وقتی فروشنده سنگ می شود!!

نوشته: عباس زاهدی

دربنگاههای معاملات ملکی اصطلاحی عامیانه هست که می گویند فروشنده را سنگ کردم،یا فروشنده سنگ شد.این در وقتی است که همسایه های ملکی به جهت فروش نرفتن ملک مجاورشان دست بدامان دلال ها و خبره ها شده و بهایی چند برابر قیمت واقعی به ملک مورد نظر گذارده و به فروشنده تفهیم می نمایند که که ملک خیلی ارزشمند است و مفت نفروش و حال اینکه چنین چیزی نیست. فروشنده طمعکار هم با هر خریداری مواجه می شوددر اولین کلام که قیمت ملک باشدبه اصطلاح او را می پراند.

بر سر املاک چوپانان و فروشندگان هم همین حادثه حدوث یافته،شنیدم خانه ای را در بالای آبادی به قیمت نجومی 600 ملیون تومان قیمت گذاری کرده اند ،اولاٌ این خانه به معنی واقعی بناسازی و بزک شده است و مالک آن که خود دستی در گلکاری داشته ظاهر آنرا خوب آراسته، امتیاز دیگر این خانه این است که نیمی از شبانه روزبه خاطر مرتفع بودن محل ،آب نداردو فقط وقتی فشار به اندازه کافی بالا باشدآب در لوله هایش جریان می یابد.خوب کسی که 600 ملیون تومان پول مفت داردبایستی ماهی حداقل 5 ملیون تومان اجاره این ملک را بگیردو با سود بانکی متداول 20% ماهیانه 12ملیون تومان سود دریافت نماید.با این پول می تواند یک آپارتمان در بهترین محل خیابان ولیعصرتهران و یا دو آپارتمان در اصفهان و یا 4 آپارتمان در یزد خریداری نماید.حال این بنای سرهم بندی کدامیک از این امتیازات را دارد؟

به نظر این حقیر املاک بر خیابان اصلی چوپانان حداکثر متری 200هزار تومان آنهم برای کسی که عاشق باشد بیشتر نمی ارزد.ساختمانهای موجود روی این زمین هاهم به نظر من از نظر مسکونی ارزش چندانی نداردو خرج کردن بر روی آن هم آفتابه خرج لحیم کردن است مگر اینکه از نظرقدمت، ارزش مادی داشته باشد.یا به خاطر نام صاحبان اولیه اش برای وراث ارزشمند باشدکه حقاٌهم هست ولاغیر.

همین ساز را برای املاک زراعی هم دارند کوک می کنندو قیمت های نجومی بر آنها می گذارند.آخر یک حبه ملک که اجاره سالانه آن500هزار تومان باشدکه آنهم بایستی با زور در یافت شود، مگر چقدر می تواندارزش مادی داشته باشد.

به نظر این حقیرملک چوپانان برای کسی خوب است که بیل را در دست دارد نه برای مالک. خرده مالکین وارث آنهابه خاطر حفظ نام اجدادو ارج تهادن بر زحمات آنان در حفظ آن کو شیده اند نه به خاطر سودو منفعت مادی آن.به همین جهت به نظر من هر حبه 20 تا 25 ملیون تومان آنهم بدون توجه به سود سرمایه گذاری.

حچت آباد هم هر حبه 10 ملیون تومان ، آشتیان به خاطر برق و چاه آب اندکی بیشتر ، حدود 14 ملیون تومان ،بیشتر ارزش ندارد.باز هم متذکر می شوم کسی که می خرد بایستی عاشق باشد و نگاهی به باز گشت سرمایه نداشته باشد.

اما خواهش دیگر من از وراث نسل سومی و چهارمی این است که ارزش معنوی میراث اجدادی را بدانندوبه هوسی نفروشند.ملک چوپانان را وقتی بفروشندکه دیگر نام چوپانان را از صحیفه ذهن و خاطر خود پاک کرده اندو تا زمانی که خود را انارکی و چوپانانی می دانند مبادا یادگار اجدادی رابفروشند،یادگار اندکی که با صرف عمری طولانی فراهم آمده و نمی توان بر آن ارزش و بهایی متصور گردید.مبادا روزی فرا رسدکه مانند: -پاره ای از نسل سومی و چهارمی- وقتی گذرتان به چوپانان افتادشرمنده از کرده خود یاپدران در خیابان ویلان و سرگردانباشید.آنان که فروختند باختند،و ناسپاسی خود را نشان دادندو حق السهم اندک خود از میراث اجدادی دوچرخه ای برای آقا زاده و یا دیگ زودپزیبرای سرکار خانم خریدندو بس.

وقتیکه به آب روان جوی نظر می کنیددر این آیینه در گذر،آیا تصاویراجداد سخت کوش خود و تمام کسانی راکه عمر و هستی و مال خود رادر آن جاری ساختن آن مصروف داشتندنمی بینید؟لابد خیر.اما من هرگاه، دراین جوی آب ،این آیینه شفاف و پاک می نگرم خاصانه ترین درود هارا به پیشگاه این رادمردان بزرگ که دست در دست هم کوشیدندو به کویر روشنایی بخشیدند،می فرستم. و فراتر از آن قطره اشکی از گوشه چشم به روان تابناک همه مالکین-کارگران-مقنی ها-کشاورزان و تمام زحمتکشان این روستافاتحه نثار می کنم و از خداوند بزرگ می خواهم در بهشت برین جایگاهی والا برای آنها قرار دهدو.

دلم درد بسیار دارد ولی سخن به درازا می کشد و از حوصله خوانندگان خارج است

در اندرون من خسته دل ندانم چیست؟            که من خموشم و او در فغان در غوغاست

عباس زاهدی-فروردین ماه 94-یزد