چوپانانِ آباد

mostaghimi.25@gmail.com

آیا آثار تاریخی عباس آباد چوپانان را می شناسید[2]؟!
بقیه تصاویر آثار تاریخی عباس آباد چوپانان
عکس از مرضیه جلالپور- نمای شمالی و شرقی منزل حاج حسین نصراله
عکس از مرضیه جلالپور- مهمانخانه مهزل حاج حسین نصراله
عکس از مرضیه جلالپور- خانه تنور منزل حاج حسین نصراله
 حمام عباس آباد چوپانان
عکس از مرضیه جلالپور- منزل رعیتی یا خانه پلتگی یل خانه نرگس حبو (حبیبه)
عکس از مرضیه جلالپور- منزل رعیتی یا خانه پلتگی یل خانه نرگس حبو (حبیبه
عکس از مرضیه جلالپور- طویله خانه پلنگی


آیا آثار تاریخی عباس آباد چوپانان را می شناسید[1]؟!
من قبلا فکر میکردم که در عباس آباد ۳ اثر تاریخی وجود دارد 
۱-معروفترین آنها کاروانسرای عباس آباد معروف به رباط عباس آباد
۲- دومین اثر خانه تاریخی حاج حسین نصراله است که مقر راهداری این منطقه در دوران قبل بوده
۳- سومین اثر حمام کوچک عباس آباد است که متاسفانه رو به ویرانی است و این حمام جهت مسافران رباط مورد استفاده بوده است 
۴_ چهارمین اثر که من تا امروز از آن خبر نداشتم و متاسفانه رو به ویرانی است خانه رعیتی عباس آباد مشهور به خانه پلنگی یا خانه نرگس حبو(حبیبه) می باشد
با تشکر از خانم مرضیه جلالپور که تصاویر زیر را در اختیار اینجانب قرار دادند
کاروانسرا یا رباط عباس آباد- عکس از مرضیه جلالپور
عکس از مرضیه جلالپور- ورود رباط عباس آباد 

عکس از مرضیه جلالپور- نمایی شمالی رباط از حیاط
عکس از مرضیه جلالپور- نمایی شرقی رباط عباس آباد
عکس از مرضیه جلالپور- درب ورودی منزل حاج حسین نصراله
عکس از مرضیه جلالپور- ایوان و حیاط منزل حاج حسین نصراله
عکس از مرضیه جلالپور- ایوان منزل حاج حسین نصراله
عکس از مرضیه جلالپور- دالان ورودی خانه حاج حسین نصراله

عکس از مرضیه جلالپور- اتاق زمستانی و بخاری دیواری منزل حاج حسین نصراله
 بقیه تصاویر در پست بعد ارائه می شود



اقدام فوری بر ضد کرم ساقه خوار 

 اطلاعیه :
                        
  تاریخ : 
۱۳۹۹/۰۱/۲۶
 قابل توجه کشاورزان محترم منطقه چوپانان و دق سرخ شهرستان نایین : 

به استناد نتایج حاصل از بررسی های کارشناسی انجام شده،  ردیابی و محاسبه درجه حرارت روزانه ، زمان اوج پرواز آفت پروانه چوبخوار پسته و مبارزه شیمیایی بر علیه آن در منطقه چوپانان فرا رسیده است.
 بر این اساس در باغاتی كه جمعیت بالای آفت مشاهده می شود از هم اکنون به مدت یک هفته می توانید با یکی از سموم زیر نسبت به مبارزه اقدام نمائید:

۱-مچ 1/5 (یک و نیم) لیتر در هزار لیتر آب
 
۲- لوفوكس 1/5 (یک و نیم) لیتر در هزار لیتر آب
۳- کنسالت ۱ لیتر به همراه ۵ لیتر روغن ولک در هزار لیتر آب

درصورت همزمانی پیک پرواز پروانه چوبخوار پسته با گلدهی و گرده افشانی درختان پسته، از آنجاییکه سمپاشی دراین مرحله درگرده افشانی اخلال ایجاد می‌کند، توصیه می‌شود در صورت امکان، سمپاشی بر علیه آفت بعد از کامل شدن مرحله گرده افشانی انجام شده و یا از سمپاشی درختان نر خودداری گردد.

در صورت توام بودن این آفت با سایر آفات اول فصل  و جهت کسب اطلاعات بیشتر با کارشناسان گیاهپزشکی مشورت نمایید.

توجه:
  - اختلاط سم وروغن بیرون از تانکر به خوبی انجام شود.

- با اطمینان از شرایط آب و هوایی مطلوب عملیات سم پاشی انجام شود.

