلكرده مشاغلی كه آنها بتوانند به آن بپردازند در چوپانان وجود ندارد و اگر از خانوادهای یك نفر رفت، رفتن بقیه آسانتر می شود به همین علت می بینیم كلیه فرزندان تحصیلكرده این گروه ها نیز رفتند .

به همین علت است كه می گویم سواد آموزی در چوپانان به یك عامل ضد توسعه تبدیل شد . اگر موقعی كه ملا وارد چوپانان شده بود فقط اجازه می یافت كه به بچه های مالكین آموزش دهد و اگر مالكین در تاسیس مدرسه در چوپانان تعجیل نمی كردند و فرزندانشان را برای تعلیم به انارك می فرستادند شاید تحولات زیادی در چوپانان ایجاد می شد

شاید علت این كار این بود كه مالكیت چوپانان انحصاری نبود و خرده مالكی در چوپانان حاكم بود و مدیریت در چوپانان كاملا بر اساس اصول دمكراسی بوده است  به همین علت نیز پدران ما بهترین روش را انتخاب كردند . اما اگر مالكیت در انحصار یك نفر می بود آنوقت او می توانست حاكم دیكتاتور باشد و از ورود فكر نو به روستا جلوگیری كندو با بستن جامعه یك نسل دیگر را در خدمت خود بگیرد،همانطور كه در بسیاری از نقاط دیگر ایران این اتفاق افتاده است .