چوپانانِ آباد

mostaghimi.25@gmail.com

مراحل پایانی ساخت اّب انبار کلباسی در انارک
نوشته : نسل سومی
Image result for ‫باقر کلباسی‬‎
این آب انبار را فرزندان مرحوم باقر کلباسی در مدت کوتاهی  به یاد مادر مرحومشان نرگس خانم نیکخواه ساخته اندکه ساختمان آن  رو به پایان است ان شاالله در این ماه مبارک و در این شب پر برکت خداوند از مرحوم باقر و خانمش نرگس خانم راضی و خشنود باشد و ایشان را مورد رحمت و مغفرت قرار دهد ما چوپانانی ها برای آمرزش این مهمانان عزیز که سالهای پایانی عمر خود را برا ی آرامش بیشتر  از تهران به چوپانان هجرت کردند و خاطرات خوشی از خود در چوپانان به یادگار گذاشته اندصلوات میفرستیم و حمد و سوره را نثار این دو مرحوم می نماییم 

اگر فرزندان این مرحومین برایشان مقدور هست می توانند باقیات و صالحاتی در چوپانان برای این عزیزان وقف نمایند و من فکر می کنم اگر منزل پدریشان را در چوپانان اختصاص به خانه سالمندان یا کودکان بی سرپرست دهند و با مدیریتی که در آنها سراغ دارم با همکاری سایرین آنجا را سامان دهند خداوند به آنها و به پدر و مادرشان و به عمه اینجانب که در احدادث این خانه زحمات زیادی متحمل شده مرحوم حاج هدیه مستقیمی را می گویم اجر فراوان عنایت می فرماید
یکی از سوالاتی که ذهن مرا در مورد اقدام فرزندان مرحوم باقر کلباسی به خود مشغول داشت این بود که آِیا این اقدام آنها در این زمانه کار درستی است یا خیر ؟ 
بعدا محاسباتی را من انجام دادم که شاید همانطور که مرا راضی کرده شما را هم راضی کند : 
می دانیم که انارک فاقد آب آشامیدنی است و امروز آب انارک از اصفهان با لوله تامین می شود اگر به عللی آب چند روزی قطع شود آب این آب انبار می تواند تا حدودی مشکلات را حل کند 
اگر قطر این آب انبار 20 متر باشد و ارتفاع آن 5 متر باشدمیزان آب ذخیره آن عبارت است :
متر مکعب1570=5*314=3/14*10*10
این آب می تواند مصارف ضروری 700 خانواده را در یک زوز تامین کند اگر خیرین انارک این کار را ادامه دهند و 50 آب انبار مشابه یا بزرگتر بسازند و در سال حداقل یکبار آِن آّب انبارها به وسیلع باران آب گیری شود 
متر مکعب 78500 =50*1570  آب ذخیره خواهند داشت با توجه به اینکه عمر آب انبار ها عملاٌ از 100 سال بیشتر است این می تواند تفکر خوبی برای بحران آب باشد. 
شاید ساخت آب انبار بهترین فکر بوده که فرزندان برومند جناب کلباسی که همه مهندس و دکتر هستند در این زمینه ارائه داده اند.


رویت هلال 

شاعر: طاهر چوپانانی

روزهای  آخر  ماه  صیام
عده ای از مرد و زن بر پشت بام
جمع گشته تا که  مه رویت کنند
وز حلول ماه نو صحبت کنند
هر یکی باصد تلاش و جد وجهد
گشتن وکنکاش را دنبال کرد
پیر مردی با ولع ،حرص تمام
ماه را می جست او در پشت بام
نوجوانی گفتش ای پیر عزیز
از چه رو اینگونه ای در افت وخیز؟
تو که اصلا روزه ای نگرفته ای!
من خبر دارم تمامش خورده ای!
تو تمام ماهها بهرت یکیست
پس دلیل اینهمه سعیت ز چیست؟
نوجوان حرفی زد و پاسخ شنفت
پیر با غیض و غضب اینگونه گفت
من به جستن زین سبب گشتم بپا
تا ز خفت خویش را سازم رها
من اگر چه روزه ام را خورد ه ام
لیک از این خوردنم افسرد ه ام
نان خشکی کنج خلوت بی خورشت
سرزنشها میشوم زین کار زشت!!
مال مردم می برند در آشکار
حق مردم میخورند با افتخار
Image result for ‫بابک زنجانی‬‎
در چنین اوضاع من شرمنده ام
چونکه نانم کنج خلوت خورد ه ام !!!
پس به جستن از همه اولی ترم
ماه نو بینم بگیرم در برم
گویمش آی و رها سازم زغم
کرده این امت به کفرم متهم
چون که خوردم نان خشکی در صیام
پس شدم کافر به معنای تمام !
کاش جای خوردن مال حرام
دیگران هم روزه خوردی در صیام
طاهرا تبریک گو عید صیام
روزه ها مقبول باشد والسلام
 نقل شعر از : کانل تلگرامی گل بیکاری @golebikari


دکتر قاضی
نقل از : کانال تلگرامی سلام چوپانان
پزشک خوب و مجرب این روزهای چوپانان که دیده شده چوپانانیها از شهرها هم میان روستا برای ویزیت و تشخیصهای مشکل گشاش... اهالی به نسخه های ایشون اعتقاد عجیبی دارند

به نوبه خودمون از زحمات دکتر قاضی تشکر میکنیم.
 خصوصا خصوصا خصوصا
 صمیمانه از حسن برخورد ایشون با بیماران و احترام وافرشون به سالمندان چوپانانی سپاسگزاریم و آرزوی بهترینها را براشون داریم
سربلند و پیروز باشی دکتر قاضی عزیز
چوپانان آباد : بهداری و مرکز بهداشت چوپانان تاریخی طولانی نزدیک به 70 سال دارد و در این مدت طولانی پزشکان و پرستاران زیادی که اکثرا هم غیر بومی بوده اند به مردم ما و مردم روستاهای اطراف خدمات ارزنده ای نموده اند که جای تقدیر از همه آنها را دارد و اگر نویسندگان و وبلاگ نویسان بتوانند با این بزرگان یا فرزندانشان تماس گرفته و جهت قدردانی از آنها برای ماندگاری در تاریخ چوپانان بیوگرافی آنها را بنویسند واقعاً نشانه قدر شناسی ما خواهد بود 
تا آنجا که ذهن من یاری می کند خدمتگزاران زیر خدمات ارزندهاشان شامل حال ما مردم شده است:
آقای دکتر مهدی آقابیکی- ایشان به عنوان پرستار خدمتگزار مردم بودند ودر زمان غیبت پزشک بسیاری از امور طبابت                                           بدست توانای این بزرگ مردم در چوپانان  حدود 30 سال انجام پذیرفته است
آقای دکتر خلیلی
آقای دکترعلاقه بند 
آقای دکتر جزایری : ایشان یک هفته در جدق و یک هفته در چوپانان بودند
آقای دکتر رضوان : ایشان سپاه بهداشت در فرخی و چاهملک و چوپانان بودند
آقای دکتر امیری 
چند دکتر هندی و پاکستانی
آقای دکتر حلوانی : پزشک بومی چوپانان
آقای دکتر مالکی : اصالتا چوپانانی 
و تعداد زیادی از پزشکان که بعد از انقلاب در چوپانان خدمت کردند که متاسفانه اطلاعات من بسیار ضعیف است 
و تعداد زیادی انسان های بزرگوار که در کسوت پرستاری خادم مردم بوده اند که جا دارد حتما به این مقوله بپردازیم
به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید


در رثای همکار عزیز مرحوم احمد جلالپور 
شعر از: طاهر چوپانانی

گویند تا چشمم نبیند ،باورم نیست
باچشم خود دیدم ولی باور نکردم
آمد ندا وناله یی ،احمد کما رفت
آن ناله بشنیدم ،ولی باور نکردم
اوضاع واحوال شب بیماریش را
همواره پاییدم ،ولی باور نکردم
گویا حقیقت داشت آنچه می شنیدم
صد بار پرسیدم ،ولی باور نکردم
تابوت او بر دوش مردم غوطه می خورد
زین غوطه لرزیدم ،ولی باور نکردم
همگام با همکار وفرزند عزیزش
 با شکوه نالیدم ،ولی باور نکردم
با گوش خود اسمع، و افهم را شنیدم
هر چند  فهمیدم، ولی باور نکردم
همراه با همشهریان من دست خود را
بر قبر ساییدم، ولی باور نکردم
رنج آور اینگونه از احمد سرودن
زین شعر رنجیدم ،ولی باور نکردم
در باور طاهر نگنجد فوت احمد
باچشم خود دیدم ،ولی باور نکردم
منبع تصویر: کانال تلگرامی سلام چوپانان
منبع شعر: کانال تلگرامی گل بیکاری


پدر خودپرداز های بانکی ایران را بشناسیم

سعید عسکری انارکی به عنوان کسی است که اولین خودپرداز را در ایران در بانک سپه نصب کرده و اولین کارت پلاستیکی برداشت از خودپرداز به نام وی ثبت شده است.

آقای انارکی اولین ATM در ایران را در بانک سپه سال 71 نصب کردند. در آن موقع ایشان در بانک سپه مسئول بودند که مدیرعامل وقت به وی اعلام می کند که می‌خواهد دستگاه ATM نصب کند و ایشان می گویندATM چیست؟ مدیرعامل بانک سپه گفت: همان دستگاه‌هایی که کارت را داخلش می‌گذاری و پول دریافت می‌شود.

در آن زمان خود ATM، نسل دوم بود و PC ویت نبود، PC ویت یعنی اینکه روی دستگاه ویندوز وصل است و این PC همه‌چیز را کنترل می‌کند و در واقع ما با یک دستگاه کاملا استاندارد سروکار داریم اما دستگاهی که ما در آن زمان خریداری کردیم بلک فاست روی آن بود. در ادامه مصاحبه ایشان را در چند بخش قرار می دهیم.مالی ممنون

سال تولد: ۱۳۳۳ -محل تولد: تهران
سوابق تحصیلی: لیسانس برنامه ریزی و کاربرد کامپیوتر از مدرسه عالی کامپیوتر
 سوابق مدیریتی: مدیر کل مرکز انفورماتیک وزارت علوم، مدیر آی‌تی در بانک‌های سپه، ملت، مسکن و صادرات، مدیر فناوری در گروه البرز
متولد ۱۳۳۳۳ است. 
 درباره پسوند مشهور نام و فامیلش توضیح می‌دهد و درباره پدرش تعریف می‌کند که برخلاف خودش که تهرانی است در انارک به دنیا آمده. مشخص است درباره شهر و دیار پدری‌اش حسابی خوانده است؛ از رونق شهر در زمان کشف معادن توسط آلمانی‌ها در عصر پهلوی اول جزییات فراوانی در ذهن دارد و تعریف می‌کند خواهر بزرگ‌ترش در همان بیمارستان آلمانی‌ها به دنیا آمده و پدرش هم قبل از بوروکرات شدن در برنامه و بودجه سال‌های سال در همان تشکیلات ژرمن‌ها کار می‌کرده است.

خاندان‌شان به صورت سنتی متعلق به طبقه بزرگ گله‌داران حاشیه کویر هستند که به سبب رواج شترداری در آن منطقه رفاه خاص خودشان را خلق کرده‌اند. می‌توان عشقش به کویر را در همه صحبت‌هایش دید. برخلاف خواهر و برادرش حتی نوشتن زبان منطقه خودشان را هم یاد گرفته است. بعد از توران و مسعود و مهین و قبل از حمید و سیما به دنیا می‌آید. پدرش پس از قضایای جنگ جهانی و اخراج آلمانی‌‌ها و اتریشی‌ها از کشور ناچار می‌شود به جای همراهی کردن مستشاران، ابتدا در اداره معادن استخدام شود و بعد به تهران بیاید و کارمند سازمان برنامه شود.


عجب عکس خفنی



نمی دانم آیا از بکار بردن لفظ خفن برای این تصویر به من ایراد می گیرید یا نه؟اول ببینیم معنی خفن چیست:
در فرهنگ کوچه و بازار سالهای 1370-1380 هجری شمسی در تهران، به یک چیز با حال و خوب و خوش منظر گفته میشود.
اخیراً این صفت برای نشان دادن هر چیز عجیب، ترسناک و ... هم به کار می رود. نکته این صفت این است که قدری مبالغه در درون خود دارد. (نقل از :پارسی ویکی)
چرا این تصویر برای من جالب است
1- زمانی برای معرفی خدمتگزار خدوم ولایتمان مقاله  
 طبیب شفا بخش ، حكیم آقابیكی

 نجاتبخش بسیاری از كودكان و بزرگسالان در چوپانان

را نوشتم ولی برای بدست آوردن تصویر جناب آقابیکی در مضیقه بودم که خوشبختانه این تصویر یلد اور بسیاری از خاطران مردم چوپانان در دهه های 30- تا 60 می شود مقاله را در ادرس زیر بخوانید

http://choopananabad.mihanblog.com/post/55

2- یکی از آثار نابوده شده گذشتگان ما 5 برجی بوده است که برای ایجاد برج وباروی چوپانان حدود 70 سال پیش تر ساخته شده بود که این برج ها را قدر ندانستیم و به بهانه تعریض معابر -این آثار که می توانست شناسنامه روستای ما باشد -را خراب کردیم. و دکتر آقابیکی چه خوب ریبایی برج کنار بهداری را تشخیص داده و با آن عکس یادگاری گرفته است تا کنون عکسی از این برج زیبا ندیده بودم

در اینجا از کانال تلگرامی سلام چوپانان تشکر خود را اعلام می دارم که با نفوذ به آلبوم های خانوادگی همشهریان  گاهاً عکس های نادری را منتشر می نماید



"روزهایی که آب به قیمت طلا ارزش داشت " 
خاطره ای از آقای ماشااله سلطانی 
فرهنگی بازنشسته ، مداح اهل بیت و خادم مسجد و حسینیه در زمانهای لزوم 

نتیجه تصویری برای خشک شدن قنات چوپانان
سال 1354 هجری شمسی ، فصل بهار ، طبق معمول همیشه ، ابرهای بهاری باران زا در آسمان روستای چوپانان نمایان شدند و لحظاتی بعد باران بهاری باریدن گرفت و چند ساعتی ادامه داشت ، عده ای خوشحال و عده ای نگران بودند ، از جمله کشاورزان زحمت کش آبادی ، چون جو ها را درو و خرمن کرده بودند و بیم آن داشتند که اگر پایه باران به کوه عباس آباد بگیرد ، سیل جاری خواهد شد و خرمن آنها را با خود خواهد برد . از قضا همین اتفاق افتاد و نزدیکی های غروب ، سیل به چوپانان رسید و هرچه را در مسیرش بود ، با خود میبرد . 
بچه ها خوشحال بودند اما بزرگترها نگران ، همه آمده بودند کنار سیل بند به تماشای سیل . شلوغ بود و هر کسی چیزی میگفت ، یکی میگفت :اگر ماشین بخواد بیاد تو آبادی گیر می افته ، در همین لحظه کامیون کمپرس قرمز رنگی آمد که از سیل عبور کند ولی بدلیل حجم زیاد آب ، وسط سیل خاموش شد ، و مردم هرچه کردند نتوانستند کامیون را از مسیر سیل بیرون بیاورند .
مردم هم می آمدند و دقایقی عبور سیل را تماشا میکردند و میرفتند و سیل هم زمین های گندم را ازبین برد و خرمن های جو را با خودش برد و در نهایت سیلابها در دق ملا انباشته شد و گودال ،چاله های مسیر هم پر از آب شده بود . 
آن شب را مردم در خانه هایشان سپری کردند و خوابیدند ، غافل از اینکه سرنوشت چه فردایی را برای آنها رقم خواهد زد . 
سیلاب در مسیر خود دهنه های قنات را با ماسه بادی و گل مسدود کرده بود و بقول قدیمیها ، قنات کور شده بود . صبح که مردم جهت تهیه آب به کنار جوی آمدند متوجه شدند که در جوی آبی نیست . مالکین روستا از جمله مرحوم عبدالرحیم زاهدی ،  پس از شنیدن خبر ، چند نفری را که مسئول قنات بودند ،فرستاد تا رفع عیب کنند .

وقتی آنان مشکل را بررسی کردند ، خبر آوردند که سیل چندین دهنه قنات را با گل ولای مسدود کرده و اصلاح آن کار یک روز و یک هفته نیست و ممکن است یکسال هم طول بکشد ! 
سیل همچنین قنات های حجت آباد و آشتیان را هم کور کرده بود . مالکین با صرف نظر از قناتهای حجت آباد و آشتیان اولویت را به رفع بی آبی چوپانان دادند ، لذا با ارسال پیغام و مراجعه به بخشداری انارک در خواست کمک کردند که مشکل بی آبی را با فرستادن تانکر و آبرسانی روزانه حل کنند . 
تانکرها از روستاهای چاه ملک و ایراج و آبادی های دیگر ، آب را به روستا میرساندند و تهیه آب توسط مردم صحنه هایی به یاد ماندنی را در خاطره ها به جا گذاشت ...
همین که تانکرهای آب وارد آبادی میشدند ، صدای حرکت فرغونها و دویدن مردم بطرف خیابان اصلی برای برداشتن آب به گوش میرسید .
تانکرمی ایستاد و دوعدد شیر تخلیه آب و جمعیت زیاد ، صف های طولانی بوجود می آورد ، همه بفکر برداشتن آب بودند و گریه ی بچه به گوش میرسید ولی کسی اعتنایی نمیکرد و یک لحظه غفلت برابر بود با بی آبی آن روز . روزهای اول به عده ای آب نمیرسید ، 
مدتی به همین منوال گذشت ، بعضی ها داخل صف ایستادن برایشان مشکل بود و برای رفع این مشکل بفکر استفاده از شیلنگهای 15 تا 20 متری افتادند .
نتیجه تصویری برای آبرسانی با تانکرتصویر تزئینی است
یک روز وقتی برای تهیه آب به خیابان آمدم دیدم مردم منتظر رسیدن تانکر آب هستند و عده ای شیلنگ همراه خود آورده بودند ، ایستاده بودم که تانکر آب آمد ، مردم مثل زنبور حمله کردند بطرف تانکر و آنهایی که شیلنگ داشتند از تانکر بالا رفتند و شیلنگ را داخل دهانه تانک انداخته و فریاد میزدند : بکش ...بکش...و شخصی هم که سر دیگر شیلنگ را داشت مک میزد که آب داخل شیلنگ جریان پیدا کند . 
غوعایی بود ، هرسری صدایی داشت ، بکش ...نکش ... سطل را بردار ...عجله نکن ...آب را نریز ...از قحطی قیامت در آمدی ؟ ....قاشق هاتون هم میخوای پر آب کنی !...فرغونا بیار  و ....
خلاصه وقتی از دور به تانکر و اطرافش نگاه میکردی به عمق فاجعه بی آبی در تابستان کویر پی میبردی و قدر آب را میدانستی ، که اگر این نعمت خدادادی از زندگی حذف شود ... ؟  همه برای زنده ماندن تلاش میکرد7ند و دعا میکردند هرچه زودتر قنات ساخته شود . 
هرچه می گذشت تعداد شیلنگها اضافه میشد ،  ده تا ، بیست تا  ، تصور کنید تانکر با شیلنگهایی که از روی آن آویزان و به اطراف کشیده شده بود ، به عروسکی با موهایی پریشان شبیه شده بود ! 
این قضیه پنج ، شش ماه طول کشید ، روزهای آخر که کار به چاههای آخری رسیده بود مردم همه همیاری کردند و آب در قنات جاری شد . 
همینکه آب به جوی خیابان رسید گوسفندی قربانی کردند و مردم صلوات میفرستادند و خوشحال بودند و خدا را شکر میکردند که دیگر از تانکر و شیلنگ و صف راحت شده بودند .
لازم به ذکر است که همان سال تعداد زیادی به خاطر بی آبی به شهر یزد مهاجرت کردند و روز به روز مهاجرت زیاد شد و وضعیت فعلی جمعیت روستا را هم میبینید ...
والسلام
ماشااله سلطانی تانستان نود و پنج
به کانال تلگرامی چوپانان آباد بپیوندید


تذکر: پسوند «او» در گویش چوپانانی یک پسوند تحقیر و توهین نیست بلکه پسوند «تحبیب» است و «حسنو» یعنی همان «حسنک» و به معنای «حسن دوست‌داشتنی» مگر این که فضای و فحوای کلام توهین‌آمیز باشد و چون دوستان کودکی من عزیزان من هستند دوست داشتم به همان نام کودکی‌شان از آنان یاد کنم.

ما بروجک‌ها
نوشته:محمد مستقیمی  راهی

بعضی وقتا فکر می‌کنم ما بچه‌های چوپانان عجیب سگ جون و پوست کلفتیم وقتی یادم میاد چه رفتارهای خطرناکی داشتیم مو به تنم سیخ می‌شه بچه رعیتی‌ها بهتر از بقیّه بودند چون فرصت ولگردی نداشتند تا مدرسه‌ها باز بود که بیشتر اوقات روز مدرسه می‌رفتند و دم غروبی‌ها و جمعه‌ها هم باید به پدر و مادرشون تو دشت و در کمک می‌کردند. تابستونا که دیگه فرصت سر خاروندن هم نداشتند؛ تازه فصول مدرسه براشون جشن عروسی و خرماپزون بود چون کار کشاورزی مخصوصاً برای بچه‌ها طاقت فرسا بود. می‌موند بچه نخلکی‌ها و خشک‌نشین‌ها و ما بچه اربابی‌ها که تا بخواهی وقت اضافی داشتیم و بی‌صاحبٍ بی‌صاحب هم بودیم. بچه نخلکی‌ها که فقط هفته‌ای یک روز پدر بالا سرشون بود که اونم از ذوق دیدار پدر روزهای جمعه پیداشون نبود. بچه‌های خشک‌نشین‌ها هم پدر و مادرهاشون گرفتار کار و زندگی بودند و فقط موقع ناهار و شام بچه‌هاشون را حاضر غایب می‌کردند. ما بچه اربابی‌ها هم که پدرامون سایه آفتاب نشین گوشه‌ی خیابون بودند و مادرامون هم یا کار خونه داشتند یا توی یک خونه یا توی یک کوچه در یک خونه می‌نشستند و غیبت می‌کردند و ماها هم فقط ظهرها و شب‌ها موقع ناهار و شام صاحب داشتیم و یادی ازمون می‌شد بقیه اوفات افسارمون روی دوش خودمون بود و هر جا می‌خواستیم می‌رفتیم و هر کاری که نمی‌کردیم بلد نبودیم.


ادامه مطلب

یادگارهایی جا مانده از مرحوم جواد پورحیدری


آثار زیر توسط فرزند ایشان آقای مهندس ابوالقاسم پورحیدری در اختیار این وبلاگ قرار گرفته است
محمد عمادی با همکارانش
رباط عباس آّباد و حاج حسین نصرالله
همکاران ودوستان چوپانانی وانارکی جواد در نخلک
احداث مزرعه جواد
غروب جمعه و رفتن نخلکیها با کامیون به نخلک
دانش آموزان دبستان ستوده


عکسهایی از آلبوم مرحوم جواد پورحیدری


فرستنده عکسها : مهندس ابوالقاسم پورحیدری

برای آگاهی از آخرین اخبار و پیوستن به کانال تلگرامی چوپانان آباد اینجا را  کلیک کنید.

ادرس ما   @choopanan_abad                                       




مصاحبه تلویزیونی با خاله عصمت ( عصمت بقایی) 

برنامه زنده شهر باران امشب ساعت 19 از شبکه یک با حضور سرکار خانم عصمت بقائی، تنها خانم ساکن در معدن سرب و روی نخلک و بازنشسته معدن سرب و روی نخلک

عصمت بقایی (خاله عصمت)

دختر مرحوم عباس رمضون

همسر شادروان حسن نظرنژاد

جهت حضور در  برنامه ماه عسل

 در دهه سوم ماه مبارک رمضان

بعنوان اولین و قدیمیترین زن معدن کار ایران

(حدود 60 سال)

نقل از : کانال تلگرامی سلام چوپانان


انشالله استاد راهی ۱۲۰ ساله باشن.
نقل از کانال تلکرامی سلام چوپانان
هرکدوممون به یه شکلی سر خودمونو گرم داریم
یکی سرش به زندگی خودشه و کسب روزی و مشغول خانواده. یکی خودشو با دنیا و لذتهای زمینی مشغول داره. یکی مث ما خودشو با کانال و دنیای مجازی سرگرم میکنه. یکی چسبیده به آخرتش و دعا و ثنا و نمازروزه.
هرکی هر گلی زد به سر خودش زد.
ولی تاریخ چوپانان قضاوت خواهد کرد که امثال محمد شیخ چه خدمتی به فرهنگ این روستا کرده اند.
ممد شیخ بدون هیچ ادعایی داره زحمتشو میکشه. بدون منت و چشمداشت. یکساعت هم شاید چوپانان تدریس نکرده باشه. نمیدونم. ولی کاراییی برای تاریخ و فرهنگمون کرده و میکنه که نامش بر تارک چوپانان تا ابد باقی خواهد ماند.
این پشت موهای قشنگ تو آسیاب سفید نشده. اون برق مغز سرش به کلیچوی روشنای داخل جمجمه ش هم نمیرسه.
ممد شیخ پرچم بدست راهپیمایی ۲۲ بهمن نیست. سبیلام از ریشش کوتاهتر نبوده هرگز. انگشتاش به قلم چرخونی بیش از تسبیح گردونی عادت داره. ولی بشخصه معتقدم خداوند متعال ادیسون و گالیله رو زودتر و رفیعتر از خیلی از ماها قرارشون میده تو بهشت. چقد قشنگه که آدم زیرجلکی تخم خودشو بذاره و قدقداش تا آسمون هفتم نره. هیشکیم نفهمه این تخمای دوزرده کار کیه. ولی از اونجا که ما حرف تو شکممون بند نمیشه لو میدیم.
حضور فعال تو مراسم فرهنگی نوروزی چوپانان خصوصا برگزاری شب شعرها که معرف حضورتون هست. ممد شیخ تو شعر و شاعری ید طولایی داره و ذهنش درگیر نوشتن کتابهاشه. سر قبر صائب هم میرفت قدیما و انجمنای شعر و آموزش به جوونها و تدریس هم داشت. البته جدیدا بیخبرشم. شاید دولنده را دیده باشین. وبلاگ دولنده سرشار از خاطرات تاریخی چوپانانه. و همچنین وبلاگ چوپانان بلاگ اسپات که بنظرم فیلتره. اونم منبعی غنی از چوپانانه که راهی میگردونه. فیسبوک و توئیتر و اینستا و کلوب و کوچه باغ و این چیزاش که فعاله بماند.  علاوه بر کتب شعرش و همه این وبلاگا یه زندگینامه داره مینویسه که اونم محشری بپا خواهد کرد. فقط موندم چجوری میخاد مجوز چاپشو بگیره با اینهمه رک گویی. ممد شیخ همیشه در دسترسه و در سختترین شرایط پاسخگوی شاعران جوونه. خیلی از شاعرای جوون خودمون مرتب باهاش در تماسن و راهی با روی گشاده اصلاح شده های شعرشونو در اختیارشون میذاره. مشاور فرهنگی خوبیه. خیلی از چالشهای سلام چوپانان و خدمات فرهنگی دیگه روستا با نظرات راهی ختم بخیر شده. همین الانشم کلی کمکمون میکنه. همه اینا که گفتم یه طرف و ...
سایت شجره نامه
عاشق این سایتشم. حیف که نحوه عضویتش یخورده پیچیده ست. اما بیشک کولاکی در تاریخ چوپانان محسوب میشه و هرچی ازش بگم بازم کمه. تاریخ ثابت خواهد کرد
هرچند اختلاف سلیقه ها و مواضع نسبتا تندش به بعضی نمادهای برای مردم مقدس یخورده انتقادها را بهش زیاد کرده. و هرچند تبلیغات کوته فکرانی که دنبال جداکردن ارباب رعیتی در چوپانان هستند و هیزم به آتشی که خودشون به ناحق الوو کردن میریزن. اما همچنان ممد شیخ یکی از محبوبترینهای چوپانان بین اهالی فهیم و بزرگان روستاست و تق و توق تفنگ بادی معانداش در مقابل تانک خدماتش به جایی نمیرسه.
صمیمانه قدردان زحماتت هستیم راهی بزرگ
دستت رو میبوسیم
انشالله همچنان پوسکلفت بمونی و قلمت تا سالهای سال پایدار بمونه


یادی از بزرگمرد شهر كویری انارك


روزنامه اطلاعات :یكی از بخش‌های حاشیه كویر مركزی ایران «انارك» است كه در 75 كیلومتری شهرستان نائین با گذشته‌ای كهن و مردمی نیك اندیش و كوشا قرار دارد. یكی از نیكوكاران و بزرگان انارك، زنده یاد باقر كلباسی اناركی است كه در 88 سالگی پس از عمری تلاش و كوشش و به ویژه اشتغال زایی در حوزه‌ كشف و استخراج معادن، به دیدار یار شتافت و اناركی ها را در اندوه نشاند. فرزندان و نوادگان آن مرحوم همه از چهره‌های برتر در رشته‌های پزشكی، دندانپزشكی، داروسازی، معماری و ساختمان و زمین‌شناسی هستند. شادروان باقر كلباسی اناركی قبل از درگذشت به فرزند بزرگش مهندس سعید كلباسی اناركی كه از خادمان گذشته و اكنون صنعت برق كشور است، وصیت كرد كه در منطقه انارك برای كمك به مردم نیازمند، صندوق قرض‌الحسنه راه‌اندازی شود كه با همت ایشان اخیراً این اقدام انجام شده است. او در اوج نیكنامی زیست و شهركویری انارك در اندوه از دست دادنش، گریست. 

سعید یغمایی

codex28x


 حاج حیدر علیزاده شاعری از انارک
آقای حیدرعلی علیزاده از پیشکسوتان اشعار فولکلوریک انارکی هستند.حتما انارکیهای عزیز شعر صد بار وتوم وات گل نیسا 
دی میره میره نهو را که معمولا در مراسم عروسی اجرا میشه شنیده اید .

(شعری از آقای حیدر علی علیزاده)

ناروسینه از مالی یا ها بالاتر بیو....
.چون اشتر هاشنی هشت ماه سال در سفر بیو
از روغنای گله و ازکشک بی حیساب تعریف نابو که.....نابو وات چی خیبر بیو
از مردمون ساده دل و بی تکبرش.....زحمتکشی مردمشنی بی ثمر بیو
از معدنهای سرب و طیلا و مسوش نواج.....بر مردم ناروسینه را بی اثر بیو
در سالی سی سیو سی ما نخلک شیه بیم.....مزدی ما کم حقوقی و خین جیگر بیو
از کارگر نخلک و از کاری طالمسی....سرخه حصار سینه تنگ و خطر بیو
خورد و خیراک کارگر های عیال واروش.....روغن نباتی بیو و او دوی شکر بیو


آقا محمد قاسم
نویسنده: مهدی افضل - ۱۳٩٥/٢/٤

 

چه بسیارند آدمهایی که تا آینده های دور از صحنه روزگار محو نخواهند شد.

 

زن :" از خر شیطون بیا پایین، مرد."

مرد :" دست بردار زن. سر صبحی اوقات مرا تلخ نکن."

زن :" امروز را دندان روی جگر بگذار. بگذار نگویند آقا محمد قاسم قُرُق را شکست. با این کارِت از چشم اربابها می اُفتی."

آقا محمد:"زن دعا کن آدم از چشم خدا نیفتد. از چشم بنده خدا اگر افتاد برمیخیزد."

زن در حالیکه جلو خر را گرفته بود :" بگذار دیگری این کار را بکند."

برای مطالعه بقیه مطالب اینجا را کلیک کنید

 برای آگاهی از آخرین اخبار و پیوستن به کانال تلگرامی چوپانان آباد اینجا را  کلیک کنید.

ادرس ما    choopanan_abad@                                               


ادامه مطلب


همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic