چوپانانِ آباد

mostaghimi.25@gmail.com

ماجراجویی‌های خوفناک در ایران

از جنگلی که جیغ می‌کشد تا درّه‌ ارواح!

» سرویس: فرهنگی و هنری - گردشگری و حج
ایسنا

قلعه‌ها، قنات‌ها و دره‌هایی با دالان‌ها و هزارتوهای وهم‌انگیز، جنگل‌های تاریک با صداهای مخوف و عجیب، قبرستان‌هایی با سنگ قبرهایی مرموز و بیابان‌ها و ریگزارهای وسیع با شن‌های روان و بلعنده... این‌ها مناطقی ترسناک و یا خطرناک نیستند که در تسخیر جن و ارواح باشند، بلکه فقط با افسانه‌های محلی آمیخته شده‌اند و به مکان‌هایی رازآلود و گاه خوفناک به باور مردم تبدل شده‌اند.

به گزارش خبرنگار گردشگری ایسنا، ماجراجویی در مناطق ترسناک یکی از جذابیت‌های گردشگری است، برای همین هر از گاهی فهرستی از جاذبه‌های گردشگری عجیب و ترسناک بیرون می‌آید که راهنمایی می‌شود برای آن‌ دسته از ماجراجویان کنجکاوی که می‌خواهند سفری سرشار از هیجان و دلهره را تجربه کنند؛ دلهره‌ای که از افسانه‌ها و خرافات غیرمستند برمی‌آید و با ماجراجویی در بانجی‌جامپینگ‌ها در ارتفاعات و یا دهانه‌ آتشفشان‌ها، شنا میان آبزیان کشنده و خطرناک، رانندگی و یا پیاده‌روی در گذرگاه‌های باریک و مرگبار، اسکی و سنگ‌نوردی در خطرناک‌ترین پرتگاه‌ها و دیواره‌ها و قایق‌رانی در رودخانه‌های وحشی فرق می‌کند.

بیشتر مکان‌هایی که در ایران به اصطلاح ترسناک و یا مرموز معرفی شده‌اند، داستانی عجیب و گاه باورنکردنی دارند که کنجکاوی مسافران غریبه را برمی‌انگیزد تا حتما آن منطقه را ببینند و روح کنجکاو خود را در آن محیط عجیب به چالش بکشند، مثل ریگزار جن که عنوان وحشتناک‌ترین منطقه‌ی ایران را به دوش می‌کشد و هیچ برگشتی از آن متصور نشده و یا دره‌ای که روزها زیبایی شگفت‌انگیزی دارد و شب‌ها محل گذر ارواح است و افسانه‌های دیگری از این دست که برای خزینه‌ی حمام‌های قدیمی، خانه‌های کاه‌گلی، قنات‌های باریک و عمیق و جنگل‌های انبوه روایت می‌شود؛ اما هیچ‌یک سندیت علمی و یا تاریخی ندارد تا مدرکی مستند بر صحت باورهای مردم باشد و یقینا بررسی‌های کارشناسان می‌تواند پرده از اسرار آن‌ها کنار بزند.

جنگلی که جیغ می‌کشد

در نزدیکی‌های مشهد، جنگلی انبوه وجود دارد که به گفته‌ی ساکنان آن حوالی، شب هنگام صداهای وحشت‌آوری از آن به گوش می‌رسد، صداهایی که شبیه جیغ یا صوت است.

ابتدای روستای «سربرج» از توابع بخش طرقبه در نزدیکی مشهد، جنگلی انبوه دیده می‌شود که با تاریک شدن آسمان صداهایی از میان درختان آن به گوش می‌رسد که به گفته‌ی اهالی و غریبه‌هایی که به آن منطقه سفر کرده‌اند، شبیه جیغ است.

می‌گویند صداها چندسالی است که به گوش می‌رسد و قبلا از آن خبری نبوده. اهالی معتقدند این صداها به آوای جیرجیرک‌ها و یا زوزه‌ی باد شباهتی ندارد، مخصوصا آن‌که هنگام بلند شدن صداها، برگ درختان تکان نمی‌خورد تا باد را عامل آن بدانند.

برخی دیگر از ساکنان سربرج، این صدای وحشت‌آور را به ملخ‌هایی نسبت می‌دهند که زمانی به این منطقه هجوم آوردند. هنوز بررسی روی این جنگل صورت نگرفته تا عامل وحشت اهالی و مسافران گذری مشخص شود.

عکس از سیاوش صفاریان‌پور

دره‌ای که محل گذر ارواح است

می‌گویند شگفتی احجام غول‌آسای این دره به خاطر برخورد ستاره‌ای است. دره در سکوت روز از لحاظ زیبایی، روح را به تسخیر درمی‌آورد و شب هنگام می‌شود قصر ارواح!

جزیره‌ی قشم با افسانه‌های سحرانگیز زیادی درآمیخته، از آیین «زار» گرفته تا داستان‌هایی که درباره‌ی ارواح سرگردان در طبیعت جزیره گفته می‌شود.

«دره‌ی ستاره‌ها» با اشکال رسوبی حاصل از فرسایش باد، خاک و آب یکی از پدیده‌های شگفت‌انگیز قشم است که بومی‌ها شب‌های آن را زمانی برای آمدوشد ارواح و اشباح می‌دانند.

دره ستاره‌ها در زبان محلی به «استار کفته» معروف است، بومی‌ها معتقدند میلیون‌ها سال قبل ستاره‌ای در این محل سقوط کرده که گل و لای از دل زمین به اطراف پراکنده شده و پس از خشک شدن، این احجام جادویی پدید آمده.

این دره یکی از ژئوسایت‌های جزیره‌ است که در پنج کیلومتری ساحل جنوبی قشم و بعد از روستای «برکه خلف» قرار دارد، همان روستایی که به پاکی شهره است و در معابر خاکی آن حتا یک زباله هم دیده نمی‌شود.

داستان‌های وهم‌انگیزی درباره این دره که شبیه عمارتی ویران شده با دالان‌های تو در تو و شکاف‌ها و حفره‌های بسیار است، روایت می‌شود؛ به طوری که محلی‌ها با تاریک شدن آسمان گذرشان به این دره نمی‌افتد و معمولا با لبخند مسافران غریبه را برای رفتن به این دره در تاریکی منصرف می‌کنند و می‌گویند: اجنه و ارواح شب‌ها به آن رفت‌وآمد دارند.

با این حال دره ستاره‌ها محلی برای شیفته‌گان پدیده‌های آسمانی است که شب‌هنگام به دور از داستان‌های خیال‌انگیز تسخیر دره توسط ارواح از بام تندیس‌ها، اجرام و پدیده‌های آسمانی را رصد کنند.

گورستانی برای جن‌ها

در جنوب شرقی‌ترین نقطه ایران، گورستانی با سنگ قبرهای عظیم‌الجثه مکانی جالب برای ماجراجویانی است که به دنیای ماورالطبیعه علاقه دارند.

«گورستان جن» در روستای تیس نزدیک شهر چابهار در استان سیستان و بلوچستان، همان جایی است که سنگ قبرهای بزرگ و عجیبی دارد و محلی‌ها را به این باور رسانده که این گورها محل دفن آدمیزاد نیست.

تیس روستایی باستانی با قدمتی نزدیک به دو هزار و 300 سال است که مردم آن حوالی داستان‌های عجیبی درباره‌اش می‌گویند و آن را محل زندگی جن‌ها می‌دانند. گورستان جن که مردم بلوچ‌ به آن «جن سنط» می‌گویند، نمونه‌ای از این باورهاست.

در گورستان جن، قبرها کنار هم روی سطحی صخره‌ای حفر شده‌اند که این شیوه‌ی حفاری پرسش‌های زیادی را بوجود آورده و در نهایت پاسخ را به دنیای از ما بهتران کشانده. بومی‌ها معتقدند، با تاریک شدن هوا جن‌ها بر سر مردگان خود مویه می‌کنند و هرکس شبانه گذرش به این گورستان افتد، مورد نفرین آن‌ها قرار می‌گیرد و بعد از چند روز با عذابی سخت می‌میرد.

تیس با وجود آثاری چون مقبره‌ها، غارها و نقاشی‌های باستانی، هنوز بررسی باستان‌شناسی نشده تا چهره‌ی مرموز و وهم‌انگیز آن پاک شود.

هزارتوی سیاه

قنات‌ها، آب‌انبارها و خزینه‌ حمام‌ها همیشه محلی جذاب برای کنجکاوی بوده‌اند؛ اما «قصبه‌ی گناباد» داستان دیگری جز جن و روح دارد، این قنات قدیمی یکی از عمیق‌ترین قنات‌های ایران است که قدمت آن به دوران باستان می‌رسد.

قنات قصبه گناباد دست‌سازه‌ای عجیب است که با هزارتوهای تاریک و عمیق مکانی شگفت‌انگیز برای ماجراجویی به‌شمار می‌آید و از آن به عنوان یکی از عجایب تاریخ تمدن بشری یاد می‌شود.

گناباد قنات‌های متعددی داشته که بیشتر آن‌ها به دنبال خشکسالی 15 ساله‌ خراسان جنوبی، دیگر فعال نیستند و قصبه‌ گناباد از جمله‌ی قنات‌های زنده به حساب می‌آید. در متون تاریخی، قدمت قصبه را به دوره‌ی هخامنشیان نسبت داده‌اند که «ناصر خسرو قبادیانی» هم در سفرنامه‌اش به توصیف این قنات پرداخته و نوشته: عمق چاه آن هفتصد گز و طول آن چهار فرسنگ است که آن را به زمان کیخسرو نسبت داده‌ است.

