خرده مالكی سرطانی است كه چوپانان را می آزارد

با یكی از مالكین نسل چهارمی در باره راههای نجات چوپانان صحبت می كردم

از او سوال كردم كه شما یكی از مالكین چوپانان هستی آیا می دانی كه اولا چقدر از املاك چوپانان به تو ارث رسیده و ثانیا موقعیت املاك شما كجاست؟ در پاسخ من گفت كه من فقط از موقعیت باغمان با خبرم آن هم به این دلیل كه در زمان بچگی هر وقت به چوپانان می رفتم به همراه پدر بزرگم به باغ می رفتم

من میزان مالكیت اورا برایش محاسبه كردم . پدر بزرگ شما مالك 3 حبه از 120 حبه چوپانان بوده است او 4 پسر و دو دختر داشته كه سهم هر پسر 2سهم از 10 سهم می شود و مرحوم پدر شما یك پسر و یك دختر داشته كه شما ارث پسر می برید یعنی سهم شما از 3حبه4سهم از 30دسهم می شود یعنی شما مالك48 دقیقه از آّ چوپانان هستید و در آمد شما در سال 91 از این ارثیه54 هزار تومان در سال میشود

حال سوال من از شما این است كه چرا برای این املاك فكری نمی كنید ؟ او در جوابم گفت ارزشی ندارد

و من از اوپرسیدم پس آنرا بفروشید؟ او گفت یادگار پدرانم است بهتر است این یادگاری باقی بماند

اما این یادگاری باقی نمی ماند چون دچار آلزایمر شده روز بروز دارد تحلیل می رود

چوپانان مالك می خواهد  مالكی كه املاك چوپانان برایش صرفه اقتصادی داشته باشد  كارگرانی كه امروزه در املاك پدران ما كار می كنند به فكر منافع اقتصادی خودشان هستند آنها دلشان برای ما نمی سوزد تا روزی كه برایشان صرفه اقتصادی دارد روی آن كار می كنند و هر روز كه برایشان در آمدی نداشته باشد رهایش می كنند

امروزه كشاورزی سنتی و نیروی بازو قادر به بهره برداری نیست باید سیستم كشاورزی به روز شودو ماشین باید جایگزین نیروی كار انسانی گردد آیا چنین كاری امكان پذیر است ؟

باخرده مالكی این كار غیر ممكن است و درصورتی این كار ممكن می شود كه چوپانان به صورت یكپارچه درآِید

یكپارچه شدن چوپانان دو راه دارد  اول آنكه همه خرده مالكان تصمیم به فروش یكپارچه بگیرند كه به احتمال زیاد خریداری پیدا نخواهند كرد

دوم آنكه چوپانان به صورت یك شركت سهامی كشاورزی در آید وبا یك مدیریت قوی كار های كشاورزی سامان بگیرد  البته تجربه حجت اباد بعد از سیل نیز مانع بزرگی در این راه است

اما چوپانان مریض است و باید درمان شود و گرنه تدریجا می میرد