چوپانانِ آباد

mostaghimi.25@gmail.com

كاه ماش

بوته ای كه در پائین بوته كاه ماش روی زمین گسترده شده هندوانه مار است


"كاه ماش" یا "كاه معاش" یا " كاه در" یا "ماش بار"‌ گیاهی است بوته ای كه ارتفاع هر بوته به یك متر می رسد و در ریگزار های اطراف چوپانان در سالهایی كه بارندگی خوب بوده به وفور می روید متاسفانه از نظر گیاه شناسی من فاقد اطلاعات هستم و نمتوانم این گیاه را معرفی كنم فقط اینكه به احتمال زیاد تا كنون در باره این گیاه تحقیقی صورت نپذیرفته است 

در مهرماه كه دانه های این گیاه می رسد عده ای از مردم كویر نشین آنرا درو كرده و در روی چادری خرمن می كنند و سپس با چوب بوته ها را می كوبند تا دانه ها از بوته ها بریزد و سپس با بوجاری دانه ها را پاك و تمیز می كنند 

این دانه ها در نزد اهالی از نظر غذایی امروزه خیلی با ارزش است اما در قدیم بخشی از خوراك سالانه مردم را تشكیل می داده است 

بعد از آنكه دانه های گیاه ریگ شور شد همراه با برنج نیمدانه و ارزن پوست كنده به دمپخت تبدیل می شود و اگر مقداری گوشت بومی چوپانان نیز در پخت این غذا به كار رود غذای مطلوب و پر خاصیتی خواهد بود ،كه مورد علاقه اكثر كسانی است كه در كودكی از این غذا تناول كرده اند 

امروزه در انارك با قیمت بالایی این دانه ها به فروش می رسد و اناركیهای اصیل علاقه زیادی به تهیه غذا با آن دارند و شنیده ام كه در سال گذشته تا كیلویی 50 هزارتومان خرید و فروش شده است .

خوشبختانه امسال به علت بارندگی بوته های زیادی در اطراف چوپانان روئیده است و حتما گروهی از مردم این محصول را برداشت خواهند كرد .

برای تكمیل مطالب و معرفی بیشتر این گیاه به تصاویر بوته های بیشتر و دانه های گیاه  طرز برداشت نحوه پخت غذا و خواص این گیاه نیاز است كه اگر محققی در این زمینه تلاش نماید خدمتی به علم و دانش بشری كرده است .


نخودو

گیاهی است كه در سالهایی كه بارندگی خوب بوده به وفور در اطراف چوپانان می روید و امسال شما می توانید به راحتی آنرا بیابید و بر روی آن مطالعه كنید 

متاسفانه در اینترنت من اطلاعاتی از این گیاه بدست نیاوردم و شاید هم این گیاه دارای اسمی دیگر است كه من نام دیگر آنرا نمی دانم البته چند نوبت از گیاهی به نام نخودك نام برده شده بود كه به عنوان گیاهان منطقه كویری معرفی شده بود كه من احتمال می دهم كه نخودك همان نخودو ی ما باشد.

در سالهایی كه بارندگی خیلی خوب است هر بوته گیاه مساحتی بین نیم متر مربع تا یك متر مربع از زمین را می پوشاندو سرسبز است كه انسان را جذب خودش می كند.

این گیاه بسیارمورد علاقه گوسفندان است و خصوصاً این گیاه یكی از علف های مورد علاقه شدید شتر می باشدو شتر ها برای خوردن این گیاه ولع زیادی دارند .

از خواص دارویی این گیاه اطلاعی بدست نیاوردم 

در شهریور ماه كه من تصاویر این گیاه را در دامنه كوه قبرستان چوپانان تهیه كردم بهترین فصل برای مطالعه بر روی این گیاه است 

گلهای این گیاه در اواخر اردیبهشت و اوائل خرداد شكوفا شده و زرد رنگ است .

امید است محققان چوپانانی هنگام مسافرت به چوپانان در این ایام از مطالعه بر روی این گیاه غافل نباشند 

 

 بوته نخودو


بر گهای نخودو از یك ساقه مركزی كه برگچه هایی به تعداد6 تا7 عدد در طرفین آن روئیده زیبایی خاصی به گیاه داده است


 تصویر برگهای نخودو


میوه نخودی را كپسول هایی تشكیل می دهد كه كمی از یك نخود بزرگتر است كه در تصویر به صورت سبز متمایل به زرد دیده می شود متاسفانه هنوز میوه كال و آبدار بود و من نتوانستم متوجه شوم كه این میوه آیا شباهتی به نخود هم دارد . هیچ گزارشی برای استفاده انسان از این گیاه داده نشد .

انتظار از دانشجویان رشته های زیست شناسی و گیاه شناسی و كشاورزی است كه این گیاه بومی منطقه را به صورتی علمی معرفی نمایند

تصویرمیوه نخودو


   مقایسه برگ ها و میوه نخود با نخودو

 تصویر برگ و بوته نخود

                                                                                                                                        


                                                                                                                                                                                           


چرا می نویسیم قطنی ؟!

نوشته :نسل سومی


در چوپانان با عكاس تصویر دهنه قطنی آقای حلوانی ملاقات كردم و از او سؤال كردم كه قطنی یعنی چه؟ ایشان در پاسخ من گفتند كه معنی آنرا نمی دانند و تنها این كلمه را شنیده اند ، البته او گفت كه تلفظ این كلمه بین مردم به صور مختلفی است بعضی "قطنی" می گویند و بعضی قد نی تلفظ می كنند .
از ایشان سؤال كردم گه چرا این كلمه را با ط نوشته اند ؟ ایشان گفتند كه فكر می كردند این كلمه با ط  است ولی علّت آنرا نمی دانند
اصولا در ایران عادت بدی بر ما حاكم است كه اكثرا فكر می كنیم كلماتی كه نو هستند یا تا كنون در جایی نوشته نشده اند را باید با حروف عربی بنویسیم نمونه این كلمات در املای فارسی زیاد است ما قدیمیها به یا د داریم كه بسیاری از كلمات با طا نوشته شده و بعداً ط تبدیل به ت شده است برای مثال : 
نفط - طهران - طبرستان - طوفان -
 وجه تسمیه دهنه "قوت نی" یا "قطنی "چه می تواند باشد؟
به نظر من با توجه به تصویر و نوع خاكی كه در كوهسارها مشاهده می شود به احتمال زیاد گیاهان كمی در این مكان رشد كرده اند لذا منطقه ای بی آب و علف به نظر می رسد البته من تنها از روی تصویر نظر می دهم و حتماً بازدید از منطقه  می تواند كمك بیشتری  برای ارائه یك نظریه باشد.
با توجه به مطلب فوق و چنانچه واقعیت این باشد كه منطقه فاقد پوشش گیاهی است لذا می توان گفت كه هیچ قوتی در منطقه برای ارتزاق حیوان و انسان  وجود ندارد به همین علًت گذشتگان ما به آن گفته اند  " قوت نی " كه معنی قوت ،خوراك است و معنی نی در زبان محلی یعنی نیست و وجود ندارد 
اگر نظر فوق صحیح باشد پس باید بنویسیم "دهنه قوت نی"  
                                                                                     



نام این گیاه چیست؟

احتمالاً این گیاه ترخ نامیده می شود

 

تصویر فوق در دامنه کوه انبار شمال شرقی چوپانان گرفته شده است


گیاه درمنه  :

نام علمی : Artemisia sieberi
درمنه دشتی به گویش بیابان نشینان «ترخ» شهرت دارد. این گیاه بوته ای بسیار معطر ، عنصر اصلی و غالب اجتماعات گیاهی در استپهای خشک و نپمه خشک کشور محسوب می شود.
ارتفاع این بوته بین 30 تا 50 سانتیمتر ، دارای انشعابات متعدد و متراکم که شکل کپه ای را به بوته می بخشد. درمنه دشتی از خانواده کاشنی(Compositae) بوده و تمام اندامهای هوایی گیاه اعم از ساقه ، برگها ، گل ، میوه و بذر دارای عطری بسیار تند و نافذ می باشد. این گیاه در خطوط همباران 100 میلیمتر به بالا به راحتی استقرار می یابد.
اغلب در خاکهای لومی، شنی و لومی رسی ایجاد رویشگاهای وسیعی را می نماید.   در عرصه های استپی بیابان به همراه سایر گونه های بیابانی و کم توقع مانند نسی، نتر و علف شور، اجتماعات گیاهی متنوعی را بوجود می آورد. این گیاه اگر چه در فصل بهار و تابستان بواسطه بوی عطر بسیار تند آن ، مورد استفاده چرای گوسفندان قرار نمی گیرد، ولیکن در فصل پاییز و زمستان ، زمانی که گیاه غرق در بذر می باشد.
توسط گوسفندان مورد چرا قرار می گیرد. درمنه دشتی از جمله بوته های بسیار سازگار به شرایط سخت بیابان محسوب می شود که علاوه بر مصارف علوفه ای ( در مراتع قشلاقی ) ، بوته ای بسیار مقاوم در مقابل فرسایش های بادی و نقش ارزنده ای را در حفاظت خاک این قاط بر عهده دارد.
در طی دهه اخیر، اهمیت اکولوژیکی این گونه با ارزش در عرصه های بیابانی تا حدودی مشخص شده و دستگاه اجرایی کشور ( منابع طبیعی) مراتع قشقلاقی را توسط این گیاه بذرکاری می کنند. تنها روش تکثیر گیاه توسط بذر می باشد. 


Medical part


برای مصارف دارویی از سرشاخه برگدار آن استفاده می شود. البته همه قسمتهای این گیاه دارای بوی معطری میباشند که از این عطر برای معطر ساختن منازل و علیه بیدزدگی استفاده می شود. 

مزاج گیاه
در دوم گرم و در سوم خشک/ گرم و خشک در سوم و بعضی در دوم گفته اند

خواص دارویی
مقوی،
 اشتها آور، بادشکن، معرق[2] / رفع دل پیچه ، درد سرین

پاک کننده زخمهای عفونی ، اولسر-التیام بخش- پانسمان ورم سرمازدگی-تسکین ورم و دمل-منع خوره و سودا (درمان قرحه) -درمان آکله(خوره)
مقوی معده- رفع تورم معده 
کرم کش- درمان انگلهای دراز و روده ای مثل کرمک- آسکاریس ( دمکرده)
درمان قاعدگیهای دشوار / درمان هضم سخت و سوهاضمه  
ایجاد اسهال – مدر -ریزش بول و حیض - باز کننده گرفتگی های مجاری- 
رویاندن موی ریش (روغن)-جلوگیری از ریزش مو (خاکستر+ روغن زیتون)-درمان کچلی
مفید در تب و لرز- تبهای مرکب 
علاج رمد (آب) - پرکردن گودی از اثر قرحه در چشم (خاکستر) –علاج چشم درد 
علاج دشوار نفسی و تنگی نفس
پادزهر نیش کزدم و رتیل و سم خوردگی و گزیدن عقرب و سموم سرد (ضماد)
کاهش قند ادرار/ تحلیل گازها / رفع سکسکه/  قاطع بلغم / مسهل اخلاط
درد مفاصل /  رفع استسقا

عوارض
مضر برای معده و عصب- سردرد آور- 
مایه دردسر- به زیان معده 

مطالب نقل از :

http://www.mellifera.ir

http://www.persiadesert.com


شناسنامه معدن:گود چوپانان
مشخصات معدن
نام معدن: گود چوپاناننوع معدن: سیلیس
نوع ماده معدنی: غیرفلزینوع ماده معدنی:  [غیر فلزی]
موقعیت جغرافیایی
استان: اصفهانشهرستان: علی آبادنام زون اكتشافی: 0
شهر: جزینبخش: كهرویهدهستان:اشترینان
نام راهنمای نقشه 250000/1 مربوطه: خورنام راهنمای نقشه 100000/1 مربوطه: فرخی
نام راهنمای نقشه 50000/1 مربوطه:  
مختصات به UTMطول
عرض
موقعیت جغرافیایی
طول 19  30  54 
عرض 28  26  33 
راه های دسترسی
 نامجهتمسافت(km)
راه آهن 
راه شوسه   
راه مال رو   
راه آسفات   
راه جیب رو   
فواصل تا مكانهای مشخص
فاصله تا مركز استان (km)فاصله تانزدیكترین شهر (km)فاصله تا راه آهن (km)فاصله تا آبهای آزاد (km)
 347 140 160 1295
فاصله تا نزدیكترین رود اصلی (km)فاصله تا نزدیكترین فرودگاه (km)فاصله تا نزدیكترین روستا (km)ارتفاع بلندترین نقطه (m)
5 200 20 2060
جمعیت نزدیكترین شهر (نفر): 20826ارتفاع از سطح آبهای آزاد (متر): 900
مشخصات عمومی
پاراژنز(كانه یا كانیهای همراه): 
ژنز: [آذرین]توضیحات: آذرین
فرمول شیمیایی: Sio2نوع كانه و كانی های اصلی: 
جنس سنگ میزبان: سنگهای آذریندرجه خلوص ماده معدنی (%):
سن سنگ میزبان: 
عمر معدن(با توجه به ذخیره و استخراج سالیانه): 17 سالسنوات فعالیت معدن: 15 سال
شكل ماده معدنی: [توده ای]
ابعاد ماده معدنی (متر)
طول: عرض: ضخامت: 
وضعیت لرزه خیزی ناحیه: غیر فعالسابقه زلزله ای: 1978, MB:4.4
عیار ماده معدنی% توضیحات: 
PPM 
ذخیره كانسار (هزارتن)
قطعی: 170زمین شناسی: مجموع: 510
ممكن: احتمالی: 340
حداقل درجه حرارت(C):
-9
متوسطه بارندگی سالیانه(mm):
100
حداكثر درجه حرارت(C):
41
امكانات
آب [مسیل]توضیحات: تانكر آب
امكانات تولید برق
امكانات تولید برق: نداردبرق: نداردنوع برق منطقه: 
نام نزدیكترین پست فشار قوی; نائیننام نزدیكترین نیروگاه: اصفهان
فاصله نزدیكترین پست فشار قوی (كیلومتر): 140فاصله نزدیكترین نیروگاه (كیلومتر): 347
وضعیت معدن از لحاظ قرار گیری در محدوده های مسكونی:[سایر]
وضعیت اسكان كاركنان
وضعیت اسكان كاركنان: [بنای داخل معدن]توضیحات: از ساختمان سرب گود چوپانان استفاده میشود
تعداد وسایل نقلیه
سواری: كامیون: توضیحات: لودر:1 اجاره ای، بلدوزر:1 اجاره ای، دستگاه سنگ شکن:1
باری: واگن: 
ارتباطات
ارتباطات: فاصله نزدیكترین مركز پست (كیلومتر):20
فاصله نزدیكترین مركز تلفن (كیلومتر): 20
وضعیت نیروی انسانی(تعداد)تعداد كارشناس: تعداد تكنسین: تعداد كارگر: 6
وضعیت
فعالیت معدن غیر فعال تاریخ شروع بهره برداری: 1377/03/10
علل ركود: تاریخ ركود: 
علل تعطیلی: داشتن ناخالصی فراوان و کم بودن ذخیرهاتاریخ تعطیلی: 1382
روش استخراج
روش استخراج:  [روباز]توضیحات: 
میزان استخراج سالیانه (تن): 10000
میزان سرمایه گذاری موجود بر حسب نوع اموال سرمایه به روز (میلیون ریال)
ماشین آلات ابزار و وسایل كار: 0.13توسعه و اكتشاف: وسایل نقلیه: لوازم و تجهیزات اداری: 
ساختمان بدون احتساب زمین: راه اختصاصی: زمین: سایر موارد: مجموع: 0.25 میلیون ریال
سرمایه گذاری خارجی
سرمایه گذارخارجی دارد: نداردنوع فعالیت: 
فراوری
میزان بازیافت ماده معدنی (%): نوع باطله: 
مراحل فراوری: روش فراوری: 
آخرین فراوری: موارد مصرف: صنایع شیشه
قیمت فروش محصولهای فراوری شده (ریال):قیمت فروش ماده خام (ریال):30000
واحد های صنعتی مصرف كننده  [داخلی]
مالك
نام مالك معدن: شرکت الماس دشت جندقوضعیت مالكیت معدن: خصوصی
وضعیت حقوقی معدن [پروانه بهره برداری]
بهره بردار
نام بهره بردار: شرکت الماس دشت جندقتلفن: 0212088975نشانی: سمنان- بلوار علم وصنعت- جنب باسکول
شماره پروانه: 1603تاریخ صدور:  
توضیحات
منابع استفاده شده: موارد 1-2-3-5-10-16-17-18-19-20-21-22 که در قسمت ملاحظات اشاره شده استتاریخ آنها: 1383
نام و نام خانوادگی اقدام كننده: سمیرا سلیمیتاریخ ثبت: بهمن 1383
ملاحظات: 16- فرهنگ جغرافیائی کوههای کشور(جلد دوم)،سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، 1379
   17- گزارش ارزیابی وضعیت توان و ذخایر معدنی ایران(سفارش مجمع تشخیص مصلحت نظام کمیسیون امور زیربنائی گروه زمین شناسی و معدن )(بخش اول و دوم)،محسن ریحانی، محمود هاشمی، کیمیا عجایبی، نیره مشایخی، مجری طرح: دکتر احمد خاکزاد، 1377
   18- لیست معادن موجود در وزارت صنایع و معادن استان تهران
   19- لیست معادن فعال موجود دروزارت صنایع و معادن استان اصفهان
   20- پرونده های اکتشافی و بهره برداری موجود در وزارت صنایع و معادن استان اصفهان
   21- کتاب اطلس راههای ایران(چاپ چهارم)، موسسه جغرافیائی و کارتوگرافی گیتا شناسی، بهار1383
   22- www.ngdir.ir
   10- فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران(انارک – فرخی)، سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، 1364
   5- کتاب شناخت شهرهای ایران، عبدالحسین سعیدیان، علم و زندگی، 1383
   1- کتاب دیباچه ای برزمین شناسی اقتصادی ایران(گزارش شماره 2)، منصور قربانی، وزارت صنایع و معادن پایگاه داده های علوم زمین کشور، 1381
   2- کتاب راهنمای سنگ ایران، کاوه فاضل،وحید آدمی، ثالث، 1379
   3- کتاب راهنمای نقشه های 1:50000 پوششی کشور، سازمان جغرافیای نیروهای مسلح، 1380
 نقل از :http://www.ngdir.com/MiningInfo/PMineDetail.asp?PID=3768




گزارش بازدید از پل ابریشم

بنام زیبای هستی بخش

مدّتی پیش طی صحبتی خودمانی با استاد حسین تقی زاده (شاغل در کارگاه میراث فرهنگی اردکان) از وجود پلی قدیمی معروف به پل ابریشم در اطراف اردکان  با خبر شدیم. بعد از اتمام صحبتمان از ایشان قول گرفتیم که ما را در راه رسیدن به آنجا راهنما باشند که ایشان هم طبق معمول همیشه با رویی گشاده قبول زحمت فرمودند.

چند روز قبل از ماه مبارک رمضان فرصتی دست داد که راهی شویم. به همراه تعدادی از دوستان چارسوقی از طرف جادّه چوپانان به طرفی که به گفته بلدمان مسیر اصلی رسیدن به این پل قدیمی بود امتداد جاده را در پیش گرفتیم.پس از طی مسیری در حدود یک و نیم ساعت به منطقه حفاظت شده کویر سیاه کوه وارد شدیم.البته چند دقیقه ای بود که از تابلوی  ابتدای راههای حوزه استحفاظی استان اصفهان  گذشته بودیم اما وقتی از جاده اصلی خارج شدیم با تابلوهای متعددی که از طرف سازمان حفاظت محیط زیست استان یزد ممنوع بودن هر گونه شکار و دخل و تصرّف در این منطقه را به ما گوشزد می کرد روبرو شدیم که احتمال اینکه این منطقه در محدوده اردکان باشد را بیشتر به ذهن متبادر می ساخت.

از جاده اصلی پس از طی جاده ای خاکی (حدود نیم ساعت)  در دل بیابان آن زمان که ساعت حدود نه و نیم صبح را به ما نشان می داد به آب انباری (دستی) که در کنار کوهی ساخته شده بود رسیدیم . به محض حضور ما یک دسته کبک به سرعت و ظرف یک چشم بهم زدن از منطقه متواری شدند. از پله آب انبار که پایین رفتیم با تعجّب متوجّه شدیم آب انبار هم آب دارد هم تعداد زیادی ماهی قرمز! بعد از برداشتن وسایلی مختصر برای درست کردن چای، ماشین را ترک کردیم و پیاده پشت سر استاد تقی زاده به راه افتادیم. در راه ایشان وجه تسمیه این پل را چنین بیا نمودند که چون سابقا در مسیر جاده ابریشم قرار داشته به این نام مشهور گشته و حتی اسم آن آب انبار هم - حوض ابریشم - بیان کردند. البته اینکه این مطالب تا چه اندازه سندیّت دارد و تا چه میزان قابل استناد است باید مورد تحقیق و پژوهش قرار گیرد. به هر حال این جزء باور و اعتقاد عده ای است و در جای خود قابل احترام. البته ایشان به این نکته هم اشاره کردند که مدتهاست این پل را از نزدیک مشاهده نکرده و از میزان سلامت بنا اطلاع درستی ندارد.

لختی گذشت که به رودخانه فصلی نسبتا بزرگی رسیدیم که اثر فرسایش در طول سالیان متمادی در آن کاملا مشهود بود و نهایتا پل ابریشم....!

فقط دو دهنه از احتمالا چهار دهنه آن باقی مانده بود که ذهنیّت تخریب آن بر اثر یک سیل سهمگین درو از ذهن نبود. پل با مصالح سنگ و احتمالا ملات ساروج یا ترکیبی از گل و آهک (نظر نهایی به عهده اهل فن!) ساخته شده بود. بده دلیل سنگی بودن زیر پایه پل هیچ گونه زیر سازی به چشم نمی خورد و سنگ پایه ستون ها مستقیما روی سنگ بستر رود خانه گذاشته شده بود! شیب یک طرف رودخانه حدود 60 درجه و در طرف دیگر دیواره ای به طول تقریبی 10 متر قرارداشت. عرض تقریبی پل حدود 2 متر و طول قسمت باقیمانده حدود 5/4 متر بود.

در مدتی که مشغول گرفتن عکس و برانداز کردن ابعاد پل ابریشم بودیم استاد تقی زاده زحمت دم کردن چای را کشیده بودند.چایی کاملا بیابونی که از دارچین و پر گل گرفته تا کاکوتی و چه و چه در آن موجود بود. جای همه دوستان خالی!

پس از استراحتی کوتاه به طرف اردکان عزیز به راه افتادیم.


محمّد پورروستایی اردکانی



کانسار کالکافی


در فاصله 35 كیلومتری خاور معدن سرب و روی نخلك در استان اصفهان قرار گرفته است.این كانسار در حقیقت یك كانسار مس ...


- موقعیت جغرافیایی:

در فاصله 35 كیلومتری خاور معدن سرب و روی نخلك در استان اصفهان قرار گرفته است.

زمین شناسی:

 این كانسار در حقیقت یك كانسار مس و مولیبدن پورفیری طلادار است. بررسی های اولیه                                                میزان 345 میلیون تن كانسنگ با عیار میانگین 25/0 درصد مولیبدن و 2/0 تا 5/0 گرم                                                      در تن طلارا در این كانسار پیش بینی نموده است.

   طی اكتشافات اخیر زونهای طلادار قابل توجهی بصورت رگه های سیلیسی شبكه های                                                رگچه ای با عیار 5/0 تا 25 گرم در تن طلا در این كانسار تعیین شده است. در حال حاضر                                           بررسی های اكتشافی در مرحله تفصیلی در این كانسار در حال انجام است كه شامل                                                    گسترش عمقی زونهای طلادار است.

منبع: پایگاه ملی داده ها
تاریخ ورود مقاله : ۱۳۸۸ یکشنبه ۳ خرداد



از آواتار تا ریگ جن



جالبه و عجیب، من کی چیزی نمی دونم

رازی از ایران باستان که چهره‌ی جهان را تغییر می‌دهد


پیش‌گفتار دو سال و اندی از حضورم در کانادا می‌گذرد اما این سومین سیزده‌به‌در است که در اینجا هستم. دو سال پیش کمی قبل از نوروز به تورنتو آمدم و مانده‌گار شدم. قصد ماندن نداشتم بلیط برگشتم هنوز توی ساک سفری‌ام است گیرم دیگر باطل شده است، هرچند باطل هم نشده بود، دیگر به کارم نمی‌آمد، چون به این زودی‌ها خیال برگشتن ندارم. به همین دلیل تصمیم گرفتم سکوت چند ساله‌ی خود را بشکنم و رازی را با شما در میان بگذارم که تاکنون به هیچ‌کس نگفته‌ام و حتا در آینه هم با خود آن‌را تکرار نکرده‌ام. افشای این راز خطر جانی برای‌ام داشت. نمی‌دانم حالا که در تورنتو زنده‌گی می‌کنم این خطر وجود دارد یا نه اما به هر حال اگر آنچه را که می‌دانم نگویم غم‌باد می‌گیرم و سکته می‌کنم پس بهتر است اتومبیلم در های‌وی‌سون (بزرگ‌راه هفت) به دره‌ی دان‌میلز بیفتد تا این که کنج خانه زیر بار این راز مگو غزل خداحافظی را بخوانم.

شروع ماجرا

خرابه‌های رستوران سورنتو در تهران
پنج سال پیش در دفتر کارم در تهران مشغول تدوین فیلم کوتاهی بودم که گوشی همراهم زنگ زد می‌خواستم پاسخ ندهم که دیدم آقای ع. ق. مدیر گروه دانش شبکه‌ی یک است. او را از وقتی در رادیو به صورت حق‌الزحمه‌یی مطالب علمی می‌نوشتم می‌شناختم. شماره‌ی دستی مرا نداشت. تعجب کردم، پاسخ دادم، که گفت موضوع مهمی است و از من خواست آب اگر دستم است زمین بگذارم و پیش او بروم. گفت به رستوران سورنتو روبه‌ی در اصلی جام جم بروم. نمی‌خواست در دفترش او را ملاقات کنم. نیم ساعت بعد در رستوران سورنتو نشسته بودم و حرف‌هایی می‌شنیدم که داشتم شاخ درمی‌آوردم. گفت تحقیقات علمی مهمی در جریان است و گروهی برای ساخت فیلم مستندی به ایران آمده‌اند و از من خواست که همراه این گروه بروم و فیلمی هم برای گروه دانش شبکه‌ی اول تهیه کنم و من نمی‌دانستم وارد ماجرای می‌شوم که ممکن بود جانم را سر آن بگذارم. او گفت سه کشور و چهار گروه درگیر این تحقیقات هستند. گروهی از فیزیکدانان انستیتو نیلز بور در دانمارک٬ گروه کشاورزی و کانی‌شناسی از دانشگاه ماساچوست آمریکا و همچنین بخش فیزیک کاربردی دانشگاه پرینستون (به سر پرستی نوح جفریس Noah Jafferis) و سرانجام بخش باستان‌شناسی دانشگاه آکسفورد انگلستان. برای این که ماجرا را شرح دهم مجبور هستم کمی در مورد زمینه‌های علمی آن توضیح دهم اما شما اگر حوصله‌ی خواندن این بخش را ندارید می‌توانید به بخش راز مگو رفته و ماجرا را پی‌بگیرید.
پیشینه علمیپل آدرین موریس دیراک، Paul Adrien Maurice Dirac وقتی در ۱۹۲۶ با تلفیق مکانیک کوانتومی و نسبیت عام و خاص توانست فرمول‌بندی جدیدی ارائه دهد که وجود ذراتی که بعدها به ضدذره شناخته شدند را پیشبینی می‌کرد گام بزرگی در راه پیشرفت فیزیک برداشت. از آن پس دانشمندان برای هر حامل انرژی دنبال ذره‌یی می‌گشتند و ذره‌یی به نام گراویتون (Graviton) که از خانواده‌ی مزون‌ها Meson ست، با اسپین ۲ و بارالکترونی و جرم در حالت سکون صفر، به عنوان حامل جاذبه شناخته شد. این ذره تا کنون آشکارسازی نشده بود. درواقع این که دو جرم هم‌دیگر را جذب می‌کند به دلیل وجود این ذره است. یک گروه گراویتون‌یاب از دهه‌ی سی میلادی توسط نیلز بور در دانمارک تشکیل شد تا این ذره را پیدا کنند. دانشمندان بزرگی از هیدکی یوکاوا (湯川 秀樹) ژاپنی تا عبدالسلام پنجابی (압두스 살람) و ورنر هایزنبرگ (Werner Karl Heisenberg) آلمانی طی سال‌های متمادی در این گروه عضو بودند. سرانجام این گروه نشان داد در برخی از مواد کانی ذرات گراویتون وجود دارد که در کویرهایی که درجه‌ی حرارت در آن‌ها بالا برود ممکن است در دل شن‌ها یافت شود. گروهی از برجسته‌ترین کانی‌شناسان در دانشگاه لوول ماساچوست (University of Massachusetts Lowell) به سرپرستی یکی از نوادگان کانی‌شناس برجسته‌ی فرانسوی رنه ژوست آئویی (René Just Haüy) پس از دریافت آخرین دست‌آوردهای تئوریک انستیتو نیلز بور با بررسی هزاران نقشه‌ی ماهواره‌یی سه نقطه در جهان را مشخص کردنند که ممکن بود دارای خاک یا شنی سرشار از ذرات گراویتون باشند. صحرای سینا در مصر٬ رَبع‌الخالی در عربستان و ریگ جن در کویر مرکزی ایران(۱). گروه‌هایی را به مصر و ربع‌الخالی اعزام کردنند. اما به دلیل نبودن ارتباط سیاسی بین آمریکا و ایران و خطر دستگیری تیم اعزامی و از آنجا که منطقه‌ی ریگ جن به «نطنز» نزدیک است مقامات «جمهوری اسلامی» اعزام هرگونه تیم تحقیقاتی به این منطقه را رد می‌کرد و تصور می‌کردند اعزام تیم تحقیقاتی محملی برای جاسوسی اتمی است به همین دلیل طی پنج سال گذشته که تیم‌های اعزامی به صحرای سینا و ربع‌الخالی مشغول تحقیق بودند هیچ تیمی به ایران اعزام نشد و متاسفانه در آن دو نقطه هم تحقیقات به نتیجه‌ی مطلوب نرسید. تا این که حدود سه سال پیش در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۷ یک اتفاق کاملا تصادفی زنجیره‌یی از حوادث را به وجود آورد که منجر به کشفی بزرگ و حیرت‌انگیز شد.

از آواتار تا ریگ جن

کوه‌های معلق در آواتار ساخته‌ی جیمز کامرون.
در سال ۲۰۰۷ وقتی «جمیز کامرون» می‌خواست فیلم آواتار Avatar را بسازد و تصمیم داشت در این فیلم سیاره‌یی را به تصویر بکشد که تحت‌سنگ‌های بزرگ گراویتونی دارد با گراویتون‌یاب‌های انستیتو نیلز بور تماس گرفت تا اطلاعاتی در زمینه عملکرد صخره‌های گراویتونی به دست آورد با پیگیری ماجرا به کانی‌شناسان ماساچوستی رسید و آن‌ها توضیح دادند که ممکن است صخره‌های گرویتونی در روی کره‌ی زمین هم باشد و سه نقطه را می‌گویند و اضافه می‌کنند هنوز تحقیقات در مصر و عربستان به نتیجه نرسیده است و امکان رفتن به «ریگ جن» هم نیست. جیمز کامرون از طریق آنجلینا جولی با ا. ف. فیلم‌ساز معروف ایرانی تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد تحت پوشش فیلم‌سازی گروهی به منطقه اعزام شوند اما او می‌گوید امکان این کار وجود ندارد در عوض او یکی از دوستانش به نام پرفسور رواپور را به او معرفی می‌کند که باستان‌شناس و کویرشناس ایرانی ساکن انگلستان و صاحب کرسی در آکسفورد است. تماس جمیز کامرون با پرفسور رواپور و گفت‌وگو با او موجب می‌شود پروفسور رواپور با تحقیقات ماساچوستی‌ها و دانمارکی‌ها آشنا شود و او به جمیز کامرون می‌گوید در حفاری‌های تخت جمشید ابریشمی پیدا شده است که با این توصیفات شما به نوعی دارای ذرات گراویتونی هستند. کامرون به هالیوود می‌رود و سرگرم ساختن فیلم خود می‌شود.

اما سریعا دانشمندان دانشگاه ماساچوست و انستیتو نیلز بور در انگلستان جلسه‌ی مشترک با تیم باستان‌شناسی می‌گذارند. موسسه‌یی بین‌المللی با حضور سه کشور آمریکا و انگلستان و دانمارک در نوادای آمریکا تشکیل می‌شود و تحقیقات مفصلی در این باره انجام می‌شود و دانشمندان این سه کشور با کمک گرفتن از سایر دانشمندان تمام اطلاعات خود را یک‌دست می‌کنند برای تحقیقات میدانی آن‌ها از دولت انگلستان می‌خواهند که امکان رفتن تیمی تحقیقاتی به ریگ جن را فراهم آورند که دولت انگلستان از طریق اسفندیار رحیم مشایی با این شرط که منشور کوروش بزرگ برای مدتی به ایران آورده شود با این سفر تحقیقاتی موافقت می‌کنند. اما می‌گوید برای این که سروصدا نشود در پوشش گروه فیلم‌سازی وارد ایران شوند و برای این که عادی‌سازی شود گروه دانش تلویزیون را هم در جریان می‌گذارند و از اینجا بود که من وارد ماجرا شد.
راز مگو تیم اعزامی طی تحقیقات جالبی به این نتیجه می‌رسد که ایرانیان در زمان هخامنشی ذرات گروایتون را در کویر مرکزی ایران کشف کرده‌اند خاک و شن منطقه‌ی ریگ جن را طی عملیات سرندسازی خالص کرده به کاشان منتقل می‌کرده‌اند و در آن‌جا باغی درست کرده بودند پر از درخت توت خاک این باغ تا عمق پنجاه و سه متر از خاک سرند شده‌ی ریگ جن بوده است بعد کرم‌های ابریشم از برگ این درختان تغذیه می‌کردند و ابریشم تولیدی خاصیت گراویتونی و ضد جاذبه‌یی داشته است و ایرانیان با آن قالیچه‌ی پرنده تولید می‌کردند. البته این فراینده بسیار پیچیده بوده است و یک قالیچه‌ی کوچک پرنده ده‌ها سال طول می‌کشیده است تا درست شود. یکی از این قالیچه‌ها توسط کوروش که به ذوالقرنین شناخته می‌شود به سلیمان نبی داده می‌شود.(۲) ایرانیان بسیار دقت کرده بودند که استفاده از این قالیچه‌ها علنی نشود اما سلیمان از آن استفاده‌ی گسترده‌یی می‌کند و این قالیچه به قالیچه‌ی سلیمان مشهور می‌شود. گویا اسکندر برای به دست آوردن همین قالیچه به ایران حمله می‌کند و ایرانیان برای این که تکنولوژی دست یونایان نیفتد آن باغ را آتش می‌زنند و دو قالیچه‌ی باقی‌مانده در تحت جمشید هم در آتش‌سوزی تخت جمشید کاملا از بین می‌رود و فقط چند تار از آن باقی می‌ماند که در اکتشافات ارنست امیل هرتسفلد (Ernst Herzfeld) باستان شناس آلمانی که توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو University of Chicago Oriental Institute در ۱۹۳۱ اکتشافاتی را در تخت جمشید انجام داد کشف شد. قبلا از اعزام تیم تحقیقاتی به «ریگ جن» این نخ‌های ابریشم در اختیار تیم تحقیقاتی قرار گرفته. حالا همه‌چیز برای ساختن قالیچه‌های پرنده مهیا بود.

سرانجام
تیم اعزامی سعی می‌کرد کسی از کار آن‌ها سردرنیاورد اما آن‌ها نمی‌دانستند من قبل از فیلم‌سازی فیزیک می‌خواندم برای همین راحت جلو من صحبت می‌کردند. من هم کار خودم را می‌کردم و فیلم می‌گرفتم. آخرین فیلم‌برداری‌ها در کاشان و در باغ‌سوخته صورت گرفت و صبح روز ۱۳ فروردین ۱۳۸۶ وقتی گروه تمام وسایل خود را جمع کرد و آماده رفتن بودیم با بیسیم گروه تماس گرفتند و گفتند تا اطلاع ثانوی محل را ترک نکنید و حدود یک ساعت بعد چند اتومبیل که چند نفر مسلح هم با آن‌ها بودند کمپ را محاصره کردند. من وحشت‌زده با چمدان‌های‌ام گوشه‌یی ایستاده بودم که جوان مودبی نزد من آمد و از من خواست که بروم سوار ماشینی که همان نزدیکی‌ها بود بشوم. کمک کرد تا وسایل‌ام را ببرم و در صندوق عقب اتومبیل بگذارم. وقتی سوار اتومبیل شدم دیدم مدیر گروه دانش تلویزیون آقای ع. ق. در صندلی عقب نشسته است. ماشین حرکت کرد. من با تعجب ماجرا را پرسیدم که او گفت چیز مهمی نیست. از من خواست که هر چه شنیده یا دیده‌ام برای او بازگو کنم. من در یک لحظه متوجه شدم اگر بگوییم چیزی می‌دانم ممکن است جانم به خطر بیفتد برای همین خودم را به کوچه‌ی علی‌چپ زدم و گفتم چیز مهمی نبود این خارجی‌ها چون خودشون کویر ندارن عاشق کویر ما هست بعد ما خودمون عاشق شمال و دریا و جنگلیم. آقای ع. ق. گفت: «فیلم‌ها را تحویل بده و هیچ حرفی در مورد این پروژه با کسی نزن» و این را جوری گفت که متوجه بشوم زبان سرخ سر سبز را می‌دهد بر باد. چند روز بعد خبر کوتاهی از تلویزیون پخش شد و هیچ انعکاسی هم در جهان نداشت. چند جهان‌گرد ماجراجو در کویر مرکزی ایران دچار توفان شده و همه‌گی جان‌باخته‌اند. این که چه توافقی پشت پرده صورت گرفت معلوم نیست. اما به هر حال به‌نظر می‌رسد موضوع «انرژی هسته‌یی» بهانه‌یی بیش نیست، دنبال نفت هم نیستند، بحث برسر شنزارهایی و تکنولوژی ست که کسی نمی‌تواند قیمت رو آن بگذارد.

پانویس
۱) بی‌بی‌سی فارسی:شکستن طلسم ریگ جن ۲) البته برخی معتقد هستند اساسا سلیمان همان کوروش است:«چنانکه می‌دانیم گزنفون کورشنامه خود را در باره همین کورش دوم یعنی نیای کورش معروف (کورش سوم، ثراتئونه، فریدون) نوشته است. ولی یهود وی را علاوه بر کورش دوم در مقام پسرش کمبوجیه دوم نیز قرار داده اند، چه سلیمان (مرد صلح) شخصیت معروف و بزرگ تورات در عرصه تاریخ کسی جز کورش سوم نبوده است؛ بی جهت نیست که قبر همین کورش در مشهد مرغاب، مادر سلیمان (در اصل مزار سلیمان) نامیده شده است.»(درفش کاویانی مأخذ و اساس ستاره داود ، سمبل یهودیان جهان است) * این نمای از ساختمان موسسه‌ی «مجیک کارپت» در نوادای آمریکاست که روی دیوار آن مجسمه‌یی از قالیچه‌ی پرنده دیده می‌شود البته بعد از انتشار این عکس آمریکایی‌ها احتمال دادن ایین خبر به بیرون درز کند و برای همین سریعا در فرودگاه بغداد مشابه آن را ساختند و اعلام کردنند این عکس متعلق به فرودگاه بغداد است و ربطی به موسسه «مجیک کارپت» ندارد.
جستارهای هم‌بسته مصطفا در سرزمین عجایب

مطالعه بیشتر * ‹Flying carpet› of conductive plastic takes flight
http://mostafazizi.net/2012/04/01/magic-carpet 
موضوعات مرتبط: ایران


ادامه مطلب

در یک رویداد استثنایی شكار پلنگ چوپانانی با دوربین محیط بان چوپانانی

دوربین یک محیط بان، پلنگ آسیایی در کمین نشسته را در نایین شکار کرد

نایین، اصفهان- رییس اداره حفاظت محیط زیست نایین از تصویر برداری از یک قلاده پلنگ آسیایی پس از 32 سال در پناهگاه حیات وحش عباس آباد این شهرستان خبر داد.

ˈحسین اکبریˈ روز شنبه به خبرنگار ایرنا گفت: با به ثمر نشستن تلاش های حفاظتی و تحقیقاتی برنامه محور و مستمر، عکس و فیلم استثنایی از پلنگ آسیایی بعنوان بزرگترین گربه سان و از شاخص ترین حیات وحش کشور در ارتفاعات چوپانان پناهگاه حیات وحش عباس آباد شهرستان نایین به دست آمد. 

وی افزود: در این تصاویر منحصر بفرد از طبیعت ایران، یک قلاده پلنگ که در کمین یک دسته قوچ وحشی نشسته است دیده می شود که در نوع خود بعنوان یک رکورد علمی و موفقیت بزرگ زیست محیطی در کویر مرکزی ایران بشمار می آید و دارای اهمیت ملی و جهانی است.

اکبری ادامه داد: با وجود تنوع زیستی بسیار غنی استان اصفهان و شواهد و آثار حضور پلنگ در برخی مناطق، بیش از 32سال بود که در استان اصفهان در طبیعت از این حیوان شاخص که در راس زنجیره های غذایی قرار می گیرد تصویری بدست نیامده بود.

وی ادامه داد: تا شعاع 300 کیلومتر از پناهگاه حیات وحش عباس آباد در پهنه بسیار وسیعی از زیستگاههای کویر مرکزی ایران از جمله پارک ملی خارتوران و پارک ملی کویر و منطقه حفاظت شده کوه بافق شواهدی از حضور پلنگ وجود داشت اما تصویری از این جانور گرفته نشده بود. 

وی اضافه کرد: تصاویر گرفته شده که دلیلی برای قطعیت حضور این گونه جانوری در عباس آباد است، افق تازه ای برای احیای این گونه ملی و بین المللی در کویر مرکزی ایران پیش رو قرار می دهد.

وی گفت: زیستگاه عباس آباد با داشتن تنوع زیستگاهی چشمگیر و پنج گونه سگ سان از شش سگ سان و شش گونه گربه سان از هشت گربه سان ایران و 43 گونه پستاندار،42 گونه خزنده و 185 گونه انواع پرندگان بومی و مهاجر و جمعیت هزاران راسی انواع سم داران دارای ظرفیت های کاملی برای معرفی و ارتقاء بعنوان ذخیرگاه زیستکره و میراث زیست محیطی جهانی را دارد.

تصاویر پلنگ آسیایی توسط « محمد رضا حلوانی » محیط بان تلاشکر سر محیط بانی چوپانان در ششم مرداد جاری از فاصله 500 متری، دقایقی قبل از طلوع آفتاب با سرعت عمل و با یک دوربین معمولی ثبت شده است.

پلنگ ایرانی با نام علمیanthera pardus saxicolor با رنگ زمینه زرد متمایل به نخودی با خالهای سیاه تو خالی و وزن 50 تا 90 کیلوگرم دارای استعداد جسمی بی همتایی است.

محل زندگی این حیوان چالاک در عمق ارتفاعات صخره ای و یا نواحی جنگلی است و از انسانها دوری می کند و رنگ حیوان که استتار کاملی برای آن ایجاد کرده نیز پلنگ آسیایی را از چشم انسانها مخفی نگه می دارد. 

قوچ و میش، کل و بز وحشی و گراز طعمه های اصلی این حیوان است. 

نقل از http://www3.esfahan.irna.ir


این مجموعه شامل دشت ها،تپه ها و صخره های مرجانی با تنوعی قابل توجه از فسیل های جانوری و گیاهی دوره ایران باستان است.

نیک نیوز: مجموعه عظیم فسیلی در شهرستان نائین شناسایی و کشف شد.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست نائین امروز گفت: این مجموعه ارزشمند و منحصر به فرد بر گستره ای بسیار وسیع با بیش از 10هزار هکتار وسعت در بخش انارک در مجاورت ریگ جن کشف و شناسایی شد.

اکبری افزود: این مجموعه شامل دشت ها،تپه ها و صخره های مرجانی با تنوعی قابل توجه از فسیل های جانوری و گیاهی دوره ایران باستان است.

وی وجود فسیلهایی با ابعاد یک سانتی مترمکعب تا بیش از یک مترمکعب را از ویژگیهای این مجموعه عظیم برشمردو گفت: دراین مجموعه عظیم فسیلی ساختاری از مرجانها وانواع فسیلهای گذشته دراین منطقه قابل مشاهده است.

رئیس اداره حفاظت محیط زیست نائین بابیان اینکه دراین مکان بکر ودست نخوره پژوهش برای عرصه طبیعی ملی و همچنین اکوتوریسم فراهم شده است گفت: این منطقه علاوه بر ظرفیت فسیلی زیستگاه انواع گونه های گیاهی وجانوری کمیاب ازجمله جبیر، هوبره ، زاغ بور ، کاراکال وگربه شنی است.

نقل ازhttp://khabarfarsi.com/ext/5765558

 



برداشت بادام کوهی  از رویشگاه های طبیعی این گیاه در استان اصفهان آغاز شد 
رییس اداره بهره برداری اداره کل منابع طبیعی و آبخیز داری استان اصفهان گفت:امسال بادام کوهی  از بیش از242 هزار هکتار از رویشگاههای طبیعی این استان در رویشگاههای این استان از جمله شهرستان های  برخوار ،آران و بیدگل ،خورو بیابانك ،چادگان ،دهاقان ،سمیرم ،شهرضا ،نایین و نطنزبرداشت می شود . آقای میرطالبی افزود: پیش بینی می شود 79هزارو 660  تن بادام کوهی به ارزش بیش از8 میلیارد ریال تاپایان تیر از رویشگاههای این استان برداشت شود.
بادام کوهی نام درختچه سبز رنگی است با برگ‌های باریک و کوچک که در اقلیم نیمه خشک ایران می‌روید.  بادام کوهی در خاکهای عمیق تا نیمه عمیق سنگریزه دار و در شیبهای ملایم کوهستانها می‌روید. در طب سنتی از این گیاه به عنوان ضد عفونی کننده - تسکین دهنده درد – استفاده می شود.

نقل از http://isfahan.irib.ir


زیبای خفته در خانه اجنه(قسمت دوم و پایانی)

اصفهان- مناطق بیابانی و کویری، بخش قابل توجهی از خاک کشورمان را دربرگرفته است که در اینجا بجاست ببینیم ریگ جن چه سهمی از این مناطق را به خود اختصاص داده است.

**ریگ جن، سومین ریگزار بزرگ ایران** 

------------------------------------------- 

سطح بیابان ‏ها، کویرها و شنزارهای کشور 34 میلیون هکتار برآورد می ‏شود که در 18 استان پراکنده است. 

بیابان ‏های کشور شامل 61 درصد اراضی بیابانی و کویری، 24 درصد شنزار و 15 درصد تپه ‏های شنی است. 

کویر لوت و دشت کویر از بیابان های اصلی و بزرگ ایران بشمار می روند. 

اصولا در میان20 ریگزار کشور، ریگ جن بعنوان سومین ریگزار بزرگ ایران بعد از کویر لوت با مساحت10 هزار و763 کیلومتر مربع و ریگ جازموریان با مساحت چهارهزار و 25 کیلومتر مربع قرار دارد. 

وسعت ریگ جن دو هزار و 729 کیلومتر است. 

میانگین عرض ریگ جن 40 و طول آن حدود200 کیلومتر است. 

این سرزمین جادویی نفرین شده که بشکل حرفال(L) لاتین است، آنقدر پستی و بلندی ماسه ای ازیکسو و باتلاق نمک از سوی دیگر در دلش نهفته دارد که امکان رفت و شد را به کسی نمی دهد، یعنی کویرنورد یا اسیر باتلاق های سر به مهر آن می شود یا با مانع ستبری به نام تلماسه های سر به فلک کشیده اش. 

به گفتهمحمدابراهیم عامریکارشناس سازمان محیط زیست و عضو گروه فاتحان ریگ جن در سال 84، در برخی از جاهای ریگ جن ارتفاع این تپه ماهورها حتی به یکصدمتر هم می رسد و به همین خاطرهم گروه آنها در سال یادشده برای گریز از این تپه های رفیع دست نیافتنی مجبور شده پس از اخذ اطلاعات ماهواره ای و یافتن کوتاهترین تپه ها،مرتب از این تپه پست به آن تپه پست جابجا شوند تا بتوانند با خودروهای دو دیفرانسیل خود و به مرور از دل کویر جن عبور کنند. 

اما بدتر از تل های رمل، خطر باتلاق های نمکزار است که کویرنوردان در صورت عبور از روی آنها که کاملا با عایقی از کریستال های نمکی پوشیده شده اند، به درون آنها می افتند و درچنین شرایطی هم اگر یارو یاور و تجهیزات کافی نظیر وینچ و چرثقیل یدک کش و ... در کار نباشد، دیگر باید براستی منتظر سرو کله زدن با اجنه و ارواح کویر جن بود. 

**ریشه افسانه کویر جن** 

---------------------------- 

گذشته از سختی عبور از موانع طبیعی که سبب متروکه ماندن، گمنامی و در یک کلام قصه بافی مردم محلی در باره این سرزمین شده، حقیقت دیگر این است که آنقدر تپه ماهور کوچک و بزرگ در دل ریگ جن وجود دارد که وقتی جریان باد در لابلای آنها می پیچد، خود بخود آواها و صداهای عجیب و غربی در فضای آن تولید می کند که باعث می شود ذوق خیالپردازی مردم بیشتر گل کند و آنها منشاء این اصوات وهمناک را به اجنه و شیاطین نسبت دهند. 

وانگهی وقتی جریان شدید طوفان های کویری سبب جابه جا شدن مستمر تلماسه ها از اینسو به آنسو دشت کویر می شود، اوضاع بیشتر بیخ پیدا می کند چرا که همین مساله باز هم به قوام و قوت سناریوی خودساخته محلی ها در باره حضور اجنه در منطقه اضافه می کند و این مساله دلیل دیگری می شود برای اثبات این ادعا که این خطه واقعا جولانگاه اجنه و شیاطین پلید و ارواح خبیثه است. 

بعلاوه غیبت انسان از یک محدوده و وجود اشکال غیر عادی عنصر دیگری است که سبب نقش آفرینی جن در یک ماجرا می شود. 

حسن مقیمی عکاس محیط زیست معتقد است:جن در جاهایی که خارج از محدوده و دایره قدرت انسان است و نیز جاهایی که اشکال غیرعادی مثل کوهها و بادگیرها و... وجود دارد، دستمایه تخیلات انسان قرار می گیرد به همین خاطر هم ما اسامی غریبی مانند دودکش جن یا ریگ جن مواجهیم. 

**مختصات زمین شناسی ریگ جن** 

---------------------------------------- 

کویر جن، دشت وسیعی است مملو از تلماسه های کوتاه و بلند به شکل برخان(هلالی)، قورد(هرمی)، سیف(شمشیری) و سیلک (طولی). 

شنزار کویر جن در قسمت جنوب، مرکز و جنوب شرقی و اراضی شور آن در قسمت شمالی آن قرار دارد. 

به ریگزارهای کویر جن که از جنوب به صورت دیواری باریک در جهت غربی آغاز می یابد، دم ریگ جن گفته می شود. 

در واقع می توان گفته که تمام ریگ جن دارای رسوبات نمکی است و عمده ی رسوبات و مواد فرسایشی آن از دامنه های فرسایش یافته البرز شکل گرفته است. 

دورتادور ریگ جن در حصار ارتفاعات قرار دارد،از ارتفاع گوگرد در شمال غرب به درازای حدود 80 کیلومتر 

بگیر تا برو به کوه گچاب در شمال شرق به طول40 کیلومتر، کوه نخجیر در غرب و محدوده پارک ملی کویر، شیطان کوه و کوه دم در جنوب غرب، کوه ملاهادی(کوه بزرگی) در جنوب و بالاخره کوه زرومند در جنوب شرقی ریگ جن. 

در باره دلیل بوجود آمدن ریگ جن گفته می شود در جنوب شرق دشت گرمسار رودخانه شور(لات سمنان)وجود دارد که دشت گرمسار و ارتفاعات حاشیه آن حوضه آبریز آن بوده است. 

این رودخانه پس از عبور از دامنه های شمالی ارتفاعات سیاه کوه و زهکش کردن دشت مذکور به شمال غربی کویر ریگ جن می رسد. 

از طرفی خاک منطقه بدلیل حضور تشکیلات سنگی شور و گنبدهای نمکی و بالابودن سطح آب زیر زمینی در جنوب دشت و تبخیر سالانه، اغلب بخصوص در منطقه شمالی، شور و قلیایی است. 

مواد آبرفتی و رسوبات ناشی از رودخانه های منتهی به ریگ جن که عمدتا از شمال غرب به سمت جنوب شرق امتداد دارند، در اثر سائیدگی و خردشدگی بصورت ذرات ریز و درشت در داخل کویر باقی گذاشته شده است. این رسوبات در تشکیل دشت های آبرفتی ریگ جن موثر بوده و رسوبگذاری کاملی از نظر تشکیلات رودخانه ای در دشت های ریگ جن بوجود آورده است بدین نحو که در موقع ورود رودخانه به دشت، بواسطه وسیع تر شدن ناگهانی بستر رودخانه سرعت آب نیز به مراتب کم شده و رسوبات داخل آب با آب روی زمین پخش شده است.در موقع پخش آب و مواد محتوی آن روی دشت، اول مواد درشت و سنگین تر از سایر ذرات در ابتدی محل ورود رودخانه به دشت در داخل بستر رودخانه و در کف آنها باقی مانده و بعد ذرات ریز دانه با توجه به سرعت آب و وزن آنها رسوبگذاری می شود . 

ارتفاع متوسط ریگ جن در قسمتهی جنوبی، شرقی و غربی از 700 متر تا 720 متر متغیر بوده(بغیر از تپه های ماسه ای) و در بستر شمالی تا680 متر نیزکاهش می یابد.همین کاهش ارتفاع در نواحی شمالی و بالا بودن سطح آب های زیرزمینی در این منطقه باعث ایجاد کویرهای رسی خیس و یا باتلاقهای نمکی در این منطقه شده است. 

در ریگ جن به غیر از چند چشمه آب بسیار شور و تلخ در حاشیه ارتفاعات پراکنده ریگ در فواصل بسیار زیاد هیچگونه چشمه آبی در منطقه ریگ جن وجود ندارد.این عامل به همراه وجود باتلاقهای نمک و تپه های ماسه ای مرتفع عواملی هستند که این منطقه را در طول قرنها از دسترسی انسان دور نگهداشته اند.(سایت کویرها و بیابان های ایران) 

**آب و هوای ریگ جن** 

---------------------------- 

ریگ جن بعنوان قسمتی از فلات مرکزی ایران دارای آب و هوایی شبیه سایر نقاط حاشیه این فلات است، فلاتی که بر اثر واقع شدن در حصار ارتفاعات اکنافش از دریافت رطوبت دریایی محروم است و به همین دلیل هم از آب و هوایی خشک و بیابانی برخوردار است. 

با توجه به نبود ایستگاه هواشناسی در ریگ جن و بر اساس آمار هوای شهرهای حاشیه منطقه از جمله گرمسار در شمال و جندق در جنوب ریگ جن می توان گفت دمای بخش شمالی ریگ جن بین -1 تا +48 درجه سانتیگراد متغیر و در جنوب بدلیل مجاورت با تپه های ماسه ای دم ریگ، این دما در تیر ماه تا +50 درجه سانتیگراد هم افزایش می یابد. 

بیشترین متوسط رطوبت مربوط به آذر با71 درصد و کمترین درصد نسبی مربوط به خرداد با 22 درصد است. 

براساس مطالعات 10 ساله(65 تا 75) بطور متوسط هشت ماه از سال میانگین درجه حرارت از 50 درصد رطوبت نسبی بالاتر بوده یعنی هوا بشدت خشک است و چهار ماه از سال یعنی فصل سرما و بارندگی رطوبت نسبی هوا بر درجه حرارت غلبه کرده و هوا تا حدی مرطوب است. 

**گونه های گیاهی و جانوری کویر جن** 

------------------------------------------ 

اطلاق کلمه ریگ به این منطقه این تصور را ایجاد می کند که شاید کویر جن کاملا توسط شن های روان یعنی ریگ پوشیده شده در حالی که قسمت عمده ریگ جن را باتلاقهای نمکی و کویرهای مسطح پفکی پوشانده و همین مساله هم امکان رویش گیاه را از بین برده است. 

در واقع اقلیم خشک و ترکیب خاک(نمک و گچ) رویش گیاهان را در این خطه بسیار مشکل و محدود کرده است. 

به گفته کارشناسان، در مناطق باتلاقی و دشتی شمال و مرکز ریگ جن زندگی نباتی و جانوری چندانی قابل مشاهده نیست و تنها در مناطق دارای پوشش ریگزار در شیبهای غربی بندرت می توان پوشش درختچه های یکساله تاغ را مشاهده کرد اما در حاشیه و منطقه دم ریگ وضعیت بکلی دگرگون می شود و در این مناطق تنها گیاهانی قابلیت رویش دارند که علاوه بر مقاوم بودن در برابر شوری و خشکی قابلیت سازگاری با سختی اقلیم مناطق کویری را نیز دارا باشند. برخی از این گیاهان عبارتند از: سالسولا، اشنان، تاغ، گز و خار شتر. 

در منطقه شمال غربی و غربی ریگ جن در مجاورت کوه های سیاه کوه و نخجیر بوته های روناس با ساقه های ضخیم و بلند وجود دارد که از آن برای مصرف سوخت استفاده می کرده اند و برخی از آنها برای رنگرزی نیز مورد استفاده قرار می گرفته اند. 

پوششی گیاهی مناطق استپی حاشیه ریگ جن شاملگندمیان، جو وحشی، باریجه، نعناکوهی، کاهوی وحشی و کلاه میرحسن است که گیاهانی یکساله وعلفی منطقه هستند،همچنین به بوته هایقیچ،کاروانکش وچوبک نیز می توان اشاره کرد. 

پوشش گیاهی در منطقه دم ریگ در زمینهای ماسه ای پوشیده از درختچه های تاغ و بندرت اسکنبیل است. بواقع هرچه به سمت غرب پیشروی کنیم این پوشش انبوهتر می شود. 

از دیگر جوامع گیاهی در ریگزارها می توان به نسی، دم گاوی،نتر و ... اشاره کرد. 

با همه این تفاصیل گفته می شود که ناحیه ی وسیعی از ریگ جن فاقد پوشش گیاهی و پراکندگی جانوری است و هنوز از وضعیت پوشش گیاهی و حیات وحش کویر این منطقه اطلاعی در دست نیست. با این وجود در حواشی آن یعنی هموار سینه کوه در دهانه ی چاه گرگ و دهانه ی ظلمات و همینطور دامنه های کافرکوه وجود جبیر و گور ایرانی گزارش شده است.همچنین در حاشیه ی شمالی دامنه ی کوه ملا هادی چند نمونه آگامای سروزغی مشاهده شده و همین طور در حاشیه ی آن از راه جندق چند نمونه عقرب صید گردیده است.(ترحمی، مرداد 91) 

بواقع به همان نسبتی که در باره جنی بودن این کویر شایعه برسر زبانهاست، در باره برهوتی بودن و نبود نشانه حیاتش هم حرف و حدیثها وجود دارد. 

خیلی ها بر اساس همین الگو یعنی سناریوی جن سالاری در باره بافت گیاهی و جانوری این خطه هم سخن می گویند و انگار تصویری شبیه کره ماه از کویر جن در ذهن خود می سازند، یعنی برهوتی مطلق عاری از هرگونه حیات و زندگی. 

اقلیم خشک اما اطلاعات جاری بخوبی نشان می دهد که دستکم در قسمت های زیادی از این منطقه گونه های جانوری و گیاهی وجود دارد و حتی برخی گزارش ها از وجود آثار جانوری در قلب کویر جن هم خبر می دهد کمااینکه عامری کارشناس محیط زیست از مشاهده ردپای گرگ در مرکز ریگ جن خبر داده است. 

ازاین گذشته، در منطقه دم ریگ بدلیل تعدیل سختی کویر و افزایش پوشش گیاهی، تنوع زیستی تیپیک مناطق کویری قابل مشاهده است.این تنوع شامل روباه شنی، گربه شنی، کاراکال، خرگوش، موش جرد، موش پامسواکی، پایکا، انواع مار و عقرب، انواع آگاما و جکو، شاهین، سارگپه بیابانی، عقاب طلایی، گرگ، شغال و... است. 

همچنین گفته می شود که در زمان شاه عباس این منطقه دارای گله های آهو بوده که احتمالا بدلیل شکار بی رویه منقرض شده اند.بعلاوه ریگ جن با چند منطقه حفاظت شده از جمله منطقه شکار ممنوع ملاهادی، منطقه حفاظت شده عباس آباد نایین، منطقه شکار ممنوع اردستان، منطقه شکار ممنوع چوپانان و بخصوص پارک ملی کویر که یکی از زیستگاه های یوز آسیایی است، مجاور است و می توان بر این باور بود که بسیاری از حیات وحش این مناطق در قسمتهایی از ریگ جن نیز زیست می کنند. 

**فتحی بی تا اما بی نام** 

--------------------------- 

برنامه عبور از ریگ جن به سال 1380 بازمی گردد و بعد از چهار دور ناکامی و کسب تجارب اولیه کویرنوردانی که در رویای عبور از کویر جن بودند، این کار سرانجام در سال 1384صورت گرفت. 

در واپسین و پنجمین مرحله با تشکیل گروهی 14نفره متشکل از تخصص های مختلف با در اختیار داشتن هفت دستگاه خودوری دو دیفرانسیل، نقشه ماهواره ای، کامپیوتر دستی، تلفن ماهواره ای، یکهزار لیتر آب، دوهزار و400 لیتر بنزین، غذا و تجهیزات موردنیاز دیگر بالاخره این اتفاق افتاد و کویرنورد برغم اینکه تصور می کردند سفرشان 15 روز طول بکشد در پنجمین روز و پس از آغاز سفر خود از غرب ریگ جن، از شرق آن خارج شدند. 

عجیب این است که همه این پنج مرحله سفر ماجراجویانه در سکوت شکل گرفت و شادی پس از موفقیت آنها را هم هیچکس نشنید.

اکنون نیز اعضای این گروه 14 نفره که به همت خود توانستند برای اولین بار از کویر مرکزی ایران عبور کنند را تقریبا هیچکس نمی شناسد و در هیچ کجا هم معروف نیستند، اما نام ایران و کویر مرکزی آن آنقدر معروف است که یکصد سال قبل افرادی از اروپا قصد پیمودن مسیر آن را داشتند. 

البته ناگفته نگذارم که هم اینک علائمی وجود دارد که نشان می دهد گذشتگان نیز توانسته اند از کویر یادشده عبور کنند. 

در30 کیلومتری جنوب مرکز ریگ جن سنگ های سیاه رنگی به چشم می خورد که سرباره ذوب فلزات معدنی است.این سرباره ها پس از ذوب مس استخراج شده از ارتفاعات کوه بزرگی(کوه ملاهادی) و سایر معادن مس منطقه در اینجا رها شده اند.این روش ذوب فلزات در ایران سابقه ای بسیار کهن دارد که سالهاست دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد و در این روش از درختچه های سیاه تاغ برای افروختن آتش و ذوب فلزات استفاده می شده است. 

این گونه گیاهی بدلیل قابلیت شکستگی و آتش پرحرارت و با دوامش بیشتر مورد قطع و بهره برداری قرار می گرفته و برای ذوب سنگ های معدنی و فلزات در کوره های ذوب فلزات سوزانده می شده است. پوشش گیاهی در مکانی که سرباره ها رها شده نسبت به سایر نقاط اطراف تنک تر است. این امر موید آن است که تاغ ها در این منطقه مورد استفاده قرار گرفته اند و همین کافی است که بپذیریم در گذشته های بسیار دور کسانی بوده اند که به مرکز ریگ جن دسترسی داشته اند بدون آنکه حتی نامی از آنان در تاریخ ثبت شود. 

**زیبای خفته در خانه اجنه** 

------------------------------- 

طبیعت بکر و دست نخورده ریگ جن بسیار سخت و خشن به نظر می رسد و همین مساله هم باعث عجز انسان از دسترسی به آن شده و باز همین مساله هم بنوبه خود هزار افسانه عجیب و غریب و من درآوردی راجع به آن بر سر زبانها انداخته است. 

این افسانه ها نه تنها چهره ای مخوف و جهنمی از این خطه را در اذهان مردم آفریده و سبب شده تا قرنها این وادی زیبا و دست نخورده به نوعی غریب و تک افتاده بماند و از چشم مردم بیفتد و کسی هم جرات نزدیک شدن به آن را پیدا نکند بلکه حتی کاری کرده که ظاهرا هیچ نام و نشانی هم از ریگ جن در نقشه ها یافت نشود و حتی اعلام شود در نقشه های جامع تهیه شده بوسیله سازمان نقشه برداری ایران هیچ اطلاعاتی از منطقه ریگ وجود ندارد. 

برغم این قصه ها، کویر موسوم به جن، همه زیبایی های مناطق دیگر کویری را درخود دارد: از بیکرانگی زمین و زلال آسمانش بگیر تا جادوی ستاره های سحرانگیز شبش و سخاوت سکوت دلارامش و نجوای روح انگیز و رازگون نسیمش و خلق زیباترین منظره خدارنگ در افق خونرنگش. 

و من امروز در بخشی از تپه حریر ماهورهای این کویر رهایم، رها از دغدغه شهرها و دلارام از ترنم نسیمی که مرا به ورای اوهام و به سرزمین لایتناهی زیبایی های نهفته در بطن اسطوره ای این دیار می برد. 

راستش را بخواهید الگوی ذهنی من از این خطه، نحسی اجنه و خبث طین شیاطین نیست، فرط زیبایی های دلفریبی است که بدلیل نرسیدن پای بشر به آن همچنان دست نخورده و خیال انگیز باقی مانده و کاش نیز همچنان باقی بماند. 

من کویر جن را به مثابه زیبای خفته ای می دانم که سالهاست مبرا از نقش مخرب انسان در بستر داغ و فرحناکش آرمیده و انگار خود نیز دوست دارد ولو به بهای بدنامیش و انتسابش به صفات اهریمنی، تا ابد نیز اینگونه بکر و ساکت و شگرف و دست نخورده در دل ایران بیاساید و تا ابد بپاید. 

البته ظاهر این تخیل شاعرانه چندان هم از خصوصیات آناتومیک و شکلی کویر جن دور نیست تا آنجا که گفته می شود این خطه از فضا مانند یک پری دریایی یا زیبای خفته ای به نظر می رسد، زیبایی که با حالتی عشوه گرانه آرمیده، در حالی که یک روانداز تور برخود انداخته و موها و ریشه های روانداز از تختش آویزان است. 

مختصات جغرافیایی منطقه بر حسب اعضای پیکر این زیبای خفته اینگونه توصیف شده است: 

ا- سر زیبای خفته در قسمت پیشانی و در قسمت منطقه علم در جنوب غربی نخلک واقع است. 

2- نوک پای زیبای خفته در ابتدای ریگزار نزدیک زرومند قرار دارد. 

3- باسن زیبای خفته، حدود الله آباد(مزرعه جواد) یا بالاتر و گرگرآباد و شاید کمی بالاتر از آن است. 

4- زانوی زیبای خفته حدود کوچه زرومند نزدیک همت آباد ونصرت آباد واقع است. 

5- ناف زیبای خفته، پیرامون باتلاق های آبریزهای رودخانه نهو و کوه هزار دره را در برگرفته است. 

6- گردن زیبای خفته در همان حدود منطقه علم قرار دارد. 

7- چوپانان که در پاشنه پای زیبای خفته واقع است.(مستقیمی، اسفند91) 

بدین ترتیب اگر قرار باشد این بکرترین و ناشناخته ترین بخش کشورمان را بر حسب صفات زادبومش بنامم، بغایت ترجیح می دهم بجای دیاری جن زده یا جهنمی، آن را سرزمینی رویایی بخوانم که انگار همین حالا و بدون هیچگونه تعدی و دست درازی بشر از کارگاه خلقت بیرون آمده است. 

پرپیداست که هرچه ازعجایب ریگ جن یا بهتر بگویم از ظرایف این جن زیبا سخن بگوییم مشتاقان زیادی از داخل و خارج مایل به دیدن آن هستند،پس چه بهتر که بجای پرداختن به اوهام و خرافات، از واقعیت های بکر و دست نخورده آن سخن برانیم. 

درهمین زمینه، محمد ابراهیم عامری کارشناس محیط زیست و یکی از 14 نفری که تاکنون پایش به مرکز این خطه باز شده، پیشنهاد داده است که کویر جن بعنوان 

طبقه یکم رده بندی اتحادیه جهانی حفاظت(ای یو سی ان) تعریف شود. 

طبقه مزبور شامل مناطق دست نخورده محسوب می شود و راهبرد اتحادیه جهانی حفاظت هم این است که بعضی از جاهای بکر دنیا را در این طبقه بگنجاند و بعنوان شاخص اندازه گیری مناطق بکر زمین به نسل های آینده معرفی کند. 

عامری معتقد است:کشور وسیع ما با طبیعت متنوع و کم نظیرش که زاییده شرایط متعدد زمین شناسی،اقلیمی،روند تکامل حیات و عوامل زیستی است، توانسته است نمونه های شاخص و منحصر به فردی از اکوسیستم ها را در قالب چهار رده: 

پارک ملی،اثر طبیعی ملی، پناهگاه حیات وحش ومنطقه حفاظت شده تحت مدیریت خود داشته باشد. 

به گفته وی، از شش رده طبقه بندی نوین اتحادیه جهانی حفاظت، چهار طبقه آن با مناطق تحت حفاظت در ایران همخوانی دارد و در خصوص طبقه یک، ذخیره گاه طبیعت محدود شده مناطق بکر و مهار نشده، مطالعاتی در مناطق ناشناخته کشور در دست مطالعه است که می توان از منطقه ریگ جن با وسعت تقریبی چهارصد هزار هکتار واقع در قلب کویر نمک کشور نام برد.این تحقیق که حاصل مطالعات میدانی خاص این گونه مناطق و در سخت ترین شرایط ممکن زندگی(با اولین حضور انسان در منطقه)دراین عرصه بکر و ناشناخته کشور است به جایگاه ویژه این منطقه ناشناخته از کشور پرداخته و توانسته بخش مهمی از ابهامات این منطقه را به علاقه مندان به طبیعت متنوع کشور ارائه دهد. بررسی های میدانی و نتایج به دست آمده نشان می دهد که این منطقه با ویژگی های طبقه یک(مناطق بکر و مهار نشده) همخوانی دارد.(عامری، فصلنامه شماره 47) 

پس از عبور موفقیت آمیز گروه آقای پارسا از وسط ریگ جن، صحبت هایی در باره زمینه سازی برای عبور مردم علاقه مندان از این عرصه بکر نیز مطرح شده است. 

با توجه به شرایط طبیعی و اقلیمی ریگ جن هنوز معلوم نیست چقدر امکان باز کردن پای مردم به این خطه فراهم است اما ظاهرا پس از عبور گروه یادشده از وسط عرض کویر جن تلاش هایی در این زمینه دردست انجام است. 

بر همین اساس در برنامه آینده پروژه ریگ جن، ایجاد شرایط مناسب برای عبور مطمئن همگانی جهت علاقه مندان محیط زیست، گردشگران،محققان و کارشناسان اعلام شده وبه همین منظور هم ارتباطاتی با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ،محیط زیست و سازمان نقشه برداری کل کشور برقرارشده و این حرکت با کمک یک N.G.O فعال در امور مربوطه در دستور کار قرار گرفته و از نظر تهیه تجهیزات رهیابی و نقشه خوانی نیز دو دستگاه GPS با قابلیت های موردنیاز این پروژه سفارش داده شده که این سفارشات باتوجه به ضعف های سیستم های موجود در بازار ایران که فاقد دقت و کارآیی لازم هستند ، بصورت ویژه در نظر گرفته شده است.(قدیمی،14آذر87) 

با توجه به همه مشکلات موجود هنوز معلوم نیست چه موقع امکان ملاقات مردم کشور با این زیبای دلربای خفته ای که قرنهاست در سکوت محض خانه اجنه به خواب عمیقی رفته است، فراهم شود، زیبایی که انگار حالا حالاها دوست ندارد از خلسه خواب خیال انگیزش بدر آید و آرامش روح انگیزش را برهم زند. 

اینک من در منطقه چوپانان در جوار پاشنه پای این زیبای خفته ام و از همینجا می توانم نشانه های آغاز راه زندگی را در مسیر رد پای جانداران کویری بر لوح بکر کویر جن مشاهده کنم. 

در گستره آفرینش نقش و نگار منبعث از بازیگوشی باد بر گستره تلماسه ها چشمم به خطوط باریک و معوج رد پای حشرات کویری و موش پامسواکی 

(دارای پاهای مودار مناسب زیست در شنزار) در روی صفحه براق شن های کویر جن دوخته شده و گوشم به شنیدن سمفونی نسیم ملایم عصرگاهی که در هماوایی سازهای ارکستر طبیعت این دشت در حال نواختن است. 

بواقع باید دانست که یگانه گوهر جذابیت این زیبای خفته به همین اصالت و اورژینال بودن زادبوم اوست که انسان حریص تسخیر و تصاحبش را حتی به مدد گرفتن از اجنه هم وادار کرده اما خوب است این را بدانیم که اینجا نه خانه اجنه و اشباح که بارگاه فرشته زیبایی است که با افشاندن حریر گیسوانش بر روی شانه هایش، عشوه گرانه به افق آفرینش چشم دوخته و می خواهد همچنان از دست تطاول زمانه مصون بماند و شاید بعنوان بازمانده فرشته ای دریایی(به اعتقاد زمین شناسان، کویر مرکزی ایران در زمانهای گذشته دریای کم عمقی به نام اوتیس بوده که در مرور زمان و به علت گرمی هوا خشک شده است) بکر و دست نخورده و اصیل باقی بماند و چه خوبتر است که ما نیز با احترام به این خواست بحق، این بخش از کشورمان را حتی با انتسابش به اجنه، دست نخورده باقی گذاریم و همانطوریکه کارشناسان می گویند کویر جن را بعنوان طبقه یک نظام رده بندی اتحادیه جهانی حفاظت(ای یو سی ان) تعیین و معرفی کنیم و این کار نیز در گرو تصویب شورای عالی محیط زیست کشور است. 

منابع: 

1-لغت نامه دهخدا 

2-کویرها و بیابان های ایران، ریگ جن ، سرزمین افسانه ها، محسن ادیب، آذر91 

3-ساسان سلوتی، معصومه بابانیانوری، بیابان گردی در ایران، پاییز 90- انتشارات ایرانشناسی،چا اول، ص 19-20 

4- هدین، سون، کویرهای ایران 

5-ترحمی، شیما، آشنایی با ریگ جن، سایت کویرها و بیابان های ایران، مرداد 91 

6- مستقیمی(راهی)، محمد، ریگ جن – زیبای خفته، اسفند91، منبع :http://doolende.mihanblog.com/post/73 

7-عامری، محمد ابراهیم، ارزش های حفاظتی کویر ریگ جن، فصلنامه محیط زیست، شماره 47 

8- قدیمی، مرتضی، چشم هایی در آسمان کویر(عبور از ریگ جن)، سایت آفتاب،14آذر87 

از: محمدرضا شکراللهی

نقل از www3.esfahan.irna.i


زیبای خفته در خانه اجنه(بخش اول)

اصفهان- امروز سر به بیابان گذاشته ام، نه برای گریز از دست آدمها، که برای دیدار اجنه شاید.

اصوات وهمناک، چشمان خونرنگی که انگار تو را می پایند، سایه هول انگیز و تودرتوی خط الراس تپه ماهورها در گستره ناکجاآباد زمین،زوزه رعدآسای طوفان در دشت ناشناخته کویر، ناله جانسوز ارواح سرگردانی که اسیر ابدی محبسی گمنامند، قهقهه شوم اسکلت هایی که چندش آرواره کشدارشان مدام می جنبد، باتلاق های نمکزاری که برای بلعیدن تو پولک حریص و ترد خود را پنهان کرده اند، ارتعاش تندرآسایی که با فرود سم اجنه روی طبل چروک دشت، پرده آسمان کبود را می لرزاند و کشش نیروی مرموزی که لحظه به لحظه تو را به سوی دیار شیاطین و ارواح پلید فرامی خواند. 

اینجا درگاه مخوف ورود به سرزمین اجنه است، جایی که تا همین چند سال پیش هم پای هیچ تنابنده ای به آن نرسیده بود و هنوز هم جزو نقاط اسرارآمیز و دلهره آور جهان محسوب می شود. 

انگار بختم بلند است، امروز گذرم به این دیار ناشناخته افتاده، دیار غریبی که حس غریب تری را در وجودم آکنده است: حس آمیخته با رعب، وهم، کنجکاوی، شگفتی، هیجان و درکی نو از معمایی کهنه. 

من امروز سفری در پیش دارم که با همه سفرهای گذشته ام از زمین تا آسمان فرق دارد، همه سفرهای گذشته ام به دیار آدم و آدمیزاد بوده، این بار به دیار جن و اجنه. 

نه، نخندید، آخر اسمش هم همین است:ریگ جن. 

دیدید؟ اسمش هم دلهره آور است و با شنیدنش، پرنده ذهن ناخواسته بسوی دیار ناشناخته و اوراد و اوهام می رمد یعنی به دیار ارواح و اجنه که انگار همیشه دنیای آنها با ترس و وحشت و عجایب و شگفتی ها قرین بوده است. 

اما براستی این چه حس دوگانه غریبی است که هم از چیزی بترسی، هم جذبش شوی، عین قصه جن و پری که هم مرعوبشی، هم مجذوبش، مرعوبشی چون از آسیبش می هراسی و مجذوبشی چون کنجکاو دانستن بیشتری. 

من امروز مبتلای این حس دوگانه، سپیده نزده سر به بیابان گذاشته ام تا به دیار اجنه بروم. 

تا آمدم از شهر نایین در145 کیلومتری شرق اصفهان بیرون بزنم، صلاه ظهر شد که به حاشیه ریگ جن واقع در دشت کویر مرکزی ایران رسیدم. 

اصلا نمی دانم تا حالا اسم ریگ جن را شنیده اید یا نه آما اگر شنیده اید، حتما لحظاتی روی نام اسرارآمیزش مکث کرده اید و چه بسا خیالات اجق و جق هم در باره اش بسرتان زده است. 

نقدا، فقط این را بدانید که ریگ جن واقع در غرب کویر مرکزی کشورمان، منطقه ای است که از شمال به جنوب سمنان و گرمسار، از غرب به پارک ملی کویر(در فاصله ای نه چندان دور از جنوب شرقی) و تنگ ظلمات، از شرق به محور جندق- معلمان و از جنوب به شمال انارک و چوپانان واقع در استان اصفهان محدود می شود. 

این را هم همین جا سرراست بدانید که حدود90 درصد این دیار اسرار آمیز در قلمروی اصفهان قرار گرفته و بقیه اش در سمنان. 

بعضی ها، اینجا را کویر جن هم می خوانند و من در یک روز ملس بهاری در پرتو زلال آسمان لاجوردی از حاشیه غربی این خطه ی رازگون سردرآوردم و خواه ناخواه رفتم توی جلد اجنه. 

بعد از ساعتی بیابانگردی از پنج کیلومتری شمال غرب چوپانان وارد حاشیه ریگ جن شدم، در واقع از همین تپه ماهوری که من الان بر شیب سرسره اش پلاسم و دارم برایتان نقالی می کنم، دیار اسرارآمیز اجنه شروع می شود تا برود به جایی که چشم کار می کند. 

** ترکیب نوبر کلمات جن و کویر** 

------------------------------------- 

به تپه های ماسه ای یا شنی فعال و فاقد پوشش گیاهی، ارگ (Erg) و در زبان عربیعرق گفته می شود و ما فارس ها هم آن را ماسه زار یا ریگ می گوئیم. 

فورا این را هم بگویم که بعضی، ریگ جن را به نام کویر جن هم می شناسند و در این نوشتار هم مرادم از کویر جن، همان ریگ جن است. 

دقیقا مشخص نیست که واژه کویر از چه زمانی وارد زبان پارسی شده است. بعضی معتقدند کویر ریشه ای از کلمه کبیر عربی به معنی بزرگ دارد و دشت کویر به معنی دشتی بزرگ و پهناور است. 

گور یا کور از دیگر کلماتی است که می تواند ریشه اصلی واژه کویر باشد. چرا؟ 

چون این منطقه در زمان های گذشته دارای گله های گور آسیایی بوده و کور در زبان ساسانی به معنای ساده است پس می توان به این نتیجه رسید که کویر از ریشه ساسانی کلمه کور گرفته شده است. 

همچنین کپه یا کفه در پارسی پهلوی به معنی فنجان یا کاسه بوده و از آنجا که کویر مانند کاسه ای محصور به کوه هاست، می تواند وجه تسمیه کویر باشد. 

از دیگر کلمات می توان به کفره اشاره کرد که ریشه عربی دارد و کماکان در صحاری آفریقا به کویرهای آن اتلاق می شود. 

درهرصورت،می دانیم دو کلمه کویر و جن در فرهنگ عامه ما به اندازه کافی مرموز و وهمناک هست که هر کدامشان براحتی می تواند فکر آدم را زابراه کند، چه رسد به اینکه این دو بخواهند در کنار هم قرار بگیرند و برای توصیف جایی یا کسی به کار بروند و ترکیب نورعلی نور و نوبرشان بشود کویر جن که لابد شنیدنش برای خیالاتی کردن هر کس بغایت بس است. 

البته اگر از حق نگذریم، کویر، بخودی خود و بقدر کفایت اغواکننده و دلرباست: از سکوت دلارامش بگیر تا رقص موزون دانه های رملش در پاتیناژ حریر صیقل دشتش و بخصوص زلال تور سپید شبهایش و هوس دستچین کردن یک بغل ستاره فانوسی از طاق سپهرش که پای خیلی ها را از جاهای دور و نزدیک به آن باز می کند، اما همین مکان دنج و دلارام هم بموقعش، بیم و هراس مرموزی به دلت می ریزد تا در قبالش دست به عصا و محتاط باشی و بیگدار به آب نزنی، عینهو زیبای خفته ای که در وهله نخست، رندانه تو را بسویش می خواند تا در بزنگاهی بکر خرت را بگیرد و دخلت را بیاورد. 

اما مرموزتر از حال و هوای این مکان سحرآمیز،خود کلمهجن است که شنیدنش، لرزه به تن آدم می اندازد و شنونده را به دنیای رمزها و رازها، وهمها و بیم ها، آواها و جیغ ها،آل ها و همزادها، بختک ها و کابوسها، نفرین ها و ناله ها، نحسی ها و بدشگونی ها، لرزه ها و تقلاهای موحش اشباح و ارواح و در یک کلام مرگ و نیستی و دهشت و فنا می برد. 

** صفت مخفی ذات جن** 

---------------------------- 

کلمه جن سوای معنی مصطلح و عامش در میان مردم، در فرهنگ لغت دارای چنین معنائیست:[ ج ِن ن ](ع اِ) پری و دیو.(برهان).پری. ضد انس.||فرشتگان.(منتهی الارب).|| هر چیز پوشیده از حواس از ملائکه و شیاطین.(اقرب الموارد) 

.||دل.قلب.(برهان).|| اول هر چیزی.(منتهی الارب)(اقرب الموارد): کان ذلک فی جن شبابه ؛ اول و نخست.(برهان) (منتهی الارب) (اقرب الموارد).|| شکوفه ? گیاه. ||(اِمص) پوشیدگی.(لغت نامه دهخدا) 

پس پیداست که خفا و پوشیدگی از صفات بارز اجنه است و به تقریر برخی، به همین دلیل هم ملائکه را جن خوانده اند،چون از چشم انسانها پوشیده اند و بازهم به همین خاطر معنی پوشیدگی در تمام مشتقات کلمه جن جاری است، مثلا به قلب و روحجنان می گویند به این دلیل که پوشیده و مخفی است.به بهشت هم جنت می گویند چون از دیدگان ما مخفی است و سپر نیزجنانه نامیده می شود چون شخص،هنگام جنگ پشت آن مخفی می شود.به طفل در رحمجنین می گویند، چون در رحم مادر مخفی است و بالاخرهجنرا نیز جن می گویند چون از دید ما پنهان است.(ادیب،آذر91) 

بدین ترتیب حتما باید بین وجه تسمیه ریگ جن و صفت پوشیدگی رابطه ای وجود داشته باشد و به اعتبار همین فرضیه می توان حدس زد که پوشیدگی، صفت بارز این مکان پهناور هزارتو و رازآلود است. 

اما براستی سووال مهم این است که این خطه اسرارآمیز از چه زمانی به جن و اجنه نسبت داده شده و از آن مهمتر اینکه اصولا اینجا چه چیزی را در دلش مکتوم و مخفی باقی گذاشته است که همه می خواهند از آن سر درآورند؟ 

پاسخ روشن و قاطع سووال اول این است که اصولا هیچ زمان مشخصی برای وجه تسمیه ریگ جن در دست نیست و پاسخ فی البداهه و سربسته سووال دوم می تواند این باشد که این سرزمین علاوه بر بی آب و آبادانی بودنش، از گستره موانع صعب العبور طبیعی اعم از پستی و بلندی بسیاری برخوردار است و به همین دلیل هم همیشه از نگاه کنجکاو آدم ها پوشیده مانده و لابد به همین دلیل هم، مردم نامش را جن نهاده اند. 

یکی از کویرنوردان در این باره معتقد است: افسانه ها و داستان های فولکلور و پر ابهام در مورد ریگ جن، عموما نشات گرفته از عجز حاشیه نشینان یا مسافران در عبور از این خطه بوده است، ضمن اینکه وجود گرمای بسیار زیاد در این منطقه با توجه به آن که در قرآن نیز جنس جن گرما و آتش اعلام شده، به احتمال زیاد در انتخاب این نام نیز بی تاثیر نبوده است.همچنین پوشیده بودن قسمت جنوبی ریگ جن از تپه های ماسه ای و صدایی که حرکت باد روی این تپه ها ایجاد می کرده، قطعا از عوامل موثر بر باور عمومی دائر بر وجود قدرتهای متافیزیکی در منطقه است و بالاخره اختلاف زیاد دمای شب و روز و خرد شدن سنگها در اثر این اختلاف فاحش که بهگریه سنگ شهرت دارد نیز به همین عوامل متافیزیکی منسوب می شده است.(ادیب، آذر91) 

با این حساب، ترکیب این دو کلمه رازگون و وهمناک(کویر و جن) برای نامیدن ناکجاآبادی هزار رنگ و سر به تو لابد با یک دنیا دق دل مگویش، صد برابر به حس کنجکاوی و دلهره آدمی اضافه می کند و دست برقضا همین مساله هم شنونده را برای به پیش رفتن در دل آن و تلاش برای شناخت بهترش، بیشتر سر بهوا می کند اما مگر رفتن به دل کویر جن به این الکی هاست که فقط قصد کنی و د برو که رفتی. 

اگر راستش را بخواهید تا همین چند سال پیش هم، رفتن به این سرزمین پر رمز و راز جزو محالات بود وحتی کویرنوردان خبره دنیا هم که قصد فتح این سرزمین عجیب وغریب را می کردند، در مقابل هیبتش جا می زدند که نمونه اش سون هدین کویرنورد معروف سوئدی است که خودش هم کاشف ریگ جن محسوب می شود و در سال 1900 میلادی قصد عبور از آن را داشته و در کتابشکویرهای ایران هم به سفر خود به حاشیه ریگ جن اشاره کرده اما با توصیف زمین های این خطه به نامزمین های موذی(چون به گفته خودش، پاره ای از قسمتهای آن باتلاقی و پاره ای خشک است و به همین دلیل تشخیص باتلاقی بودنش دشوار است و در صورتی هم که شتری در آن گرفتار شود معمولا بدلیل اینکه امکان خروج ندارد در همان مکان ذبح می شود)اصلا از خیر وارد شدن به آن گذشته و دیگریآلفونس گابریل اتریشی است که در کتابش عبور از صحاری ایران تنها به سفرش از روستایعشین به سمت روستایعروسان در حاشیه ریگ جن(1930 میلادی) اشاره کرده ولی جرات ورود به آن را پیدا نکرده است. 

هرچند رفتن به چنین جای شگفت انگیزی حتما دل شیر می خواهد اما اگر پای لافم در غریبی نگذارید، خدائیش این چند روز آنقدر در باره کویر جن و عجایب و غرایبش گفته اند و من شنیده ام که همین الان هم که بر فراز یکی از تلماسه هایش این پا و آن می کنم، سخت کنجکاومم و سخت تر بیتابم تا به دل این کویر رازگون سرک بکشم و از اسرارش سر دربیاورم اما مگر با این همه افسانه ی خوفناک و عجیب و از آن بالاتر این هم سختی و عذابی که در باره مسیر عبورش گفته و نوشته شده، براحتی می توان بیگدار به آب زد و پا به خانه اشباح گذاشت و بعدش هم بی هیچ تاوانی، فلنگ را بست و قصر در رفت. 

**شکستن طلسم خانه اجنه** 

---------------------------- 

گرچه قفل دروازه این ناکجاآباد مرموز زنگ زده و دست نخورده بالاخره هشت سال پیش(1384)به دست تعدادی از هموطنان ماجراجوی خودمان به سرپرستی شخصی به نامعلی پارساشکسته شد و گروهی14 نفره متشکل از تخصص های مختلف موردنیاز برای عبور از هفت خان ریگ جان توانستند طلسم تسخیرناپذیری دیار اجنه را ظرف مدت پنج روز بشکنند و با عبور ازعرض غربی – شرقی آن، امتیاز گذر از ریگ جن را به نام خود ثبت کنند،اما اگر راستش را بخواهید همانها هم که به این سادگی ها موفق به این کار نشدند بلکه بعد از چند بار ناکامی و کلی حساب و کتاب و کلی تدارکات و امکانات از ماشین دو دیفرانسیل گرفته تا تلفن ماهواره ای و آذوقه و هزار خرت و پرت دیگر به جنگ این غول بی شاخ و دم خفته در قلب سرزمینمان رفتند که شنیدنش یک گزارش مفصل دیگر می طلبد. 

**ریگ جان،مثلث برمودای ایران** 

----------------------------------------- 

اگر بخواهیم از جهتی دیگر موضوع ریگ جن را ورانداز کنیم باید بدانیم که خیلی ها مدعی اند ترسناکی اینجا بخاطر سرنوشت تیره روزان و قربانیانی است که خواسته یا ناخواسته به آن وارد شده اند اما بر اثر تیر غیب اجنه غزل خداحافظی را خوانده اند و الفاتحه مع الصلوات. 

در برخی از کتابهای کویری هم کم و بیش به همین موضوع اشاراتی شده و آمده است که عبور از این منطقه بدلیل باتلاق هایی که در حاشیه آن وجود دارد، بسیار خطرناک بوده و کسانی که قصد سفر به این منطقه را داشتند، معمولا سفر بی بازگشتی برایشان رقم خورده است.(سلوتی، بابانیانوری، پاییز90) 

از اینها گذشته، فرط اغراق در باره این خطه نفرین شده به جاهای باریکتر هم کشیده می شود تا جایی که آدم گاهی دلش برای این کویر ساکت و سربزیر می سوزد که یک عمر آزگار است هرچه خواسته اند در باره اش گفته اند و او را بعنوان جانی بالفطره خوانده و از چشم عالم و آدم انداخته اند. 

راستش را بخواهید آدم کلافه می شود از بس حرفهای نشدنی دراین باره می شنود ،ازبس با گزافه گویی هایی مواجه می شود که به عقل خود جن هم نمی رسد، مثل گفتن اینکه،ریگ جن جایی است که در قدیم هم کاروان ها جرات عبور از آن را نداشتند و حتی خود شترها هم از ورود به آن ابا می کردند. 

هرچند بی برو برگرد، رفتن به این صحرای پرمخاطره و صعب العبور کار هر کسی نیست و تا امکانات کافی وجود نداشته باشد، رفتن به آن خیالی بیش نیست، اما گفتن دروغ های شاخداری نظیر اینکه حتی شتر بیابانگرد هم جرات رفتن به آنجا را ندارد، دیگر از آن حرفهاست. 

اگر حقیقتش را بخواهید بخاطر همین خرافات است که برخی، ریگ جان رامثلث برمودای ایرانمی دانند که مقصد کاملا بی بازگشتی است برای ماجراجویان یا غافلان این راه مرگبار. در حالی که ریگ جن نه چیزی شبیه به مثلث است و نه سواحل سرسبز برمودا! نه امواج مغناطیسی زمین در آن با سایر نقاط تفاوتی دارد و نه هواپیمایی بر فراز آن سقوط کرده است.(ادیب،آذر91) 

جالب این است که برغم این همه شایعات جورواجور و خوف انگیز، هیچکس دقیقا یا حتی تقریبا نمی داند تا حالا چند نفر جانشان را بالای اینکار گذاشته اند وتا آنجا که من شنیده ام، ظاهرا تنها حسین اکبری رییس محیط زیست شهرستان نایین و یکی از همراهان فعال ما در این سفر کویری از مرگ یک چوپان در ریگ جن در سال گذشته خبر دقیق دارد و اینکه چند روز بعد هم جسدش پیدا شده است. 

خیلی ها می دانند که آدم وقتی با پدیده ناشناسی روبرو شود،بخودی خود قوه تخیل و توهمش گل می کند و گاه می کوشد ترسش را در قالب خلق تابوهایی مثل اجنه و ارواح توجیه و برای خود قابل تحمل کند و گاه برعکس تقلا می کند جایی برای تجلی رنگاب آرزوهای محالش بیابد کمااینکه سون هدین در کتابش، افسانه ای را از مردمان آن زمان روایت می کند که معتقد بودند در مرکز ریگ جن بهشت گمشده ای وجود دارد که مملو از جنگل های انبوه و شتر های وحشی(جنزده)است و هر کس به این منطقه برسد و بتواند پشم شترهایی که باد بر روی شاخه بوته ها و درختان قرار داده را جمع کند ثروتمند خواهد شد.(هدین،کویرهای ایران) 

**موانع عبور از کویر جن** 

------------------------------ 

با توجه به خصوصیات جغرافیایی ریگ جن، صد البته عبور از آن، نه کاری محال اما قطعا بسیار سخت و توانفرساست. 

وقتی امروزه بااین همه امکانات زمینی و آسمانی(ماهواره)، کویرنوردان حرفه ای هم با هزار جان کندن قادر به عبور از چنین مکان صعب العبوریند، خوب پرمسلم که قدیمی ها،آن هم با امکانات اندکشان قادر به عبور از این وادی بی آب وعلف نبودند و لابد همین امر سبب شده در طول تاریخ هزار حرف و حدیث پشت سر این خطه ساکت و دورافتاده درآورند و پرپیداست که وقتی هم شایعه مثل خوره به جان مردم آن زمان افتاده، دیری نپائیده که این خطه بکر و ناشناخته و در عین حال زیبای کویری تبدیل شده به سرزمینی منفور و جولانگاه اجنه و ارواح. 

از: محمدرضا شکراللهی 

نقل ازhttp://www3.esfahan.irna.ir


مستند خزندگان ایران
چهارشنبه 8 خرداد 1392

فیلم مستند خزندگان ایران به کارگردانی آقای فرخ راستکار وهمسرش فاطمه امینی که بعضی از قسمتهای ان در بیابان های چوپانان وحومه پر شده است هر شب از ساعت 21 از شبکه مستند بمدت 40 دقیقه پخش میشود. تدوینگر این مستند آقای فتخ اله امیری است که ایشان مستند های زیادی را در چوپانان آماده کرده اند که در آینده بروی آنتن میرود.در این مستند از محیطبانان چوپانان نیز کمک گرفته شده است.شما میتوانید هر شب در ساعت مقرر آن رامشاهده نمایید.

منبع :محمدرضاحلوانی

نقل از :http://choopanan.mihanblog.com/


گزارشی از باز گشایی قنات

نویسنده : نسل سومی

ghanant91 - سایت شجره نامه‌ی ما

 خرابی اخیر سیل در قنات چوپانان به علّت سیلابی بوده است كه بر اثر انباشته شدن آب فراوان در دق بالای سر قنات در حوالی منطقه ای كه به چاه خاری مشهور است تشكیل شده آب در این دق به گفته شاهدان عینی تا یك متر بالا آمده و باز به همان دلایل قبلی خرابی سیل در قنات، ماجرای تكرار شده است . لازم به ذكر است كه در دوطرف قنات بندهایی توسط دولت ایجاد شده امّا خرابی این دفعه به علت بارندگی زیاد در دق و بالا آمدن سطح آب در این دق است

ghant 2 - سایت شجره نامه‌ی ما

وقتی آب در این دق كه در تصویر هوایی نیز مشاهده می شود بالا می آید كافی است سوراخ موشی یا ریشه پوسیده خاری آب را به داخل كانال قنات هدایت كند . در این منطقه از قنات كه به چاههای خاری مشهور است عمق چاه  ها تا سطح زمین 4 متر می باشد و احتمال رفتن ریشه خارها به داخل قنات برای دسترسی به آب زیاد است. اگر بوته خاری خشك شود و ریشه آن بپوسد امكان نفوذ آب به داخل قنات ممكن می شود و وقتی آب فراوانی در بالای قنات ایستاده باشد آب راه خود را باز كرده و به مرور سوراخ نفوذ را باز می نماید و كم كم گل و لای فراوان را به داخل مجرای قنات روانه می كند تا مجرا پر از خاك شود و جلو آب مسدود گردد.كه این حادثه در سیل اخیر اتفاق افتاده است .

ghant3 - سایت شجره نامه‌ی ما

پشته های خسارت دیده با دایره مشخص شده است

در این ماجرا 5 پشته قنات مسدود می شود . استاد قدرت گفتند كه 2 پشته كاملا مسدود بوده و 3 پشته نیمه پر شده است یك حلقه چاه نیز كاملا پراز خاك شده است .مطابق صحبتی كه با استاد قدرت داشتم ایشان فرمودند كه محل نفوذ آب به داخل كانال بر اثر سوراخی بوده است كه بین دورشته و نزدیك به دهانه یك حلقه چاه ایجاد شده است. البته به علت گل آلود بودن آب ،گل زیادی نیز در پشته های بالای محل حادثه در مجرای قنات انباشته شده است .

در ساعت اولیّه حادثه چند نفر به محل حادثه مراجعه می كنند امّا در نزدیك حادثه در دق مورد نظر آب زیاد ایستاده بوده كه امكان حركت را از آنها سلب كرده است و مجبور بوده اند تا نیمه خشك شدن زمین كار را متوقف سازند .

خوشبختانه یك گروه مقنی از اهالی خمینی شهر در قنات حجت آباد مشغول لایروبی بوده اند كه از آنها برای بررسی و اقدام در قنات چوپانان دعوت می شود و آنها برای باز گشایی قنات مشغول كار می شوند و دو دستگاه چرخ چاه را به حركت در می آورند .

آقای اصغر رقیع مسئول كارهای قنات چوپانان و مدیر این بخش با آقای حاج ابوالقاسم زاهدی نماینده مالكین چوپانان به انتظار وعده های دولت ننشسته و فوری تقاضای واریز حبه ای 50000 تومان برای مخارج قنات از مالكین می نمایند كه خوشبختانه این مبلغ در كمترین زمان به حساب قنات توسط مالكین یا نمایندگانشان واریز می شود.كل املاك چوپانان 120 حبه است

استاد قدرت رفیع و ابراهیم طاهر و گل محمد رفیع نیز از اهالی خوب چوپانان یك دستگاه چرخ چاه را به حركت در می آورند تا چند روز به عید مانده بخش اعظمی از گل و لای از داخل قنات خارج می شود امّا مقنی های خمینی شهری كار را تعطیل و به خانه اشان بر می گردند و گروه استاد قدرت بقیه كار كه یك پشته باقیمانده است را ادامه داده و آنرا تخلیه می نمایند تا اینكه در اواخر اسفند برای رها سازی آب،قنات، آماده می شود امّا به علّت خطر رها سازی آب از بیل مكانیكی كه در منطقه مشغول كار است كمك گرفته و در محلی كه باید آب رها شود روی پشته قنات برداشته می شود تا راه فراری برای كارگران باشد البته در این نقطه سطح زمین تا مجرای قنات 4 متر است و بیل مكانیكی این امكان را برای ایجاد محل فرار مهیا می سازد.

سپس استاد قدرت با كمك ابراهیم طاهر با میله بلندی كه مهیا می كنند قسمت بالای گل و لای را بر می دارند و آب آهسته آهسته جریان می یابد و گل و لای مسیر را با خود می برد و كم كم آب رها می شود .و بدین ترتیب روز عید مردم، با جریان آب در خیابان به شادی مضاعف تبدیل می شود.

در این ماجرا افراد زیادی نقش داشته اند كه من در مقالات بعدی از تك تك آنها تشكر خواهم كرد.


  • کل صفحات:5  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  •   

همه پیوندها