طول قنات گناباد ۳۳ هزار و 113 متر و تعداد چاه‌های آن بیش از ۴۷۰ حلقه تعیین شده که عمق چاه مادر در این قصبه بین ۲۸۰ تا ۳۰۰ متر است.

برای رفتن به داخل قنات باید از پله‌های گلی قدیمی پایین رفت، بعد تاریکی مطلق همه‌جه را فرا می‌گیرد، مسیر طولانی و تاریک است با دیوارهای خاکی که ریشه‌های درختان از آن بیرون زده‌اند.

گردشگران فقط 700 متر از این قنات را که بتون‌ریزی شده می‌توانند طی کنند.

غار قاتل

حفره‌ها و تنگناهای عمیق که سرشار از سکوت و سیاهی‌اند، همیشه مکان‌هایی هیجان‌انگیز برای ماجراجویی بوده‌اند، مخصوصا برای غارنوردانی که دور از نگرانی ناشی از توهم تاریکی این حفره‌ها و صدای جانورانی چون خفاش‌ها در دالان‌های تنگ و گاه عمیق جان‌شان را کف دست‌شان می‌گیرند تا دنیایی جدید کشف کنند.

غار پَراو در 12 کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه نزدیک روستای چالآبه در ارتفاع ۳۰۵۰ متری میدان جنوبی قله کوه پراو با 751 متر عمق با 26 حلقه چاه، یکی از عمیق‌ترین و صعب‌العبورترین غارهای جهان است که تا کنون جان پنج غارنورد را گرفته است.

عمیق‌ترین چاه پرآو 42 متر عمق دارد، دهنه‌ی ورودی غار کاملا چاهی است و ورود به آن به گردشگران معمولی و حتا غارنوردان غیرحرفه‌ای اصلا توصیه نمی‌شود.

برودت دمای هوا در پرآو به دلیل آن‌که آب جاری داخل آن حاصل ذوب شدن یخچال‌های زیرزمینی است، همیشه بین یک و سه درجه سانتی‌گراد است و همین مساله پیمایش غار را سخت می‌کند. جدا از این، گذرگاه‌های تنگ و خرچنگ‌روها، ریزشی بودن برخی از قسمت‌های غار، تراورس‌های خطرناک و چاه‌های عمیق، پرآو را در دنیا به غاری صعب‌العبور و سخت تبدیل کرده، به‌ طوریکه پنج غارنورد ایرانی جان خود را در این غار از دست داده‌اند و اجساد برخی از آن‌ها هیچ‌وقت به بیرون از غار منتقل نشده است.

«سعید امینی» از اعضای تیم اعزامی باشگاه آزادگان مشهد در سال ۱۳۷۶، «امیر احمدی» و «ویکتوریا کیانی‌راد» از اعضای تیم اعزامی باشگاه کوهنوردی دماوند در سال۱۳۸۱ که اجساد آن‌ها را نتوانستند از غار بیرون بیاورند و در جان‌پناه چاه شماره هجدهم در حفره‌ای گذاشته و در آن را مسدود کردند، «خلیل عبدنکویی» کوهنورد و عکاس همدانی که در کارنامه او صعود به قله موستاق آتا، لنین، کورژنوسکایا، آرارات و هفت هزارمتری اورست وجود دارد در ۱۳۸۷، «پدرام بوچانی» از اعضای گروه مستقل کوهنوردی شهرستان دالاهو که در هنگام فرود از چاه شماره ۸ با پاره شدن طناب به پایین سقوط کرد و جان باخت در سال ۱۳۸۹، قربانیان پرآو هستند.

سختی گذرگاه‌های پرآو به حدی است که زباله‌های آن از سال 1350، یعنی از زمان کشف غار تا کنون در آن مدفون شده بود و امکان خروج زباله‌ها وجود نداشت؛ ولی هیئتی از غارنوردان انجمن غار و غارشناسان ایرانیان سرانجام امسال پس از دوسال پیاپی تلاش موفق شدند این غار عمیق و سخت را بدون هیچ تلفات جانی پاک کنند.

ریگزار نفرین شده

در همه منابع از وحشتناک‌ بودن این ریگزار سخن گفته‌اند، در حالیکه تحقیقات درباره‌ی آن تا به حال ضعیف و محدود بوده و هنوز وهم از ماجراجویی در کویری که می‌گویند برگشت از آن ممکن نیست، دور نشده است.

ریگ جن در قلب کویر مرکزی ایران، در جنوب سمنان، شرق دریاچه نمک، شمال انارک و غرب جندق قرار دارد که به دلیل وسعت زیاد، گرمای شدید، نداشتن چشمه و چاه آب و باتلاق‌های نمک صحرایی صعب‌العبور است که نام‌اش در نقشه‌ها کمتر آمده و چندان محل گذر کویرنوردها نیست.

«سون هدین»، کویرنورد سوئدی نخستین گردشگر خارجی بود که در سال 1900 میلادی سعی کرد به ریگ جن برود، نوشته‌های او، 30 سال بعد «آلفونس گابریل» کویرنورد دیگری را به ایران کشاند تا این ماجراجویی را کامل کند، اما هیچ یک موفق نشدند این ریگزار را کامل بپیمایند، با این حال هدین در کتابی با عنوان «صحراهای ایران» شرحی از ریگزار جن داده‌ است.

به باور حاشیه‌نشینان، ریگ جن نفرین شده است. روایت می‌کنند، در قدیم کاروان‌ها و مسافران هرگز از این کویر عبور نمی‌کردند. در گذشته این باور وجود داشت که این سرزمین محل زندگی شیطان‌ و جن‌ها است. مردم محلی می‌گویند، هر کسی وارد این سرزمین شده زنده نمانده و ناپدید شده است. ریگ جن را مثلث برمودای ایران می‌دانند.

سون هدین در کتاب‌اش افسانه‌هایی را از مردم بومی آن منطقه روایت کرده که گفته‌اند: در مرکز «کویر جن» بهشت گمشده‌ای وجود دارد. در آن بهشت دریاچه‌ای با جنگل انبوه است که شیاطین پشم شترها را در آن‌جا رها کرده‌اند و هرکس به آن منطقه دست یابد، ثروتمند خواهد شد، درحالی‌که چنین روایتی صادق نیست.

پس از تلاش‌های ناکامی که برای پیمایش کامل ریگزار جن صورت گرفت، سرانجام کویرشناسی ایرانی به نام «علی پارسا» به همراه اسماعیل میران‌زاده که آن زمان رییس پارک ملی کویر بود، حدود 70 سال بعد از «گابریل» ریگ جن را هوایی پیمودند تا اثبات کنند، موضوع شگفت‌انگیزی در این کویر نیست. پارسا سپس این مسیر را زمینی طی کرد، البته با تجهیزات کامل و گرفتار شیاطین و جن‌ها هم نشد.

با این حال هیچ‌گاه برای اولین تجربه‌ی کویرنوردی، ریگزار جن پیشنهاد نمی‌شود، چون نقشه‌ی دقیقی از آن موجود نیست و مسیرها به طور مشخص ثبت نشده است و در این صورت رفتن به آن همانا قوت بخشیدن به افسانه‌هایی است که می‌گویند؛ «هر کسی وارد این سرزمین شده، زنده برنگشته!»


مشاهده کوچکترین گربه‌سان جهان در "ریگ جن"

گربه شنی کوچکترین عضو خانواده گربه‌سانان است که با جثه‌ای کوچک اقداماتی خارق‌العاده انجام می‌دهد و هر انسانی را مبهوت فعالیت‌های خود می‌کند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه اصفهان، این گربه‌سان کوچک از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش ایران و جهان محسوب می‌شود و تنها گربه‌ای است که در بیابان‌های واقعی یافت می‌شود و سازگاری عجیبی با تغییر دمای مناطق ماسه‌ای و شنی دارد. گربه شنی به علت تراکم جمعیتی پایینی که دارد اصولا به عنوان گونه‌ کمیاب معرفی می‌شود و همیشه در منطقه خطر قرار می‌گیرد. طبق بررسی‌های سال 2008 اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) این گونه در لیست قرمز قرار گرفته است.

برای پیدا کردن گربه شنی شاید روزها زمان لازم باشد چراکه به هیچ وجه رد پایش بر روی شن و ماسه باقی نمی‌ماند و پس از دیدن نورهای مصنوعی سریعا چشمان خود را می‌بندد. این گونه دارای شنوایی قویی است چنان که اصوات ماورای صوت را هم می‌شنود و حرکت جانوران را علاوه بر روی زمین در زیر زمین نیز رصد می‌کند.

گربه شنی دارای جثه‌ای کوچک است، اما شکارهایی که انجام می‌دهد هر بیننده‌ای را متحیر می‌کند. این گربه‌سان بین یک و نیم تا سه کیلوگرم وزن دارد، اما گاهی گزارش شده که گوسفند، بز و حتی گوساله بوفالو را هم شکار می‌کند و در شکار پرندگان نیز عملکردی بی‌نظیر دارد.

حسین اکبری، رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنای منطقه اصفهان خاطرنشان کرد: به استناد بررسی‌های علمی سال‌های اخیر، مجموعه پهناور "ریگ جن" غنی‌ترین زیستگاه گربه شنی در کشور و یکی از مهمترین زیستگاه‌های این گونه کمیاب و شاخص در جهان می‌باشد به طوری که بیشترین مشاهدات و مستندات این گونه در زیستگاه‌های ایران در سال‌های اخیر از این منطقه به دست آمده است.

وی ادامه داد: گربه شنی با نام علمی (felis margarita) کوچکترین عضو از خانواده گربه سانان ایران و یکی از کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش کشور است که مختص زیستگاه‌های ماسه‌ای و بیابانی اطراف کویر مرکزی و نواحی شرق و جنوب شرق ایران است.

رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین با بیان اینکه این جانور نادر و شاخص یکی از شاهکارهای سازگاری با شرایط سخت محیط های بیابانی است، افزود: دمای هوا در عرصه‌های ماسه‌ای و شنی بیابان‌ها بسیار متغیر بوده و در برخی نواحی در اوج تابستان به 60 درجه بالای صفر رسیده و در زمستان هم ممکن است تا 25 درجه زیر صفر برسد و یخبندان شدید ایجاد شود.

وی گفت: یکی از ویژگی‌های حیاتی این گونه زیبا و جذاب، وجود موهای فشرده سیاه یا قهوه‌ای رنگ در کف دست و پاهای حیوان است تا به عنوان یک عایق، تحمل دمای سوزان ماسه‌ها را در گرمای تابستان به راحتی میسر سازد و هم‌چنین با ایجاد سطح بیشتر، مانع از فرو رفتن دست و پا و پنجه‌ها در ماسه‌ها و سهولت حرکت و جابه‌جایی شود.

رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان نایین افزود: گوش‌های این حیوان هم دارای موهای بلند و فشرده‌ای بوده تا از یک سو از وارد شدن ماسه‌ها و گرد و خاک به داخل گوش جلوگیری شود و از سوی دیگر به شنوایی و تشخیص جهات صدا کمک کند.

اکبری به ویژ‌گی منحصر به فرد این گربه اشاره کرد و ادامه داد: گربه شنی در هنگام برخورد با نورهای غیر طبیعی از جمله نور خودرو معمولا به سرعت چشمانش را بسته تا مانع انعکاس نور توسط چشم‌ها و درنتیجه دیده نشدن و شناسایی آن توسط انسان شده و آن را از خطرات احتمالی صیانت کند.

وی با بیان اینکه این گونه شب فعال بوده و معمولا از اوایل غروب تا طلوع آفتاب به شکار رفته و در طول روز در لانه و مخفیگاه‌های خود استراحت می‌کند، ادامه داد: تغذیه این گربه معمولا از جوندگانی مانند موش‌ها، دوپاها و خزندگان است و با وجود جثه کوچک قادر به شکار پرندگانی مانند باقرقره، چکاوک‌ها و هوبره است.

رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین تاکید کرد: گربه شنی بی‌تردید یک ذخیره و سرمایه بسیار ارزشمند اکولوژیکی در طبیعت، گنجینه گردشگری گرانبها و یک بستر مهم پژوهشی و آموزشی به شمار می‌رود.

اکبری از برنامه‌ریزی و آغاز مطالعات مقدماتی برای اجرای پروژه بررسی الگوهای پراکنش و تراکم جمعیتی گربه شنی با استفاده از فناوری دوربین‌های خودکار (camera trap) در مجموعه زیستگاهی عظیم و منحصر بفرد "ریگ جن" خبر داد و گفت: این پروژه با مشارکت و همکاری حفاظت محیط زیست استان اصفهان، مراکز دانشگاهی، انجمن‌های تخصصی مردم نهاد و کارشناسان بین‌المللی در سال 1393 اجرا خواهد شد.

وی در خصوص چگونگی اجرای پروژه اظهار کرد: پروژه بررسی الگوی پراکنش و تراکم گربه شنی در سه مرحله شامل مطالعات مقدماتی و مکان‌یابی مناسب برای دوربین گذاری، نصب اصولی دوربین‌ها در مکان‌های تعیین شده، جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها و تهیه بانک اطلاعاتی و برنامه‌های مدیریتی مربوطه انجام می‌شود و هم‌چنین تهیه عکس‌های حرفه‌ای نیز بخش دیگری از اهداف این پروژه است.

رییس اداره محیط زیست شهرستان نایین افزود: به کارگیری فناوری دوربین‌های تله‌ای در مطالعات بوم شناسی اکنون روشی موثر و کارآمد در جهان برای مطالعات حیات وحش به‌ ویژه گونه‌های کمیاب و نادر محسوب شده و اطلاعات ارزشمندی از جمله الگوهای پراکنش زمانی و مکانی، تراکم جمعیت، ثبت و مستند سازی حضور گونه هدف، برخی الگوهای رفتاری و مسیرهای جابه‌جایی در اختیار محققان قرار داده و این اطلاعات در اتخاذ برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی گونه‌های جانوری و زیستگاه‌ها بسیار با ارزش و موثر است.

اکبری از برنامه‌های مدیریتی و تحقیقاتی دیگر در عرصه‌های حفاظت شده استان در خصوص گربه شنی خبر داد و افزود: تحقیقاتی توسط متخصصان دانشگاهی برای تهیه بانک اطلاعاتی و حفاظت شایسته و موثر از این گونه در عمق زیستگاه‌های شهرستان نایین، عرصه‌های کویر مرکزی از جمله زیستگاه‌های عظیم ریگ جن، پناهگاه حیات وحش عباس آباد، منطقه شکار ممنوع کوه بزرگی انارک، مجموعه هیزم چاه و منطقه دق سرخ انارک انجام شده است.

وی اضافه کرد: این تحقیقات دستاوردهای موثری در مستند سازی، شناسایی نواحی پراکنش، درمان، احیا و بازگشت به طبیعت نمونه‌های مصدوم، ترویج و آموزش جوامع محلی و جلب مشارکت عمومی در حفاظت، شناخت، مقابله و رفع تهدیدها از جمله شکار غیر مجاز و تخریب زیستگاه‌ها داشته است.


گیاهان کویری -طبیعت زیبای چوپانان -اردیبهشت 93


عکاس: زینت مستقیمی



دمنوش آویشن در كوهسار چوپانان

چوپانان، باغو زرمو و دمجوش آویشن تازه


عكس از: محمد مستقیمی


اولین مجمع اقامتگاههای بوم گردی کشور در شهرستان خورو بیابانک تشکیل شد

اصفهان- ایرنا- مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان گفت: با توجه به افزایش اقامتگاههای بوم گردی در استان، اولین مجمع اقامتگاه بوم گردی در کشور با تاکید معاون گردشگری کشور در شهرستان خورو بیابانک تشکیل شد.

به گزارش روز شنبه روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان ،ˈمحسن مصلحی ˈ با اشاره به برگزاری انتخابات مجمع اقامتگاههای بوم گردی اظهار کرد: ˈامیرحسین افضلˈ،ˈ فرزین جندقی ˈ و ˈغضنفر حیدریˈ به عنوان هیات مدیره مجمع اقامتگاههای بوم گردی کشور مشخص شدند.

مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان گفت: با تشکیل و تدوین اساسنامه این مجمع نظارت و صدور مجوز برای اقامتگاههای بوم گردی از سوی این مجمع صورت خواهد گرفت.

وی افزود:در ایران 40 اقامتگاه بوم گردی وجود دارد که از این تعداد 23 اقامتگاه در شهرستان خوروبیابانک و هشت مورد در شهرستانهای نایین، کاشان و اصفهان واقع است.

وی همچنین از موافقت با احداث 20 واحد اقامتگاه بوم گردی در استان اصفهان و صدور موافقت اصولی برای دریافت مجوز آنها خبر داد.

مصلحی باسابقه ترین اقامتگاههای بوم گردی را اقامتگاه « آتشونی» از مازیار آل داوود عنوان کرد و افزود: اقامتگاه بوم گردی مازیار آل داوود به عنوان معروفترین اقامتگاه بوم گردی توسط بخش خصوص راه اندازی شد و پس از وی اقامتگاههای بوم گردی زیاد در آن محدوده فعال شد. 

وی اضافه کرد: این اقامتگاهها به صورت بومی و محلی به ارائه غذاهای محلی و سنتی و برنامه های تفریحی از جمله تور کویر نوردی، تور شتر سواری، سافاری و رصد ستاره ها می پردازند.


کویر دیسکو نیست

سکانسی از زندگی یک زوج، 700 کیلومتر دور از خانه

«700 کیلومتر از خانه دور شدیم تا کتاب ترجمه کنیم؛ اما حالا دو سال از آن روزها که سریع تصمیم گرفتیم تهران را ترک کنیم می‌گذرد و ما همچنان در کویر مصر مانده‌ایم.»

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این سکانسی کوتاه از زندگی «هاشم سیماب» و «نگار ناموریکتا» است که این روزها بیشتر از ترجمه کردن کتاب، صنایع دستی درست می‌کنند و به مسافران کویر می‌فروشند‌، برنامه‌ی ستاره‌شناسی برای گردشگران می‌گذارند و کافه‌ای را در یک اقامتگاه بوم‌گردی در روستای فرحزاد استان اصفهان اداره می‌کنند‌ و همه‌ی این‌ها فقط برای آن است که زندگی را متفاوت زندگی کرده باشند.

خانه‌ی روستایی هاشم و نگار

اما نگاه محلی‌ها به غیربومی‌ها و گردشگران باعث شده، این زوج تصمیم بگیرند کویر مصر را با همه‌ی زیبایی مدهوش‌کننده‌اش ترک کنند. مقصد بعدی آن‌ها شاید کمی آن طرف‌تر از خانه‌ی روستایی امروزشان، یعنی روستای «جندق» یا شاید هم خیلی دورتر از این حرف‌ها و جایی در دل کردستان باشد.

هاشم سیماب به خبرنگار ایسنا گفت: نمی‌خواهم محلی‌ها فکر کنند ما می‌خواهیم چیزی از زندگی آن‌ها بکنیم. شاید رابطه‌ی ما با روستایی‌ها خوب نبوده که آن‌ها چنین نگاهی به غیربومی‌ها دارند. شاید این فکر درست باشد که روستایی‌ها به آموزش نیاز دارند، ولی ما هم به آموزش نیاز داریم.

او ادامه داد: شاید ما الگوهای بدی برای روستایی‌ها بوده‌ایم،‌ بیشتر روستایی‌ها مذهبی هستند و لازم است وقتی به حریم آن‌ها وارد می‌شویم، باورها و اعتقادهای‌شان را هم محترم بشماریم. ما از گردشگر انتظار نداریم وقتی به محیط روستایی وارد می‌شود حتما چادر سر کند یا کت‌وشلوار بپوشد‌؛ ولی این انتظار را داریم که مسافر نیمه‌های شب در روستا نعره نزند یا اتوبوس‌های گردشگران نیمه‌شب، بوق‌شان را به صدا درنیاورند.

سیماب اظهار کرد: در کویر، همه‌ی اتفاقاتی که در جایی مانند تهران نمی‌افتد، دیده می‌شود. دوست داریم گردشگران متوجه‌ی زیبایی کویر شوند‌، نمی‌گوییم 24 ساعت، کویر را تجربه کنند‌، دست‌ کم نیم ساعت آن را تجربه کنند؛‌ ولی متأسفانه برای خیلی‌ها‌، کویر مثل دیسکو است!

خانه سیماب و ناموریکتا

او که در اقامتگاه بوم‌گردی روستای فرحزاد در استان اصفهان کافه‌ای روستایی دارد،‌ گفت: بیشتر رفتارهای ناهنجار گردشگران در اصفهان و در این منطقه‌ی کویری، متوجه صاحبان اقامتگاه‌های محلی و بوم‌گردی است. در حالی که رفتار نامناسب مسافر ربطی به اقامتگاه‌داران ندارد؛ ولی آن‌ها مدام باید به نیروی انتظامی پاسخ بدهند. در همین منطقه، شخصی در صفحه‌ی فیسبوکش تبلیغ «desert night club» می‌کند و عکسی از استخر مختلط می‌گذارد که شاید رفتار این فرد مشخص، یکی از عوامل انزجار محلی‌ها از گردشگران و غیربومی‌ها و حتی مهاجرت عده‌ای از مردم روستا باشد.

وی بیان کرد: ما بارها این مورد را به نیروی انتظامی گزارش کرده‌ایم؛ ولی هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و این شخصی همچنان فعال است. در حالی‌ که مشخصات او، مکانش و تبلیغاتش، همگی مشخص است؛ ولی ظاهرا اقدامی نمی‌شود. این در حالی است که سال پیش وقتی یک گروه موسیقی (عرفه کرمان) می‌خواست در کویر مصر کنسرت اجرا کند،‌ نیروی انتظامی مانع شد‌، آن هم برای گروهی که مشکل مجوز نداشت و موسیقی‌ نواحی کار می‌کند.

سیماب افزود: بسیاری از صاحبان اقامتگاه‌های محلی و بوم‌گردی می‌خواهند کار خود را توسعه دهند،‌ از انرژی خورشیدی استفاده کنند و کارهای بهینه‌ی دیگری انجام دهند؛ ولی به‌خاطر همین برخوردها‌ اطمینان ندارند‌، فردایی در انتظارشان باشد.

نمونه زیورآلات دست‌ساز

نگار ناموریکتا و هاشم سیماب‌، با همه‌ی این حرف و حدیث‌ها و برخوردها‌، تجربه‌ای را که برای زندگی کردن با امکانات کمتر در خانه‌ی کاهگلی روستایی در دل کویر داشتند و گاه مجبور شدند از عقرب‌ها به‌عنوان حیوان خانگی نگهداری کنند و حتی روزهایی را بدون هیچ پولی سپری کنند، خوب و دوست‌داشتنی می‌دانند و از تصمیمی که برای زندگی خود گرفته‌اند، تا به حال پشیمان نشده‌اند.

هاشم سیماب همچنین گفت: یکی از ایده‌های ما برای زندگی کردن در این منطقه، این بود که آیا می‌توانیم بدون حقوق زندگی کنیم، حالا بعد از گذراندن آن تجربه‌ها‌، مطمئنیم و این اعتماد به نفس را داریم که اگر برنامه‌ی رصد ستاره‌ها برای گردشگران و ساخت صنایع دستی هم نباشد،‌ می‌توانیم زنده بمانیم و حتما راهی را پیدا می‌کنیم که گلیم خود را از آب بیرون بکشیم.

او اظهار کرد: وقتی از تهران به اصفهان و کویر مصر آمدیم‌، نمی‌دانستیم چه کار می‌خواهیم انجام دهیم، آن موقع سخت بود، چون بلد نبودیم؛ ولی به کمک برخی مردم روستا و «مازیار آل داوود» و «سیدهاشم طباطبایی» صاحبان اقامتگاه‌های بوم‌گردی در روستاهای گرمه و فرحزاد، یاد گرفتیم که چگونه زندگی خود را اداره کنیم. ما نان مورد نیازمان را خودمان می‌پزیم و شاید چندبار در ماه نان بخریم، حتی یک‌بار که به تهران سفر کرده بودیم، فیوز برق خانه پرید و همه‌ی غذاها خراب شد، همان موقع بود که یاد گرفتیم چطور به شیوه‌ی سنتی روستایی‌ها و مردم محلی کویر، غذا آماده کنیم. شیوه‌ای که در همین روستاها در حال منسوخ شدن است.

کارگاه صنایع دستی

سیماب بیان کرد: ما زمانی تصمیم گرفتیم به کویر مصر بیاییم که با وجود قسط‌ها و قرض‌ها، زندگی‌مان روی خط نرمال افتاده بود و می‌توانستیم بگوییم که پرداخت قسط‌ها دیگر اذیت‌مان نمی‌کند؛‌ اما یک‌باره تصمیم گرفتیم به کویر مصر سفر کنیم‌. آن زمان برنامه‌، ترجمه‌ی سه کتاب بود و تا زمان تحویل دادن اولین کتاب، تقریبا هیچ پول یا درآمدی نداشتیم،‌ اولین ترجمه بعد از دو سه ماه آماده شد و با پول آن، زنده ماندیم و زندگی را ادامه دادیم. بعد هم آقای آل‌ داوود پیشنهاد کرد که برای گردشگران برنامه‌ی رصد ستاره بگذارم. تصمیم گرفتن برای این‌که از ستاره‌شناسی پول درآورم‌، سخت بود؛ اما در نهایت، این کار را انجام دادم و این تجربه‌ی خوبی بود و کمی پول درآوردیم.

او داستانش را این‌طور ادامه داد: ترجمه‌ی کتاب دوم مردادماه تمام شد‌؛ اما ناگهان کاغذ گران شد و ناشر گفت‌ که نمی‌تواند کتاب را چاپ و منتشر کند و ما دوباره باید برای زندگی‌مان فکری می‌کردیم‌. همسرم پیشنهاد کرد صنایع دستی بسازیم‌، آن‌وقت از 70 هزار تومان که همه‌ی پول‌مان بود، ‌60 هزار تومان وسایل صنایع دستی خریدیم‌. در همان زمان، تعدادی از دوستان‌مان به دیدن‌مان آمدند و سفارش اولین کارها را دادند و «نگار» هم یک کیف چرمی ساخت،‌ کیف اصلا خوب و جالب نبود‌؛ اما دوستان‌مان همان را حدود 70 هزار تومان خریدند و این انگیزه‌ی زیادی برای ما ایجاد کرد و از همان موقع برای‌مان، رصد ستاره‌ها و تولید صنایع دستی، جدی‌تر شد و ترجمه‌ی کتاب کمتر. بعد هم سیدهاشم طباطبایی، صاحب اقامتگاه بوم‌گردی فرحزاد، با ما همراه شد و فضایی از اقامتگاه‌اش را در اختیارمان قرار داد تا آنجا را به کافه‌ای بومی تبدیل کنیم.

نگار ناموریکتا همسر هاشم سیماب که اتاقی از خانه‌ی کوچک روستایی‌شان را کارگاه صنایع دستی کرده و البته بیشتر زیورآلات و وسایل تزیینی درست می‌کند که شباهتی هم به صنایع دستی آن منطقه کویری ندارد، گفت: آن روزهای بی‌پولی که حتی کرایه‌ی اتوبوس تا تهران را نداشتیم، دوری از خانه و خانواده و تجربه‌ی سخت زندگی در کویر و در کنار مردم روستایی که شاید زندگی شما برای‌شان نامتعارف باشد، اصلا باعث نشد از این راه پشیمان شویم. شاید دیگر در کویر مصر نمانیم و کمی آن طرف‌تر به جندق برویم، شاید هم به کردستان، ولی به تهران هرگز.

نقل از :ایسنا



ضعف تبلیغات گردشگری در چوپانان به نفع كیست ؟

آیا تا كنون از خود پرسیده ایم چرا جاذبه های گردشگری چوپانان ما به نام دیگران مصادره شده و همچنان دارد مصادره می شود؟ حتماً بارها دیده اید كه تورهای گردشگری در خور و در جندق و انارك كوشش دارند كه ریگ جن را به نام خودشان مصادره كنند زیرا جاذبه های ریگ جن آنقدر كشش و جاذبه دارد كه گردشگران را از اقصی نقاط دنیا به سوی این تورها جذب می نماید .

و عباس آباد و آشتیان و حجت آباد هم به علت طبیعت بكرشان بهترین جاذبه را برای گردشگران دارد خصوصاً آثار باستانی عباس آباد و شبهای پرستاره آن  كه می تواند بهترین زمینه گردشگری باشد كه ملاحظه می شود انارك و نائین كوشش دارند این مناطق را به نام خود مصادره نمایند .

البته آنها باید به فكر جیب های خودشان باشند امّا ما از یك نكته حساس غفلت كرده ایم و آن هم امر تبلیغات است كه می تواند منطقه را به نام صاحبان اصلیش تثیبیت نماید و آن هم تبلیغات است .

لااقل از هم اكنون می توانیم چندین تابلو تهیه كرده و با معرفی ریگ جن حس كنجكاوی گردشگران را برانگیزیم برای مثال در دو راهی های چوپانان این تابلوها نصب شود و در ابتدای جاده آشتیان و مزرعه جواد نیز تابلو نصب شود البته اگر قدری سلیقه به خرج دهیم و تصویری از ریگ جن را نیز در بالای تابلو قرار دهیم تابلو جذاب تر خواهد شد و مالكیت ریگ جن برای منطقه ما تثبیت می شود و یا در ابتدای جاده چوپانان و هفتومان تابلو معرفی عباس اباد را نصب نمائیم البته همفكری و هم اندیشی در این زمینه خیلی كار ساز است و من فكر می كنم باید متولی اینكار شورای چوپانان  باشد . در خبرها خواندیم كه جاده چوپانان - نائین یكی از پر ترددترین جاده های استان اصفهان است و مسافران این مسیر از كل ایران هستند این تابلوها می تواند اثر عمیقی در ذهن مسافدان بگذارد و آن اینكه چوپانان دارای یكی از هیجان انگیزترین نقاط گردشگری ایران است.

نمونه چنین كاری را در تصویر زیر می بینیم

عكس ازمحمدرضا نجفیان

ببینید با چند درخت سرو و كاج چه پزی داده اند و چه سابقه تاریخی برای منطقه خود قرار داده اند ما نیز می توانیم از آنها یاد بگیریم  


عبور از عرض دم ریگ جن
بهراد طوقی

همسفران: سعید حسینی ، وحید ازگلی ، آرین زرجو ، بابک فقیه نصیری ، محمد عظیمی پور ، رضا راد ، مهیار اردوبادی ، کامیار ذوقی ، سپیده طالب زاده ، بهراد طوقی .



- 21/10/1391 ، پنج شنبه ، ساعت 4 بامداد:
5 خودروی دودیفرانسیل گروه که شامل یک دستگاه تویوتا هایلوکس ، یک دستگاه نیسان سافاری ، یک دستگاه تویوتا لندکروزر ، یک دستگاه نیسان پاترول و یک دستگاه پاژن بودند درست به موقع همانطور که قرار بود کمی بعد از عوارض تهران – قم حاضر شدند. هوای سرد و باد سوزناک از سفری سخت و طاقت فرسا می گفت، اما نه این سرما که شاید هیچ مانع دیگری اعضای گروه را که از هفته ها پیش با رویای دیدار دوباره با کویر به خواب رفته بودند ، دل سرد نمی کرد. بی هیچ معطلی گروه به راه می افتد و قطار خودروهای دو دیفرانسیل مسیر اتوبان قم –کاشان سپس به سمت اردستان و نایین و نهایتا انارک را پیش می گیرند. برای مسافران ریگ جن که از سمت جنوب قصد عزیمت دارند معمولا انارک آخرین ایستگاه و پمپ بنزین است. گروه باک های بنزین را پر کردند و هر خودرو با حدود 160 لیتر بنزین آماده ی سفر شدند. بعد از کنترل های نهایی فنی خودرو ها و صرف نهار در رستورانی کوچک ، وارد جاده ی قدیم و خاکی چوپانان شدیم. کم کم بوی کویر روحمان را تازه می کرد ، هر لحظه دست هایمان محکم تر فرمان را می فشرد و قلب هایمان بی تاب تر می شد.

 

سمت جنوب را نگاه می کنم ، آقتاب دم غروب است و طوفانی که از نایین همسفرمان شده بود هر لحظه شدید تر می شود... کنترل خودرو با وجود باد شدید و جاده ی باریک و سرعت بالا کمی سخت بود اما تا روشنی است باید به کمپ اول برسیم، فشار پاهایمان بر روی پدال های گاز بیشتر می شود. جی پی اس دستی ام را کنترل می کنم به نقطه ی خروج از جاده ، کمی بعد از روستای الله آباد رسیده ایم از اینجا مسیر را به سمت شمال و رمل هایی که در دور دست دیده می شوند پی می گیریم. باد هنوز خیلی شدید است؛ یاد خاطرات سفرم به لوت و طوفان مرگبار شب اول آن سفر می افتم ، خوب می دانم که کویر میهمانان اش را می سنجد و اگر سربلند این آزمون را بگذرانیم حتما در شب های آینده بسیار مهربان خواهد بود. وارد رمل های بلند حاشیه ی جنوب دم ریگ می شویم، دور موتور خودرو ها لحظه ای پایین نمی آید و تمام مسیر را تخته گاز روی ماسه های روان به سمت شمال پیش می رویم. قصد داریم تا تاریک نشده به هر طریق ممکن 15 کیلومتر مسیری را که از پیش تعیین کرده ام به سمت محل کمپ اولمان طی کنیم .

 

نقشه مسیر حرکت گروه در منطقه دم ریگ جن و مرکز ریگ جن

 

چند کیلومتری داخل رمل ها پیش نرفته ایم که مردی جوان با یک موتور روسی 350 سی سی دهه ی 80 خود را به ما می رسند. چفیه اش را باز که می کند چهره ی خسته و طوفان زده ی ساربانی را می بینیم که برای هشدار به ما آمده است ، کویر مردی که شاید به سختی چند کیلومتری مشغول تعقیب ما بوده که مبادا گرفتار طوفان شویم. می گوید امشب طوفان خواهد بود ، باید زودتر برگردید. بعد از چند دقیقه ای گفتگو کمی از آب و غذای همراهمان را پیش کش می کنیم و به مسیر ادامه می دهیم. در ادامه راه روباهی بسیار زیبا احتمالا از نژاد افغانی و خرگوشی دو پا را چند صد متری تعقیب می کنیم و از زیبایی این موجودات که میزبان شب های آینده مان خواهند بود به وجد می آییم. ساعت 5 عصر است و هوا رو به تاریکی می رود. مات و مبحوت به تماشای منظره ی روبرو مان نشسته ایم: بهشتی در میان بهشت، جنگلی انبوه و فشرده از تاغ به طول حدودا یک کیلومتر میان رمل های طلایی را پیش روی خود می بینیم ، دقیقا مکانی که قصد داشتیم اولین شب را در پناه درختچه هایش بگذرانیم. جنگل مورد بحث در عمق گودالی با دیواره های ماسه ای روان به ارتفاع بیشینه ی حدودا 150 متر و با شیب تند واقع شده است و هر چند می دانم فردا صبح برای خارج شدن از آن کاری بس دشوار خواهیم داشت اما شوق رسیدن به این بهشت عقلم را می دزدد ، روی شیب تند رمل تخته گاز به سمت پایین می رویم ، به سرعت مکانی را برای کمپ انتخاب کرده و چادر ها را به پا می کنیم . نزدیک محل چادر هایمان پر از فضله و رد پاست اما یکی بیش از بقیه جلب توجه می کند ، ردی با 4 انگشت نوک تیز و تقریبا اندازه ی کف دست، به احتمال زیاد رد گرگ یا کاراکال است.

 

با همکاری اعضای گروه انبوهی از شاخه های شکسته و خشکیده ی تاغ جمع آوری می کنیم ، خوب می دانیم شبی بسیار سرد خواهد بود ، طوفان لحظه ای آرام نمی گیرد و دانه های ماسه را به صورت همه مان می کوبد ، دیدمان بسیار محدود شده است. شام را به سرعت می خوریم و قبل از ساعت 9 شب خسته به خوابی آرام می رویم. نیمه های شب است که با زوزه ی باد و تکانهای چادر از خواب می پرم، تا صبح اگر آرام نگیرد بر خواهیم گشت، نگران و مضطرب چشم هایم را دوباره می بندم. صبح زیپ چادر را با نگرانی و تشویش باز می کنم ، بلافاصله لبخندی روی لبانم سبز می شود ، می دانستم ما را پس نخواهد زد. صبحانه که سوپ داغ و کمی نان و پنیر است را تا قبل از ساعت 8 صبح می خوریم و کمپ را جمع می کنیم ، بعد از توجیه راننده ها و توضیح مسیر پیش رو و کنترل فنی خودرو ها دوباره صدای گاز خودرو هایمان بیابان را پر می کند. بعد از کمی کلنجار رفتن با رمل ها مسیری برای خارج شدن از گودال جنگل پیدا می کنیم و دوباره به سمت شمال مسیر را پی می گیریم ، باید گودال را دور بزنیم و به سمت غرب ادامه ی مسیر دهیم. هنوز یک ساعت هم پیش نرفته ایم و رمل ها سخت کلافه ام کرده اند ، گویا همه ی مسیر هایی که انتخاب می کنم به بن بست می رسند که متوجه می شویم هر دو فنر نیسان پاترول از محل انصال به شاسی شکسته اند ، با هم فکری بچه ها و با روشی که از دوستان بلوچ مان ( که در بیابان گردی بی همتا هستند ) آموخته بودم فنر ها را در جای شان محکم می کنیم و دست به عصا مسیرمان را ادامه می دهیم .

 

خورشید به میانه های آسمان رسیده است که متوجه حرکت غیر عادی دسته دنده ی تویوتا هایلوکس می شویم ، دسته موتور سمت راست پاره شده است . به سرعت زیر موتور جک زده و دسته موتور را باز می کنیم با سنگ فرز که همراه داریم پایه ی دسته موتور را بریده و برعکس جا می زنیم تا از حرکت موتور جلوگیری شود ، باز هم با سرعت به مسیرمان روی رمل ها ادامه می دهیم ، حالا تپه های ماسه ای کوتاه تر و پوشش گیاهی انبوه تر شده و می توانیم با سرعت بیشتری پیش برویم که گروه باز هم متوقف می شود ، پاژن از ناحیه گاردان جلو دچار مشکل است ، با باز کردن گاردان متوجه خرد شدن 4 شاخه می شویم ، خوشبختانه قطعه ی یدکی را همراه داریم و با تعویض 4 شاخه به سمت غرب پیش می رویم ، و ناچارا باز هم روی تپه های نرم ارتفاع می گیریم تا به نقطه ای که برای کمپ دوم در نظر گرفته بودیم برسیم. چیزی به تاریکی هوا نمانده که شیبی بسیار تند و طولانی را پیش رویمان می بینیم تصمیم می گیریم در پایین همین شیب کمپ مان را به پا کنیم ، تمام اعضای گروه بسیار خسته اند و من به شدت مخالف ادامه ی راه در تاریکی هستم .

 

چادر ها را به پا می کنیم ، طعام این شب مان هم خوراک مرغ ذغالی و سبزیجات است که حتما در سفرهای بلند مدت کویری باید به آن توجه ویژه داشت تا افراد از ناحیه دستگاه گوارش دچار مشکل نشوند. همگی خوب می دانیم که هرچند طوفان آرام گرفته اما امشب هوا سردتر خواهد بود. بچه های گروه یکی یکی داخل چادر هایشان رفته و زیپ کیسه خواب ها را بالا می کشند . ساعت 12 شب شده است ، دما سنجی را که از درختچه ای آویزان کرده ام کنترل می کنم ، 6 درجه زیر صفر ، کم کم از آتش هیزم تاغ دل می کنم و داخل چادر می روم. روز سوم سفر را کمی دیرتر آغاز می کنیم ، روی تخته ای که همراه داشتیم جملاتی یادگاری می نویسیم و روی درختچه ای در محل کمپ مان می بندیم که دوستانی که در آینده عازم این مکان هستند یادی هم از گروه ما کنند.(محل یادگاری: 33 43' 45.8'' N / 53 55' 39.8'' E) کمی به سمت جنوب مسیر را ادامه می دهیم تا به خط الراس دیواره ی رملی برسیم و سپس باز هم مسیر غرب را پیش می گیریم. بعد از حدودا 3 ساعت دشتی که انتظارش را داشتیم را در سمت راست خودمان می بینیم .

 

با توجه به مشکلات فنی روز های گذشته بخشی از مسیر را در دشت صاف ولی با خاک پودر و اصطلاحا مرده ادامه می دهیم، خاک به حدی پودری است که خودروها علی رغم خشک بودن دشت تا نصفه های چرخ فرو می روند و حرکت با دنده یک امکان پذیر است. در این ناحیه برای تقسیم فشار خودروی پیش رو هر چند کیلومتر عوض می شود تا خودروهای عقبی در مسیر کوبیده شده توسط خودرو ی اول با فشار کمتری حرکت کنند. بعد از حدود 25 کیلومتر حرکت در این دشت دیواره ای ماسه ای را پیش روی مان می بینیم که به دیواره ی دره ی پنجم معروف است و چاره ای جز عبور از آن نداریم. باد لاستیک ها را که در دشت به 15 پی اس آی افزایش داده بودیم را دوباره به 6-8 پی اس آی می رسانیم و مسیر دشوار دیواره را رد می کنیم و به دشتی با پوشش گیاهی مختصر در غرب آن می رسیم برای رسیدن به مرکز ریگ جن باید دو دیواره ی بلند دیگر مانند این را هم رد کنیم و زمان زیادی تا تاریکی نداریم.

 

مسیر را به سمت مرکز ریگ ادامه می دهیم. مکانی که محل چال شدن یادگاری گروه های قبلی ای است که به ریگ جن سفر کرده اند. امیدواریم قبل از تاریکی هوا به پرچمی که در سفر سال پیش کار گذاشته بودیم و شیشه های یادگاری زیر آن پرچم مدفون هستند برسیم ، که همینطور هم می شود. به سرعت مشغول کندن زمین می شویم و هر 3 بطری که حاوی نوشته های یادگاری گروه های قبلی هستند بیرون می آوریم ، با خواندن جملات دوستانمان که دست نوشته ی خود ما هم از سال پیش در میان آنها بود یادی از آنها و مشقات که متحمل شدند تا به این بهشت بی مثال دست یابند می کنیم و با تعویض بطری های پوسیده با بطری های جدید تمام یادگاری های سال های گذشته را به انضمام بطری جدیدی که به سه بطری سال های پیش اضافه کردیم دفن می کنیم . حالا هوا کاملا تاریک شده است و علی رغم بی میلی باطنی ام برای ادامه ی راه در تاریکی ناچار هستیم به محلی برسیم که هیزم شبانه مان تامین شود و این به معنی عبور از دو دیواره ی بلند ، ان هم در تاریکی شب است.

 

حالا دیگر نیمه های شب شده است و کمپ شب اول مان را به راه کردیم. از خودرو که پیاده شدیم زیر لب گفته بودم شب بسیار سردی خواهد بود و با گذشت زمان این موضوع بیشتر محقق می شد. ضیافت آخرین شب مان را به پا کردیم و بعد از شام مفصل ساعت ها کنار آتش به گپ و گفت گذشت ، همگی خوب می دانستیم که فردا شب حسرت کویر باز خواهد گشت. صبح که از خواب بیدار می شوم چند تن از افراد که تا دم صبح بیدار بوده اند خبر از ثبت دمای 17 درجه زیر صفر نزدیکی های صبح می دهند و مخزن های آب یخ زده نیز حاکی از همین موضوع است. راه بسیار طولانی تا رسیدن به آسفالت داریم ، کمپ را جمع کرده و آماده ی حرکت به سمت علم حاجی باقر می شویم. هوا هنوز تاریک نشده است که به آسفالت می رسیم و با نگاهی به پشت سر با کویری که به مهربانی میزبان چند شب ما بود خداحافظی می کنیم.

نقل از:http://www.irandeserts.com


منطقه گود دو باغ، ریگ جن
محسن ادیب

نام انگلیسی : Du-Bagh hole   

نام فارسی :  گود دو باغ

 

موقعیت جغرافیایی

گود دو باغ در موقعیت جغرافیایی lat=33.6943185 lon=54.0716859 در نیمه شمالی منطقه دم ریگ جن، در 30 کیلومتری شمال شرق دهستان چوپانان در استان اصفهان واقع است. این گود پوشیده از اجتماعات انبوه درختچه های سیاه تاغ است که انبوه بودن این پوشش در نوع خود کم نظیر است. دو باغ در میان محاصره اجتماعات عظیم ماسه ای دم ریگ جن واقع شده است و فرورفتگی آن در میان این اجتماع باعث شده که موقعیت خوبی برای حفاظت از تاغها در برابر وزش بادهای منطقه و در نتیجه حفاظت از ریشه درختچه های تاغ ایجاد شود. همچنین خاصیت اسفنجی و جذب بالای آب در ماسه باعث شده که درختچه ها برای دستیابی به آب مورد نیاز با دشواری زیادی مواجه نباشند. گود شامل دو باغ مجزای غربی-شرقی است که توسط یک دیواره ماسه ای از یکدیگر جدا شده اند. باغ غربی دارای وسعت بیشتری است و طول آن در حدود 360 متر است و باغ شرقی طولی در حدود 130 متر را دارا است. نامگذاری منطقه نخستین بار توسط جناب علی پارسا و به دلیل شباهت بصری منطقه به دو باغ مجزا در پیمایش پیاده ریگ جن در سال 1388 اتجام گرفت.

 

ارتفاع تپه های ماسه ای شمالی از کف گود در حدود 90 متر و تپه های جنوبی در حدود 55 متر است. فاصله گود دو باغ در جهت شمال تا انتهای مناطق ماسه ای در حدود 4 کیلومتر و در جهت جنوبی در حدود 10 کیلومتر است.

 

به دلیل وجود پوشش انبوه، منطقه پتانسیل بسیار مناسبی برای استتار و زیست جانوران کویری دارد. بر اساس مشاهدات میدانی رد گرگ، کفتار و گربه شنی در منطقه مشاهده گردید. وجود استخان های خرد شده شتر در این منطقه که تنها توسط کفتار امکان پذیر است، گواهی بر این ادعا است. وجود ارتفاعات زرومند در فاصله 20 کیلومتری شمال شرق، و ارتفاعاتی در فاصله 20 کیلومتری جنوب این منطقه دسترسی سگ سانان منجمله گرگ و کفتار را به این منطقه محیا کرده است.  همچنین کارکال، روباه شنی، انواع عقرب و مار، شاهین، پا مسواکی و... از دیگر جاندارانی هستند که به احتمال زیاد این منطقه را به عنوان زیستگاه انتخاب کرده اند.

 

دسترسی به منطقه دو باغ نیاز به مهارتهای فنی در رانندگی خارج از جاده دارد و از دو مسیر امکانپذیر است. مسیر اول از سمت جنوب دیواره ماسه ای دم ریگ جن و جاده قدیم ارتباطس خور-انارک از روستای الله آباد چوپانان به سمت شمال و از میان دره حد فاصل  انبوه تپه های ماسه ای تا منطقه دو باغ و مسیر دوم از سمت شمال دیواره ماسه ای دم ریگ که مسیر دشوارتری است.

 

برای مشاهده نقشه هوایی منطقه کلیک کنید.

نقل از:http://www.irandeserts.com


مناطق جنوب شرقی ریگ جن
محسن ادیب

منطقه غربی کویر مرکزی ایران به ریگ جن شهرت دارد. دقیقا مرز ریگ جن مشخص نشده است ولی به صورت اجمالی میتوان مرزهای ریگ جن را به این صورت محدود کرد. ریگ جن در قسمت شرقی به محور ارتباطی معلمان به جندق از جنوب به محور ارتباطی چوپانان به نایین، از شمال به شهرهای سمنان و گرمسار و از غرب به پارک ملی کویر محدود میگردد.

اتلاق کلمه ریگ به این منطقه این تصور را ایجاد میکند که این منطقه کاملا توسط شن های روان که در اصطلاح محلی ریگ نامیده میشوند پوشیده شده است در حالی که قسمت عمده ریگ جن را باتلاقهای نمکی و زمینهای مسطح پفکی پوشانده اند. ریگزارهای ریگ جن عمدتا در قسمت جنوبی این منطقه قرار گرفته اند. تجمع ریگزارها از منطقه جنوب شرقی واقع در نزدیکی روستای همت آباد واقع درشمال شرقی چوپانان (استان اصفهان) به صورت نواری باریک در جهت غربی آغاز میگردد که به این منطقه دم ریگ جن اتلاق میشود. هر چه به سمت غرب حرکت کنیم عرض این نوار ماسه ای افزایش یافته تا به بدنه اصلی اجتماع ماسه ای ریگ جن پیوند میخورند. عرض این نوار در منطقه زرومند (آغاز تپه های ماسه ای) در حدود 500 متر و در 30 کیلومتری غرب چوپانان (پایان دم ریگ) در حدود 10 کیلومتر است. بدنه ریگ جن شکلی شبیه به بیضی دارد (منطقه ای با طول و عرض 100 در 70 کیلومتر) و در قسمت شمال غربی آن مجددا نوارهای ماسه ای از یکدیگر جدا می شوند و جهتی شمالی دارند. این نوارهای ماسه ای در حدود 100 کیلومتر به سمت شمال پیشروی میکنند. فاصله این نوارها پوشیده از کویرهای پفکی است که اصطلاحا کوچه نامیده میشوند. 5 نوار ماسه ای اصلی با یکدیگر فاصله ای در حدود 30 تا 50 کیلومتر دارند و بلندترین ارتفاع ماسه ای آنها در نوار پنجم (شرقی ترین نوار) در نزدیکی بدنه ریگ قرار دارد که ارتفاعی در حدود 220 متر از کف کویر دارد.

پوشش گیاهی در منطقه دم ریگ در زمینهای ماسه ای پوشیده از درختچه های تاغ و بندرت اسکنبیل است که هرچه به سمت غرب پیشروی کنیم این پوشش انبوهتر میگردد. از دیگر جوامع گیاهی در ریگزارها میتوان به نسی، دم گاوی و ... اشاره کرد. در قسمتهای کویری این منطقه اشنان و سایر گیاهان هالوفیت و در نواحی مرتفعتر و زمینهای استپی درمنه دشتی قابل مشاهده است.

پوشش جانوری منطقه شامل گرگ، روباه شنی، گربه شنی، گربه پالاس، شغال، شاهین، سارگپه، هوبره، مگس گیر، گنجشک، چکاوک کاکلی و ... است.

برای دسترسی به این منطقه باید از جاده خاکی روستای همت آباد واقع در شمال شرقی روستای چوپانان وارد منطقه ریگ جن شد. این جاده خاکی پس از 35 کیلومتر به سمت شمال (دامنه کوه زرومند) تغییر جهت میدهد که انتهای آن به جاده چوپانان جندق (10 کیلومتری جنوب جندق) منتهی میگردد.در نقطه تغییر مسیر جاده به سمت شمال از جاده خاکی خارج شوید و ادامه مسیر را به صورت آفرود به سمت غرب ادامه دهید. ادامه این مسیر به سمت غرب و در حاشیه شمالی ریگزارها به کوچه پنجم ریگ جن منتهی میگردد (مسافت در حدود 70 کیلومتر). حرکت در این مسیر نیاز به تجهیزات ناوبری همچون جی پی اس و کمپاس و خودروهای دو دیفرانسیل دارد. هرگز تنها به این منطقه سفر نکنید و در صورت سفر به آب و غذای کافی مجهز باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ریگ جن، کوچه ها و قسمتهای شرقی و غربی این منطقه اینجا کلیک کنید.

گزارش سفر به منطقه دم ریگ جن

همسفران:

کیومرث بابازاده، کیان بابازاده، محسن ادیب، اشکان هدایتی، احسان چگینی، علی رهبر، علی نادری، فریدون نجفی تبار ،حمید جیحانی، مهدی میر رحیمی، فربد وزیری، علیرضا عبداللهی

تعداد خودرو : 9

تاریخ سفر 14 لغایت 18 آذر 1390

راهی کویر میشویم به سرزمینی که نهایتی برای دوست داشتنش نیست و شاید وسعت کویر است که چنین عشقی را طلب میکند. سفر گروهی از پمپ بنزین چوپانان واقع در شمال شرقی استان اصفهان آغاز میگردد. پس از پر کرن باک های خودروها و یدک به سمت روستای همت آباد واقع در جنوب شرقی ریگ جن حرکت میکنیم. همت آباد روستایی متروکه است که از آن برای نگهداری شتر استفاده میگردد. این روستا آخرین نماد تمدن در شرق ریگ جن است. در فاصله 5 کیلومتری همت آباد جاده به سمت شمال تغییر جهت میدهدو از جاده خاکی خارج میشویم و به سمت غرب ادامه مسیر میدهیم تا به رودخانه فصلی زرومند میرسیم. بدلیل بارندگی های اخیر رودخانه فصلی مملو از آب است و مسیر عبور را سد کرده است. مسیر را به سمت شمال غربی در راستای رودخانه ادامه میدهیم تا جایی که روخانه در کویر پخش شود و مسیر عبور را هموار کند. پس از عبور از روخانه مسیر را به سمت غرب و کوچه پنجم ریگ جن ادامه میدهیم. در سمت جنوب تپه های ماسه ای ریگ جن خودنمایی میکند و در سمت شمال کویرهای پفکی که بعلت بارندگی تا حدودی پف زمین خوابیده ولی گلالود نشده است. همین امر عبور از این زمینها را راحتتر میکند. حرکت خودرو ها در این کویرها باید بصورت متناوب باشد و خودروی پیشرو دایما تغییر کند تا فشار زیادی به خودرو وارد نشود. پس از طی مسافتی در حدود 40 کیلومتر بر بالای تپه ای پوشیده از ماسه های روان اتراق میکنیم. هوا بشدت سرد است و اقامتی سخت در ریگ جن را نوید میدهد. هوا در سردترین زمان قبل از سپیده دم به 1 درجه زیر صفر میرسد.

روز دوم حرکت به سمت کوچه پنجم ریگ جن

پس از سپری کردن شبی نسبتا سرد و مشاهده رد 3 گرگ که از نزدیکی کمپ عبور کرده اند آماده حرکت میشویم. پس از صرف صبحانه به سمت غرب ادامه مسیر میدهیم. از شیب تند ماسه ای سرازیر میشویم تا مجددا به سطح کویر برسیم. پس از طی مسافتی در حدود 30 کیلومتر به پنجمین کوچه ریگ جن نزدیک میشویم. دیواره ماسه ای عظیمی که به طول 100 کیلومتر به سمت شمال گسترش دارد. عبور از شرق به غرب این منطقه به دلیل شیب تند جبهه شرقی و ارتفاع بلند تپه ها تقریبا غیر ممکن است و تقریبا تمامی عبورها جهتی غربی شرقی داشته اند. تعدادی از دوستان تعدادی گوش ماهی فسیل شده می یابند که نظریه دریا بودن کویر مرکزی ایران را تایید کنند. پس از گشت زنی در منطقه برای صرف نهار به کمپ بازمیگردیم. خورشید در حال غروب کردن است و هوا از شب قبل کمی سردتر. پس از صرف نهار به دور آتش جمع میشویم و خاطرات سفرهای گذشته را مرور میکنیم.هوا بشدت سرد شده است و در  سردترین حالت به -4 درجه سانتیگراد میرسد.

روز سوم خروج از ریگ جن

پس از طی یک شب بسیار سرد و جمع کردن زباله ها و وسایل در به سمت شرق حرکت میکنیم. پس از رسیدن به جاده خاکی به سمت شمال حرکت میکنیم و از ریگ جن خارج میشویم. مقصد بعدی صافی باقر دزدو در شرق روستای فرحزاد است. ادامه مسیر جاده خاکی بسیار کم ترددی است که در قسمتهای زیادی آب بر شده است و حرکت خودرو ها را کند میکند. پس از طی مسافتی در حدود 50 کیلومتر به محور ارتباطی جندق به چوپانان میرسیم و به سمت روستای زیبای فرحزاد حرکت میکنیم.

نقل از:http://www.irandeserts.com

 

 


كماج


کماچ- cfkk
نسیم خور: کماچ یا کماج نوعی نان است که خمیر را مستقیم داخل زغال آتش گذاشته و پس از مدت زمان حدود 30 دقیقه پخته می شود.
برای تماشای مراحل پخت كماچ به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

      نویسنده: غلامعلی صمیمی
دالان صفه كه در اصطلاح محلی چوپانان به ان صفه درو (sofe daroo)میگویند در فاصله 35 كیلومتری چوپانان و10كیلومتری مشجری دردامنه كوهی واقع است.

این غار كه دراصل یك دالان بزرگی است وایوان ورودی ان كه بشكل یك صفه است وارتفاع حدود10متری دارد وبخاطر همین صفه بزرگی كه دارد صفه درو گویند.موقعیت این كوه در كنار دشت بزرگی است بانام قدومه چینا كه دارای پوشش گیاهی متنوعی است از جمله آویشن،قدومه (تخمه سرخو).

درداخل دالان این صفه گیاهان ترشو زیاد می رویند.واستراحتگاه گوسفندان وحش نیز میباشد.درروبروی این غار درفاصله ای نه چندان دور معادن طلای خونی وكال كافی وجود دارد.

نقل از:http://choopananvatan.blogfa.com/


ادامه مطلب

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
12-948.jpg

معدن «نخلک» واقع در استان اصفهان براساس مصوبه‌ی سال 1388 هیئت دولت قرار است به نخستین «موزه - معدن» ایران تبدیل شود.

دوهزار سال است که از معدن نخلک یا معدن «نخل زرو» سرب و نقره استخراج می‌شود، اما این موضوع، توجه‌ها را آن‌گونه که باید به این پتانسیل جذب نکرد تا سرانجام با تصویب مصوبه‌ای در هیئت دولت در سال 1388 برای تبدیل این معدن واقع در 46 کیلومتری شمال شرقی روستای تاریخی «انارک» در حاشیه‌ی کویر مرکزی و بر لبه‌ی ریگ‌زار معروف به «جن»، به نخستین «موزه - معدن» کشور، قدری بودجه و نیروی کارشناسی به این معدن اختصاص یافت.

رییس پژوهشکده‌ی هنر، معماری و مرمت در اصفهان در این‌باره به خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: سرب از این معدن از زمان‌های باستان و در دوره‌های متعدد و حتی در شکل‌های مختلف برداشت می‌شد و تأیید این ادعا را می‌توان ابزارهای چوبی و آهنی و توبره‌های چرمی دانست که در بیش از 250 کارگاه قدیمی این معدن پیدا شده است.

حمید مظاهری تهرانی با اشاره به بازدید یک گروه باستان‌شناس آلمانی در سال 1970 میلادی از این معدن و بررسی قدمت آن با استفاده از شیوه‌های علمی، اظهار کرد: در این بررسی‌ها، قدمت معدن بیش از دوهزار سال و قدمت دژ و آتشکده (چهارتاقی نخلک) در کنار آن حدود 1800 سال دانسته شد. همچنین آثار کشف‌شده در این منطقه،‌ آن‌ها را متقاعد کرد که در دوره‌های بعد از اسلام نیز در این معدن فعالیت‌هایی وجود داشته است.

وی با بیان این‌که از گذشته‌های دور این معدن توسط مردم محلی روستاهای اطراف مانند «انارک»، «چوپانان» و «جندق» مورد بهره‌برداری بود، ادامه داد: در سال 1307 تا 1332 نخلک توسط شرکت‌های خصوصی اداره شده است. همچنین از مهم‌ترین اتفاق‌های رخ‌داده در این معدن می‌توان به رونق اقتصادی شهر انارک، ضرب سکه توسط یک شرکت خصوصی، تأسیس نخستین بانک ملی منطقه در سال 1316 و نابودی جنگل‌های «تاغ» و سوختن آن‌ها در کوره‌های ذوب سرب اشاره کرد. این معدن در سال 1332 با واگذار شدن به شرکت سهامی کل معادن و ذوب فلزات ایران رسما دولتی شد.

این مدرس دانشگاه همچنین درباره‌ی پتانسیل این معدن برای تبدیل شدن به موزه، بیان کرد: معدن فقط یک سوراخ عمیق حفرشده در دل خاک برای بیرون کشیدن کانی‌های با ارزش نیست، بلکه موادی که از یک معدن به‌دست‌ می‌آید ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که آن را از همه‌ی ساخته‌های دست بشر کاملا متمایز می‌کند. آمیختگی مداوم فعالیت‌های معدنی با مفاهیم باستان‌شناسی، دانش زمین‌شناسی و بویژه حضور موثر انسان و ماشین در فرآیند دشوار استخراج باعث تمایز معادن و این معدن تاریخی از دیگر آثار تاریخی می‌شود.

این کارشناس حوزه‌ی میراث فرهنگی فرم ویژه‌ی مسیرها و تونل‌ها، ترکیب ریل‌گذاری و شیوه‌های حمل و نقل سنگ توسط واگن‌ها، شکل ورودی‌های متنوع تونل‌های تاریک و کمتر دیده‌شده پوسته‌ی زمین، نورپردازی خاص و پر کنتراست (تضاد نور و تاریکی) تونل‌ها و تالارها، اگوستیک و انعکاس‌های صوتی، روش‌ها و تجهیزات جالب استخراج و بسیاری دیگر از مشخصات ذاتی و فنی یک معدن را از جمله پتانسیل‌های یک معدن برای تبدیل شدن به «معدن – موزه» دانست و افزود:‌ این‌گونه مکان‌ها راه را برای برقراری یک ارتباط تأثیرگذار با بازدیدکنندگان فراهم می‌کند. به عبارت دیگر، فرم متفاوت و نایاب بسیاری از معادن، ارزش این ساخته‌های دست بشر را تا حد یک اثر هنری ارتقا می‌دهد.

وی گفت: فرآیندهای دشوار استخراج و حفاری در معادن در کنار شخصیت متفاوت معدن‌چیان که ترکیبی همگون از شجاعت، سخت‌کوشی، مهارت و ماجراجویی را دارند، از دیگر عناصری است که معرفی و نمایش آن در قالب یک موزه می‌تواند بسیار قابل توجه باشد. از سوی دیگر، به‌دلیل دور بودن بیشتر معدن‌ها از شهرها و آبادی‌ها و دور از دید و دسترس بودن آن‌ها برای مردم، جذابیتی برای بازدیدکنندگان ایجاد می‌شود.

رییس پژوهشکده‌ی هنر، معماری و مرمت در اصفهان وجود چنین شاخصه‌هایی را عاملی برای تبدیل شدن تعداد بسیار زیادی از معادن در کشورهای پیشرفته‌ی دنیا به موزه‌هایی جذاب، پرمخاطب و با بالاترین استانداردهای موزه‌داری دانست و گفت: موزه‌های معتبری مانند «موزه‌ی جهانی معدن بریتانیا»، موزه‌ی معدنی «کسل دام»، موزه‌ی معدنی « استرلینگ هیل»، موزه‌ی معدنی «زغال بکلی»، موزه‌ی معدنی «نمک هاچینسون» و ده‌ها موزه‌ی معتبر جهانی به‌عنوان پرطرفدارترین موزه‌های جهان به‌شمار می‌روند.

مظاهری فرآیند بازدید گردشگران از تونل‌ها و واگن‌ها، گرفتن عکس‌های یادگاری و لمس سنگ‌های معدنی را در کنار مجموعه‌ای گسترده و متنوع از امکانات و تسهیلات آموزشی، تفریحی، رفاهی، علمی و حتی ورزشی، عاملی برای جذب گردشگران بیشتر در این معدن تاریخی و با ارزش دانست و اظهار کرد: برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی، نمایشگاه‌های فیلم و عکس، راه‌اندازی آرشیو تصاویر، برگزاری تورهای متنوع و متفاوت برای گروه‌های سنی‌ مختلف، برپایی سمینارها و همایش‌های تخصصی، موزه‌ی کانی‌شناسی، فروش محصولات مربوط با معدن و دیگر فعالیت‌های قابل توجه می‌تواند این را برای مخاطبان جذاب‌تر کند.

او از معدن نخلک اصفهان به‌عنوان «جواهری در قلب کویر» نام برد و بیان کرد: این معدن به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین معادن جهان با داشتن همه‌ی وجوه با ارزش دیرین‌شناسی، علمی، زیبایی‌شناسی و انسانی یک معدن، استعداد و استحقاق فوق‌العاده‌ای برای تبدیل شدن به یک موزه‌ی تمام عیار و پرکشش را دارد.

وی ادامه داد: موقعیت مکانی ویژه‌ی این معدن و وجود دژ و آتشکده‌ی کهن‌سال نخلک و مجاورت آن با شهر تاریخی انارک و شهرستان خور و بیابانک (در دل آن، روستاهای گرمه، مصر، بیاضه، عروسان، هفت تومان و چوپانان) که اکنون به‌عنوان مقاصد و مسیرهای گردشگری معتبر و شناخته‌شده برای گردشگران داخلی و خارجی به‌شمار می‌آیند، از مزیت‌های استثنایی نخلک برای جذب بازدیدکننده است.

مظاهری اضافه کرد: در صورت تبدیل شدن معدن نخلک به موزه‌ی معدنی براساس یک طراحی دقیق و کارشناسانه‌ی گردشگری و موزه‌داری و اجرا و تأسیس اندام‌ها و امکانات ضروری یک موزه‌ی معدنی مانند نورپردازی اصولی محوطه، تونل‌ها و تالارها، ساخت سالن‌های نمایش موزه‌ای سطحی و زیرزمینی، فروشگاه محصولات موزه‌ای، سالن‌های نمایش، سخنرانی و آمفی‌تئاتر، راه‌اندازی تورهای گردشگری واگنی و پیاده، کارگاه‌های انجام کارهای عملی، ساخت مجسمه‌های مومی از معدن‌چیان، آرشیو عکس و حتی کتابخانه، این مکان می‌تواند به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جاذبه‌ها و قطب‌های گردشگری و حتی علمی - پژوهشی و ورزشی در کویر مرکزی ایران مطرح شود.



طبیعت چوپانان

 
(عکاس: علینقی جلال)
نقل از خبر گزاری چوپانان


منطقه حفاظت شده عباس آباد نایین

منطقه حفاظت شده عباس آباد نایین در 195کیلومتری شرق اصفهان واقع است. عکاس: حسین فرزانیان

عکس: .
کد خبر: 80906234
تاریخ خبر: 15:44 25/08/1392
ارسال به دوستان



همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic