چوپانانِ آباد

mostaghimi.25@gmail.com


آش شله‌فلم‌کار

(بخش نخست)

(پاره‌ی سوم)


نوشته : محمد مستقیمی

روزی از روزهای گردش در «باغچو»، زنبوری نابکار و شیطان و رند، گُند «بابا حاجی» را می‌گزد و پس از این گزش سوزناک، ورمی چشم‌گیر بر آن وارد می‌کند که «بابا حاجی» و اطرافیانش را به وحشت می‌اندازد. نیش زنبور چندان وحشتی ندارد امّا عضوی که برای گزش گزینش شده حسّاس و وحشت‌برانگیز است البته من نتوانستم از اخبار و احادیث پیرامون این فاجعه، گستره‌ی این ورم را استخراج کنم که آیا در محدوده‌ی گند باقی مانده یا به اعضای دیگر در همسایگی هم سرایت کرده است؟ در هر حال یا اخبار و احادیث ناقص است یا تنها کسی که به آن حدّ و حصر می‌توانسته سری بزند «سلطان» بوده که شرم او مانع از روایت گردیده و در نتیجه اخبار ناقص به من رسیده است.

برای مطالعه بقیه ماجرا اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب

آش شله‌قلم‌کار

(بخش نخست)

(پاره‌ی دوم)

نوشته : محمد مستقیمی

انگار خیلی پرت شدیم برگردیم به گذشته: این مرد ریزنقش پرکار و پر تلاش، باباحاجی، خانه‌ای در انارک دارد که خوشبختانه اخیراً به مالکیّت یکی از فرهنگ‌دوستان دل‌سوز در آمده و آن را به همان اسلوب اولیّه احیاء کرده‌است[15] بله خانه‌ای در انارک و زن و زندگی نسبتاً رو به راه و خوب. زن او «سلطان»[16] که چون مادر بزرگ من نیست؛ زیاد وارد جزئیاتش نمی‌شوم؛ نه هنوز مادر بزرگ من پا به میدان مبارزه نگذاشته است و این «سلطان بانو»، زندگی «بابا حاجی» را در غیاب او، هنگام سفرهای گه‌گاه دور و دراز اداره می‌کند که چندان هم مشکل نیست چون انارک که چندان بزرگ نیست و همه تقریباً قوم و خویشند و حضور یا غیاب بعضی در این خانواده‌ی بزرگ قبیله‌ای شاید اصلاً به نظر نیاید و زندگی «بابا حاجی» هم که چندان پیچیدگی ندارد: مالکیّت کوچکی از آب چشمه ملو[17] که باغچویی را در انارک سیراب می‌کند و جند حبّه‌ای هم مالکیّت قنات اسماعیلان[18] و انگار چند حبّه هم در گرمه[19] که پسته‌کاری، صیفی‌کاری و نخلستان‌ داری اسماعیلان و گرمه به دست رعایا می‌چرخد و جمع و جور کردن بقیّه‌ی کارها چندان مشکل نیست و سلطان از پس همه به خوبی برمی‌آید؛ مشکل اداره سی‌صد –چهارصد نفر شتر و بیابان  و تشنگی و گرسنگی کویر و باد و باران و سیل و تگرگ و اموال و جان مردم و راه‌های ناامن و درگیری با بلوچ و کاشی و باصری و این دله‌دزد وآن یاغی گرسنه‌ی دولت و هزار کوفت و زهر مار دیگر است که این‌ها همه، گاو نر می‌خواهد و مرد کهن که همگی بر دوش کوچولوی «بابا حاجی» است.

خانه‌ی حاج‌محمدعلی رمضان در انارک

برای مطالعه بقیه ماجرا اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب


آش شله‌ قلم‌کار

(بخش نخست)

(پاره‌ی نخست)

 نوشته: محمد مستقیمی (راهی)

پیش‌درآمد

خیلی وقت است که یک دغدغه‌ی تازه برایم پیدا شده، این که همّت کنم بنشینم و زندگی‌نامه‌ی حودم را بنویسم. و همین طور خیلی وقته است که با خودم می‌گویم زندگی تو که دچار روزمرّگی است، کافیست یک روزت را بنویسی بعد ضرب در روزهای گذشته کنی می‌شود زندگی‌نامه! بعد دوباره دغدغه دست بردار نیست می‌گوید: بالاخره دیده‌ها، شنیده‌ها، خاطره‌ها و زندگی کسانی که به آن‌ها وابسته‌ای سر هم که برود شاید یک چیزی خواندنی از آب در بیاید؛ خلاصه، ظاهراً پیش‌نهاد پختن یک آش شله قلمکار است.

 این است که دست به کار شدم -علی‌الله- هر چه می‌خواهد بشود؛ می‌نویسم، مهم نوشتن است، شاید هم یک شاه‌کار شد، خدا را چه دیده‌ای؟! این دنیا که کش و پیمانی ندارد، شاید تقی به توقی خورد و یکی در یک گوشه‌ی دنیا خوشش آمد یا این که از کاری که نوشته‌ی من به زعم او می‌کند خوشش آمد، و در هزارتوی آن تصویری، حقوق بشری، فضای سبزی، محیط زیستی، حقوق نسوانی یا کوفتی، زهر ماری پیدا کرد و جنجالی به پا شد و یک دو تا چمچه شانس هم قاطی آن شد و از این نمد کلاهی هم سر ما رفت و توی این بلبشو ما هم نوبل بگیر شدیم. فکر نکنید غیر ممکن است  کافی‌ست نوبل آشپزی هم راه بیفتد آن وقت آش شله قلم‌کار من کاری کند کارستان چون کار، کار سیاست است کی کجایش را دیده؟ کی از فردا خبر دارد؟ شاید همین آش شله قلم‌کاری که من امروز می‌خواهم بپزم برای بعضی‌ها یک وجب روغن رویش باشد حالا اگر برای من نیست؛ نباشد؛ تازه کی تا به حال از هنرش نان خورده که من بخورم، در هر حال اگر برای ما آب ندارد؛ باشد که برای بعضی‌ها نان داشته باشد و باشد که این بعضی‌ها نوه – نتیجه‌های خودم باشند که جدّشان گنجی شایگان برایشان به میراث گذاشته است. بله می‌نویسم تا ببینیم چه می‌شود!

آب انبار اسماعیلان[1]

پدر بزرگم، حاج محمدعلی رمضان انارکی - یکی نیست به من بگوید تو می‌خواهی زندگی‌نامه‌ی خودت را بنویسی پس با پدر بزرگت چه کار داری؟- نه، درست است که زندگی‌نامه مال من است و مال خود خودم و حقّ تألیف و کپی‌رایت هم شاهد من است ولی نمی‌دانم جریان چیست که هر کاسه‌ای را که پیدا می‌کنم با کندوکاو می‌بینم که زیر نیم‌کاسه‌ی پدر بزرگ است! نه نمی‌شود! بدون پدر بزرگم، زندگی‌نامه‌ی من اصلاً شروع نمی‌شود، شاید مال بعضی‌ها بشود، امّا مال من نمی‌شود چون تمام راه‌ها به رم ختم می‌شود.

بقیه ماجرا را در اینجا بخوانید


ادامه مطلب

پدرم ، بدنبال رد پای خاطرات جوانی .
اثری از :علینقی جلال

این بزرگوار محمد بمانعلی (ممدببونعلی )در دوران پیری هستند


روز عرفه و بزرگداشت درگدشتگان در انارک


از رسوم بسیار زیبا و تاثیر گذار در انارک روز "عرفه" می باشد. آخرین روز سال را "عرفه" گویند که از صبح زود، روز بزرگداشت درگدشتگان همان سال می باشد.
از صبح زود تا حدود ظهر مردم گروه گروه به منزل آنانی که امسال از بین ما رفتند و عزیزانشان را داغدار کردند برای "فاتحه خوانی"  می روند. با این کار هر دو طرف داغدار و شریک غم، خود را در غم و شادی یکدیگر شریک می نمایند و همگی با هم به پیشواز سال نو می روند.
پذیرایی این مراسم با سینی پر از خرمای خشک، انجیر خشک، بادام، نقل و شکلات و احیاناً چای می باشد. برخی نیز ابن مجموعه آجیل را در بسته ای کوچک قرار می دهند و هنگام خروج به مردم می دهند. 
به یاد  از دست رفتگان، امسال این مراسم جمعه 29 اسفندماه می باشد. یاد و خاطره شان گرامی باد

چوپانان آباد
مراسم فوق تا قبل از انقلاب عینٌا در چوپانان برگزار می شد اما بعد از انقلاب این سنت پدران و مادرانمان تعویض گردید و مردم و دوستان و آشنایان همگی در حسینه چوپانان جمع می شوند و فاتحه کلی برای همه اموات می خوانند و از بلند گو اسامی اموات به ترتیبی که نمی دانم چگونه است اعلام می شود اقوام متوفی آن سال بین مردم شیرینی ، خرما ، نقل ومیوه تعارف می نمایند
سوال این است
1- چرا این سنت زیبا ترک شد؟
2- آِیا رسم جدید از رسم قدیم بهتر است ؟


دژ، آتشگاه و چهارتاق ِ نخلک:

پژوهش و گزارش : یاغش کاظمی

(عضو هیأت علمی ِ گروه ِ هنر و معماری دانشگاه آزاد رامسر)

www.savepasargad.com

 


نام ِ "نخلک" بی درنگ یادآور معادن ِ سرب ِ غنی، و نخستین کارخانه ی فرآوری مواد معدنی ایران است؛ منطقه ای در بخش ِ "انارک" (31 کیلومتری شمال شرقی ِ انارک) و 120 کیلومتری شمال شرقی ِ شهر نایین در منطقه ی کویری ِ استان اصفهان.

در اینجا، یک چهارتاق ِ "آتشگاه" از عهد ساسانی همچنان استوار و پابرجا مانده است.

تصویر 5- نمایی ِ از چهارتاقی ِ نخلک
عکس از: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان

 

«... هرچند که امروزه دیوارهای شمال غربی و شمال ِ شرقی ِ این چهارتاقی باز است، ولی آثار پی ها در زیر این دو قوس و نیز بخشی از تیغه ی قوس ِ جنوب شرقی، و باز وجود ِ پی دیوار قوس ِ جنوب غربی نشان می دهند که این چهارتاقی در اصل محصور بوده است. به این معنی که این مکان "آتشگاهی" بوده که در آن آتش مقدس، محفوظ از آلودگی و چشم ِ نامحرم زنده نگهداشته می شده است. در قوس ِ جنوب ِ شرقی، بخش بزرگی از تیغه ای که داخل ِ قوس ساخته بوده اند، بجا مانده است. به علت ِ آسیبی که دیوارهای شمال غربی و شمال شرقی دیده اند، نمی توان امروزه تشخیص داد که این دیوارها به بیرون باز می شده اند یا نه. چهار دیواری (تیغه ای) که قوس ها را پر کرده اند، تعمیر یا تکمیل بعدی نبوده است. علت اصلی فرو ریختن ِ دیوار (تیغه) های ِ درون ِ قوس ها ممکن است این باشد که ابتدا قوس زده شده، سپس بخش ِ بالایی ِ دیوار چیده شده است. اکنون در سمت ِ جنوب ِ شرقی، مشاهده می شود که بقایای ِ دیوار ِ درون ِ قوس، از بالا به پایین ترک خورده است و ممکن است به زودی فرو ریزد.

تصویر 6- پلانِ چهارتاقی ِ آتشگاه ِ نخلک (ترسیم در سال 1971 میلادی)- مدخل ِ این آتشگاه در دیوار ِ فرو ریخته ی قوس ِجنوب ِ شرقی با یک خط افقی نشان داده شده است.
مأخذ: مقاله ی  "دژ، آتشگاه و چهارطاق نخلک؛ بقایایی از یک آبادی معدنچیان ِ دوره ی ساسانی"

 

این چهارتاقی از سنگ لاشه ساخته شده، و طول هر ضلع ِ پلان ِ مربعی ِ آن، 8/8 متر است. در اصل، داخل و خارج بنا را با گل و آهک روکش کرده بودند. قسمت اعظم این پوشش در دیوارهای خارجی در نتیجه ی نفوذ عوامل جوی، تجزیه شده و فرو ریخته است، ولی پوشش ِ داخلی ِ دیوارها هنوز برجاست.

خصوصیت ِ دیگری که در این بنا دیده می شود، وجود مجموعاً هشت تاقچه (تاقنما) در سطوح ِ داخلی ِ چهار جرز و ستونِ است. ارتفاع ِ کف ِ هرتاقنما از کف ِ بنا، 65 سانتیمتر و ارتفاع ِ کف ِ تاقنما تا رأس ِ آن 90 سانتیمتر است. عرض ِ هر تاقنما 60 سانتیمتر و عمق آن 25 سانتیمتر است. سطح ِ داخلی ِ تاقنماها نیز مانند ِ تمام قسمت های داخلی بنا، در اصل پوششی از گل و آهک داشته است. تاقچه هایی شبیه به این در بنای ِ مضاعف ِ "تنگ ِ چک چک" دیده می شود. جالب اینکه در آنجا نیز در آتشگاه، تاقچه هایی به عمق 45 سانتیمتر در دیوار موجود است.

 

تصویر 7- نمای ِ قوس ِ جنوب ِ شرقی ِ آتشگاهِ نخلک، که مدخل ِ آتشگاه در دیوار ِ فرو ریخته ی آن مشخص است.
عکس از: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان

 

تصویر 8- نمای ِ دیگری از چهارتاقی ِ نخلک، که در آن بقایای ِ دیوار ِ فرو ریخته ی قوس ِ جنوب غربی در پس ِ قوس ِ گشاده ی روبرو دیده می شود.
عکس از: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان

تصویر 9- نمای ِ تاقچه های سطوح ِ داخلی ِ جرزهای ِ دو چهارتاقی (عکس راست: چهارتاقی ِ دستگرد ِ جرقویه پس از مرمت/ عکس چپ: چهارتاقی ِ نخلک).
عکسها از: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان، و آرشیو شخصی ِ سید حسن فاطمی

 

 

در جوار ِ آتشگاه، اثری از ساختمان های دیگر به چشم نمی خورد. البته این نکته با در نظر گرفتن ِ اینکه بنا عبادتگاهی بوده است تعجب انگیز نیست. آتشگاه ِ مذکور، تقریباً در 30 متری مدخل ِ دژی قرار دارد. اضلاع ِ پلان ِ دژ، به طول تقریبی 45 × 40 متر است. دژ بر تپه ی سنگلاخ ِ کشیده ای قرار دارد که در سمت های شمال غربی و جنوب شرقی به دو بستر عمیق ِ رودخانه ی خشکی محدود می گردد. مسیر نامنظم این نهرهای خشک، باعث شده است که پلان ِ دژ تا اندازه ای به شکل ذوزنقه درآید.

در چهار گوشه ی دژ، برجهای سه ربعی (سه ربع از بدنه ی آن از دیوار آزاد است) وجود داشته، ولی اینک به شدت آسیب دیده است. دیوارهای دژ را نیز مانند ِ دیوارهای ِ آتشگاه، از سنگ ِ لاشه ساخته اند. عرض ِ دروازه ی دژ کمی بیش از 2 متر است و دو برج ِ پیش آمده در طرفین ِ خود دارد.

 

تصویر 10- پلانِ دژ ِ نخلک (ترسیم در سال 1971 میلادی)
مأخذ: مقاله ی  "دژ، آتشگاه و چهارطاق نخلک؛ بقایایی از یک آبادی معدنچیان ِ دوره ی ساسانی"

 

علت ِ ساخت ِ این دژ و چهارتاقی ِ آتشگاه اش را در این بیابان دور افتاده باید در معادن ِ بسیار غنی ِ سرب ِ نخلک جستجو نمود. در زمان ساسانیان، ظاهراً نقره که همراه ِ سرب یافت می شود، تنها علت تأسیس معدن در اینجا بوده است. مسکن ِ معدنچیان ِ زیادی در نزدیکی ِ همین محل بوده است و چهارتاق ِ آتشگاه برای عبادت ِ روزانه ی این معدنچیان و عوامل دولتی برپا شده است. بنای دژ نیز برای حفظ محصول ارزشمند این معدن بوده است. لزوم انبار کردن فلز قیمتی در کناره ی کویر وسیعی که با وجود تسلط کامل ِ حکومت، از امنیت مطلق برخوردار نمی بوده، تأسیس دژ و گماردن سربازان را توجیه می کند.

بر اساس ِ بسیاری از مشخصات فنی ِ معماری، می توان این "آتشگاه" و "دژ" را با احتمال ِ نزدیک به یقین متعلق به دوره ی ساسانی دانست. ضمن ِ بررسی ِ ساختمان ِ دروازه ی دژ، در دیوار آن، بقایای دو تکه چوب به دست آمد. یکی از این دو تکه چوب به مؤسسه ی دانشگاهی ِ بن فرستاده شد تا با استفاده از شیوه ی سنجش ِ کربن ِ رادیواکتیو، سن آنرا تعیین کنند. نمونه برداری در سال 1971 میلادی انجام شد و سن ِ آن 20 ± 1820 سال تعیین شد. با اتکا به این گزارش، دژ و آتشگاه در حدود اواسط قرن دوم میلادی بنا شده اند، در حالیکه می دانیم قدرت گرفتن ِ حکومت ِ ساسانی حداقل از 100 سال ِ بعد اش بوده است. جهت ِ توجیه ِ این تناقض باید در نظر داشت که کربن ِ رادیو اکتیو سنجیده شده در این روش، معرف زمانی ست که این عنصر در بافت گیاه تثبیت شده و زمان قطع درخت و استفاده از این چوب در بنای ِ دژ، با آن یکی نیست.»
(نک: "دژ، آتشگاه و چهارطاق نخلک؛ بقایایی از یک آبادی معدنچیان ِ دوره ی ساسانی"- نوشته ی "اولریش و. هالی یر" در مجموعه مقالات ِ "گزارشهای باستانشناسی در ایران؛ تألیف ِ هیئت باستانشناسی آلمانی"- ترجمه ی "سروش حبیبی"- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- تهران، 1354- صص 403-440)

تصویر 11- نمای ِ دروازه ی دژ ِ نخلک از خارج.
عکس از: آرشیو سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان

  با تشکر از:

Vahid Shafiee

https://savepasa.ipower.com


چرا می گوئیم کوه " زرمو"؟

نوشته:نسل سومی

 
مدتی است که به دنبال وجه تسمیه زرمو میگردم و می خواهم بدانم چرا پدران ما به کوههایی که بین چوپانان و زرومند واقع شده زرمو گفته اند
فرضیه اول :اولین فرضیه من این است که زرمو هم مانند کوه سفیدو  که در غرب چوپانان واقع شده نامگذاری گردیده است در چوپانان از لفظ او بدنبال بسیاری از اسامی استفاده می شودمثل عصمتو- اکبرو -حسینو-سفیدو
پس اگر این فرضیه درست باشد پس احتمالا زرم +او شده و کلمه زرمو درست شده است اما معنی کلمه زرم چیست و در فارسی در کجا از آن بهره برده اند


الف-در وبلاگی ابیات از شاهنامه را به شرح زیر نقل کرده

کنون زرم ارجاسپ را نو کنیم    به طبع روان باغ بی خو کنیم
بفرمود تا کهرم تیغ‌زن    بود پیش سالار آن انجمن
که ارجاسپ را بود مهتر پسر    به خورشید تابان برآورده سر
بدو گفت بگزین ز لشکر سوار    ز ترکان شایسته مردی هزار
از ایدر برو تازیان تا به بلخ    که از بلخ شد روز ما تار و تلخ
منبع:http://vista.ir//

متاسفانه از درک معنی بیت اول عاجزم  و احتمال می دهم که این یک غلط چاپی باشد و شاید رزم صحیح است
ب-در نزدیکی آباده منطقه ای به نام کوه سنگ زرم وجود دارد
ج - اما در ایذه نیز روستایی به نام زرم وجود دارذبه شرح زیر
کوه جیمه:
کوه جیمَه در دهستان منگشت (ابوالعباس) بخش جانکی شهرستان ایذه و در ۴۶ کیلومتری جنوب شرقی شهر ایذه و شرق روستای زرم قرار دارد. ارتفاع این کوه ۲۵۹۸ متر است. این کوه سرچشمه آب زرک و رودخانه صیدون می‌باشد و جزو کوهستان مونگشت از رشته کوه‌های زاگرس است.
د-در گذشته اعیاد فصول سال را گاهانبار می گفتند که تعداد آنها ۶ بوده و هر یک ۵ روز ادامه داشته است. در این ایام طبق احکام مقرره بعضی مراسم را اجرا  و گوسفند قربانی می کردند. اسامی  اوستایی گاهانبارها از این قرار است:

١ _میذیوی زَرِمَیه (در ماه  اردیبهشت)

٢_ میذیوی شَم (در ماه تیر)

٣_ پَه ایتشَ هَهیا (پیتش ههی)(در ماه شهریور)

۴_ آیاثَریمه(در ماه مهر)

۵_ میذیایری(میدیاایریا)(در ماه دی)

۶_ هَمَسپَت مئیدی(مئیدیا)

مئیدیوک زَرم:نام نخستین جشن بزرگ سال است که در بهار برگزار می شود. این گهنبار در اوستا مئیذیوئی زَرمیه آمده به معنی میان بهار. بیرونی در آثارالباقیه آن را مدیوزَرم آورده. این جشن در چهل و پنجمین روز سال یعنی در اردیبهشت ماه در پانزدهم که " دی به مهر" نامیده می شود، برگزار می گردد. در سنت زردشتی این جشن ۵ روز طول می کشد و از روز یازدهم تا پانزدهم اردیبهشت ماه گهنبار مدیوزَرم است. در این گهنبار اهورامزدا آسمان را آفریده است.

مأخذ:ایران در زمان ساسانیان،نوشته پروفسور آرتور پریستون سون، ترجمه استاد رشید یاسمی

در وبلاگ تکوک سبز درباره گاهان بار میدیو زرم گاه توضیحات خوبی آمده

اولین گاهان بار : میدیوزرم گاه  (میان بهار)

این واژه در اوستا maidyoi.zaremaya « میدیو» به معنی میان و« زرم» به معنی بهار و در پهلوی medyozarm آمده است. این گهنبار که گاه آفرینش آسمان است‌، از روز خور تا دی بمهر ایزد یعنی روز یازدهم تا پانزدهم اردیبهشت ماه باستانی (10 تا 14 اردیبهشت ماه خورشیدی‌) برپا می‌‌شود. زمان این گاهانبار‌، زمان رشد و نمو گیاهان و فروغ گرفتن کشاورزی است‌.

پس نتیجه می گیریم که زرم یک کلمه بسیارقدیمی و باستانی است اما هنوز معنای آن درست برای من آشکار نیست اما احتمالا زرم به فتح ز یا به کسر ز یک کلمه باستانی باشد که فرهنگ لغت نگاران بدان اشاره نکرده انداما اگر بپذیریم کهنام نخستین جشن بزرگ سال است که در بهار برگزار می شود  با توجه به اینکه در نیمه اردیبهشت دره های زرمو بسیار بهاری و با صفاست می توانیم بپذیریم که زرمو با جشن اول سال رابطه تنگاتنگ دارد


فرضیه دوم :می تواند کلمه "زرمو" مرکب به صورت زیر باشد  زرمو = زر + مو  و منظور این است که در این کوه زر به باریکی مو وجود دارد اما با توجه به اینکه از وجود زر در این کوه گزارشی نشده پس پذیزش این نظریه قدری مشکل است البته لازم به ذکر است که در گویش محلی ز با کسزه بیان میشود ولی زر با فتحه ز بیان میگردد.

به هر حال اگر صاحبنظران در این زمینه اطلاعاتی دارند و مرا کمک کنند سپاسگزارشان خواهم بود 

فرضیه سوم : در این فرضیه نیز ما به سراغ زرمو=زر+مو می رویم .

در فرهنگ دهخدا آمده

زر

لغت نامه دهخدا

زر. [ زَ ] (اِخ ) نام پدر رستم . (اوبهی ). بمعنی زال که پدر رستم بود. (غیاث اللغات ). لقب پدر رستم . (فرهنگ رشیدی ) :
چو زال زراین داستانها بگفت
تهمتن زمین را بمژگان برفت .

فردوسی .


یکی آفرین خواند بر زال زر
که ای پهلوان جهان سربسر.

فردوسی .


میان بتکده استاده و سلیح بدست
چو روز جنگ میان مصاف رستم زر .

فرخی .


خنجر بیست منی گرزه ٔ پنجاه منی
کس چنو کار نبسته ست بجز رستم زر.

فرخی .


نیاید آنچه ز نوک قلم پدید آید
ز تیغ و خنجر افراسیاب و رستم زر.

فرخی .


گاه برهان کفایت نی زرین تن او
بهم اندرشکند نیزه ٔ زال زر سام .

سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

با توجه به اینکه کوههای این منطقه سنگهای سفید و سرخ فراوان دارد و از این جهت می تواند شباهت به زال داشته باشد چون زال در بدو تولد موهای سفید ورخی سرخ رنگ داشته است .پس گذشتگان ما این کوه را به زال زر تشبیه کرده اند.فردوسی در شاهنامه چنین آورده است که به قسمتی از داستان اشاره می کنم و شما برای مطالعه کل ماجرا اینجا را کلیک کنید

سالها ی طولانی سپری شده بود که  سام  در انتظار داشتن فرزند ی بود و به درگاه خداوند نیایش می کرد .سرانجام   آفریدگار به نیاز وی پاسخ داد و فرزندی سپید موی و سپید ابرو از این پهلوان در وجود آمد:

به چهره چنان بودبر سان شید                            

                                         ولیکن همه موی بودش سپید

کسی سام یل را نیارست گفت                          

                                           که فرزندبیر آمد از خوب جفت

یکی دایه بودش به کردار شیر                              

                                                  برپهلوان  اندر  آمد دلیر              

چو آمد  بر پهلوان مژده  داد                                 

                                            زبان بر گشاد آفرین  کرد  یاد

بدادت خدای آنچه می خواستی                         

                                           کجا جان دین خواهش آراستی

فرود آمد از تخت سام سوار                                

                                   به پرده در  آمد  سوی  نوبهار

یکی پیر سر پور پرمایه دید                                

                                    که چون او ندیدو نه از کس شنید

همه موی اندام اوهمچو برف                              

                                       ولیکن برخ سرخ وبودو شگرف

چو فرزند را دید،مویش سپید                            

                                       ببود  از  جهان  یکسره  نا امید

اما چون ما "زرمو" را با کسره تلفظ می کنیم شاید صحیح آن با فتحه بوده ولی کثرت استعمال آنرا به کسره تبدیل کرده است!

دوستان دانشمندم شما کدام فرضیه را مناسیتر و بهتر میدانید لطفادر بخش نظریات مراکمک فرمائید


زرومند صحیح است یا زلوبند

نوشته :نسل سومی




احتمالا کلمه زرو مند یک کلمه مرکب باشد از زرو + مند لذا من به دنبال معنای کلمه زرو رفتم و نتیجه آن را در زیر می خوانید

زرو

لغت نامه دهخدا

زرو. [ زَ ] (اِ) بر وزن و معنی زلو باشد چه در فارسی رای بی نقطه به لام تبدیل می یابد و آن جانوری است که چون بر اعضا بچسبانند، خون از آنجا بمکد. (برهان ). جانوری است که چون آن را بر عضوی بچسبانند خون را بمکد و آنرا زلو، شلوک و دیوچه خوانند. (جهانگیری ). زلو است که خون خورد و آنرا دیوچه و شلوک نیز گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج ). نام جانوری است که خون زائد [ بدن ] را بدان بکشند و آنرا زلو و دیوچه گویندهندیش جوک خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ).
اما معنی کلمه مندچنین آمده

مند

لغت نامه دهخدا

مند. [ م َ ](پسوند) یعنی خداوند، با کلمه ٔ دیگر ترکیب کنند و تنها مستعمل نشده چون مستمند و دردمند و روزی مند و آزمند و آه مند. (فرهنگ رشیدی ). به معنی صاحب و خداوند باشد و بیشتر در آخر کلمات آید، همچو دولتمند؛ یعنی صاحب دولت و ارجمند؛ یعنی صاحب و خداوند قدر و قیمت و حاجتمند و دردمند هم از این قبیل است به معنی صاحب درد و غمناک . (برهان ) (آنندراج ). از جمله حروفی است که همیشه به آخر اسم ملحق می گردد و معنی دارایی و خداوندی به آن می دهد، مانندارجمند؛ یعنی خداوند قدر و قیمت و حاجتمند؛ یعنی صاحب حاجت و محتاج و دردمند؛ یعنی دارای درد و خردمند؛یعنی دارای خرد و عقل .
پس ترکیب این دو کلمه ،یعنی جایی که زالو زیاد دارد و لزومی ندارد که ما آنرا زلوبند بخوانیم زیرا زرو از زالو قدیمی تر است و چون بندی هم در کار نیست و فقط سلخ آبی است پس همان پسوند مند بهتر است لذا بهتر است ما آنرا همانطور که گذشتگانمان زرومند گفته اند زرومند بنامیم




آیا تخریب بافت قدیمی و تعمیر آن اشتباه است؟

نوشته: نسل سومی


در سفر اخیری که به چوپانان داشتم تخریب  یک مورد ساختمان بالاخانه را در خیابان اصلی روبروی مدرسه مشاهده کردم


 وهمچنین بازسازی دیوار ساختمانی را که سیمان اندود می شد در خیابان پشت مسجد مشاهده کردم

اینطور که شنیدم مالک ساختمان 2 طبقه دچار بروکراسی زیادو تحمل مخارج زیادی جهت اخذ مجوز تخریب این ساختمان شده در حالیکه ساختمان در حال ریزش بوده است و بالطبع چاره ای جز تخریب ساختمان نداشته حال ما برای بافتی که عمرش تمام شده داد می زنیم که باید بافت قدیمی حفظ شود.و یا ما حق نداریم که نمای ساختمانمان را سیمان یا آجر یا سرامیک کنیم و حتما باید نمای ساختمان کاهگل باشد 

و این در حالی است که بافت قدیم را هیچ سازمانی به عنوان آثار تاریخی نمی شناسد لذا به همین علت هم مالک حتی در تخریب ساختمان مختار است و اگر نیروی انتظامی یا دهیاری مانع اینکار شود در مقابل حوادث و اتفاقات جانی مسئول خواهند بود و اگر ضرر و زیانی مالی به مالک وارد شود و از دست آنها شکایت شود باید جبران خسارت نمایند .

اگر واقعاٌ دهیاری و شورای ده می خواهند بافت قدیمی حفظ شود باید بودجه ای را تامین و آنرا خود صرف زیبا سازی نمایند و یا به مالک در بازسازی سنتی کمک مالی نمایند 

الان اکثر بادگیر ها کارآیی خود را از دست داده اند و اگر تعمیر نشوند اکثراً در حال ریزش هستند و با توجه به کوچه های تنگ خطر جانی در هنگام حوادثی مثل زلزله طوفان و باران شدید وجود دارد که اگر خدای ناکرده حادثه ای اتفاق بیفتد مالک ساختمان به پرداخت دیه محکوم خواهد شد .

لذا با توجه به اینکه عمر ساختمانهای گلی که بین 40 تا 70 سال عمر دارند تمام است و تعمیر این ساختمانها نیز برای سکونت آفتابه خرج لحیم است و بهترین کار تخریب و بازسازی این خانه هاست

اکنون سوال من این است چرا برای مردم درد سر درست می کنیم که بافت قدیم باید حفظ شود در حالیکه ما در شهرهای بزرگ مثل تهران و اصفهان می بینیم بافت قدیم که تاریخی 200 ساله هم دارد به سرعت در حال نوسازی است

در چوپانان تنها ساختمانهایی که ارزش حفاظت دارد  مسجد جامع حمام هستند و برجهاو آسیاب که تخریب شدند بقیه ساختمانها ارزش بازسازی ندارند اما می ماند بادگیر ها که به علت عدم کارآیی چه بخواهیم و چه نخواهیم محکوم به نا بودی هستند و کسی نمی تواند جلو تخریب آنها را بگیرد .

پس اجازه دهید هر کس حاضر است منزلی را نوسازی کند هر چه زودتر اینکار را انجام دهد زیر نوسازی روستا به نفع همه ماست.هرچند که از نظر گردشگری ممکن است این مسأله قابل تأمل باشد

در پایان از کلیه صاحبنظران دعوت می نمایم نظرات خود را با دلایل منطقی مرقوم نمایند و اگر دوست دارند به ایمیل اینجانب بفرستند تا در همین وبلاگ به نام خودشان منتشر شود

غلامعلی صمیمی
یکشنبه 6 مهر 93 08:14
درود.ازنظر اینکه ساختمانها ثبت ملی نیست ونیز درحال تخریب هستند شکی نیست وهمگان مختارند که مقاوم سازی نمایند.یاتخریب..حرفی منطقی است.اما درمورد بادگیرها قضیه کمی فرق میکند.بااینکه فرمودید اجازه دارند تخریب کنند هم درست است.اماطبق گفته اساتید دانشگاه یزد ومیراث فرهنگی یزد که عکسهای چوپانان راتوسط سینا دیده بودند اظهار داشتند اصفهان باداشتن چنین جاذبه ای (چوپانان)چگونه است که تا کنون درحفظ ونگهداری چنین روستای زیبایی کاری نکرده؟وهمینطور صاحبنظران واهالی میراث فرهنگی تهران باچنین ایده ای درمورد چوپانان نظر داده اند.وباتلاشهای یکی از دوستداران میراث فرهنگی چوپانان این قضیه پیگیری شد واکنون با بودجه 93. مبلغ 60میلیون تومان برای بازسازی بادگیرهای چوپانان اختصاص یافته گرچه تابدست ما برسد آن نیم دیگر بادگیرها نیز تخریب خواهدشد.اما سخن اینجاست که چون بگفته حضرتعالی دیگربادگیرها کارایی ندارند اما زیبایی دارند.بهتراین است که با کمک دولتیان ترمیم شوند وراه دیگری دارد که از داخل ساختمان دریچه ای آن کور شوند اما نما حفظ شود.مثل بادگیر درساختمان مهندس مسعودعمادی که چنین کاری کردند وازهمینجا دست مریزاد بوی میگوییم که واقعا کاردرستی کرد وانشاله که الگویی شود برای دیگر همشهریان.واقعا حیف است وقتی میبینیم گردشگران میایند وابتداروی کوه میروند وچشم انداز چوپانان رامیبینند وخیره می شوندوازاینهمه بادگیر تعجب میکنند.یا یکی از کارخانه های یزد بنام آروک روی پاکتهای پلاستیک فریزی خود تصویر کلی چوپانان را میگذارند ومینویسند.چوپانان اصفهان وبخاطر ازدیاد بادگیرها درروستای کوچکی برایشان جالب است یا اساتید عمران ومعماری چون مهندس کاووسیان باگذری که ازچوپانان داشتند به بنده ایمیل کردند که معلوم میشود چوپانان غریب است که بااینهمه معماری غنی درحال تخریب است.پس بیاییم علاج واقعه راقبل از وقوع بکنیم تانسل بعدی ما نیز دست خالی نباشند.آری بادگیرها بایدبیشتر مدنظر باشند وسپس باکمک دولت هم ساختمانها.سپاس از دوست ادیب خودم.نسل سومی گرامی.ببخشید اگر غلط متنی داشتم بخاطر این است که ازروی گوشی موبایل نوشتم.متشکرم


» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
6-1626.jpg

یک کارشناس ارشد مرمت آثار تاریخی در اصفهان بر لزوم توجه به کاروانسرای آجری «مشجری» باقی‌مانده از دوره‌ی قاجار‌ در مسیر گردشگری روستای «مصر» در اصفهان تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، کاروانسرای تاریخی «مشجری» در فاصله‌ی 50 کیلومتری شهر تاریخی انارک از توابع شهرستان نایین در استان اصفهان و در حاشیه‌ی مسیر ترانزیتی - زیارتی اصفهان - مشهد، در فاصله‌ی بسیار کمی از معدن تاریخی نخلک (قدیمی‌ترین معدن سرب جهان) در مسیر گردشگری - کویری روستاهای شهرستان خور و بیابانک مانند مصر، بیاضه، گرمه، فرحزاد، ایراج، چوپانان، عروسان و هفت تومان قرار دارد.

هرچند این کاروانسرا از یک‌سو با رشته‌کوهی مرتفع و از سوی دیگر، با تپه‌های رمل احاطه شده، اما در زمین‌های اطراف کاروانسرا، سه حلقه چاه آب شیرین وجود دارد که درختان «کوره گز» در اطراف عمارت را به‌خوبی حفاظت می‌کنند. از سوی دیگر، وجود یک منطقه‌ی حفاظت‌شده‌ی جانوری (یوز نایاب ایرانی) جایگاه و موقعیت این کاروانسرای ارزشمند را بیشتر کرده است. همچنین سه آب‌انبار در اطراف کاروانسرا قرار دارند که در حال حاضر یکی از آب‌انبار‌ها از آب شرب پر است و بقیه خشک و در دست تخریب کامل‌اند.

با این وجود، کاروانسرای قرارگرفته در این محدوده که با توجه به کتیبه‌ی سنگی نصب‌شده بر سردر آن، به حدود 130 سال پیش و اواخر دوره‌ی قاجار متعلق است، در وضعیت نامناسبی قرار دارد و با توجه به آسیب‌هایی که دیده است، احتمال تخریب کامل آن وجود دارد.

کاروانسرای «مشجری»/ عکس از امید افرند

حمید مظاهری تهرانی درباره‌ی وضعیت کنونی این کاروانسرای تاریخی با اشاره به انجام یکسری اقدامات مرمتی در گذشته، به خبرنگار ایسنا گفت: تخریب و ایجاد سوراخ‌های عمیق در دیواره‌های مختلف کاروانسرا، تخریب و سستی نماها و دیواره‌های آجری ناشی از فرسودگی مصالح و ملات، فرسودگی مصالح و ملات (آجر، گچ، گِل و سنگ) در همه‌ی بخش‌ها، بخصوص در پشت‌ بام باعث سست و جدا شدن آجرفرش همه‌ی بخش‌های کاروانسرا شده است. از سوی دیگر، اجرای نادرست و غیراصولی ناودان‌ها و شیب‌بندی آن و تخریب یا ترک‌خوردگی عمیق همه‌ی طاق‌نماها، خوردگی و شسته شدن ملات، باعث وارد شدن آسیب‌های جدی به این بنای تاریخی شده است.

این استاد دانشگاه همچنین توضیح داد: تخریب تعداد قابل توجهی از ایوان‌های سنگی - آجری کاروانسرا براثر عوامل طبیعی (طوفان‌های شن) یا آسیب‌های عمدی انسانی (قاچاقچیان آثار عتیقه)، تخریب، نفوذ و آسیب‌های فراگیر حشرات، بخصوص زنبورهای وحشی در همه‌ی بخش‌های بنا، وجود الحاقات غیرضروری و آسیب‌رسان در سراسر بنا (احداث راه‌پله‌های سیمانی)، انجام مرمت‌های غیراصولی و آسیب‌رسان، بخصوص در بخش بام‌ها و طاق‌ها (استفاده فراگیر از ملات سیمان)، ریزش سقف (تاق و تویزه) در آب‌انبارها و رخنه‌ی حیوانات و خزندگان در آن و ایجاد سوراخ‌های عمیق و مخرب توسط جانوران صحرایی و خصوصا جوندگان و خزندگان و تخریب تعداد قابل توجهی از پشت‌بندها (خشخاشی‌ها) در بدنه‌ی خارجی بنا که سبب از دست رفتن استحکاک دیواره‌های نگه‌دارنده‌ی اصلی فضاهای کاروانسرا شده، از دیگر آسیب‌هایی است که به این بنای تاریخی وارد شده است.

