تأمین كود برای كشاورزی در چوپانان قدیم

نویسنده: نسل سومی

تهیه كود برای كشاورزی امری مشكل و در عین حال بسیار با ارزش بوده است به همین دلیل مقرراتی در این زمینه وضع شده بود كه در این مقاله می خواهم به آن اشاره كنم.

كود را باید به اشتراك مالك و رعیت هردو تولید نمایند و درمزرعه مورد استفاده قرار دهند . به همین علت كلیه كود تولیدی آنها باید به مزرعه توسط رعیت انتقال یابد . كودهای تولیدی به هشت روش تولید می شد كه به شرح زیر است:

 1- كودی كه از حیوانات بدست می آمد و این شامل كلیه حیوانات خانه اربابی و خانه رعیت بود.

 2 -كود موال كه از مستراحهای منازل اربابی و رعیتی بدست می آمد . در چوپانان قدیم حفر چاه فاضلاب ممنوع بود و هر منزل در كنار مستراحش چاهكی بود كه رعیت ها هر چند روز یكبار چند بیل ماسه بادی در داخل چاهك می ریختند و هنگامیكه چاهك پر می شد آنرا با بیل خالی می كردند و روی آنرا با خاك می پوشاندند و یكماهی به حال خود رها می كردند تا كاملا كود برسد یا به تعبیر امروزی تخمیر شود .سپس كود را بار الاغ كرده و به مزرعه منتقل می كردند این كود بیشتر مورد استفاده سیفیجات و سبزیجات بود

3-یكی دیگر از منابع تولید كود در چوپانان قدیم احداث خلا های عمومی بود كه بعضی مالكین در گوشه ای از زمین خود خلایی عمومی احداث می كردند كه حق برداشت از كود آن از آن مالك بود و رعیت در به عمل آوری و انتقال كود اقدام می كرد .

4-در زمان قدیم كه تنها رفت آمد مسافران و بار توسط كاروان های شتر انجام می گرفت و چوپانان لنگر گاه خوبی برای اتراق كاروان ها بود مقررات زیر برای مالكین چوپانان وضع شده بود .اولا اگر كاروانی وارد می شد حق آبه به مالكی تعلق می گرفت كه آن روزنوبت آب او بود و تنها او یا رعیتش اجازه داشتند كه كاه و علوفه به كاروانیان بفروشند و یا به سایرین اجازه دهند كه آنها در روز نوبت آنها اقدام به چنین كاری كنند .ثانیا كود حیوانی كه از شتران در پیوال به جای می ماند اختصاص به صاحب آب داشت كه رعیت بلافاصله در پایان روز آب به جمع آوری كود از پیوال اقدام می كرد و  پیوال میدانی بود كه شتران در آن استراحت می كردند.

تصویر از:http://ali-toodeshkechoo.persianblog.ir/post/37

5-رعیت های قدیم در بدست آوردن كود حیوانی تلاش می كردند و من به خاطر دارم كه مرحوم حسین قلی ابنی كه فكر می كنم از رعیت های نسل اول چوپانان باشد همیشه واله خرش روی خر آماده بود و بیلش را هم همراه داشت در كوچه و گذر كه عبور می كرد هرجا مقداری مدفوع حیوانی یا انسانی مشاهده می كرد بار می كرد و . منظره جالبی كه من از آن مرحوم به یاد دارم این است كه بارها دیده بودم وقتی خرش مشغول دفع مدفوع می شد بلافاصله كف بیلش را جلو مخرج خر می گرفت و بعد از جمع آوری آنرا به داخل واله منتقل می كرد.

6-یا از رعیت های نسل دوم شنیده بودم كه در ایام بچگی یكی از وظایف آنها این بوده كه آشارویی را بر می داشتند و در بیابان نزدیك روستا می رفتند و كلیه سرگین های شترها و الاغها را كه در بیابان ریخته بوده جمع آوری می كردند و به باربند خانه اشان منتقل می كردند .

7- معمولا كود تولیدی اقوام غیر مالك و خوش نشین توسط مالك و زارع در قبال زمین یونجه خریداری می شدو اگر كسی خانه اش را اجاره می داد كود ان خانه مختص مالك ان بود.

8- بعضی از مالكین كود آغل های گله داران را در بیابان می خریدند و این كود كه كود بسیار قویی بود را به مزرعه خود منتقل می كردند اسم مخصوصی داشت كه هر چه فكر می كنم نام آن به خاطرم نمی آِید فقط فكر می كنم كه آنرا  كِرس  می نامیدند 

البته این زحمت ها نتایج بسیار خوبی در بر داشته به طوریكه معمولا هر كشاورزی از هر حبه درسال 130من گندم

 130من جو 40 من ارزن و تا دو یا سه برابر مصرف خود و ارباب از محصولات زیر را بدست می آورده :خربزه هندوانه

 ،چغندر ، زردك ، شلغم ،اسفناج و سبزیجات ، پیاز ، بادمجان ، گوجه فرنگی ، زیره ، سیاهدانه ، كنجد ، شاهدانه ، كلم ،

 سیر ، انگور ، انجیر ، انار ، خرما ،توت،زردآلو و یونجه فراوان برای خوراك چارپایان و همه اینها نتیجه این تلاش خستگی

 ناپذیر بوده است