 - از اختلاط بی مورد سموم پرهیز شود.
 
- موفقیت در روش توصیه شده در این اطلاعیه نیازمند تهیه سموم با کیفیت از فروشگاه های مجاز توسط کشاورز می باشد.

واحد حفظ نباتات مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان نایین


چوپانان در ۲۹ فروردین ۴/۵ میلیمتر باران بارید

  وضعیت هوای شهر    چوپانان    
  هوای حاضر: 
 بروزرسانی در: ۱۱:۳۰-۱۳۹۹/۰۱/۲۶
 دمای هوا: 15.0 درجه
 نم نسبی : 58 درصد 
  سرعت باد : 1متر برثانیه (4km/h )   
 جهت باد :0 درجه شمال شرقی 
  دید افقی : 0متر
 وضعیت 24 ساعت گذشته 
 میزان بارش: 4.5 میلی متر  
 کمینه :9 درجه
 بیشینه:22.5 درجه


نخستین سفر من
نوشته: محمد مستقیمی(راهی)

توی چوپانان مادرم غریب بود یعنی بیابانکی بود و اطرافم را اقوام پدری گرفته بودند. عمو، عمه، عموزاده و عمه‌زاده و وابستگان نسبی و سببی پدر که همه انارکی بودند با این که در خانه‌ی ما از گویش انارکی خبری نبود اما در بیرون از خانه پدرم با اقوام خود به این گویش می‌گفت و مادرم هم گرچه خویشاوند نزدیکی نداشت اما اغلب خانواده‌های رعیتی بیابانکی بودند و هر وقت با آن‌ها رو به رو می‌شد ناخودآگاه می‌زد کانال پنج و به گویش خوری به کودکی خود برمی‌گشت در نتیجه من با هر دو گویش که از عجایب خلقت است _این دو گویش در دو بخش به هم چسبیده از شهرستان نایین رواج دارد و با این که از نظر ساختار واژگانی و نحوی به نظر می‌رسد خیلی به هم نزدیک است اما به حدی متفاوت است که زبانمندان هر کدام هیچ فهمی از دیگری ندارند ظاهراً هر دو گویش از بازمانده‌های گویش پهلوی است چون نزدیکی بسیاری با گویش زردشتیان دارد، این نکته را بعدها که در یزد تحصیل می‌کردم و همکلاسی زردشتی داشتم فهمیدم تقریباً گفتار آنان برایم قابل درک بود هرچند هنوز درک چندانی از زبان‌ها و گویش‌ها نداشتم _ بماند از گفتن در هر دو گویش عاجزم اما هر دو را بخوبی می‌فهمم و باز هم بماند دور افتادم از مقصد اصلی منظورم از رفتن به این فضا بحث گویش‌ها نبود بلکه می‌خواستم بگویم که اقوام مادری در چوپانان نداشتم دریغ از یک نفر  _ بعدها یکی از پسرخاله‌هایم با با یکی از نوادگان عمویم ازدواج کرد و ما، بچه‌های مادرم، چقدر خوشحال شدیم که بالاخره ما هم خویشاوند مادری داریم_ می‌دانید که خویشاوندان مادری معمولاً به آدم نزدیکترند البته تعمیم ندارد و این پدیده به رفتار مادران برمی‌گردد. باز هم بماند هشت نه ساله بودم تابستان کلاس دوم به سوم یا شاید هم سوم به چهارم که زور شاگرد اول شدن چند ساله‌ام چربید و پدرم را در فشار یک مسافرت پنجاه کیلومتری من به چاه ملک که اغلب خویشاوندان مادریم در آن جا بودند تسلیم کرد. اولین مسافرت من بود و اولین مسافرت مستقل و تنهای من و لابد بسیار پرارزش استقلال حس غریبی است آن هم برای یک کودک هشت نه ساله. 

آن روزها در منطقه‌ی ما نه جاده‌ی مناسبی بود و نه اتومبیل چندانی در خود چوپانان به یادی من یک ریو جنگی بود مال عباس علمی که آن حادثه‌ی کذای تصادف جلوی خانه‌ی عمو میرزامهدی را به وجود آورد و خانواده‌های وابسته به این کامیونت قراضه را آواره کرد که پیش از این مفصل شرح داده‌ام و یک یک کامیون جمس یا شاید هم شورولت بنزینی بود مال محمدعلی بقایی دایی ناتنی خودم _ او دایی خواهران و برادران ناتنیم بود_ که این کامیون بنای راننده شدن اغلب بچه‌های چوپانان را گذاشت اولین افرادی که راننده شدند مثل: حسین رضا، علی‌محمد فرمانی،  جمشید عوض و اسفندیار بودند که در اصل پیش کسوتان رانندگی در چوپانان هستند که بعدها صنعتی شد و تقریباً همه‌ی کسانی را که حال درس خواندن نداشتند یا امکان مهاجرت به شهرها برای ادامه‌ی تحصیل برایشان نبود جلب کرد و چنان گسترده شد که گاهی ایام نوروز جای پارک تریلرها در خیابان‌های چوپانان نبود. 

نمی‌دانم چرا حاشیه‌ها بیشتر از متن می‌شود بله می‌گفتیم که اتومبیل یا نبود یا کم بود یکی دو تا کامیون هم اهالی فرخی داشتند و یک کامیون هم شوهر خاله‌ی خودم، حسینقلی افلاکی در چاه ملک داشت که گهگاهی باری که معمولاً ذغال بود و قاچاق هم بود و اغلب به درد سرش هم نمی‌ارزید تا اصفهان می‌بردند و در میدان کهنه کوچه‌ی هارون ولات گاراژ کوره پزی تحویل می‌دادند و اغلب هم گیر پلیس می‌افتادند که مثل همیشه با چند ریال رشوه خلاص می‌شدند. و یک کامیون دو کابینت جالب که ماشین پست خوانده می‌شد و هفته‌ای دو بار مسیر نایین تا خور را طی می‌کرد و تقریباً تمام بار و مسافر این مسیر بر این زبان بسته بود خاطرات زیادی از این کامیون دارم یک کابین دو ردیف صندلی داشت که بر طاق آن یک صندوق بزرگ نصب شده بود که محمولات پستی در آن نگهداری می‌شد و نراسی هم بود برای پیمانکار حمل پست و پیک پست در فصولی که داخل کابین گرم و طاقت فرسا بود و یک اتاق چوبی حمل بار درست مثل کامیون‌های اصطلاحا تک امروزی که هر نوع باری را حمل می‌کرد؛ از خوار و بار و پوشاک گرفته تا بشکه‌های نفت سفید و بنزین و معجزه این که با تمام بی‌احتیاطی در حمل کلاهای خطرناک هرگز این کامیون کذایی دچار حادثه نشد خوب طبیعی بود چون اولاً یکه تاز این جاده که چه عرض کنم این راه مالرو بود و ثانیاً لاک پشتی حرکت می‌کرد و شب و روز هم می‌رفت. بگذریم مسافرت تابستانی برایم جور شده بود و آقای نوروزی انارکی هم پیمانکار حمل پست بود یعنی همه کاره‌ی همان کامیون کذا و از طرفی دوست و شاید هم خویشاوند پدرم - پدرم با ۹۰ درصد انارکیها خویش بود به هر انارکی که می‌رسید می‌گفت: پور خاله که من ابتدا خیال می‌کردم این یک لفظ حاوی محبت است و بیان ارادت می‌کند البته کنجکاوی من جازه نداد که نپرسم و جالب این که گفت: نه پسرجان من به هر کس می‌گویم پور خاله، پسرخاله‌ی من است و بعدها که تحقیقاتی در شجره‌نامه داشتم به حقیقت این موضوع پی بردم پدرم هفت خاله داشت که پور خاله گفتنش را به هر انارکی از راه رسیده توجیه می‌کرد. برگردیم سر اصل مطلب عصر یک روز تابستانی من هشت نه ساله تحویل آقای نوروزی انارکی پیمانکار پست و پور خاله‌ی پدرم داده شدم تا در چاه ملک مرا به شوهر خاله‌ام که به نوعی هم صنف خودش بود بدهد و سوار بر کامیون کذا البته بر طاق کابین روی صندوق پست و درست در میان آقای نوروزی پیمانکار و آقا نور قاضوی پیک پست نشستم و خوشحال به راه افتادم عده زیادی هم مسافر جندقی و بیابانکی در کابین و یا روی بارها در اتاق بار کامیون بودند و هر جا کامیون به اصطلاح خودشان به ریگ می‌نشست و از رفتن باز می‌ماند مسافران به کمکش می‌شتافتند و فوری به پایین می‌پریدند -البته فقط مردان- و هل می‌دادند و گاهی هم از ورق‌های فلزی که از بشکه کهنه‌ها ساخته شده و به آن‌ها تخته آهن می‌گفتند استفاده می‌کردند یعنی آنها را زیر چرخهای کامیون می‌انداختند یا از شر ریگهای روان خلاص شده راهش ادامه دهد به هر حال تا هوا روشن بود من می‌توانستم از آن بالای کابین این فعالیت‌های تمام نشدنی را تماشا کنم و بعد هم که تاریک شد به جلوی کامیون خیره می‌شدم و حدس می‌زدم که الآن در این آب بردگی پر از ریگ شده جاده کامیون گیر می‌کند یا نه و اغلب حدسهایم هم درست از آب درمی‌آمد البته این مهارت من نبود که شدت هجوم ریگهای روان و سنگینی بار کامیون و ناتوانی موتور آن زبان بسته بود که به من کمک می‌کرد درست حدس بزنم.