او در توضیح فرآیند آسیب‌شناسی، مرمتی و حفاظتی مورد نیاز برای این کاروانسرا و آب‌انبار‌های سه‌گانه‌ی آن، اظهار کرد: با ترمیم و بازسازی نماها و بدنه‌های آجری و استحکام‌بخشی بخش‌های سست و فرسوده و آفت‌زدایی و حشره‌زدایی و عملیات مبارزه با موریانه در همه‌ی بخش‌ها و همچنین اجرای طرح‌های فراگیر ضدعفونی و حذف جانوران خزنده و جونده (موش و مار) و در نهایت، مرمت و توجه کامل به این بنای تاریخی باید این کاروانسرای منحصربه‌فرد را از خطر تخریب کامل نجات داد.

کاروانسرای «مشجری»/ عکس از امید افرند

این استاد دانشگاه بیان کرد: با توجه به حجم عظیم تخریب‌ها، جغرافیا و آب‌وهوای نامساعد منطقه و دسترسی مناسب نداشتن (نبودن جاده) و دشواری اعزام نیروی مرمتگر متخصص به منطقه و نبودن نیروهای موثر و حرفه‌یی محلی، گرما و سرمای شدید (اختلاف دمای 50 درجه سانتیگراد در روز و شب) که عملا زمان مفید عملیات اجرایی را به شش‌ماه کاهش می‌دهد و نیز وجود حیوانات خزنده و جونده‌ی خطرناک (مار و موش صحرایی) و حشرات گزنده (عقرب و هزارپای سمی) و صعب‌العبور بودن مسیر برای تأمین مصالح، هزینه‌ی مرمت و بازسازی کاروانسرا و آب‌انبارها برحسب موارد مطرح‌شده (با در نظر گرفتن پیش‌بینی عملیات اجرایی در یک بازه‌ی زمانی یک ساله) اعتباری حدود هشت‌میلیارد ریال پیش‌بینی می‌شود.

او درباره‌ی خصوصیات معماری این بنای تاریخی، گفت: کاروانسرای «مشجری» یک بنای آجری است که در بخش‌هایی از آن، بخصوص ازاره‌های خارجی از سنگ نیز استفاده شده است. این بنا از نظر سبک ساخت، ترکیب کاملی از معماری کاروانسراهای دوره‌ی پیش از خود، یعنی عصر صفوی است. ایوان‌های خارجی همراه با مال‌بند و اخیه‌های سنگی (قطعه چوب یا میله‌ی فلزی یا سنگی که در کنار آخور اسب‌ها در دیوار کار می‌گذاشتند و افسار حیوانات را محکم با آن می‌بستند) برای بستن چهارپایان، ورودی و سکوها، 14 حجره در ضلع‌های مختلف عمارت و چهار اصطبل همراه با اتاق شاه‌نشین تابستانی و ایوان‌های متعدد، اجزای اصلی این کاروانسرای سال‌خورده را تشکیل می‌دهند. همچنین پشت بام عمارت در سال‌های گذشته آجربرش شده است.

مظاهری افزود: بنای آب‌انبار‌های موجود نیز که در حال حاضر یکی از آن‌ها فعال و آب‌گیر است، از سه بخش دهلیز، راه‌پله و انبار تشکیل شده که با استفاده از تاق و تویزه مسقف و در نمای خارجی با کاهگل پوشش داده شده‌اند.

انتهای پیام

آب‌انبار کاروانسرای «مشجری»/عکس از امید افرند

کاروانسرای «مشجری»/عکس از امید افرند

کاروانسرای «مشجری»/عکس از امید افرند

کاروانسرای «مشجری»/عکس از امید افرند


برگی از تقویم لاله ها؛

لحظه‌ای با شهدای اصفهان

لحظه‌ای با شهدای اصفهان


مرتضوی

شهید غلامرضا مرتضوی در سال ۱۳۳۹ در روستای حجت آباد از توابع شهرستان نائین چشم به جهان گشود. پدرش علی اکبر، کارگر معدن بود و مادرش ماهرخ نام داشت. غلامرضا تا پایان دوره متوسطه در رشته فنی تحصیل کرد و دیپلم گرفت. او راننده کامیون بود. غلامرضا در سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. او به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور پیدا کرد و هفدهم خرداد ۱۳۶۳ در پاسگاه مرزی ارومیه بر اثر زخمی شدن تمام بدن انفجار مین شهید شد. مزار او در گلزار شهدای چوپانان واقع است.

نقل از:http://khabarfarsi.com/ext/9453452


(مقاله شماره 1)

در این که باید حافظ بافت سنتی که نماد روستای چوپانان است باشیم، شکی نیست. اما این سوال را هم باید از خودمان بپرسیم که برای حفاظت از بافت سنتی که به نوعی نماد فرهنگ، تاریخ، معماری، و... چوپانان است، چه اقداماتی انجام گرفته؟

واضح است که بهترین راه حل برای اینکه هم بافت سنتی حفظ شود و هم مالک خانه بتواند به اهداف خود برسد، مقاوم سازی، بازسازی و زیبا سازی می باشد. همچنین این نکته هم واضح است که مقاوم سازی، بازسازی و زیبا سازی یک واحد سنتی نیازمند ملزومات مربوط به خودش می باشد.

حال این سوالات پیش می آید که:

*آیا افراد متخصص و کارشناس برای مقاوم سازی، بازسازی و زیباسازی بافت سنتی در چوپانان وجود دارند؟ یا به راحتی در دسترس هستند؟

*آیا مسولان و ادارات مربوطه هیچ گونه تسهیلاتی را به صاحبان خانه به منظور تشویق آن ها برای حفظ بافت سنتی همراه با مرمت آن ارائه می دهند؟

آیا فرهنگ سازی برای حفظ بافت سنتی انجام شده؟ آیا جلسه های توجیهی با روستاییان انجام گرفته؟ آیا خود مسولان و دست اندرکاران پیش قدم شده اند و خانه هایشان را مقاوم و بازسازی کرده اند؟ و هزاران هزار سوال دیگر که مجال نوشتنشان نیست. دوستان باید توجه داشته باشیم که:

" با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود! "

(مقاله شماره 2)

ابتدا لازم است از کلیه کسانی که می کوشند با حفظ بافت سنتی نسبت به مرمت خانه ی خود اقدام کنند تشکر و قدر نمایی نماییم.

همانطور که مستحضر هستید چندی پیش مقاله های مختلفی با محتوی تخریب یکی از خانه های موجود در بافت سنتی در فضای مجازی، مانند سایت های خبرگزاری و فیسبوک و... منتشر شد. و متأسفانه هیچ یک از این ها بازتاب صحیحی از اصل ماجرا نداشتند و خواه یا ناخواه به قضاوت های نادرست دامن زدند. بر خلاف مقاله های نوشته شده، این خانه به منظور مقاوم سازی و بازسازی همراه با رعایت و حفظ اصول بافت سنتی زیر تیغ معماری رفت.

(مقاله شماره 3)

در این قسمت از همه ی دوستانی که در این زمینه صاحب نظر هستند، خواهش داریم ما را در این امر مهم یاری نمایند. و تنها به ارائه ی نظر و پیشنهاد اکتفا ننمایند و با حضور موثر و مستمر هر چه بیشتر خود باعث پیشبرد اهداف شوند. لازم به تاکید است تنها، کمک هایی ثمر بخش خواهد بود که کارشناسانه و از روی آگاهی باشند و به زمان های خاصی از سال (ایام محرم و ایام نوروز) که به چوپانان می آییم، محدود نشوند. دوستان باید با نهایت دلسوزی و وقف کردن خود یاری بخش روستا باشند.

دوستان سلام
بر خود لازم دانستم، چند کلمه ای درمورد نگه داری و بازسازی بافت قدیمی چوپانان (الماس خوش تراش کویر) بنویسم. البته نه به عنوان یک کارشناس. بلکه فقط به عنوان یک مطلع دلسوز که تا اندازه ای خود را مسئول می داند.
همان طور که دوست عزیزم نوشته اند، اینجانب معتقدم " با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود " و فقط نوشته ها و نظرات کارساز نیست. بلکه باید در این چنین مواردجلساتی با حضور تعدادی از افراد دلسوز و مطلع و همچنین اعضای محترم شورای اسلامی و دهیار چوپانان، برگزار شود تا بلکه بتوانیم به نتیجه ای برسیم.
البته مشکلات زیادی در پیش رو داریم. از جمله: نبود بنّای سنتی کار، کمبود شدید کارگر در چوپانان، و اینکه هیچگونه کمک بلاعوض، یا وام با کارمزد کم، در اختیار صاحبان خانه های قدیمی قرار نمی گیرد.
به هر حال بیایید به جای نوشته ها و انتقاد های غیر منصفانه، با هم بنشینیم و پیشنهادات را به صورت حضوری بیان نموده و ان شاءالله بتوانیم برای حل مشکلات، راه حلی بیابیم. البته در حال حاضر این نظرات می تواند برای تشکیل جلسات، بسیار مفید و کارساز باشد.
( به امید روزی که دیگر هیچ خشتی از دیوار ها کنده نشود. )
دبیر انجمن دوست داران میراث فرهنگی چوپانان
عباس صادق محمدی
نقل ازhttp://choopanan.com/


همشهری خوب و دانشمندمان جناب مهندس عسکریان پاسخی را برای معترضان به تخریب منزل موروثی اشان فرستادند تا علت تخریب بخشی از منزل پدریشان برهمگان آشکار شود لذا شما درزیر عین نوشته ایشان را مطالعه می فرمائید من به سهم خودم از حسن توجه استاد عسکریان کمال تشکر را دارم .

در جواب به (((باز هم تخریب یکی از خانه های بافت قدیم)))

باسلام واحترام تمام مطالب نوشته شده از برادر عزیز نسل سومی مورد تأیید اینجانب و کلیه وارثین مربوط به ساختمان مورد نظر میباشد و نظر کلیه ذینفعان بر این بود که ساختمان بازساری شود و بافت قدیم نگهداری گردد. همانطوریکه تمام همشهریان مطلع میباشند عمر ساختمان متجاوز از 70 سال بوده ومصالح بکار رفته از خشت و گل ،اگر این توضیح را میدهم دال بر این نیست که بخواهم خود را تبرئه نمایم . میدانید که خشت و گل مصرف شده خاک لای خالص نیست ،بلکه توآم با ماسه بادی میباشد که باعث سستی خشت های مصرفی بوده و اینکه ساختمان مورد نظر قسمت شمال شرقی آن قبلاً باربند محل نگهداری گوسفندان بوده و همانطوریکه مستحضر میباشید سالیان زیادی تقریباً هیچ رفت و آمدی به آن از طرف مالکین نشده و یا چنانچه بر حسب اتفاق گذری به چوپانان مینمودیم همیشه مواجه با درب بسته بودیم . و بنا به اطلاعی که باینجانب رسیده گویا شبی شیر آب باربند را کسانیکه از آن استفاده مینمودند باز گذاشته و باعث نشست دیوار طرف باربند شده بطوریکه قسمتی از سقف ها آوار و حتی قسمتی از دیوار سمت حیاط و سقف فرو ریخته میشود (چند عکس از وضعیت قبل از تخریب ) . با وجود این باز هم مصمم به بازسازی آن شدیم که متأسفانه کسی که بازسازی قسمت های تخریبی و حتی پای دیوارها و بطور کلی کل ساختمان را بازسازی نماید خودتان بهتر میدانید در چوپانان وجود ندارد . بنابر این تصمیم گرفته شد که اطاقهای سمت قبله و نمای بیرونی ساختمان حفظ گردد و اطاقها و حیاط بازسازی شود . لذا قسمتی از ساختمان سهمیه خواهران (زمین فروخته شد ) و وجه آن به ذینفعان و ورثه آنها پرداخت گردید . این قسمت تخریب شده با مصالح موجود امروزی طبق نقشه ساخته میشود ونیمه دیگر بازسازی میگردد و جای نگرانی نباشد قسمت بیرونی سمت خیابان درب ورودی نصب میگردد و سایر قسمتهای بیرونی بافت قبلی حفظ میشود . در پایان مجدداً بعرض میرساند نظر این بنده نیز حفظ و نگهداری این میراث گرانبهای پدری میباشد . عکس ها ی منزل را در پیج ملاحظه میکنید. با تشکراز نسل سومی متجاوز از 60 سال است که جلای وطن نمودم و شاید به تعداد انگشتان یکدست کسی را نمیشناسم و کسی هم مرا نمیشناسد مگر در ایام عید نوروز و یا محرم . در زمان نوجوانی تمام اهل ده فامیل و دوست و رفیق بودیم که حالا خیلی از آنان در بین ما نیستند . 10/3/93


با میراث پدرانمان چه میکنیم؟

بجای تخریب مقاوم سازی کنیم

گویا قرار براین شده بناهای تاریخی را به نسل بعدی نسپاریم.!!!

برای تخریب چرا گلچین میکنیم؟

با میراث پدرانمان چه کردیم

یکی از بهترین بناهای موجود در چوپانان بار دیگر هدف تخریب قرار گرفت وگویا قرار است معماری نوین جایگزین آن شود.

ساختمان در حال تخریب واقع در خیابان اصلی چوپانان 

(بعد از تخریب)

تخریبها - سایت شجره نامه‌ی ما

منزل عظیمی در چوپانان که یکی از بناهای زیبا ومنحصر بفرد چوپانان بود وتصویر آن در کتابهای معماری دانشکده معماری یزد وجوددارد و بعنوان بناهای خشتی ایران در کنار بناهای ابیانه از آن نام برده شده است قبل  ازاین دستخوش تخریب وتغییر واز حالت سنتی به نوین تبدیل شد متاسفانه.!!؟

واینک بنای موجود در خیابان اصلی دستخوش تغییرات قرار گرفت متاسفانه!!؟

وتا بیاییم وبخواهیم این مجموعه واین سازه عظیم خشتی را به ثبت برسانیم فکر کنم چیزی از این بافت خشتی باقی نماند متاسفانه!!

 

 

موقعیت بنا(قبل از تخریب)

تخریبها2 - سایت شجره نامه‌ی ما

براستی نسل بعدی چه چیزی را به ارث می برد؟

وبرای آیندگانمان چه حرفی برای گفتن داریم؟

بناهای خشتی این دیار با توجه به آب وهوا واقلیم کویری ساخته شده اند واینگونه معماری را میتوان در چهار فصل بخوبی از آن استفاده کرد.بلحاظ سرمایشی وگرمایشی اینگونه معماری متناسب با اقلیم کویر چوپانان است.

بیایید اگر قراره این میراث ارزشمند را دستخوش تغییر بدهیم  لااقل نمای سنتی را دوباره به آن بدهیم تا به بافت تاریخی امان لطمه ای وارد نکنیم.انشااله  که اینگونه باشد.

نقل از :چوپانان منظم ترین روستای خشتی ایران



« کبوودان »


نویسنده: محمدرضا فاضلی 

نقل از :http://www.bayazeh.ir/


« کبوودان » ، منطقه ایست بسیار جالب ، شگفت انگیز و شاید بتوان گفت « تنها سرمایه ی باستانی روستای جوان و نو پای  « چوپانان » است ». و من بر حسب وظیفه لازم دانستم ارزشهای این منطقه را به مردم کویر با لاخص ، مردم چوپانان یاد آور شوم ….

در مطالعاتی که از این منطقه بعمل آوردم بدون شک با توجه به آثار که بر جای مانده در این منطقه که حدود ۲۵ الی ۳۰کیلومتری جنوب شرقی روستای چوپانان از توابع نائین اصفهان  قرار دارد . و به طور حتم باید اعلام کنم این ناحیه بدون شک محل زندگی اقوام و نسلهای گذشته ی انسانی بوده که با توجه به شباهت آثار زندگی و سکونت ، حد اقل بالای ۳۰۰۰ هزار سال پیش در این منطقه زندگی میکرده اند . از آنجایی که آثار این اقوام به طرز ناشیانه و وحشیانه ایی از بین برده شده است ….. اما وجود چند نقطه شباهت بین آثار مراکزی که شناسایی کرده ام با منطقه ی کبوودان که از جمله ی آن ( آثار ندوشن – ناحیه ی ارنان – ناحیه ی رشم – تپه های سییلک کاشان -  آثار خرانق و جندق و تپه حصار و حتی ارمیغان و در نهایت آثار کوه های بیاضه ) . این احتمال بسیار بسیار قوی وجود دارد که اقوام بدوی انسانی با تیره ایی خاص در این منطقه زندگی می کرده اند.

کوه باشکوه عباس آباد

مجموعه ی تحقیقات من در قالب کتابی جامع وکامل که گوشه ی چشمی به آثار کبوودان دارد ، و از این ناحیه در آن یاد شده است  تحت عنوان « راز تتیس » – انتشارات محمد – در تهران به زودی منتشر خواهد شد .

اما  این مقاله تکملی کاملترین متن تحقیقی من در رابطه با این منطقه ی باستانی بوده و لازم دانستم که به مردم منطقه یاد آوری کنم حال و هوای افراد مشکوکی است که این روزها به طور مشکوک و مرموز به مناطق باستانی کویر مرکزی سر کشی کرده و  با پوششی کاملا گول زننده در قالب محقق و یا دانشجو و یا معدن یاب ، گاها با حفاریهای غیر مجاز و آوردن ادوات گنجیاب در فکر به یغما بردن آثار این مناطق هستند و از بردن تمدن نخستین ایران در کویر مرکزی هستند … که دودی است بر چشم خودشان . و خود نمی دانند که چه خیانتی به ایران و ایرانی کرده و عزت و آبروی خود را به متاعی ناقبل به فروش میرسانند . مردم هوشیار باشید .

بسیار افسوس خوردم چرا دیر این منطقه را دیدم . چون دزدان فرهنگی زودتر این منطقه را شناسایی کرده و آثار بسیار با ارزش آن را از بین برده اند تشخیص اینکه این منطقه جز مناطق باستانی ایران و منطقه دشت مرکزی ایران است ، برای افراد عادی با توجه به این تخریب و دزدی فرهنگی بسیار سخت و امکانپذیر نیست و باید دها نمونه ی باستانی این مناطق را از نزدیک دیده و آثار آنرا از نزدیک آنالیز کرده باشید و تصور اینکه مردم منطقه ی چوپانان ادامه نسل حاکم بر کبوودان بوده اند تصوری بسیار باطل و دور از انتظار است ، دوم اینکه کبوودان با توجه به آثار دارای جمعیت زیادی نبوده و از آثار تخریب شده چنین به نظر میرسد که  در این منطقه کوچک تنها تعداد اندکی از جمعیت ایران باستان با تیپ خاص فر.نگی در حال زندگی بوده اند . و هرگز این روستا با آثار تمدنهای پیش رفته درگیر نبوده و زندگی این اقوام کاملا سنتی و روستایی بوده و آثار فرهنگی این قوم مشابه به آثار دیگر در منطقه است ، یعنی تمام آداب و فرهنگ ایران باستان را داشته اند ، مردمی با فرهنگ مشخص در یک پیک زمانی .

انسانهای که در کبودان ساکن بوده اند فرهنگی بسیار مشابه اقوامی داشته که در کوههای رشم در منطقه ی دامغان و اقوام اولیه ی بیاضه زندگی  میکردند . بازم ذکر میکنم آثار با وحشیگرانه تخریب شده و من به سختی آثار سنگنگارههای باستانی  ایران را از حکاکیهای سنگی ، نسل امروزی که برای یادگاری آثار را تخریب کرده بودنند تشخیص دادم و در این رابطه جای دارد از استاد گرانقدر « محمد ناصری فرد » که تحقیق بسیار گسترده ایی در این زمینه انجام  و تالیفی بسیار ارزشمند در این زمینه انجام داده اند متشکر بوده، که بسیار راهنما و کمکی دو چندان به این تمایز به من کرد. البته به نظرمیرسد که میراث فرهنگی اصفهان با تعمیر و بازساری قلعه ی باستانی کبوودان که تنها ریشه ی این قلعه از فرهنگ باستانی ایران نشان و حکایت دار است ،مثلا مرهمی بر آثار به یغما رفته ی آن نهاده و تقریبا به آن بها داده است.

اما با تخریب بسیاری از سر نخ ها از بین رفته و از اقامتگاههای ابتدایی انسان که روزی پناهگاه اولیه ایی در برابر سرما گرما و اوج معماری انسان و تخصص وی در ایجاد غار بوکند بوده چند تایی بیشتر در کبودان به چشم نمی خورد و بسیار جای تاسف دارد که چزا آثار با ارزش ما درقلب کویر به علت دوری و صعب العبور بودن راه از ارزش و معرفی باز میماند . تپه ی باستانی کبوودان درست ارتفاعی بود که به خاطر چند دلیل از جمله توانایی انسان در حفر بوکند و کال مورد استفاده قرار گرفت و این ساختار درست در کنا ر ساختارهای سنگ دگرگون که در پیچیدگی خاص زمین شناسی از بررسی با زمانده است ، تمدنی شکل میگیرد که ابتدایی ترین وسایل را از سنگ تهیه میکردنند و آب چشمه ی ساختارهای سنگهای نفوذی دومین عامل جذب نسل انسان به این منطقه شده است . این نسل هیچ «خط »مشخصی نداشتند و در بررسی هایم تنها سنگ نگاره و غار نگاره هایی از آنها مشاهده و یا سنگهایی با حک اشکال گوناگون در سرتاسر کویر از خود به جا نهاده اند . واژه ی « گبر » اصطلاح بسیار نامانوسی به این قوم بوده و اصولا با عدم پذیرش دین اسلام از طرف نسل حاکم در ایران ، توسط بعضی از افراد واژه ی « گبر » به معنی « کافر» به آنها اطلاق میشد که در باره ی آثار این اقوام بسیار نا آشنا و تاریخی فراتر از اقوام گبر را به خود اخصاص میدهند . بافت گورستان اقامت گاههای زندگی انسان    …   ادامه دارد

مزرعه كبودان- چوپانان- نائین 
نقل از :http://www.iranvillage.ir/
موقعیت جغرافیایی 

مزرعه با طول جغرافیائی 54 درجه و 26 دقیقه، عرض 33 درجه و 26 دقیقه با ارتفاع 1380 متر می باشد. 
كبودان مزرعه ای تاریخی و ییلاقی است که در کیلومتر 27 محور چوپانان – 
اردکان و عمق 6شش کیلومتری شرق جاده مذکوردر ارتفاعات عباس‌آباد،واقع شده 
است، در ایام قدیم‌ تا حدود 20 خانوار سكنه داشته ولی هم اكنون 2 خانوار 
بصورت شیفتی در این مزرعه سکنی دارنند. چشمة كبودان یكی منابع آبی عمده 
برای حیات‌وحش تلقی می‌شود.قلعه کبودان نیز قدمتی چند هزار ساله داشته و 
در دل کوههای منطقه برروی بستر یکپارچه صخره ای بنا شده است.مجموعه 
کبودان یکی از ذخایر ارزشمند توریستی منطقه است . كوه كبودان با ارتفاع 
1928 متراز كوههای بسیار غنی منطقه بوده که در مرکز پناهگاه حیات وحش 
عباس آباد قرار داشته و ساختار صخره‌ای، دره‌های متعدد، پوشش غنی درختی 
و درختچه‌ای، سنگابهای بزرگ، كل و بز و قوچ ومیش فراوان از مشخصات بارز 
این كوه می‌باشد. مزرعه ییلاقی وقلعه معروف كبودان به همراه چشمه آب 
شیرین مربوطه در دره طویل شمالی آن قرار دارد. چشمه توتو و چشمه انجیرو و 
سنگاب دولی و سنگاب سنگ تالونو از جمله منابع آبی دیگر منطقه کبودان 
هستند .وجود لاله های وحشی خود رو در فصل بهار ،قبرستان تاریخی کبودان و 
همچنین قبرستان گبرا (که تقریباً از بین رفته) از جمله جاذبه های دیگر 
مزرعه کبودان است. میانکوهی، گرم خشک و در 185 کیلومتری شمال خاوری نائین واقع است. 
رودخانه های فصلی کبودان از شمال و عروسان از باختر آبادی می گذرد. 

کوه: کوه میرزا در 5 کیلومتری شمال خاوری آبادی. 

کار و پیشه: کشاورزی، دامداری، باغداری، کارگری و فرشبافی. 

کشت: آبی، آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه. 

فرآورده ها: گندم، جو، تره بار و بنشن. 

رستنی ها: درختان گز و بادام کوهی، گیاهان اسپرزه، شاه تره و قدومه که کاربرد داروئی دارند و پوشش گیاهی برای چرای دام. 



همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic