چوپانانِ آباد tag:http://choopananabad.mihanblog.com 2017-08-17T07:53:02+01:00 mihanblog.com شش انگشتی 2017-08-16T05:02:31+01:00 2017-08-16T05:02:31+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1779 نسل سومی شش انگشتینوشته: محمد مستقیمی (راهی)شب یلدای سال ۱۳۳۰ چشمم به جمال ماما آسیه و ماما ربابه و به نور لامپای روی تاقچه‌ی اتاق زمستانی خانه‌ی پدری روشن شد و هنوز شست‌وشو نشده، شاهد پچ‌پچ ماماها بودم:- ای وای خاک تو سرم! چه جوری به جناب شیخ بگیم این بچه شش انگشتیهمادر بزرگم ،ننه گوهر، که از آن یغمایی‌های کارکشته و در صحنه‌ی زادان من حی و حاضر به یراق بود مثل شیر ماده جلوی ماما و ماماچه درست و حسابی درآمد و گفت:- چه تونه! مثل کسی شدید که انگار جن دیده اتفاقی نیفتاده خدا را شکر که این بچه ناقص نیست تازه
شش انگشتی
نوشته: محمد مستقیمی (راهی)
Image result for ‫محمد مستقیمی‬‎
شب یلدای سال ۱۳۳۰ چشمم به جمال ماما آسیه و ماما ربابه و به نور لامپای روی تاقچه‌ی اتاق زمستانی خانه‌ی پدری روشن شد و هنوز شست‌وشو نشده، شاهد پچ‌پچ ماماها بودم:
- ای وای خاک تو سرم! چه جوری به جناب شیخ بگیم این بچه شش انگشتیه
مادر بزرگم ،ننه گوهر، که از آن یغمایی‌های کارکشته و در صحنه‌ی زادان من حی و حاضر به یراق بود مثل شیر ماده جلوی ماما و ماماچه درست و حسابی درآمد و گفت:
- چه تونه! مثل کسی شدید که انگار جن دیده اتفاقی نیفتاده خدا را شکر که این بچه ناقص نیست تازه یک چیزیم اضافه داره من خبرش را به جناب شیخ می‌دم. به کارتون برسید.
از همان لحظات ابتدای ورودم به این عالم خاکی و این دنیای پر از چاله چوله و این جاده‌ی پر از دست انداز، احساس خوبی به من دست داد چون احساس غربت و تنهایی گریخت و حس کردم یک شیرزن حامی من است و پشتیبانی درست و حسابی دارم که حتی از جناب شیخ هم نمی‌ترسد و قرار است یک تنه به جنگ این جنابی برود که ظاهراً خرش خیلی می‌رود و انگار همه ازش حساب می‌برند.
خلاصه نگرانی‌ها تمام شد. جمع و جور و شست و شو کردند و لباس پوشاندند و دست راست مرا هم که یک انگشت کوچولوی خوشگل، درست اندازه‌ی بند اول انگشت کوچکم در کنار بیرونی شست داشت و نه تنها زشت نبود؛ خیلی هم زیبا بود حتی یک ناخن کوچولوی خوشگل هم داشت و قرار نبود در کارها مزاحم من باشد که هرگز نبود و غیر از این که باید یک ناخن کوچولوی اضافه را هفته‌ای یک بار می‌گرفتم هیچ مزاحمت دیگری نداشت. حرکت مستقل که نداشت فقط پشتیبان انگشت شستم بود نه نه حتی در نوشتن هم مزاحم من نبود غیر از مزاحمت اجتماعی که با بزرگ شدن من بزرگ شد و آن تمسخر بچه‌ها و هم سن و سال‌های خودم و همبازی‌هایم بود که گهگاهی دستم می‌انداختند و گاهی تکی و گاهی دسته‌جمعی فریاد برمی‌داشتند:
- هوی هوی شش انگشتی هوی هوی شش انگشنی!
این رفتارهای دوستان مرا می‌آزرد و کم‌کم این احساس را در من تقویت می‌کرد که این کوچولو مزاحم است و یک بازگویی که از مادرم بارها شنیدم که پدرم جناب شیخ پس از آن که خبر را از مادر بزرگ دنیا دیده شنید و پشت بند آن هم شنید که مشکلی نیست بیخ انگشت را با نخ ابریشم سفت می‌بندیم سر هفته می‌افتد و غایله ختم به خیر می‌شود که بستند و آن کوچولو هم برای ماندن مقاومت کرد و البته من هم به یاریش شتافتم و یک هفته آزگار مرتب جیغ کشیدم که مادر بزرگ بیچاره تسلیم شد و نخ ابریشم را از بیخ آن کوچولوی خوشگل باز کرد و گرچه کمی کبود شده بود امّا به زودی دوباره جان گرفت و همه را تسلیم کردیم و همه پذیرفتند که آن چه آفریده شده حکمتی در آن است و با قضا در نیفتادند که خوب می‌دانستند حریف او نیستند بعدها خواندم که استاد سخن پیش از این واقعه هم بخوبی بیان کرده است:
رضا به حکم قضا اختیار کن سعدی
که شرط نیست که با زورمند بستیزند
نمی‌دانم این بیت سعدی را حضرات شنیده بودند و پند گرفتند یا زور من و انگشت کوچولو بیشتر شد یا قضا خودش را در گریه‌های من نشان داد به هر حال ماند و جناب شیخ هم با تمام کبکبه و دبدبه‌اش نتوانست با قضا بستیزد امّا زخم زبانی به مادرم زده بود که تا پایان عمر این آزردگی از ذهنش بیرون نرفت و هر وقت حدیث شش انگشتی روایت می‌شد آن را به دلخوری بر زبان می‌آورد و آن زخم زبان چنین بود که جناب شیخ با دیدن آن کوچولوی زیبا رو به مادر کرده گفته بود:
- این از توی شکم تو بیرون اومده زن!
و عجب کرامتی از جناب شیخ:
از کرامّات شیخ ما این است 
شیره را خورد و گفت شیرین است 
گرچه منظور جناب شیخ ایراد کرامت نبوده و منظورش این بوده که این زایده از ژن تو است، زن! امّا ظاهر روایت، کرامّات گونه است و مادر چقدر از این عبارت آزرده شده بود و دلش شکسته بود گرچه مادر بزرگ همان پاسخی را که به ماما و ماماچه داد به جناب شیخ هم بی که از او بترسد داده بود که:
- بچه ام، نوه ام خدا را صد هزار مرتبه شکر ناقص که نیست یک چیزی هم علاوه بر دیگران داره!
امّا مادر آزرده بود و کاری هم نمی‌شد کرد زخم زبان است و مرحم و درمان ندارد کاش ما آدم‌ها مواظب این شمشیر بی‌غلاف باشیم! گمان نمی‌کنم مادر، پدر را در این یک مورد بخشیده باشد و من هم خودم را نمی‌بخشم که حمایتم را از آن کوچولوی زیبا کم کمک به خاطر تمسخر بچه‌ها و همبازی هایم و همکلاسی‌هایم برداشتم و آن قدر از آزار این تمسخرها در خانه گریستم که باز هم پدر و مادر را تسلیم کرد مادر بزرگ که دیگر نبود که ببینم در کدام جبهه است
به هر حال تابستان سال ۱۳۴۰ که آن کوچولو ۱۰ ساله شده بود جناب شیخ مرا و برادر بزرگترم عباس را که ضعف بینایی داشت برای معالجه به اصفهان آورد البته کاری که قرار بود با آن کوچولوی زیبا بکنند معالجه نبود قلع و قمع بود که آن را عمل زیبایی ‌نامیدیم تا جنایت خودمان را توجیه کنیم این نوع کثافت‌کاری فقط از سیاست‌مداران سر نمی‌زند؛ برگردیم کلاهمان را قاضی کنیم ببینیم از خودمان هم بارها سرزده است 
گمان می‌کنم با همان کامیون پست کذایی تا نایین آمدیم و در گاراژ بقایی فلکه‌ی بالا پیاده شده نشده بر اتوبوس قراضه‌ای به قصد اصفهان سوار شدیم من تمام راه را به جاده خیره بودم گرچه جاده چوپانان- نایین هم تفاوتی با جاده چوپانان-چاه ملک نداشت امّا جاده‌ی نایین-اصفهان تفاوتکی داشت اسفالت نبود امّا یک جور دیگر بود که می‌گفتند جاده شوسه است آب بردگی و ریگ روان نداشت امّا پر از موج بود که گاهی تمام اعضای بیرونی و درونی آدم می‌لرزید و یک ویژگی که برای من جالب بود و تا خود اصفهان آن را دنبال کردم و آن سنگ نشان جاده بود تابلوهای سنگی ایستاده که روی آن فاصله به کیلومتر حکاکی شده بود و گهگاهی هم تابلوی فلزی که معمولاً نام شهر یا آبادی سر راه بود تابلوی روستای (نرگور) حسابی در خاطرم مانده است شاید به دلیل نام جالب این روستا بود چون این روستا پس از اسفالت شدن این جاده از مسیر جاده دور شد ولی من برای احیای این خاطره یک روز از جاده بیرون زدم و این روستای نوستالوژیک را بر دامنه‌ی کوه قبل از گردنه ی ملا احمد در مسیر نایین به اصفهان دوباره زیارت کردم.
حدود ظهر یا یکی دو ساعت از ظهر گذشته به اصفهان رسیدیم در گاراژ کوره پزی، توی میدان کهنه کوچه‌ی هارون ولات از اتوبوس پیاده شدیم بیابانکی‌ها بیشتر در همین گاراژ ساکن می‌شدند امّا انارکی‌ها و چوپانانی‌ها به گاراژ بیگدلی در خیابان حافظ می‌رفتند به همین دلیل ما هم با تاکسی نه به قول اصفهانی‌ها با موتور سه پاچی و به قول خاله اخترم «خفتی» که من نام دوم را بیشتر می‌پسندم چون واقعاً راکبین آن مخصوصاً آنان که در اتاق عقب سوار می‌شوند در وسط شهری مثل اصفهان تنها احساس خفت می‌کنند. بماند جناب شیخ در کنار راننده موتور سه پاچی و من و داداش عباس بر پشت خفتی سوار شدیم و فاصله‌ی کوتاه میدان کهنه را تا خیابان حافظ گاراژ بیگدلی طی کردیم و در راهرو کنار دالان ورودی گاراژ که اتاق هایی دو طرف آن تعبیه شده بود. -اتاق های رو به حیاط کاروانسرا حجره‌ی بازرگانان از جمله سید محمد طباطبایی انارکی پسر دایی پدرم بود- در اتاق ته راهرو ساکن شدیم لوازم ابتدایی سفر و بیتوته را با خود آورده بودیم و خوشبختانه اکبر خانلری و همسرش سکینه باقر سیاه هم بودند و وجود آنان مقداری از غم غربت من کم کرد مخصوصاً که سکینه باقر مادر دوست و همکلاسی بسیار نزدیکم کاظم خانلری بود و رفتارش با من به نوعی مادرانه بود گرچه اشتیاق دیدار از شهری چون اصفهان که آوازه‌اش را شنیده و خوانده بودم بیشتر از آن بود که فرصت داشته باشم دلتنگی کنم.
Image result for ‫شش انگشتی‬‎
خاطرات چند روزه‌ی سفر اصفهان بسیار است امّا نمی‌خواهم از اصل ماجرا دور شوم اولین کار ما از فردای ورود به اصفهان یافتن یک جراح برای بریدن آن کوچولوی زیبا بود و یک چشم پزشک که به زودی با راهنمایی آقای طباطبایی هر دو مشخص شدند همان روز عصر ملاقات با چشم پزشک انجام شد که نسخه‌ی عینک را به عینک سازی توی خیابان چهارباغ پاساژ کازرونی دادیم که گفت چند روز دیگر امّاده می‌شود که از طولانی شدن سفر، پدر دلخور ولی من و داداش عباس خوشحال شدیم چون در این فرصت می‌توانستیم جاهای بیشتری از این شهر زیبا را ببینیم و ملاقات من و کوچولو با جراح، قرار شد روز بعد در بیمارستان صد تختخوابی، ثریا (بیمارستان کاشانی امروز) باشد که برای این ملاقات لحظه شماری می‌کردم نمی‌دانم چرا امّا دلم می‌خواست هرچه زودتر از شرش خلاص شوم الآن از بیان این احساس شرمنده هستم امّا آن قدر تحقیر و تمسخر دیده بودم که به خود حق می‌دادم با آن کوچولو چنین رفتاری داشته باشم.انتظار به پایان رسید و صبح شد و ما به بیمارستان آمدیم و پس از پذیرش، من از پدر و برادر جدا شدم. مرا به اتاق عمل بردند روی یک صندلی نشاندند که در کنار تختی بود که بر روی آن جوانی خوابیده بود که در زیر زانویش مقدار زیادی گوشت زاید دیده می‌شد که مثل گوشت‌های سوخته بود و جراح در مقابل چشمان من، کودک ده ساله، مشغول بریدن این گوشت‌ها بود و آن جوان هم گاهی فریاد می‌کشید و دو نفر به شدت او را گرفته بودند نمی‌دانم چرا درد می‌کشید بی حس نکرده بودند یا بی حس نشده بود خیلی ترسیدم و امروز از عمل کرد این بیمارستان و اتاق عمل و آن پزشکان تحصیل کرده شگفت زده می‌شوم که چرا مرا مدت یک ساعت با چنین صحنه‌ی وحشتناک و چندش‌آوری روبرو کردند گاهی فکر می‌کنم عمداً چنین کرده‌اند تا من، کودک ده ساله، امّادگی پیدا کنم. بعید نیست در هر حال چون من مصمّم بودم که از شر آن کوچولوی زیبا خلاص شوم همه‌ی این مشکلات و سختی‌ها و خطرات و وحشت‌ها را به جان خریدم گرچه رنگ به رو نداشتم و این رنگ پریدگی را از زبان پرستاران اتاق عمل شنیدم ظاهراً آنان متوجه وحشت من بودند امّا در رفع آن کوچکترین اقدامی صورت نگرفت. هنوز که هنوز است این صحنه، زنده و روشن در مقابل چشمان من است کابوس‌هایی هولناکتر را فراموش کرده‌ام امّا این مشاهده را هرگز! خدا عقل بدهد به فرهیختگانی که آگاهانه یا ناآگاهانه چنین صدماتی به انسان‌های اطراف خود مخصوصاً به کودکان می‌زنند. بگذریم پس از قصابی آن جوان زبان بسته که هنوز فریادهایش در گوشم پژواک دارد اسمال قصاب به سراغ من آمد دستم را گرفت معاینه کرد و نمی‌دانم خطاب به من یا خطاب به سلاخان دیگر گفت: استخوان دارد امّا فقط با گوشت به شست پیوند خورده از این قسمت ببرید و با مداد جوهری که با آب دهان مرطوب کرد دایره ای به گرد آن کوچولوی زیبا کشید و پا شد رفت ظاهراً سلاخی کوچولوی زیبا نیازی به استاد سلاخ نداشت و این جوجه سلاخ‌ها هم از پس آن بر می‌آمدند. با رفتن استاد یکی از شاگردان بر روی صندلی استاد که مقابل صندلی من بود نشست و مهربانانه گفت:
- می‌ترسی؟ اصلاً ترس ندارد فقط یک گزش کوچولوی زنبور، تا حالا آمپول زده‌ای؟ گفتم:
- بله زده‌ام و نمی‌ترسم.
با پنبه‌ای آغشته به مایعی انگشتم را تمیز کرد و آمپولی را به سه جای کوچولو زد و لحظاتی بعد بی حسی کوچولو و شستم و قسمتی از دست راستم را حس کردم بعد با کارد دور تا دور کوچولو را برید و آن را چسبید و مثل وقتی که قصابها خایه‌های گوسفند را می‌کشند آن را از دستم جدا کرد و همان طور خون آلود در جیب پیراهنم انداخت و گفت:
- یادگاری نگهش دار!
پیراهنم خون آلود شد امّا خوشحال شدم که آن را در سطل کنار دستش نینداخت. از این رفتارش خوشم آمد نه این یکی به بی‌رحمی آن سلاّخ قبلی نبود خوب شد که این یکی مهربانتر بود اگر کوچولو دست آن جلاد افتاده بود معلوم نبود چه بلایی سرش می‌آورد به هر حال خون‌ها را تمیز کرد و زخم را بخیه زد و پانسمان کرد و گفت:
- تمام شد برو و سه روز دیگر بیا تا بخیه‌ها را بکشم دیگه شش انگشتی نیستی.
جمله ی آخرش خیلی خوشحالم کرد پا شدم و به اتاق انتظار آمدم که پدر و برادر منتظرم بودند و کلی هم حوصله‌یشان سر رفته بود نسخه‌ای هم از اتاق عمل رسید که چند کپسول آنتی‌بیوتیک بود و چند قرص مسکن که از داروخانه‌ی بیرون بیمارستان خریدیم و به گاراژ بیگدلی آمدیم تا سه روز دیگر که هم بخیه‌ها کشیده و هم عینک کاکاعباس امّاده شود.صبح‌ها را برای گردش به کنار رودخانه در جوار پل‌های خواجو و سی و سه پل می‌آمدیم و عصرها را در میدان نقش جهان در کنار فواره‌های آب نماهای وسط می‌گذراندیم و زیبایی‌های مسجد شاه و مسجد شیخ و بازار قیصریه و عالی قاپو را از بیرون و از داخل میدان تماشا می‌کردم گرچه دلم می‌خواست همه‌ی این زیبایی‌ها را که عکس آن‌ها را در کتابها دیده بودم از نزدیک ببینم ولی نمی‌دانم چرا نه پیشنهاد کردم و نه کسی مرا به تماشا برد نمی‌دانم در آن زمان دیدن این امّاکن هزینه‌ای داشت یا نه امّا پدر ما را به دیدار هر جایی که می‌شناخت؛ برد و وقتی از منارجنبان پرسیدم گفت: بیرون شهر است و رفتن به آن جا به زحمتش نمی‌ارزد شاید هم راست می‌گفت جنبیدن دو منار کوچک شاید برای من ده ساله جاذبه داشت برای او نداشت و به زحمتش نمی‌ارزید و اغلب روزها هم پدر در حجره‌ی میرزا سید محمد می‌نشست و با پسر دایی گپ می‌زد و من هم از یک طرف تا چهارراه شکرکن و از طرف دیگر تا میدان شاه می‌رفتم ظهرها وقتی بزرگترها چرتی می‌زدند من به میدان می‌آمدم. روبروی بازار قیصریه یک مادی بود که امروز نیست و جای آن پارکینگ اتومبیل است و بچه‌ها در این مادی شنا می‌کردند و حتی آن قدر عمق داشت که از روی ستون سنگی دروازه‌ی چوگان بازی -که هنوز موجود است -شیرجه می‌زدند به وسط مادی گرچه بارها هوس کردم لخت بشوم و یک آب تنی درست و حسابی بکنم امّا هرگز جرأت نکردم و یک روز صبح که از گپ پدر و پسردایی گریختم به چهارراه شکرکن آمدم و مشغول تماشای پولکی سازی آقای قناد و حسابی سرگرم که نوارهای شکر غلیظ شده را روی نوار غلطک می‌ریخت و با دسته‌ای می‌چرخاند آن ماده‌ی غلیظ شیرین از بین دو غلطک عبور میکرد و به پولک هایی تبدیل می‌شد هم شکل ساختاری این شیرینی مثل سکه زدن است و هم محصول خاص اصفهان که نام پولک به خود گرفته و فرهنگ پول آن را کشف کرده و ساخته است و هم در مقام صرفه جویی بی نظیر است شما قول بدهید آن را نجوید من هم شرط می‌بندم شما سه لیوان بزرگ چای را فقط با یک عدد پولکی شیرین کنید تازه گمان کنم یک ورق کوچک پولکی تنها یک گرم شکر برده باشد من آن روز شاید بیش از یک ساعت بود که در کنار پیاده‌روی چهارراه شکرشکن ایستاده بودم و محو تماشای هنر مرد قناد بودم که دستی به شانه‌ام خورد پسر عمه، محمود ملا، بود حالی پرسید و حیرتم را از تماشای قنادی به میل شیرینی خواهی تعبیر کرد و یک عدد بستنی نانی فرد اعلا برایم خرید. من تا آن روز بستنی نخورده بودم و حتی نمی‌دانستم که این قدر یخ کرده است امّا دست بچه‌ها در آن چند روز بسیار دیده بودم و خوردنش را آموخته بودم؛ خوردم و حسابی چسبید و هنوز که هنوز مزه ی آن بستنی و لبخند رضایت محمود ملا، پسر عمه ام، زیر دندان و جلوی چشمان من است. بچه‌های ملا بسیار دوست داشتنی و مهربان بودند با جمشید چندان مراوده ای نداشتم ولی علی ملا در دبستان همدم و رفیق و حامی من بود و قلم نی مرا سفارشی می‌تراشید و محمود ملا هم اولین بستنی را به من هدیه داده بود که دیگر هرگز هدیه‌ای به این دلچسبی نگرفته‌ام و می‌دانم نخواهم گرفت تازه با محمود که بعدها همریش هم شدم.
روز موعود فرارسید مهدی عسکری پسر حسین حاج مهدی که نوجوانی بود و در اصفهان تحصیل می‌کرد به دیدن ما به گاراژ بیگدلی آمده بود به پدرم گفت:
- شما دیگر زحمت نکشید من او را به بیمارستان ثریا می‌برم تا بخیه‌اش را بکشند شما به دنبال گرفتن عینک عباس بروید!
با مهدی رفیق بودیم گرچه چند سالی بزرگتر بود و من بیشتر با سعید برادر کوچکترش همبازی بودم امّا همسایه و آشنا و خویشاوند بودیم و او در اصفهان زندگی می‌کرد و سوراخ سمبه‌های شهر را می‌شناخت پدر گفت:
- با او می‌روی نیازی به من نیست؟ گفتم:
- نه نیازی نیست با او می‌روم.
من که آن صحنه‌ی سلاخی را دیده بودم دیگر بخیه کشیدن ترسی نداشت با مهدی به بیمارستان آمدیم و هر دو را به اتاق عمل ،همان اتاق کذایی، بردند همان شاگرد سلاخ مهربان پانسمان را باز کرد و گفت:
- خیلی خوب شده
و بنا کرد با پنس بخیه‌ها را کشیدن و هیچ دردی هم نداشت ناگهان یکی از پرستاران گفت:
- آقای دکتر! غش کرد!
متوجه‌ی جهت صدا شدیم بله آقا مهدی تاب تحمل تماشای چنین صحنه‌ای را نداشت و همین کشیدن بخیه‌ی یک زخم کوچک او را به غش برده بود که دورش را گرفتند و اورژانسی حالش را جا آوردند و کار من هم تمام شده بود و من مجبور شدم مواظب آقا مهدی باشم تا به بیگدلی برگشتیم و قول دادم که این رسوایی را به کسی نگویم و به قولم هم عمل کردم الآن هم قولم را زیر پا نگذاشته‌ام چون من قول دادم نگویم قول ندادم ننویسم می‌دانم حالا دیگر برای او هم اهمیتی ندارد که کسی بداند او چقدر دل نازک بوده است نمی‌دانم اگر آن صحنه‌ی سلاخی را که من دیدم می‌دید چه می‌شد لابد به کوما می‌رفت.به هر حال به خانه برگشتیم یعنی به گاراژ. پدر و کاکاعباس عینک را گرفته بودند و دیگر سفر داشت به پایان می‌رسید و ما با جیبپ وانت محمدحسین محمدی انارکی عازم انارک شدیم و تنها صحنه‌ای که از این بازگشت به خاطر دارم این است که وقتی اتومبیل در کفه‌ی چاه فارس حدود ایستگاه راه آهن جاده نایین به انارک به ریگ نشست و مسافران عقب نشین هل می‌دادند پدر که با من و عباس در کابین جلو نشسته بود به جلوی داشبورد فشار می‌آورد تا به خیال خود در هل دادن اتومبیل کمکی کرده باشد من می‌دانستم این هل نیست و خجالت کشیدم تازه وقتی محمدحسین محمدی با پوزخند گفت:
- جناب! این هل دادن فایده‌ای ندارد!
بیشتر خجالت کشیدم. خلاصه با این شرمندگی مسافرت ما به پایان رسید و به محض ورود به خانه به مادر گفتم من انگشتم را با خودم آورده‌ام و آن کوچولوی در پنبه پیچیده را به او نشان دادم گفت:
- برو در همان سوراخ دیواری بگذار که دندان‌های شیری افتاده‌ات را می‌گذاشتی و من هم همین کار را کردم گرچه خیلی دقیق، آن کوچولو جراحی نشده بود و کمی از قسمت پایینش روی انگشت شست من مانده بود و می‌دانم برای این مانده بود که هرگز او را فراموش نکنم.
محمد مستقیمی_راهی
دی 1393
]]>
تقا ضای مدیریت جدید مدرسه پسرانه چوپانان 2017-08-14T19:46:28+01:00 2017-08-14T19:46:28+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1778 نسل سومی تقا ضای مدیریت جدید مدرسه پسرانه چوپانانآقای میلاد رزاقی نامه زیر را به کانال تلگرامی چوپانان آباد   نوشته اند با اهدای سلام به اطلاع مردم شریف و گرامی دیار چوپانان میرساند:از ابتدای سال تحصیلی جدید مدیریت مدرسه پسرانه تغییر یافته و اینجانب میلاد رزاقی به عنوان مدیر جدید مدرسه در خدمت دانش آموزان عزیز و والدین گرامی و شما مردم عزیز خواهم بود جا دارد بدین وسیله از زحمات سرور گرامی جناب آقای رفیع که سالها این مسئولیت را عهده دار بودند کمال تقدیر و تشکر به عمل آید.امید است ک تقا ضای مدیریت جدید مدرسه پسرانه چوپانان
آقای میلاد رزاقی نامه زیر را به کانال تلگرامی چوپانان آباد   نوشته اند 
با اهدای سلام 
به اطلاع مردم شریف و گرامی دیار چوپانان میرساند:
از ابتدای سال تحصیلی جدید مدیریت مدرسه پسرانه تغییر یافته و اینجانب میلاد رزاقی به عنوان مدیر جدید مدرسه در خدمت دانش آموزان عزیز و والدین گرامی و شما مردم عزیز خواهم بود 
جا دارد بدین وسیله از زحمات سرور گرامی جناب آقای رفیع که سالها این مسئولیت را عهده دار بودند کمال تقدیر و تشکر به عمل آید.
امید است که با عنایات ویژه خداوند متعال و همکاری شما مردم فهیم به ویژه والدین گرامی محیطی برخوردار از امکانات آموزشی و رفاهی مناسب و سرشار از شور و نشاط وعلاقه و انگیزه برای دانش آموزان عزیز در مدرسه فراهم آوریم واین امور بطور کامل محقق نخواهد گشت مگر با همکاری و همراهی همه ی دست اندر کاران و دلسوزان عرصه تعلیم و تربیت از هر صنف و قشری.

اینجانب میلاد رزاقی به عنوان مدیر جدید مدرسه اعلام میدارم که تمام سعی وتلاش خود را در این زمینه بکار خواهم گرفت تا بتوانم قدمی هر چند کوچک در راستای اعتلای امر تعلیم و تربیت در دیار شما گرامیان و در محیط آموزشی مدرسه بردارم

لذا از همه ی شماعزیزان خواهشمند است در راستای تحقق اهداف مورد نظر هرگونه نظر ،پیشنهاد،راه حل وانتقادی را با این جانب در میان گذارند تا در کنار هم وبا همراهی شما عزیزان بتوانیم محیط آموزشی و فرهنگی بسیار مناسب و شایسته ای برای فرزندان دیار کویری چوپانان فراهم آوریم.
با تشکر:میلاد رزاقی 
راه ارتباطی در تلگرام آیدی:@milad5r

]]>
اهدای تجهیزات چشم پزشکی به مرکز درمان بستر جندق توسط ورثه مرحوم کرامتی 2017-08-14T19:23:31+01:00 2017-08-14T19:23:31+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1777 نسل سومی اهدای تجهیزات چشم پزشکی به مرکز درمان بستر جندق توسط ورثه مرحوم کرامتیبه گزارش کانال تلگرامی جندق نیوز:شکوفایی دوباره نهال نوپای خیرین سلامت درجهت توسعه زیرساخت های سلامت جندقبا استعانت از خداوند متعال وظل عنایات حضرت صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف وباهمت (ورثه مرحوم غلامحسین کرامتی ازگرگان) از خیرین  بلند همت مجمع خیرین سلامت ثامن الحجج علیه السلام جندق لوازم و تجهیزات کامل مطب چشم پزشکی به ارزش 21میلیون تومان شامل دستگاههای زیر خریداری و به مرکز درمان بستر ثامن الحجج علیه الس


اهدای تجهیزات چشم پزشکی به مرکز درمان بستر جندق توسط ورثه مرحوم کرامتی


به گزارش کانال تلگرامی جندق نیوز:شکوفایی دوباره نهال نوپای خیرین سلامت درجهت توسعه زیرساخت های سلامت جندق

با استعانت از خداوند متعال وظل عنایات حضرت صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف وباهمت (ورثه مرحوم غلامحسین کرامتی ازگرگان) از خیرین  بلند همت مجمع خیرین سلامت ثامن الحجج علیه السلام جندق لوازم و تجهیزات کامل مطب چشم پزشکی به ارزش 21میلیون تومان شامل دستگاههای زیر خریداری و به مرکز درمان بستر ثامن الحجج علیه السلام جندق اهدا گردید.


*یک دستگاه اسلیت لمپ و تونومتر جهت انجام معاینات داخل چشم همراه با میز برقی


*یک دستگاه اتورفراکتومتر جهت تعیین نمره چشم همراه با میز برقی


*یک دستگاه لنزومتر جهت سنجش نمره عینک


*یک جعبه عینک با تریال فریم و یک تابلو بینایی سنج برقی

]]>
فراخوان دومین همایش گویش های محلی 2017-08-14T09:08:39+01:00 2017-08-14T09:08:39+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1776 نسل سومی به گزارش خبرگزاری صدا و سیما  بنابر اعلام روابط عمومی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اصفهان این همایش در محور های ساختار شناسی ،ریشه شناسی ،منبع شناسی، راهکار های حفظ و تداوم گویش های محلی ،نقش گویش های محلی و توسعه گردشگری پایدار برگزار خواهد شد.علاقه مندان میتوانند چکیده مقالات خود را تا دهم تیر و مقالات را تا 20 مرداد به دبیر خانه همایش واقع در اصفهان –خیابان سلمان فارسی (مشتاق دوم ) ساختمان شماره 3 استانداری ارسال یا برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت http://www.isfahanch



فراخوان دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما  بنابر اعلام روابط عمومی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اصفهان این همایش در محور های ساختار شناسی ،ریشه شناسی ،منبع شناسی، راهکار های حفظ و تداوم گویش های محلی ،نقش گویش های محلی و توسعه گردشگری پایدار برگزار خواهد شد.

علاقه مندان میتوانند چکیده مقالات خود را تا دهم تیر و مقالات را تا 20 مرداد به دبیر خانه همایش واقع در اصفهان خیابان سلمان فارسی (مشتاق دوم ) ساختمان شماره 3 استانداری ارسال یا برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت http://www.isfahancht.ir مراجعه کنند

همایش گویش های محلی استان اصفهان 16 شهریور 96 در شهرستان نایین ، شهر تاریخی انارک ،سالن ورزشی شهرداری انارک برگزار خواهد شد.

]]>
دو کشته در تصادف محور چوپانان _ نائین 2017-08-12T19:31:11+01:00 2017-08-12T19:31:11+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1775 نسل سومی دو کشته در تصادف محور چوپانان _ نائینبه گزارش کانالِ جامعِ نایینِ مـَنبرخورد یک دستگاه خودرو پژو پارس با کامیون بنز ۱۰چرخ در محور چوپانان که دونفر فوت و سه نفر مصدوم شدند دو کشته در تصادف محور چوپانان _ نائین

به گزارش کانالِ جامعِ نایینِ مـَن

برخورد یک دستگاه خودرو پژو پارس با کامیون بنز ۱۰چرخ در محور چوپانان که دونفر فوت و سه نفر مصدوم شدند

]]>
امسال هم والیبال چوپانان والیبال انارک را در نوردید 2017-08-11T03:41:15+01:00 2017-08-11T03:41:15+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1774 نسل سومی امسال هم والیبال چوپانان والیبال انارک را در نوردیدبه گزارش کانال تلگرامی شورای چوپانان:برگزاری مسابقه والیبال بین روستای چوپانان و شهر انارک.با برد سه بر صفر روستای چوپانان.چوپانان آّباد : متاسفانه اینجانب بزرگواران والیبالیست چوپانانی را نمی شناسم والا تک تک آنها را معرفی می کردم و گزارشی از این تیم قهرمان ارائه می نمودم به هر حال این برد را به بازیکنان و مردم شریف خصوصا جوانان چوپانانی تبریک عرض می نمایمهمشهری خوب ما اسامی بازیکنان تیم را به شرح زیر معرفی نموده اندS.j.h:سلاماسامی تیم والی امسال هم والیبال چوپانان والیبال انارک را در نوردید


به گزارش کانال تلگرامی شورای چوپانان:
برگزاری مسابقه والیبال بین روستای چوپانان و شهر انارک.
با برد سه بر صفر روستای چوپانان.
چوپانان آّباد : متاسفانه اینجانب بزرگواران والیبالیست چوپانانی را نمی شناسم والا تک تک آنها را معرفی می کردم و گزارشی از این تیم قهرمان ارائه می نمودم به هر حال این برد را به بازیکنان و مردم شریف خصوصا جوانان چوپانانی تبریک عرض می نمایم
همشهری خوب ما اسامی بازیکنان تیم را به شرح زیر معرفی نموده اند
S.j.h:
سلام
اسامی تیم والیبال روستای چوپانان
1.سید جواد هاشمی
2.هادی سعادت
3.مهدی فیروزی
4.سید حسام الدین موسوی
5.محمود ضیایی
6.مهدی رفیع

                                                                     


]]>
گفتگوی خبری پوربافرانی در شبکه اصفهان 2017-08-10T13:49:15+01:00 2017-08-10T13:49:15+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1773 نسل سومی گفتگوی خبری پوربافرانی در شبکه اصفهانپایگاه خبری عباسعلی پوربافرانی نماینده مردم شریف شهرستان های نایین و خور و بیابانک:بسمه تعالی پخش گفتگوی خبری نماینده  مردم شریف شهرستانهای نایین و خوروبیابانك در مجلس شورای اسلامی با برنامه خانه ملت فردا جمعه ۲۰ مرداد ماه  ساعت ١٨ از شبكه اصفهانبه کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندیدhttps://telegram.me/choopananab
گفتگوی خبری پوربافرانی در شبکه اصفهان
پایگاه خبری عباسعلی پوربافرانی نماینده مردم شریف شهرستان های نایین و خور و بیابانک:
بسمه تعالی 
پخش گفتگوی خبری نماینده  مردم شریف شهرستانهای نایین و خوروبیابانك در مجلس شورای اسلامی با برنامه خانه ملت فردا جمعه ۲۰ مرداد ماه  ساعت ١٨ از شبكه اصفهان

به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید

]]>
دو کشته باواژگونی پراید در محور اردکان چوپانان 2017-08-08T01:45:41+01:00 2017-08-08T01:45:41+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1772 نسل سومی دو کشته باواژگونی پراید در محور اردکان چوپانانبه گزارش کانال تلگرامی عصر خورواژگونی پراید شب گذشته در محور اردکان_چوپانان جان دو کودک راگرفتاین دو کودک از اهالی خور و چاهملک بودند که اسامی آنها به شرح زیر است:مبینا سادات موسوی فرزند مجید(سیدعباس) و فاطمه رحمانی فرزندجواد دو کودکی هستند که در اثر واژگونی کشته شدند
دو کشته باواژگونی پراید در محور اردکان چوپانان
به گزارش کانال تلگرامی عصر خور
واژگونی پراید شب گذشته در محور اردکان_چوپانان جان دو کودک راگرفت

این دو کودک از اهالی خور و چاهملک بودند که اسامی آنها به شرح زیر است:
مبینا سادات موسوی فرزند مجید(سیدعباس) و فاطمه رحمانی فرزندجواد دو کودکی هستند که در اثر واژگونی کشته شدند
]]>
بازدید فرماندار نائین از قنات آشتیان 2017-08-07T04:46:37+01:00 2017-08-07T04:46:37+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1770 نسل سومی بازدید فرماندار نائین از قنات آشتیانان شاالله بازدید فرماندار محترم نائین برای قنات آشتیان موثر است به گزارش کانال تلگرامی شورا و دهیاری چوپانان:بازدید سر زده فرماندار محترم شهرستان نایین. بخشدار محترم انارک. مهندس سلیمی رییس بنیاد. مسکن نایین و جناب اقای اکبری. ییس محیط زیست از روستای چوپانان و بازدید پروژه های عمرانی و در دست اجرادر این جلسه مشکلات مردم مطرح شد.  جناب اقای جمالی قول مساعد دادند که موارد مطروحه در جلسه را پیگیری نمایندبعد از روستای چوپانان از روستای آشتیان بخصوص بازدید فرماندار نائین از قنات آشتیان
ان شاالله بازدید فرماندار محترم نائین برای قنات آشتیان موثر است
 به گزارش کانال تلگرامی شورا و دهیاری چوپانان:
بازدید سر زده فرماندار محترم شهرستان نایین. بخشدار محترم انارک. مهندس سلیمی رییس بنیاد. 
مسکن نایین و جناب اقای اکبری. ییس محیط زیست از روستای چوپانان و بازدید پروژه های عمرانی و در دست اجرا
در این جلسه مشکلات مردم مطرح شد.  جناب اقای جمالی قول مساعد دادند که موارد مطروحه در جلسه را پیگیری نمایند

بعد از روستای چوپانان از روستای آشتیان بخصوص قنات آن که در حال حاضر به خاطر ریزش، کور شده است بازدید کردند و قرار بر این شد مسوول جهاد کشاورزی چوپانان مورد را پیگیری کرده و ضمن دعوت از کارشناسان مربوطه نسبت به بر آورد هزینه مرمت قنات اقدامات لازم را بعمل آورند و نتیجه را جهت پیگیریهای بعدی به فرماندار محترم اعلام نمایند.
]]>
برگزاری آیین سنتی « آب به بذر شلغم » در خور و بیابانک 2017-08-06T17:43:31+01:00 2017-08-06T17:43:31+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1769 نسل سومی برگزاری آیین سنتی « آب به بذر شلغم » در خور و بیابانکاصفهان-ایرنا- اهالی خطه کویری خور و بیابانک در نیمه مرداد هر سال در زمین های کشاورزی خود آیین«آب به بذر شلغم » را برگزار می کنند که نوید بخش آغاز پرآبی و بازگشت روزهای خنک سال در نیمه دوم تابستان گرم و خشک است.به گزارش ایرنا، قدمت تاریخی سنت دیرپای آب به بذر شلغم به گفته اهالی به پیش از اسلام باز می گردد و هرساله پانزدهم مرداد با شرکت پرشور مردم در زمین های کشاورزی شهر خور برگزار می شود.در این روز زمین ها از آب فراوانی برخوردار است و کشاورزان برگزاری آیین سنتی « آب به بذر شلغم » در خور و بیابانک

اصفهان-ایرنا- اهالی خطه کویری خور و بیابانک در نیمه مرداد هر سال در زمین های کشاورزی خود آیین«آب به بذر شلغم » را برگزار می کنند که نوید بخش آغاز پرآبی و بازگشت روزهای خنک سال در نیمه دوم تابستان گرم و خشک است.

به گزارش ایرنا، قدمت تاریخی سنت دیرپای آب به بذر شلغم به گفته اهالی به پیش از اسلام باز می گردد و هرساله پانزدهم مرداد با شرکت پرشور مردم در زمین های کشاورزی شهر خور برگزار می شود.
در این روز زمین ها از آب فراوانی برخوردار است و کشاورزان اجازه کاشت شلغم را دارند و صبح زود قبل از طلوع آفتاب بذر افشانی زمین با حضور سادات محل انجام می شود.
این جشن از آن جهت اهمیت دارد که در روز مراسم، قبل از طلوع آفتاب مردم در محل حاضر شده و سه نفر از کشاورزان ماهر زمین را آماده آبیاری می کنند و همزمان با طلوع آفتاب آب به زمین مورد نظر هدایت می شود. 
اطراف زمین را در سه ردیف با فاصله های مشخص، جو می کارند و رسم است در اطراف زمین های شلغم به وسیله نوک بیل به فاصله 30 تا50 سانتیمتر، جو کاشته شود.
هنگامی که آب به فاصله یکصد قدمی زمین رسید مردم به صورت دسته جمعی صلوات می فرستند و دو نفر نیز چاووشی می‌کنند.
پس از آبیاری زمین بذرپاشی شده، روحانی شهر برای برکت محصول دعا می کند و کشاورزی که زمینش زیرکشت رفته است با نان از مردم پذیرایی می کند. 
مردم سختکوش خوروبیابانک اعتقاد دارند که پس از آیین شلغم کاری، هوا رو به سردی می رود و شدت گرمای تابستان کاهش می یابد.
پس از برگزاری این آیین در روزهای دیگر کشاورزان می‌توانند برای خود شلغم بکارند.
این جشن از باروری زمین و اهمیت دادن به سرسبزی و کاشت محصولات پس از گرمای تابستان حکایت دارد.
مدیر جهاد کشاورزی خوروبیابانک در این باره گفت: از مجموع 2 هزار و 200 هکتار زمین کشاورزی در خوروبیابانک 20 هکتار زیر کشت شلغم می رود. 
حسین غلامرضایی افزود:زمان کاشت این محصول از 15مرداد آغاز می شود و تا مهر ادامه دارد.
وی متوسط برداشت این محصول در هر هکتار را 15تن برآورد کرد و گفت: پیش بینی می شود 300 تن شلغم برداشت شود.
وی خاطرنشان کرد: کار برداشت شلغم از زمین های کشاورزی این شهرستان تا پایان بهمن ادامه دارد.
مدیر جهاد کشاورزی خوروبیابانک افزود: بیشترین سطح زیر کشت شلغم در خوروبیابانک مربوط به مزارع شهرهای خور، جندق و فرخی و روستاهای بخش مرکزی شهرستان است.
غلامرضایی گفت: بذر شلغم کاشته شده از نوع بومی است و علاوه بر درمانی بودن این محصول مشتریان خاص خود را دارد. 
وی تصریح کرد: با توجه به اینکه شلغم یکی از گیاهان خوراکی مغذی و دارای خواص درمانی چشمگیر است علاوه بر میوه دیگر قسمت های آن نظیر برگ نیز مورد استفاده قرار می گیرد.
به گفته کارشناسان شلغم گیاهی اشتها آور، تسکین دهنده سرفه، درمان کننده شب کوری و کم خونی، موثر در رشد استخوان هاست و همچنین به دلیل دارا بودن ید فراوان نقش تنظیم کننده ترشحات غده تیروئید و ضد سرطانی نیز دارد.
شهرستان خوروبیابانک با 20هزار نفر جمعیت در 420 کیلومتری شرق اصفهان واقع است.
9860/ 6022 خبرنگار : محسن فیروزی - انتشار دهنده : عمادی

]]>
اتفاقی عجیب در جاده زواره به انارک 2017-08-04T17:00:20+01:00 2017-08-04T17:00:20+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1768 نسل سومی خبرگزاری فارس۷ ساعت پیشاتفاقی عجیب در جاده زواره به انارک/ یک تصادف و دو آتش سوزی+تصویر... به گزارش خبرگزاری فارس از اردستان، مهدی ناجی پیش از ظهر امروز درباره جزئیات حادثه آتش‌سوزی در جاده زواره به انارک اظهار داشت: شب گذشته حدود ساعت 12، تانکر حاوی مواد کربنات که به سمت مشهد در حال حرکت بود با پل قطار در جاده زواره به انارک برخورد می‌کند و دچار آتش‌سوزی می‌شود.وی افزود: به دلیل آتش‌سوزی شدید تانکر، ماموران بعد از یک ساعت توانستند پیکر بی‌جان راننده ماشین را خارج کنند.مسؤول روابط عمومی ب خبرگزاری فارس۷ ساعت پیش

اتفاقی عجیب در جاده زواره به انارک/ یک تصادف و دو آتش سوزی+تصویر

...

 به گزارش خبرگزاری فارس از اردستان، مهدی ناجی پیش از ظهر امروز درباره جزئیات حادثه آتش‌سوزی در جاده زواره به انارک اظهار داشت: شب گذشته حدود ساعت 12، تانکر حاوی مواد کربنات که به سمت مشهد در حال حرکت بود با پل قطار در جاده زواره به انارک برخورد می‌کند و دچار آتش‌سوزی می‌شود.

وی افزود: به دلیل آتش‌سوزی شدید تانکر، ماموران بعد از یک ساعت توانستند پیکر بی‌جان راننده ماشین را خارج کنند.

مسؤول روابط عمومی بیمارستان اردستان تصریح کرد: همچنین ساعت 11 امروز ماشین پژو 405 براثر موادی که از شب گذشته بر زمین جامانده بود و پاک‌سازی نشده بود ،دچار آتش‌سوزی می‌شود و دو نفر مصدوم شدند.

وی با بیان این که مصدومان این حادثه به بیمارستان شهید بهشتی اردستان منتقل شدند، افزود: این جاده دارای دوپیچ حادثه‌ساز و عرض خیلی کم است و اخیرا در آن 5 نفر کشته‌ شده‌اند همچنین زائرین مشهد مقدس از این جاده تردد می‌کنند.به گزارش خبرنگار فارس از اردستان، این جاده شهرستان اردستان را به شهرستان نائین متصل می‌کند و اکثر مردم شهرستان، از این جاده به مشهد مقدس سفر می‌کنند که نیازمند بررسی و رفع خطر از سوی مسؤولان است


]]>
اختصاص سهمیه بومی پزشکی به چوپانان و انارک در کنکور96 2017-08-04T04:17:02+01:00 2017-08-04T04:17:02+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1766 نسل سومی اختصاص سهمیه بومی پزشکی به چوپانان و انارک در کنکور96رشته های تحصیلی مخصوص استان بومی و دارای تعهد خدمت در دانشگاههای علوم پزشكیوزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی در راستای تربیت و تأمین نیروی انسانی بومی مورد نیاز مناطق محروم كشور ظرف ده سال آینده، قـانون»اصلاح بند ) (3ماده واحده قانون برقراری عدالت آموزشی در پذیرش دانشجو در دورههای تحصیلات تكمیلی و تخصصی« مصوب مورخ 1392/7/10مجلس شورای اسلامی، برای رشته های مندرج در جداول ذیل را در آزمون سراسری سال 1396اجرا مینماید. بر اساس این قانون تا %30ظرف
اختصاص سهمیه بومی پزشکی به چوپانان و انارک در کنکور96

رشته های تحصیلی مخصوص استان بومی و دارای تعهد خدمت در دانشگاههای علوم پزشكی
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی در راستای تربیت و تأمین نیروی انسانی بومی مورد نیاز مناطق محروم كشور ظرف ده سال آینده، قـانون
»اصلاح بند ) (3ماده واحده قانون برقراری عدالت آموزشی در پذیرش دانشجو در دورههای تحصیلات تكمیلی و تخصصی« مصوب مورخ 1392/7/10
مجلس شورای اسلامی، برای رشته های مندرج در جداول ذیل را در آزمون سراسری سال 1396اجرا مینماید. بر اساس این قانون تا %30ظرفیت در
رشتههای مورد نیاز از طریق جذب دانشجوی بومی با اولویت مناطق محروم و متناسب با نیاز استانها با نوع گزینش بومی استانی پذیرش میشـود.
این رشتهها بر اساس قانون مذكور به همراه ظرفیت، شرایط و ضوابط مهم و سایر اطلاعات مورد نیاز ذیلاً درج گردیده است. لازم به ذكر است نحـوه
پذیرش دانشجو در این رشته ها، »با آزمون« میباشد
 

 شرایط و ضوابط مهم:
-1سهمیه های بومی متناسب با وضعیت نقاط محروم هر استان برای داوطلبان بومی متقاضی خدمت در مناطق محروم در دانشگاههای علوم پزشكی ایجاد شده است.
اكثر ظرفیتهای پیشبینی شده به شیوه »بومی استانی« بوده كه دانشگاه محل قبولی داوطلب، مطابق نقاط محروم مندرج در جداول مربوط، از پذیرفتـه شـدگان
تعهد محضری اخذ مینماید.
-2
استفاده از این سهمیه ها مستلزم سپردن تعهد خدمت سه برابر طول دوره تحصیل به صورت غیرقابل خرید و جابجایی میباشد.
-3ارائه مدرك تحصیلی، بعد از اتمام دوره تعهد انجام میپذیرد.
-4دانشآموختگان سهمیه بومی در طول مدت زمان تعهد، مجاز به فعالیت پزشكی در سایر نقاط كشور نمیباشند.
-5اولویت تحصیل دانشجوی بومی، در استان خود میباشد.
-6ادامه تحصیل، پس از گذراندن نیمی از مدت زمان تعهد امكانپذیر است.
-7مشمولان این سهمیه، مجاز به نقل و انتقال و تغییر رشته قبولی نمیباشند، لذا لازم است در انتخاب رشته دقت لازم را مبذول نمایند.
-8كلیه پذیرفتهشدگان استفاده كننده از این سهمیه، مكلف میباشند قبل از ثبتنام، ضمن حضور در دفاتر اسناد رسمی در معیت نمایندگان دفتـر حقـوقی دانشـگاه /
دانشكدهها نسبت به تودیع سند تعهد پذیرفته شدگان مقطع عمومی )سهمیه مناطق محروم موضوع قانون برقراری عدالت آموزشی و اصلاحات بعدی( مطابق فـرم
تعهدی كه در زمان ثبتنام در اختیار آنان قرار میگیرد، اقدام نمایند.
-9در مواردی كه به علت نزدیك نبودن یك رشته در یك استان، سهمیه بومی در استانهای همجوار ایجاد شده، لازم است دانشگاه محل قبولی داوطلب، با دانشگاه
متقاضی ایجاد سهمیه، در خصوص اخذ تعهد هماهنگی نموده تا داوطلب پس از فارغ التحصیلی به دانشگاه استان بومی خود جهت ارائه خدمت هدایت شود
  

اردسـتان، اصفهان یك)ورزنـه، اسلامآباد(، اصفهان دو)رامشـه، نصرآباد(، بوئین و میاندشت
)میاندشت، بوئین، معصومآباد(، تیران و كرون)عسگران، دولتآباد(، چادگان)اورگان، مشهد كـاوه(،
خوانســار)خــم پــیج(، خوروبیابانــك)جنــدق، فرخــی(، دهاقــان)قمبــوان(، ســمیرم)كمــه، ونــك(،
شهرضا)هونجان(، فریدن)گنجه، داران(، فریدونشهر)برف انبار، سیبك(، گلپایگان)گوكد(،
لنجان)چم یوسفعلی(، نائین)چوپانان، انارك(، نجفآباد )دهق، اشن(، نطنز )خالدآباد
منبع : راهنمای کنکور 96 تجربی

]]>
بازدید کارشناسان حفظ نباتات از باغات پسته منطقه چوپانان 2017-08-03T15:52:04+01:00 2017-08-03T15:52:04+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1765 نسل سومی بازدید کارشناسان حفظ نباتات از باغات پسته منطقه چوپاناندر روز یکشنبه مورخ 08/05/96 کارشناسان حفظ نباتات استان و شهرستان از باغات پسته منطقه چوپانان بازدید به عمل آورده و ...به گزارش روابط عمومی مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان نایین، در روز یکشنبه مورخ 08/05/96 کارشناسان حفظ نباتات استان و شهرستان از باغات پسته منطقه چوپانان بازدید به  عمل آورده و در مورد بیماریهای سرخشکیدگی، گموز و ریز برگی درختان پسته توصیه های لازم را به بهره برداران ارائه نمودند.استفاده از این خبر بدون ذكر منب
بازدید کارشناسان حفظ نباتات از باغات پسته منطقه چوپانان


در روز یکشنبه مورخ 08/05/96 کارشناسان حفظ نباتات استان و شهرستان از باغات پسته منطقه چوپانان بازدید به عمل آورده و ...

به گزارش روابط عمومی مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان نایین، در روز یکشنبه مورخ 08/05/96 کارشناسان حفظ نباتات استان و شهرستان از باغات پسته منطقه چوپانان بازدید به  عمل آورده و در مورد بیماریهای سرخشکیدگی، گموز و ریز برگی درختان پسته توصیه های لازم را به بهره برداران ارائه نمودند.

استفاده از این خبر بدون ذكر منبع ممنوع است ]]>
کور شدن قنات آشتیان 2017-08-03T01:38:28+01:00 2017-08-03T01:38:28+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1764 نسل سومی کور شدن قنات آشتیانبه گزارش کانال تلگرامی سلام چوپانان: لــطــفــا بــیــشــتــر گــوش ڪــنــیــد و مــحــڪــم بــخــوانــیــد ...از خــروجــے قــنــات آشــتــیــان ... آب خــارج نــمــیــشــود ..قــنــاتــ بــدلــیــل ریــزشــهاے مــڪــرر و بــے تــوجــهے ،بــخــاطر وجــود آب چــاه ، ڪــور شــده اســت .از مــا نــوشــتــن و انــتــظــار رســیــدگــے از مــســؤلــیــن مــحــتــرم از جــمــلــه:مالکان بزرگوار آشتیان ، ،شــورای مــحــتــرم بــخــش ،بــخــشــدار مــحــتــرم مـ کور شدن قنات آشتیان
به گزارش کانال تلگرامی سلام چوپانان:
 لــطــفــا بــیــشــتــر گــوش ڪــنــیــد و مــحــڪــم بــخــوانــیــد ...
از خــروجــے قــنــات آشــتــیــان ... آب خــارج نــمــیــشــود ..

قــنــاتــ بــدلــیــل ریــزشــهاے مــڪــرر و بــے تــوجــهے ،بــخــاطر وجــود آب چــاه ، ڪــور شــده اســت .

از مــا نــوشــتــن و انــتــظــار رســیــدگــے از مــســؤلــیــن مــحــتــرم از جــمــلــه:
مالکان بزرگوار آشتیان ،
 ،شــورای مــحــتــرم بــخــش ،بــخــشــدار مــحــتــرم
 مــســؤلــین مــحــتــرم جــهادڪــشــاورزے 
فرماندار محترم و...
چوپانان آباد : کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من!!!
]]>
بررسی علل مهاجرت مردم خصوصا در انارک و چوپانان 2017-08-02T12:43:46+01:00 2017-08-02T12:43:46+01:00 tag:http://choopananabad.mihanblog.com/post/1763 نسل سومی بررسی علل مهاجرت مردم خصوصا در انارک و چوپانان نوشته:نسل سومبررسی علل مهاجرت مردم خصوصا در انارک و چوپانان و سایر نقاط روستایی ایران می تواند راهگشا برای برنامه های آینده باشد و الا ارایه طرح و جوش زدن در فضای مجازی مشکل گشا نخواهد بود. انارک و چوپانان هنگامی رشد نموده اند که نیروی کار خلاق و جوان و کاردان در آن ساکن بوده اندکه متاسفانه امروزچنین نیست.در مقایسه بین خور وجندق با چوپانان و انارک از نظر فرهنگی یک تفاوت فاحش وجود دارد و آن این است که در چوپانان و انارک از قدیم مردم یاد گر بررسی علل مهاجرت مردم خصوصا در انارک و چوپانان 
نوشته:نسل سوم
بررسی علل مهاجرت مردم خصوصا در انارک و چوپانان و سایر نقاط روستایی ایران می تواند راهگشا برای برنامه های آینده باشد و الا ارایه طرح و جوش زدن در فضای مجازی مشکل گشا نخواهد بود. انارک و چوپانان هنگامی رشد نموده اند که نیروی کار خلاق و جوان و کاردان در آن ساکن بوده اندکه متاسفانه امروزچنین نیست.
در مقایسه بین خور وجندق با چوپانان و انارک از نظر فرهنگی یک تفاوت فاحش وجود دارد و آن این است که در چوپانان و انارک از قدیم مردم یاد گرفته اند که راه ترقی بچه ها این است که باید به شهرهای بزرگ مهاجرت کرد و این فرهنگ خصوصا در بین انارکی ها شدیدا حاکم است زیرا دیده می شود انارکی های تهران نشین شدیدا تمایل به مهاجرت به امریکا و اروپا دارند. البته شاید طرز تفکر درستی باشد.
در چوپانان نیز مالکین تحت تاثیر فرهنگ انارک همه تابع این طرز فکر بوده اند و رعایا نیز این فرهنگ را آموخته اند. اما در خور و جندق این طرز تفکر ضعیف است. البته کارخانه پتاس در خور و امکانات شهرستان هم وضعیت را دگر گون کرده است خصوصا اینکه خوری ها با انقلاب اخت شدند و توانستند پست هایی را تصاحب نمایند که انارکی ها از این نظر عقب افتادند.
الان ساکنین چوپانان و انارک بیشتر مهاجرین هستند و انارکی های اصیل فقط برای خاطراتشان سالی یکبار به انارک می آیند.
اگر مانند خور کارخانجاتی مثل پتاس و گردشگری مثل مصر و گرمه رونق بگیرد شاید سبب تغییر تفکر عده  ای از مردم شود که در شهر های بزرگ خیلی موفق نبوده اند. البته اخیرا در چوپانان با با پدیده کشاورزان اصفهان نشین و یزد نشین روبرو هستیم که خانواده هایشان ساکن این دو شهر بزرگند ولی خودشان هر ماه چند روزی در چوپانان کشاورزی می کنند که البته خوب است. اما یک مشکل دارد اولاً همین افراد بازنشستگان دولتی هستند که نیروی کارشان تحلیل رفته و ثانیا در چوپانان همین گروه باکمبود نیروی انسانی روبرو هستند.
(چوپانان آباد)
نقل از :انارک نیوز
]]>