نمی‌دانم چه پاسی از شب گذشته بود که به دو راهی جندق، حوض حاج علی رسیدیم.  حوض حاج علی که مجموعه‌ای از یک آب انبار و دو اتاق و یک ایوان به اضافه‌ی یک موال صحرایی که همه‌ی سرویس بهداشتی آن بود - موال صحرایی چهاردیواری کوچکی بود با دیوارهای کوتاه که اگر مردی داخل آن می‌ایستاد سرش از بیرون دیده می‌شد. در میان این اتاقک بدون سقف گودالی بود که با دو تخته سنگ چاهک کم عمق فاضلاب را به صورت سنگ توالت درمی‌آورد البته از بیرون یک راه تخلیه این چاهک به صورت دریچه‌ای تعبیه شده بود البته فاصله دو تخته سنگ همیشه مناسب برای کودکان نبود و کودکان نمی‌توانستند بر روی آن بنشینند و قضای حاجت کنند چون گشادتر از حدی بود که پاهای کوچک بچه‌ها را پذیرا باشد به همین جهت در گوشه و کنار همین اتاقک کوچک آثار جرم کودکان دیده می‌شد که موال سه راهی جندق هم شاهد چنین جرمی از من است به هر حال کامیون پست ایستاد و بعضی از مسافران از جمله من و آقای نوروزی پیاده شدیم آقای قاضوی پیاده نشد چون پیک پست بود و باید به جندق می‌رفت و محموله‌های پستی جندق را تحویل داده و برمی‌گشت من هم دلم می‌خواست به جندق هم بروم و جندق را که از دور برایم بسیار آشنا بود ببینم چون ما در چوپانان با جندقیهای بسیاری مراوده داشتیم و خیلی از همکلاسی های ما یا از جندق می‌آمدند یا جندقی الاصل بودند که با خانواده به چوپانان مهاجرت کرده بودند بیشتر برای کار پس الفت من با جندق خیلی بیشتر از آن بود که آرزو نکنم کاش من و آقای نوروزی هم همراه کامیون پست به جندق می‌رفتیم اما آقای نوروزی که هفته‌ای دو بار این مسیر را طی می‌کرد هیچ جاذبه‌ای برایش نداشت و بهتر از همه این که چند ساعت زمان رفت و بازگشت کامیون را بر بام بلند و خنک ایوان حوض حاج علی چرتی بزند و خستگی درکند مسافران چاه ملک و فرخی و خور هم ترجیح می‌دادند استراحت کنند تنها من بودم که اشتیاق کودکانه‌ام مرا برمی‌انگیخت که رنج این سفر غیر ضروری را به جان بخرم اما نه من جسارت این پیشنهاد را داشتم و نه آقای نوروزی اجازه‌ی دور شدن امانت جناب شیخ را به من می‌داد به هر حال مأیوسانه همراه دیگران به ایوان آمدیم فوراً بساط چای رو به راه شد لقمه‌ای نان و قاتق سق زدیم و چای خوردیم و بعد عده‌ای از جمله آقای نوروزی و من و بعضی از مسافران که ظاهراً با آقای نوروزی بیشتر اخت بودند به بام رفتیم و بساط مختصر خواب گستردند و همه خوابیدند جز من که شور و شوق سفر و جهانگردی و دنیا دیدن در من بیش از آن بود که فرصت را از دست بدهم و حالا که ۲۵ کیلومتر از خانه دور بودم به جای اندیشیدن به سفر و سیر و سیاحت در آسمان پر ستاره کویر که هرگز از تماشای آن سیر نمی‌شوم بگیرم بخوابم و البته دلخوری جندق نرفتن هم مزید بر علت بود ولی کودکی غلبه کرد و دم دمای صبح بود که انگار خواب مرا درربود که با نوازش آقای نوروزی آن پیرمرد خستگی ناپذیر و خوشرو و دوست داشتنی و پور خاله‌ی بابا بیدار شدم و از بام دیدم که کامیون پست بازگشته است و نیم دیگر سفر یعنی ۲۵ کیلومتر باقی‌مانده را به زودی طی خواهیم کرد و در خود نمی‌گنجیدم که چه کسانی، چه چیزهای تازه‌ای و چه جاهایی دیدنی را خواهم دید این اشتیاق کودکانه وصف ناشدنی است همین الآن که دارم تایپ می‌کنم هر لحظه خود را سرزنش می‌کنم که نه این همان حسی نیست که من داشتم این چرندیات چیست که می‌نویسی آقای نویسنده و به کودکیم حق می‌دهم که از بابت ناتوانی من در بیان حس او گلایه کند به خودم می‌گویم می‌توانم بنویسم اما به درازا می‌کشد اما می‌دانم که بهانه‌ای بیش نیست شاید واژگان قادر نیستند آن را تصویر کنند نه قطعاً نوشتنی نیست به یک اشتیاق کودکانه‌ی خود برگردید شاید بتوانید درک کنید. 

ناشتا در آن صبح تابستانی در خنکای سحرگاهان کویر سوار بر بام کامیون پست به راه افتادیم انگار ریگهای روان تمام شده بودند بله تا زرومند بیشتر نبودند بیشتر آن گیر کردنها در باغو زرمو بود چون بعد رودخانه(مسیل)نهو دیگر کامیون در ریگ گیر نکرد و دیگر آن تخته آهن ها به کار نیامد. نزدیکی های ظهر بود که به چاه ملک رسیدیم و وسط خیابان چاه ملک جلوی خانه‌ی حاج مسیب پیاده شدیم آقای قاضوی پی کار خود رفت و آقای نوروزی هم پسرکی همسن خودم را صدا زد و گفت:خانه‌ی حسینقلی افلاکی را بلدی گفت بله همین پشت است توی همین کوچه گفت: این آقا زاده را ببر و خانه‌ی خاله‌اش را نشانش بده! با خداحافظی از آقای نوروزی همراه پسرک به خانه‌ی خاله اختر رفتم و آغوش گرم و پرمحبت خاله و بچه‌هایش مرا پذیرا شدند.

محمد مستقیمی - راهی


۲۴ فروردین ۱/۵ میلیمتر باران بارید
وضعیت هوای شهر    چوپانان    
  هوای حاضر: 
 بروزرسانی در: ۱۱:۳۰-۱۳۹۹/۰۱/۲۵
 دمای هوا: 18.0 درجه
 نم نسبی : 59 درصد 
  سرعت باد : 3متر برثانیه (11km/h )   
 جهت باد :280 درجه غربی
  دید افقی : 0متر
 وضعیت 24 ساعت گذشته 
 میزان بارش: 1.5 میلی متر  
 کمینه :12.1 درجه
 بیشینه:22.9 درجه


  
23فروردین ۴/۵ میلیمتر باران بارید
  وضعیت هوای شهر    چوپانان    
  هوای حاضر: 
 بروزرسانی در: ۱۱:۳۰-۱۳۹۹/۰۱/۲۴
 دمای هوا: 17.0 درجه
نم نسبی : 72 درصد 
سرعت باد : 2متر برثانیه (7km/h )   
جهت باد :40 درجه شمال شرقی  
  دید افقی : 0متر
 وضعیت 24 ساعت گذشته 
 میزان بارش: 4.5 میلی متر  
 کمینه :10.1 درجه
 بیشینه:25.9 درجه 
t.me/choopananabad


آیا بحث رویش آنغوزه در بیابانهای چوپانان هم مطرح است ؟
گویا امسال در کوهسار های انارک رویش گیاه آنغوزه شدیدٱ کاهش داشته  و مردم انارک نسبت به این عدم رویش اظهار نگرانی کرده اند که بحث آن در کانال تلگرامی انارک نیوز مطرح شده 
من امسال به علت کرونا نتوانستم به چوپانان بیایم و از وضعیت رویش این گیاه در چوپانان بی اطلاع هستم اما فکر می کنم که مسأله رویش گیاه آنغوزه در چوپانان و انارک مشترک است لذا پاسخ آقای مهندس لوکی رئیی منابع طبیعی را در زیر می آورم امیدوارم اگر این مشکل در چوپانان هم مطرح است انیشمندان چوپانانی چاره اندیشی نمایند.
 1- مهندس کیوان لوکی رییس اداره منابع طبیعی شهرستان نایین: بحث انغوزه با تمام تفاسیری که خانمها و اقایون با کنایه و بی کنایه گفتند بر میگرده به منابع طبیعی و منهم پاسخگوی شما هستم. تجربه و علم همیشه در کنار هم آگاهی بخشه. آخرین باری که انغوزه در انارک مجوز برداشت گرفت سال 93 بود. طبق طرح بهره برداری هر 5 سال یکبار اجازه بهره برداری داده شده و در صورت مساعد بودن رویشگاه داده میشه. چه کیوان لوکی رییس باشه چه نباشه. عمر انغوزه 7 ساله. در سال آخر با بذردهی گیاه کلا خشک می شه. اونهایی که سال گذشته بیابون رفتن به چشم خودشون دیدن که بیش از 60 درصد بوته های انغوزه به گل نشسته بود و تماما خشک شد این دیگه ربطی به تیغ زدن نداره. بخشی از مناطق به هیچ عنوان اجازه بهره برداری نداشته از جمله منطقه زنجیر گاه، منطقه طالمسی، منطقه گود مراد و کان مس و عشین. آیا اونهایی که ادعا می کنن تو این مناطق رفتن ببینن شرایطش چجوریه. اینجاها که بهره برداری نشده پس انغوزه هاش سر جاشه. طرح بهره برداری داره تو طرح هم دوره تناوب 5 سال پیش بینی شده و اگه شرایط رویشگاه سال 5 خوب باشه اجازه بهره برداری می دن. البته در جندق و خور و طبس هر ساله منطقه بندی شده و بهره برداری می کنن. موضوعی که متاسفانه توجهی به اون نمی شه اینه که اگه پایه انغوزه قطر کافی نداشته باشه ارزش تیغ زدن نداره و اجازه هم داده نمی شه. حداقل 4 سال باید گذشته باشه تا قطر ریشه قابل برداشت باشه. هم توجیه شدن هم آموزش دیدن هم نظارت شده. ریشه های برش خورده هر کارگر مرتب کنترل شده. بار داخل انبار کنترل شده. تو بیابونم کنترل شده. کل منطقه که تیغ زده نشده. آیا تو گردنه زنجیرگاه  جیربو و بقیه مناطق هست انغوزه یا نه. اگه اونجاها فراوونه حق با شماست. بعضی از انارکیهای محترم حداقل چندین مرتبه خود من رو دیدن تو مسیر های اینها بعد از ظهر و نکته اساسی تر اینه که زمستان 97 حداقل 7 مرتبه بارش برف اتفاق افتاد و بارندگیهای فراوان. آخرین بار 18 اسفند 97 حداقل 20 سانت برف اومد. من کل زمستان 97 هر روز تو مسیر سبرز رفت و آمد کردم. این ترسالی شاید یکی از دلایل گلدهی انغوزه و نهایتا خشک شدنش باشه. سال 98 متاسفانه بارندگی زمستان خیلی کم بود. صحرا هم سبز شده ولی رشد گیاه کلا کمه. کسی منکر اثر بد تیغ زنی نیست. بعد از تیغ زنی 75 درصد بوته ها از بین می ره این که تعارف نداره. ولی یک بهره بردار هیچ وقت بوته کوچیک دو ساله و سه ساله رو تیغ نمی زنه. چون نه شیره خوب داره و نه ارزش وقت گذاشتن. می ره بوته های قوی رو انتخاب می کنه چون دنبال درامد بیشتره نه وقت تلف کردن. پس اون بوته ها جایی نرفتن و هستند. سال گذشته تمام محلهای برداشت بذر پاشی شد با بذر خود منطقه. علاوه بر اون 100 هکتار هم تو منطقه کالبوکند کپه کاری با بذر انغوزه محل انجام شد که بخشیش رو برادران محترم فرازی انجام دادند. 650 کیلو بذر انغوزه از مردم خریداری شد و 300 کیلو کسایی که انغوزه چین بودند تحویل اداره دادند که بخشیش مجددا تو منطقه بذرپاشی شد. در بهره برداری اولویت با مردم بومی و محلیه. سالها قبل گفتیم باز هم می گیم. جاهایی که طرح تلفیقی داشته باشه با بهره بردار اون طرح هست بقیه جاها در قالب مزایده. وقتی تو انارک کسی نیست که انجام بده مسلما غریبه ها ورود می کنن. منفعتشم اونا می برن. چرا؟ چون ما انارکیها نون انغوزه رو نخوردیم




بارندگی بسیار خوب در منطقه نائین:

آمار بارش ثبت شده در ایستگاه های شهرستان نایین طی ۲۴ ساعت گذشته منتهی به ساعت ۷:٣۰ صبح امروز پنجشنبه مورخ ۹۹/١/۲۱

اله آباد: ۲۰ میلیمتر
انارک: ۱۹ میلیمتر
نایین: ۱۸ میلیمتر
بلان: ۱۷/۴ میلیمتر
خاروان: ۱۶/٨ میلیمتر
هماباد: ١۶ میلیمتر
مظفرآباد: ۱۴/٧ میلیمتر
ورپشت: ۱۳/١ میلیمتر
سپرو: ١١/۵ میلیمتر
کدنوئیه: ۱۰/۶ میلیمتر
هندچوئیه: ۶ میلیمتر
چوپانان: ۵/١ میلیمتر

#اداره_هواشناسی_نائین
اما گزارش کانال تلگرامی ربات هواشناسی میزان بارندگی را کمتر گزارش کرده است
   وضعیت هوای شهر    چوپانان    
  هوای حاضر: 
 بروزرسانی در: ۱۵:۳۰-۱۳۹۹/۰۱/۲۱
 دمای هوا: 14.0 درجه
 نم نسبی : 47 درصد 
  سرعت باد : 4متر برثانیه (14km/h )   
 جهت باد :40 درجه شمال شرقی  
 دید افقی : 0متر
 وضعیت 24 ساعت گذشته 
 میزان بارش: 3.9 میلی متر  
 کمینه :4.9 درجه
 بیشینه:25.1 درجه


۱۹ فروردین۲/۷ میلیمتر باران بارید
 وضعیت هوای شهر    چوپانان    
 هوای حاضر: 
 بروزرسانی در: ۱۹:۳۰-۱۳۹۹/۰۱/۲۰
 دمای هوا: 7.20001 درجه
 نم نسبی : 69 درصد 
  سرعت باد : 10متر برثانیه (36km/h )   
 جهت باد :100 درجه  شرقی
  دید افقی : 0متر
 جو 24 ساعت گذشته 
 میزان بارش: 2.7 میلی متر  
 کمینه :14 درجه
 بیشینه:25.1 درجه
بارید



بیش از ۴ کیلوگرم هرویین در سه‌راهی چوپانان نایین کشف شد

سرهنگ ایرج کاکاوند روز چهارشنبه به خبرنگار ایرنا گفت: ماموران پاسگاه چوپانان فرماندهی انتظامی نایین موفق شدند یک دستگاه خودروی سواری عبوری حامل هرویین را شناسایی و متوقف کنند.

وی افزود: ماموران در بازرسی از این خودرو چهار کیلو و ۱۵۸ گرم هرویین را کشف کردند.

وی اضافه کرد: راننده خودرو برای اقدامات قانونی تحویل مراجع قضایی شد.

به گفته سرهنگ کاکاوند، این مواد از مرزهای شرقی وارد کشور شده بود.

روزانه بیش از ۲۰ هزار دستگاه خودروی سبک و سنگین از جاده‌های نایین عبور می‌کنند.

 سه‌راهی چوپانان در ۱۹۰ کیلومتری نایین و این شهرستان در ۱۴۰ کیلومتری شرق اصفهان واقع شده است.


توزیع کارت های زرد رنگ برای مبارزه با آفات پسته

به گزارش روابط عمومی مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان نایین ، با توجه به عملکرد خوب کارت های زرد رنگ جهت کنترل پسیل و زنجره در درختان پسته ، این مدیریت از اواخر اسفند ماه سال گذشته اقدام به توزیع 1800 کارت زرد بصورت رایگان بین باغدارن پسته نموده تا بدین صورت باعث تشویق آنان به منظور خرید و نصب در باغات پسته در راستای مبارزه غیر شیمیایی و آفات و کاهش مصرف سموم گردد.
استفاده از این خبر بدون ذكر منبع ممنوع است


زلزله فرخی اصفهان را لرزاند

تهران - ایرنا- زلزله‌ای به بزرگی ۴.۳ دهم در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) ساعت ۷ و ۲۲ دقیقه و ۴۸ ثانیه امروز (جمعه) فرخی در استان اصفهان را لرزاند.

به گزارش روز جمعه مرکز لرزه نگاری دانشگاه تهران، این زلزله در عمق ۷ کیلومتری زمین به وقوع پیوست.
کانون این زلزله در موقعیت ۳۳.۹۲ عرض شمالی و ۵۴.۸۷ طول شرقی ثبت شده است.
هنوز از خسارات احتمالی این زمین لرزه گزارشی منتشر نشده است.
فَرْخی شهری در بخش مرکزی شهرستان خور و بیابانک در استان اصفهان ایران است که تا مرکز استان ۴۰۰ کیلومتر فاصله دارد.


همراه با بزرگان درچوپانان ۱۳۵۴




از سمت راست
نفر اول ایستاده را متٱسفانه نشناختم اگر کسی این بزگوار را می شناسد به ما کمک نماید
نفر دوم مرحوم محمدحسین مستقیمی معروف به حسین شیخ برادر اینجانب او فرزند مرحوم محمدرضا مستقیمی کارمند معدن سرب نخلک بود و در درمانگاه نخلک انجام خدمت می نمود قبل از بازنشستگی وفات کرد و آرامگاه او در چوپانان است
نفرسوم : مرحوم بزرگمهر مستقیمی فرزند مرحوم میرزامهدی مستقیمی شاغل در کارخانه قند مرودشت و مدتها رئیس حسابداری و معاون مالی کارخانه قند مرودشت بود بعد از بازنشیتگی به تهران مهاجرت کرد و در این شهر وفات نمود ودر بهشت زهرا به خاک سپرده شد
نفر چهارم : مرحوم حاج محمود عسکریان فرزند مرحوم حسن یاور عسکریان بود ایشان شاغل در کارخانه قند مرو دشت بود و مدت های زیادی رئیس حسابداری و معاون امور مالی کارخانه قند مرودشت بود بعد از بازنشستگی در شیراز سکنا گزید و در همین شهر وفات کرد و در آرامستان شیراز به خاک سپرده شد
نفر پنجم: مرحوم حاج محمود مستقیمی فرزند مرحوم میرزا مهدی مستقیمی شاغل در کارخانه قند تربت حیدریه بود ایشان سال های مدیدی درپست رئیس حسابداری و معاون امور مالی کارخانه قند تربت حیدریه انجام وظیفه کرد محمد مهدی مستقیمی فرزند برومند ایشان در جنگ ایران و عراق در منطقه کردستان به شهادت رسید ایشان بعد از بازنشستگی در تربت حیدریه سکنا گزیند و در همین شهر وفات کرد آرامگاه او در بهشت عسکری (گورستان شیرین) در کنار فرزند برومندش به خاک سپرده شد
نفرششم: مرحوم استاد علی هنری اصالتٱ اهل خور هستند ایشان مدت ها در دهه چهل مدیر مقتدر و پر جذبه دبستان ستوده چوپانان بودند و خدمات ارزنده ای به دانش آموزان چوپانانی ارائه کردند ایشان بعدٱ به مشهد منتقل شدند اما در دوره انقلاب به علت پست حساسی که در ادره کل آموزش و پرورش خراسان داشتند مورد بیمهری فراوان واقع شدند به همین علت به تهران مهاجرت کردند ودر تهران وفات کردند و در گورستان بهشت زهرا به خاک سپرده شدند
نفر هفتم: بچه ها از راست مرحوم مصطفی مستقیمی معروف به مصطفی شیخ فرزند مرحوم محمد رضا مستقیمی؛ او در کنکور سراسری در پزشکی ارتش در مرحله اول قبول شد اما در مرحله مصاحبه به علت اعتراض به مجریان مصاحبه بدون مصاحبه از مرحله دوم محروم گردید او در رشته شیمی دانشگاه اصفهان پذیرفته شد اما دوران دانشجویی او مصادف با انقلاب اسلامی و سپس انتقلاب فرهنگی و جنگ تحمیلی همراه شد و چون او در این دوران مشغول کارهای کشاورزی و دامداری شده بود از ادامه تحصیل منصرف گردید او در چوپانان ضمن کارهای کشاورزی و دامداری در حجت آباد و آشتیان به امور اجتماعی و سیاسی و عام المنفعه و مدیریت امور قنات با همکاری مرحومین عبدالرحیم زاهدی و ملاحسن مستقیمی و حاج ابوالقاسم زاهدی پرداخت مرحوم با چند نفر از کاندیدا های مجلس و طرفداران آنها در چوپانان دچار چالش سیاسی شد و به همین علت دوبار چندین روز در باز داشت نیرو های انتظامی قرار گرفت اما چون مدرکی بر علیه او نبود آزاد گردید او به علت مبتلا شدن به بیماری سرطان زود جهان را بدرود گفت و در بهشت سجاد چوپانان به خاک سپرده شد
بقیه بچه ها حاج حمید مستقیمی - محمد بقایی- منوچهر مستقیمی هر سه نفر در قید حیات هستند و ان شااللخ خداوند آنها را حفظ فرماید
 



تصاویر زیر خاکی از منطقه ۱۳۵۴



 
چوپانان از مشرق
خیابان قدیمی چوپانان 
انارک
نخلک


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات